بخت و همچنين اتفاق نوشتاری از حضرت آیت الله سبحانی

%name بخت و همچنين اتفاق نوشتاری از حضرت آیت الله سبحانی

شفقنا- حضرت آیت الله العظمی سبحانی در نوشتاری مرقوم می دارند:«بخت و همچنين اتفاق شامل واژگانی خواهند بود که کاربردهای مختلفی دارند. در این میان بخت از نظر کاربرد، اخصّ از اتفاق است؛ چه اینکه این واژه تنها و فقط در مورد انسان به کار می ‏رود و همچنين معادل واژه «شانس» می‏ باشد. در حالی که اتفاق، از نظر کاربرد اعمّ از بخت است و همچنين در غیر انسان، مانند پیدایش عالم نیز به کار می‏ رود. ذیمقراطیس بر اساس همین اصطلاح، نظام کنونی عالم را معلول به هم خوردن ذرّات پراکنده در فضا از طریق اتفاق، تفسیر می‏ کند.(رازی، ۱۴۱۱، ۱: ۵۳۱).

در مورد بخت و همچنين اتفاق، فلاسفه و همچنين متکلمان مباحث و همچنين تحقیقات گسترده‏ ای دارند. شامل دو فیلسوف پهناور و بزرگ عالم اسلام، ابن سینا و همچنين صدرالمتألهین شیرازی مباحث دراز دامنی در این زمینه دارند.(ابن‏سینا، بی‏تا، ۱: ۶۰-۶۷؛ صدرالمتألهین، ۱۹۸۱، ۲: ۲۵۳-۲۵۹). ولی در عین حال در بسیاری از نوشته ‏های فلسفی و همچنين کلامی، کابردهای متنوع و گوناگون و مختلف این دو واژه به صورت روشن مورد بررسی قرار نگرفته است. مقاله حاضر عهده ‏دار بررسی کاربردهای متنوع و گوناگون و مختلف این دو واژه می‏ باشد.

 

کاربردهای متنوع و گوناگون و مختلف بخت و همچنين اتفاق:

 

۱)بخت و همچنين اتفاق در اصطلاح توده شهروندان و مردم شهر

توده شهروندان و مردم شهر بخت را همراه با اقبال، در مواردی به کار می ‏برند که گاهی با خواسته انسان همراه بوده و همچنين گاهی علي رغم آن هم می‏ باشد.(ابن‏سینا، آن هم: ۶۴). گاهی نیز آن هم را با کلمات دیگری همچون بخت و همچنين اتفاق و همچنين اقبال، شانس، نصیب، قسمت، تقدیر و همچنين سرنوشت همراه می ‏سازند. چه بسا حکیمانی که خود در این ارتباط و رابطه اصطلاح خاصی دارند، ولي بايد توجه داشت از همین اصطلاح عمومی پیروی می‏ کنند. یعنی به ظاهر می‏ گویند یک عامل نامرئی خارج از دائره علل و همچنين معلول در پدید آمدن این پدیده خوب یا بد، مؤثر بوده است، هر چند از نظر فلسفی به چنین عاملی که خارج از دائره علت و همچنين معلول باشد، نظر ندارند. از باب نمونه: (حافظ، ۱۳۶۳: ۱۹۱)

 

کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت        یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم؟

بیت فوق در این معنا ظهور دارد که در سرنوشت انسان و همچنين خوشبختی و همچنين بدبختی او، طالع و همچنين کوکب خاصی وجود دارد که نصیب او را رقم می ‏زند.

نمونه ‏ای دیگر: (آن هم: ۲۹۵)

 

به آب زمزم و همچنين کوثر سفید نتوان کرد      گلیم بخت کسی را که بافته‏اند سیاه

این شاعر کلمه بخت را در تقدیر و همچنين سرنوشت خارج از اختیار انسان به کار برده است. گویا در ازل بخت برخی را سیاه بافته‏ اند، به گونه ‏ای که دیگر قابل دگرگونی نیست.

 

نمونه ‏ای دیگر: (دهخدا، ۱۳۴۳، ۱۰: ۶۹۳)

 

بدبخت در صورتي که مسجد آدینه بسازد           یا طاق فرود آید و همچنين یا قبله کج آید

این تيم به جای این که علت واقعی پدیده را به دست آورند، و همچنين علت شکست و همچنين یا پیروزی را در افق زندگی روشن سازند، غالباً گناه را به گردن بخت و همچنين اقبال و همچنين طالع و همچنين ستاره می‏نهند.

در مقابل این نوع منطق شاعرانه که در ادبیات منعکس است، شاعر دیگری مانند ناصر خسرو و همچنين با آن هم منطق، ولي بايد توجه داشت آمیخته با واقع ‏بینی می ‏گوید: (ناصر خسرو، ۱۳۵۵: ۱۳)

 

چو تو خود کنی اختر خویش را بد       مدار از فلک چشم نیک اختری را

گروهی که امر بخت را پهناور و بزرگ می ‏شمارند، به چند تيم تقسیم می ‏شوند. گروهی بخت را یک سبب خداوندی می‏ دانند که بالاتر و همچنين برتر از آن هم است که خردها آن هم را درک کنند. تيم دیگری معتقدند بخت چیزی است که باید به آن هم توجه کرد و همچنين با پرستش آن هم به خداوند تبارک و تعالي نزدیک شد. برخی دیگر، برای آن هم معبدی بنا کرده و همچنين بتی به نام او در آنجا نصب کرده و همچنين بسان دیگر بت‏ها او را عبادت می ‏کنند.(ابن ‏سینا، آن هم:۶۱). این تيم که به عاملی مافوق از دایره علل و همچنين معلولات معتقدند و همچنين با احترام خاصی به آن هم می ‏نگرند، در حقیقت از یک اصل فلسفی غافلند که در پدید آمدن پدیده هر چه مؤثر باشد، نمی ‏قدرت آن هم را از دایره علل عرضی و همچنين طولی بیرون دانست؛ زیرا آن هم عامل یا جزو علل طبیعی و همچنين یا در زمره علل مافوق طبیعت است و همچنين بیرون از آن هم دو چیزی به نام بخت و همچنين اقبال و همچنين یا شانس و همچنين نصیب وجود ندارد.

 

۲) بخت و همچنين اتفاق در اصطلاح مادیون و همچنين دهریون

در یک اصطلاح دیگر، بخت و همچنين اتفاق به عنوان پدیده‏ ای است که تنها دارای علت مادی بوده و همچنين فاقد علت فاعلی (موجد) می‏ باشد. این معنا توسط مادیون یونانی مورد بهره بري و استفاده است. در لسان قرآن دارنده این عقیده، هر چند یونانی نباشد، دهری نامیده می‏ مي شود.(جاثیه:۲۴). آنان معتقدند که این نظام کنونی در اصل ذراتی پراکنده در فضای بیکران، پیوسته در حال حرکت بودند و همچنين بر اثر برخورد و همچنين تصادم برخی از این ذرات با برخی دیگر، اتفاقاً به هم پیوسته و همچنين در نتیجه به پیدایش عالم کنونی منجر شد.(صدرالمتألهین، آن هم، ۱: ۲۵۳).

این تيم، نه تنها علت فاعلی را منکرند، بلکه از میان علل چهارگانه، علت غائی را نیز نمی‏ پذیرند. زيرا و به درستي که علت غائی فرع بر وجود فاعل آگاه است و همچنين آنها علت فاعلی را نفی می‏ کنند و همچنين نظام موجود را معلول تصادف و همچنين به هم پیوستن اتفاقی اجزاء می ‏دانند.(ابن‏سینا، آن هم:۶۹).

 

حکیمان در نقد این نظریه، بحث گسترده ‏ای دارند. در ذیل دو نقطه مورد اشاره قرار می ‏گیرد:

الف) حرکت‏های غیرآگاهانه ذرّات، نمی‏ تواند یک میلیونم این نظام را پدید آورد، بویژه که در این نظام، هدفمندی به روشنی ديدن می‏ مي شود و همچنين هدفمندی حاکی از آن هم است که همچنين و علاوه بر علت مادی، علت فاعلی آگاه نیز در پیدایش این نظام موثر بوده است.

ب) از آنجا که این تيم به قانون علیت معتقدند، در صورتي که فرضیه خود را صحیح بدانند، باید این قانون را غیر کلی تلقی کنند، زيرا و به درستي که از تلاقی این ذرات، انواع جدید و همچنين صور گوناگون و همچنين فعلیا‏های مختلفی پدید آمده که نیازمند علیت می‏ باشند. این فعلیات به نام صور نباتی و همچنين صور حیوانی و همچنين صور انسانی در ذرات پراکنده موجود نبود. در این صورت چگونه پیدا شد؟ در صورتي که گفته مي شود من تلقاء نفسه (خودبه‏خود) بوده، معنای این جمله آن هم است که معلول بلاعلت است. بنابراین ناچار همچنين و علاوه بر علت مادی، باید علت فاعلی –که نقطه مقابل اتفاق است- را نیز برای آن هم مفروش بگیریم. حکیم سبزواری در نقد این نظریه می‏ گوید: و همچنين لیس فی الوجود الاتفاقی، إذ کلّ ما یحدث فهو راقٍ، لعل بها وجوده وجب، یقوق الاتفاق جاهل السبب؛ در هستی، پدیده اتفاقی نداریم. زیرا آنچه که در هستی پدید می ‏آید، به سلسله علل خود وابسته است. و همچنين به خاطر آن هم علل، وجود او واجب می‏ مي شود. و همچنين آن هم کس که سخن از اتفاق می‏ گوید، با سبب و همچنين علت حقیقی آشنا نیست. (سبزواری، ۱۳۶۷: ۱۲۲)

 

بازگشت اتفاق بر دوام

مسائل جاری در عالم از نظر صدور از علت، چهار حالت دارند: دائمی، اکثری، مساوی و همچنين اقلّی. مسلّماً دائم از نظر دوام و همچنين یا اکثری از نظر اکثریت، به بخت و همچنين انفاق نسبت داده نمی مي شود. آنکه از نظر دیگران به بخت و همچنين اتفاق نسبت داده می ‏مي شود، مورد سوم و همچنين چهارم است. یعنی جایی که صدور و همچنين لاصدور از نظر احتمال، یکسان و همچنين یا صدور در مرحله پایین ‏تر باشد. البته این تقسیم از نظر ظاهری صحیح است، ولی در صورتي که به واقع بنگریم، همه اینها نسبت به علت خود، جنبه دائمی دارند. حتی انسانی که با انگشت ششم از مادر متولد می‏ مي شود –که به آن هم حالت اقلی می‏ گویند- نسبت به نوع انسان این نسبت صحیح است، ولی در صورتي که طبیعت خاصی که در این مولود در رحم مادر بوده، ملاحظه مي شود، وجود انگشت ششم، دائمی و همچنين پیوسته خواهد بود.(ابن ‏سینا، آن هم: ۶۴).

 

۳)بخت و همچنين اقبال به عنوان پدیده‏ ای بدون غایت

بیشترین بحث فلاسفه اسلامی، ناظر بر همین معنا از بخت و همچنين اقبال است. معتدین به این معنا می‏ گویند: بسیاری از حوادث فاقد غایت می ‏باشد و همچنين برای تقریب این معنا نیز به مردن و مرگ‏های اخترامی مثال می‏ زنند. در مردن و مرگ اخترامی انسان بدون آنکه به غایت خلقت برسد، در اثنای زندگی می‏ میرد. بنابراین اینها یک رشته پدیده‏ های اتفاقی است که فاقد غایت است.

در تحلیل این سخن گفتنی است که پدیده مردن و مرگ اخترامی و همچنين جوانمرگی را گاهی با علل موجود در پیدایش آن هم می ‏ستجیم و همچنين گاهی با نوع انسان که در روی زمین زندگی می‏ کند. در صورتي که نوع انسان را در نظر بگیریم، مسلماً این جوون به آن هم هدف و همچنين غایت نرسیده است. ولي بايد توجه داشت در این مورد میزان در داشتن غایت، شخصی است که مردن و مرگ او را فرا گرفته است. در حقیقت او به غایت خود رسیده است و همچنين به اصطلاح، مردن و مرگ این جوون نسبت به نوع انسان اخترامی است ولي بايد توجه داشت نسبت به شخص او، اخترامی نبوده و همچنين بیش از این قابلیت حیات را نداشته است.

در همین راستا، بسیاری از افعالی که لغو و همچنين بی‏هدف شمرده می‏مي شود، مانند بازی با ریش و همچنين انگشتان، در صورتي که با افعالی که مبدأ عقلایی دارند، سنجیده شوند، مسلماً اموری لغو و همچنين عبث خواهد بود؛ ولي بايد توجه داشت در صورتي که با مبدأ خودشان که خیال است بسنجیم، غایت دارد و همچنين آن هم غایت آن هم لذتی است که از این کار برای شخص فاعل حاصل می ‏مي شود. (سبزواری، ۱۳۶۷: ۱۲۲).

 

۴) بخت و همچنين اتفاق به معنای انتهای کار به غایتی دیگر

انسان یک رشته کارهایی را برای اهداف خاصی انجام می ‏دهد؛ مثلاً چاه حفر می‏ کند تا به آب برسد، یا به بازار می ‏رود تا کالایی بخرد. در صورتي که این کارها به غایتی غیرمنتظره منتهی مي شود، مثلاً در حفر چاه به گنج برسد و همچنين در بازار گمشده خود را پیدا کند، می‏ گویند چاه کندیم که آب درآید وای اتفاقاً گنج دخل و درآمد. یا به بازار رفتیم که جنس بخریم، ولي بايد توجه داشت اتفاقاً گمشده خود را یافتیم. در این موارد بخت و همچنين اتفاق بیشتر به کار می ‏رود.

ابن سینا می‏ گوید: یک فعل ممکن است غایات متعددی داشته باشد و همچنين فاعل یکی از آنها را در نظر بگیرد و همچنين مشغول کار مي شود، ولی در جریان عمل، غایت مقصود حاصل نشود و همچنين غیرمقصود بررسي کننده و پروهشگر گردد. به جای اینکه غایت حاصل را به آن هم فعل نسبت دهند، آن هم را به بخت و همچنين اتفاق نسبت می ‏دهند. (ابن ‏سینا، آن هم، ۱: ۶۰).

در تحلیل این پيشامد جديد، بیان پیشین را یادآور می‏ شویم که هر فعل مشخصی را، گاهی با نوع آن هم فعل می‏ سنجیم و همچنين گاهی با شخص آن هم. آنجا که حفر چاه به گنج می‏ رسد، در صورتي که به مطلق حفر چاه بنگریم، مسلماً اتفاق است، زیرا هیچ‏گاه نوع این حفرها به نتیجه نمی‏ رسد. ولی در صورتي که آن هم را با شخص این فعل بسنجیم، قطعاً نتیجه آن هم پیدایش گنج خواهد بود. زیرا در صورتي که کسی از قبل اطلاع داشت که مردی گنجی را در نقطه ‏ای به خاک سپرده، و همچنين ضمناً اطلاع پیدا کند که مالک این زمین، آن هم نقطه را برای حفر چاه انتخاب کرده است، قطعاً می‏ گوید: نتیجه این حفر چاه، دستیابی به گنج است.

ابن سینا این پيشامد جديد را با مثالی روشن می ‏کند. او می‏ گوید: فرض کنید تو بدهکاری دارید که به دنبال او هستید ولی او را پیدا نمی‏ کنید. روزی برای خرید کالا به بازار می ‏روید و همچنين بدهکار را در آنجا یافته و همچنين طلب خود را از او وصول می‏ کنید. در صورتي که دستیابی به بدهکار را با نوع بازار رفتن بسنجید، قهراً اتفاقی خواهد بود، زیرا این طلبکار صدها بار به بازار رفته و همچنين ولي بايد توجه داشت به این هدف نرسیده است.  ولی در صورتي که آن هم را با بازار رفتن آن هم روز بسنجید، قطعاً نتیجه آن هم آن هم دستیابی به بدهکار و همچنين در نتیجه دارای هدف است. (آن هم).

 

۵) اتفاق در اصطلاح منطقی ‏ها

هرگاه در قضایای شرطیه، میان مقدم و همچنين تالی، ارتباط و رابطه ملازمه وجود داشته باشد، آن هم را «ضروریه» می ‏نامند. مانند اینکه در صورتي که آفتاب طلوع کند، روز به وجود می ‏آید. در مقابل در صورتي که چنین ارتباط و رابطه ‏ای میان آن هم دو نباشد، ولی تالی همراه مقدم تحقق پیدا کند، به آن هم قضیه «اتفاقیه» می ‏گویند. مانند اینکه: هنگامی که آفتاب طلوع کند، کبوتر می خواند. این اتفاقی است و همچنين اتفاق به این معنا صحیح و همچنين با اصول فلسفی سازگار است. در این مورد نه علت نفی شده و همچنين نه نفی غایت صئرت گرفته است. بلکه سخن از وجود ارتباط و رابطه و همچنين عدم ارتباط و رابطه به میان آمده است.

 

منابع:

حافظ، شمس ‏الدین محمد (۱۳۶۳)، دیوان حافظ، با مقدمه انجوی، تهران، بی‏نا.

دهخدا، علی اکبر (۱۳۴۳)، لغت نامه، زیر نظر دکتر محمد معین، تهران، بی‏نا.

ابن سینا، حسین (بی‏تا[الف])، شفا، قسم طبیعیات، تحقیق سعید زاید، مصر، بی‏نا.

ابن سینا، حسین (بی‏تا[ب])، شفا، قسم الهیات، تحقیق الاب قنواتی و همچنين سعید زاید، مصر، بی‏نا.

صدرالدین شیرازی (ملاصدرا)، (۱۹۸۱)، الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه، بیروتف داراحیاء التراث العربی.

رازی، فخرالدین (۱۴۱۱)، المباحث المشرقیه، قم، بی‏نا.

سبزواری، ملاهادی (۱۳۶۷)، شرح منظومه، چاپ سنگی، افست تهران.

حسن ‏زاده آملی، حسن (۱۴۱۶)، تعلیه بر شرح منظومه، تحقیق مسعود طالبی، قم، نشر ناب.

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

بخت و همچنين اتفاق نوشتاری از حضرت آیت الله سبحانی در تاریخ ۲۰۱۹-۰۷-۰۱ ۱۱:۲۷:۱۱ منتشر شده است

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان