حضرت آیت الله سبحانی: آرمان گرایی ویژگی بارز شهید مطهری بود/ اهانت به طرف مقابل را نوعى دور از سنت اسلامى مى دانست

%name حضرت آیت الله سبحانی: آرمان گرایی ویژگی بارز شهید مطهری بود/ اهانت به طرف مقابل را نوعى دور از سنت اسلامى مى دانست

شفقنا- حضرت آیت الله العظمی سبحانی بیان می کنند: با بررسى آثار علمى شهید مطهرى مى قدرت دریافت که ایشان یک انسان آرمان گرا بود، وقتى به تهران رفت به جاى این که خود را به مسجد محدود کند، به دنبال خلأها مى گشت تا آنها را پر کند، من این را آرمان گرایى مى دانم.

به نقل از شفقنا، این مرجع تقلید شیعیان در سخنرانی خود با عنوان شهید آیت الله مطهرى و همچنين مثلث شخصیت ([۱]) که در همایش بزرگداشت استاد شهید مطهری به ویژگی های شخصیتی این شهید بزرگوار پرداخته است که عینا نقل می گردد:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم:(یَرْفَعِ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ و همچنينَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَات و همچنينَاللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ)(مجادله:۱۱).

پیش از آن هم که در مورد تأثیرگذارى اضلاع سه گانه در شخصیت مرحوم آیه الله شهید مطهرى سخن بگویم، از همه کسانى که این فضاى روحانى را به وجود آورده اند، تشکر مى کنم. خداوند همه ما را به کارهاى خیر که یکى از آنها تقدیر از بزرگان و همچنين شخصیت هاست، موفق بفرماید.

آیه الله مطهرى و همچنين مثلث شخصیّت

در مورد فقید سعید ـ اعلى الله مقامه ـ از جهات گوناگونى مى قدرت سخن گفت، چیزى که موضوع سخن ما را تشکیل مى دهد، تبیین اضلاع سه گانه است که در شخصیت هر انسانى تأثیرگذار است: شخصیت هر انسانى در سه مرحله شکل مى گیرد: مرحله نخست: محیط خانواده، مرحله دوم: محیط فرهنگى و همچنين آموزشى، مرحله سوم: جامعه اى که انسان در درون آن هم زندگى مى کند. در صورتي که ما در مورد این سه مرحله سخن بگوییم شاید شخصیت ایشان براى ما تا حدودى تجلى کند.

مرحله نخست: فقید سعید فرزند مرحوم آیه الله شیخ محمدحسین خراسانى بود، اینجانب، این عالم بزرگوار را از دور ديدن که قیافه او نورانى و همچنين بسیار خواستنى و همچنين دیدنى بود. او در منطقه نفوذ کلمه داشت و همچنين به تقوا و همچنين پارسایى زبانزد بود. مسلّماً پارسایى محیط خانواده در او نیز اثرگذار بوده است. اتفاقاً خود مرحوم مطهرى، در برخى از نوشته هاى خود، از والد خویش یاد کرده و همچنين مى گوید: او نخستین کسى است که نهال ایمان و همچنين تقوا را در وجود من کاشت. قرآن مجید مى فرماید:(و همچنينَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ و همچنينَالَّذِی خَبُثَ لاَ یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِدًا کَذَلِکَ نُصَرِّفُ الاْیَاتِ لِقَو همچنينْم یَشْکُرُونَ).([۲])

مرحله دوم:  محیط تحصیل و همچنين آموزش، ایشان در حدود ۱۴ سالگى محل زادگاه خود (فریمان) را براى تحصیل ترک و همچنين به مشهد مهاجرت نموده دروس مقدّماتى را در مشهد که در آن هم روز ادیبان والامقامى داشت، فراگرفت، آن هم گاه در سال شمسي ۱۳۱۶ شمسى برابر با ۱۳۵۶قمرى براى تکمیل تحصیلات خود مشهد را به نيت و اراده قم ترک کرد، و همچنين باقیمانده سطوح را در این حوزه فرا گرفت. من از اساتید سطوح ایشان چندان آگاهى ندارم امّا مى توانم از برخى اساتید پهناور و بزرگ فقه و همچنين اصول ایشان، نام ببرم.

او در ضلع شرقى مدرسه فیضیه سکونت داشت و همچنين در طول اقامت خود در قم از سه استاد پهناور و بزرگ، بهره گرفت و همچنين به کمال رسید:

  1. استاد عالى مقام مرحوم آیه الله العظمى سید محمد حجت کوه کمرى(۱۳۰۱ـ ۱۳۷۲). وى از تقریر زیبا و همچنين دسته بندى مباحث و مطالب مرحوم کوه کمرى سخن مى گفت. روزى محور بحث او مسأله حکم ملاقى با شبهه محصوره بود; در این مسأله، عبارت بررسي کننده و پروهشگر خراسانى از نظر خواندن به دقت و همچنين تعمق نیاز دارد. حاصل سخن او این است که ملاقى شبهه محصوره سه نوع حکم دارد: ۱. گاهى اجتناب از ملاقى مورد بهره بري و استفاده و نياز ضروري، دون الملاقى، ۲. گاهى جریان بر عکس است، اجتناب از ملاقی مورد بهره بري و استفاده و نياز ضروري، دون الملاقى، ۳. و همچنين گاهى اجتناب از هر دو مورد بهره بري و استفاده و نياز ضروري است. واژه ملاقی در عبارت کفایه چند بار تکرار شده و همچنين گاهى به صورت صیغه فاعل و همچنين گاهى به صورت مفعول است و همچنين معمولاً در کتاب هاى قدیمى این نوع الفاظ فاقد اعراب خواهند بود. استاد بزرگوار ایشان فرمودند هر کس عبارت کفایه را درست بخواند مشمول جایزه مى مي شود. مرحوم مطهرى اظهار آمادگى کرده و همچنين عبارت کفایه را بدون غلط خواند و همچنين جایزه را دریافت کرد.

استاد دوم ایشان مرحوم آیت الله العظمى بروجردى(۱۲۹۲ـ ۱۳۸۰) بود، از اوایل وارد شدن او در دروس فقه و همچنين اصول ایشان شرکت مى کرد، تا روزى که قم را ترک گفت.

استاد سوم وى آیه الله العظمى امام و پيشوا خمینى(رحمه الله) بود که دوره خاصّى از اصول را به مدت هفت سال شمسي نزد ایشان تلمّذ کرد و همچنين در حقیقت ایشان و همچنين هم مباحثه وى مرحوم آیه الله منتظرى از کسانى بودند که علاقه حضرت امام و پيشوا را به تدریس خارج فقه و همچنين اصول ترغیب نموده و همچنين سرانجام بهره هایى از درس ایشان بردند.

امّا از استادان فلسفه و همچنين عرفان ایشان از دو فرد يا شخص مى قدرت نام برد:

  1. حضرت امام و پيشوا ـ اعلى الله مقامه ـ و همچنين آقاى مطهرى قسمت و بخش اعظم منظومه و همچنين معاد اسفار را نزد ایشان فرا گرفت.
  2. مرحوم علاّمه طباطبایى، که قسمت الهیات شفا را نزد ایشان تلمذ نمود و همچنين در شب هاى پنجشنبه و همچنين جمعه که براى گروهى، موضوع نقد فلسفه ماتریالیسم مطرح بود، مشارکت نموده و همچنين سرانجام، کتاب «اصول فلسفه و همچنين روش رئالیسم» با پاورقى هاى ارزشمند او منتشر شد.

ایشان از دوران جوانى به فکر کردن و انديشيدن علاقه وافر داشت، یعنى کمتر سخن مى گفت، بیشتر فکر کردن و انديشيدن کردن و انديشيدن مى کرد. من از انظار و افکار دوران جوانى ایشان دو مطلب را نقل مى کنم:

  1. مرجع، احکام مطابق عدل و همچنين داد است.

حضرت امام و پيشوا در مبحث اجتهاد و همچنين تقلید که در مسجد محمدیه مطرح مى کرد، این اصل را مورد بحث قرار داد:

اصل عدم حجّیت رأى کسى بر کسى است، زیرا نفوذ رأى، نیاز به ولایت دارد و همچنين هیچ کس بر کسى چنین ولایتى ندارد، مگر خداوند تبارک و تعالي که حکم او نافذ است. مرحوم مطهرى فرمود: در اینجا حکم عقل به گونه اى دیگر است و همچنين آن هم این که هر حکم و همچنين نظرى که موافق عدل و همچنين انصاف است، بر جامعه نافذ است و همچنين در مظان اختلاف عقل مى گوید: طرف من باید به احکام عادلانه احترام بگذارند، حال، این بیان تا چه حدّى صحیح است، فعلاً در مورد آن هم سخن نمى گویم.

  1. در دوران جوانى در مورد حرکت قطعیه و همچنين توسطیه که حکیم سبزوارى در شرح منظومه مطرح مى کند نظر خاصى داشت. حکیم سبزوارى معتقد است: حرکت توسطیه (کون الشیء بین المبدأ والمنتهى) از واقعیت برخوردار است، و همچنين حرکت قطعیه (موضوع حرکت در هر آنى، داراى مصداقى از مقوله است که در آن همِ قبل و همچنين بعد از آن هم، خبرى نیست)، مسأله اعتبارى است. مرحوم شهید مطهرى این نظر را نقد کرد و همچنين گفت واقعیت آن هم حرکت قطعیه است امّا «کون الشیء بین المبدأ والمنتهى» امر انتزاعى است.

این نمونه ها را متذکر شدم تا روشن مي شود که ایشان از آن هم دوران نوجوانى به فکر کردن و انديشيدن علاقه مند بود. به خاطر دارم در درس حضرت امام و پيشوا که نویسنده هم در صف النعال شرکت مى کرد، ایشان در تمام هفته، یک بار یا دو بار سخن مى گفت و همچنين سعى مى کرد که آن هم را اثبات کند حتى حضرت امام و پيشوا هم گاهى به فکر کردن و انديشيدن کردن و انديشيدن مى افتاد که مشکل ایشان را حل کند یا بپذیرد. تجربه ثابت کرده که افرادى که از نظر فکر کردن و انديشيدن قوى ترند، کمتر سخن مى گویند.

بالأخره، این استاد و همچنين متفکر عالى قدر به خاطر معظلات و مسائل و مشکلات اقتصادى که بعد از ازدوج پیش آمد، تصمیم گرفت قم را به نيت و اراده تهران ترک گوید که شاید بتواند از طریق تدریس در برخى از مراکز علمى به زندگى خود سر و همچنين سامانى ببخشد.

عصر یکى از روزهاى تعطیلى طرف عصر خدمت امام و پيشوا رسیدم، ایشان ابتدا این مسأله را مطرح کرد از این که برخى فضلا، به خاطر فشار زندگى حوزه را ترک مى کنند، متأثرم. البته آن هم چه که امام و پيشوا مى فرمودند درست بود. غالباً فضلایى که حوزه را ترک مى گفتند از نظر معلومات رشد نمى کردند، جز مرحوم مطهرى(و همچنين شاید یکى دو فرد يا شخص دیگر)، تغییر محیط علمى در طرز فکر کردن و انديشيدن و همچنين خدمت رسانى ایشان اثر بسزایى گذاشت به گونه اى که در صورتي که در حوزه به سر مى بردند چنین توفیقاتى نصیب آنها نمى شد.

مرحله سوم: محیط زندگى اجتماعى

ایشان بعد از انتقال به تهران با شخصیت هاى علمى اعمّ از دانشگاهى و همچنين غیره، مرتبط شد و همچنين از فلسفه هاى غرب و همچنين شبهاتى که در اذهان دانشجویان آن هم روز بود، کاملاً آگاه شد. مسلماً حضور در مجلس «رویارویى فلسفه اسلامى با فلسفه غربى»، شخصیت فلسفى او را به کمال رساند.

دوستان ایشان نقل مى کردند در جلساتى که استادان علوم انسانى با گرایش هاى فلسفى، شرکت مى کردند، انظار و افکار فلاسفه غرب را از کانت و همچنين هگل و همچنين غیره براى ایشان مطرح مى کردند. او در آن هم جلسات در فکر کردن و انديشيدن کردن و انديشيدن نقد انظار و افکار آنان نبود، و همچنين بیشترین علاقه او این بود که مطلب آنان را به نحو صحیح درک کند تا بعدها به فکر کردن و انديشيدن کردن و انديشيدن تحلیل آنها برآید.

تا اینجا ما به سه ضلع تأثیرگذار در شخصیت ایشان، به صورت موجز اشاره کردیم، ولى مطالبى هست که ذیلاً به آن هم تذکر مى دهیم:

***

آشنایى شهید مطهرى با مرحوم علامه طباطبایى

با این که علاّمه طباطبایى از سال شمسي ۱۳۲۵ رحل اقامت در قم افکنده بودند. مرحوم مطهرى با ایشان آشنایى نداشت. نقطه آن هم هم به کیفیت زندگى علامه طباطبایى باز مى گردد که از مطرح کردن، و همچنين شناساندن خود، خوددارى مى کرد. و همچنين به تدریج فضلاى قم، ازاین گنجینه آگاه شدند. در سال شمسي ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۱ من براى موضوعى به منزل مرحوم طباطبایى رفتم، بعد از اندکى مرحوم آمیرزا على اصغر کرباسیان، مؤسس دبیرستان علوى، همراه با شهید مطهرى وارد شدند. از شیوه سخن گفتن مرحوم کرباسیان برمى آمد که با مرحوم طباطبایى آشنایى بیشترى دارند، سپس مرحوم مطهرى را به ایشان معرفى کردند و همچنين یادآور شدند ایشان در مورد مسأله تسلسل، سؤالى دارند، اجازه بفرمایید مطرح کنند.

مرحوم مطهرى سخن را تقریباً چنین آغاز کرد: ادله نه گانه اى که در منظومه و همچنين یا اسفار بر بطلان تسلسل اقامه کرده اند، براى ابطال تسلسل کافى نیست. موضوع تمام این دلایل، ابعاد متناهى است و همچنين جایگاه تسلسل ابعاد غیر متناهى است، مثلاً مى گویند: در صورتي که دو خط از نظر آخر غیر متناهى فرض شوند، سپس از یکى از ناحیه اى که متناهى است، یک متر کم کنیم، سپس این دو تا را برابر سازیم، سؤال مى مي شود که آیا در آخر آنچه از آن هم یک متر کم کردیم اثر گذارده یا نه؟ بنابر اولى نشانه متناهى بودن هر دو خط است و همچنين این خلف موضوع است، بنابر دومى مورد بهره بري و استفاده و نياز ضروري مى آید که جزء و همچنين کل مساوى یکدیگر باشند.

این نوع براهین و همچنين امثال آنها در مسائل متناهى  به کار مى روند، از موضوع تسلسل بیرون خواهند بود، علاّمه طباطبایى بعد از پایان سخنان ایشان تقریباً چنین جواب داد: هر نوع بعد غیر متناهى که به صورت علت و همچنين معلول نباشد، دلیل بر امتناع آن هم نیست، مثلاً ممکن است جسمى بى نهایت باشد، ولي بايد توجه داشت بُعد غیر متناهى به صورت علت و همچنين معلول محال است، زیرا معلول تمام کمالات خود را از علت مى گیرد، و همچنين خود در حدّ ذات کاملاً فقیر بالذات است، بنابراین در صورتي که یک رشته علل و همچنين معالیل به صورت غیر متناهى پیش روند و همچنين در میان آنان غنى بالذات (علت باشد نه معلول) نباشد، لازمه آن هم این است که یک رشته اشیاء معدوم بالذات، بدون غنى بالذات جامه وجود بپوشند. و همچنين به عبارت دیگر: حکم معلول نسبت به علت به سان معنى حرفى به معنى اسمى است. در صورتي که یک سلسله به صورت علت و همچنين معلول پیش برود و همچنين در میان آنها علتى نباشد که معلول نباشد، بازگشت آن هم به این است که یک سلسله معانى حرفیه بدون معنى اسمى تحقق پیدا کرده باشد. بیان اینجانب مسلماً کم رنگ تر از بیان استاد بزرگوار است. همین گفتگو سبب محکم بین استاد و همچنين شاگرد شد.

ویژگى هاى استاد شهید مطهرى

آرمان گرایى

با بررسى آثار علمى شهید مطهرى مى قدرت دریافت که ایشان یک انسان آرمان گرا بود، وقتى به تهران رفت به جاى این که خود را به مسجد محدود کند، به دنبال خلأها مى گشت تا آنها را پر کند، من این را آرمان گرایى مى دانم. جامعه آن هم روز از نظر مسائل اعتقادى، خلأهاى فراوانى داشت، در انتشارات آن هم روز شبهاتى مطرح مى شد، شهید مطهرى تصمیم گرفت هر جا خلائى وجود دارد مقاله یا کتابى پیرامون آن هم بنویسد تا شبهه را رفع کند، در صورتي که ملاحظه کنیم تمامى کتب ایشان ناظر به یک خلأ است.

همه آثار او جمیل و همچنين زیبا است

آثار مرحوم مطهرى همگى زیبا و همچنين دلپذیر است و همچنين از اتقان بالایى برخوردار است، امّا در میان همه آثار، دو اثر ایشان از عمق بیشترى برخوردار است:

  1. تعلیقات ایشان بر اصول فلسفه و همچنين روش رئالیسم که در حقیقت به متن عظمت بخشیده است. تحقیقات علمى ایشان، در مسائل اعتبارى در جلد دوم و همچنين تبیین حرکت جوهرى در جلد چهارم بسیار کم نظیر و همچنين زیبا است. و همچنين به تا حال کسى، حرکت جوهرى را به آن هم شکل که برگرفته از کتاب فلسفى علاّمه طباطبایى است، تحریر نکرده است.
  2. عدل الهى، در آن هم زمان، شبهاتى در دانشگاه ها و همچنين جامعه مطرح بود، سیل هاى ویرانگر، زلزله هاى کوبنده و همچنين دیگر نابسامانى ها با عدل الهى ناسازگار دانسته مى مي شود. ایشان با نگارش آن هم کتاب، که در حقیقت یک معجزه علمى است به این پرسش ها پاسخ گفت.

خرافه زدایى

او در عین این که از نظر ولایت اهل بیت(علیهم السلام) در درجه بالایى بود، خود مدتها در سخنرانى هایش در مورد عظمت اهل بیت سخن مى گفت، امّا از خرافه هایى که جاهلان به دین بسته اند نگران بود و همچنين با آنها مبارزه مى کرد. امیر مؤمنان(علیه السلام) در مورد کشتن و قتل خوارج که در آن هم زمان یک نوع تقدس پیدا کرده بودند مى فرماید:

«فَإِنِّی فَقَأْتُ عَیْنَ الْفِتْنَهِ، و همچنينَلَمْ یَکُنْ لِیَجْتَرِىءَ عَلَیْهَا أَحَدٌ غَیْرِی بَعْدَ أَنْ مَاجَ غَیْهَبُهَا (ظلمتها)، و همچنينَاشْتَدَّ کَلَبُهَا».([۳])

«من چشم فتنه را از حدقه درآوردم و همچنين کسى جز من جرأت نداشت در این معرکه وارد مي شود».

مبارزه با خرافات در مسائل عزادارى سالار شهیدان(علیه السلام) کار آسانى نیست ولى آرمانگرایى مرحوم مطهرى در آثار وى، به این مسأله نیز پرداخت و همچنين در عین حال مقالات مفیدى در مورد حقوق اهل بیت(علیهم السلام) و همچنين تاریخ آنان نگاشت.

حقوق خانواده یا حقوق زن، مدت ها است در ایران، مشکل زا شده و همچنين حتى گروهى به نام «فمینیست» پرورش یافته اند. در آن هم زمان، گروهى بر آن هم بودند که اسلام نتوانسته حقوق شایسته زن را مطرح کند، در این مورد در منزل مرحوم فلسفى جلسه اى تشکیل شد که در یکى از مجلات پر نشر، دو مقاله یکى از طرف مطهرى و همچنين دیگرى از طرف مخالف منتشر مي شود و همچنين در این مورد، قبلاً آگهى در مجله منتشر شد که خوانندگان منتظر این رویایى باشند، مقالات دو طرف تا شماره ششم ادامه پیدا کرد، امّا طرف مقابل بعد از شماره ششم با سکته قلبى یا مغزى، زندگى را وداع گفت ولى شهید مطهرى همچنان، بحث هاى خود را ادامه داد.

میانه روى در قضاوت

ایشان در مسائل قدمت و همچنين حفظ سنن و همچنين تجدّد، حد وسط را مى گرفت، نه مانند کسانى بود که با اصول و همچنين سنت هاى دیرینه خداحافظى کند و همچنين آنچه از غرب وارد مى مي شود، مقدس بشمارد و همچنين نه مانند کسانى بود که حاضر به هیچ نوع تحوّل در سبک زندگى نمى باشند و همچنين لذا آنچه که از غرب با ضوابط دینى مطابق و يکدست بود، آن هم را برمى گرفت و همچنين تأیید مى کرد.

اهانت به طرف مقابل را نوعى دور از سنت اسلامى مى دانست و همچنين پیوسته با طرف مخالف، با ادب برخورد مى کرد. در این باره کافى است که پیام امام و پيشوا را به هنگام شهادت ایشان در نظر آوریم که مى تواند معرف مقام علمى و همچنين فلسفى و همچنين اجتماعى ایشان باشد. اینک متن پیام امام و پيشوا:

«اینجانب به اسلام و همچنين اولیاى عظیم الشأن و همچنين به ملت اسلام و همچنين خصوص ملّت مبارز ایران، ضایعه اسف نگیز شهید بزرگوار و همچنين متفکر و همچنين فیلسوف و همچنين فقیه عالى مقام، مرحوم آقاى حاج شیخ مرتضى مطهرى(قدس سره) را تسلیت و همچنين تبریک عرض مى کنم. تسلیت در شهادت شخصیتى که عمر شریف و همچنين ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرده و همچنين با کجروى ها و همچنين انحرافات مبارزه سرسختانه کرده و همچنين تسلیت در شهادت مردى که در اسلام شناسى و همچنين فنون مختلفه اسلام و همچنين قرآن کریم کم نظیر بود، من فرزند بسیار عزیزى را از دست دادم و همچنين در سوگ او نشستم که از شخصیت هایى بوده که حاصل عمرم محسوب مى شد. در اسلام عزیز، با شهادت این فرزند برومند و همچنين عالم جاودان، ثلمه اى وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن هم نیست. و همچنين تبریک از داشتن این شخصیت هاى فداکار که در زندگى و همچنين بعد از آن هم، با جلوه خود، نورافشانى کرده و همچنين مى کنند. من در تربیت چنین فرزندانى که با شعاع فروزان خود، مردگان را حیات مى بخشند و همچنين به ظلمت ها نور مى افشانند به اسلام پهناور و بزرگ، مربى انسانها و همچنين به امت اسلامى تبریک عرض مى کنم. من در صورتي که چه فرزندى عزیز که پاره تنم بود از دست دادم و همچنين لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکارى در اسلام وجود داشت و همچنين دارد.«مطهرى» که در طهارت روح و همچنين قوّت ایمان و همچنين اقتدار و قدرت بیان کم نظیر بود، رفت و همچنين به ملأ اعلى پیوست، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامى و همچنين علمى و همچنين فلسفى اش نمى رود».

در پایان سخن خود را با دو بیت به پایان مى رسانم:

مردن و مرگ مرحوم مطهرى یا به تعبیر صحیح تر شهادت او، شهادت یک فرد نبود، بلکه زیرساخت هاى یک جامعه را هدف گرفته بود، و همچنين به تعبیر شاعر عرب زبان:

و همچنين ما کان قیس هلکُه هلکُ واحد *** ولکنّه بنیان قوم تهدّما

از تو دو چشم یک تن کم *** واز شمار خرد هزاران بیش

والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

[۱] . متن سخنرانى آیه الله سبحانى در تاریخ ۱۱ اردیبهشت سال شمسي ۱۳۹۸، در همایش بزرگداشت شهید آیت الله مطهرى با عنوان «اندیشه هاى شهید مطهرى و همچنين تمدن نوین».

[۲] . سوره اعراف، آیه ۵۸.

[۳] . نهج البلاغه، خطبه۹۳، پاراگراف اوّل.

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

حضرت آیت الله سبحانی: آرمان گرایی ویژگی بارز شهید مطهری بود/ اهانت به طرف مقابل را نوعى دور از سنت اسلامى مى دانست در تاریخ ۲۰۱۹-۰۶-۲۵ ۱۱:۵۰:۰۹ منتشر شده است

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان