حضرت آیت الله صانعی: ازدواج دختر زیر سیزده سال شمسي حرام است/ غالباً رشد با سیزده‌سال شمسي حاصل نمی‌مي شود

%name حضرت آیت الله صانعی: ازدواج دختر زیر سیزده سال شمسي حرام است/ غالباً رشد با سیزده‌سال شمسي حاصل نمی‌مي شود

شفقنا- حضرت آیت الله العظمی صانعی پیرامون ازدواج دخترک هاي جوان و ازدواج نکرده در فقه شیعه و همچنين قوانین عنوان می کند: ازدواج دختر زیر سیزده ساله حرام شرعی است، زيرا و به درستي که غالباً رشیده نیستند، می‌مي شود خلاف قانون. خلاف قانون هم خلاف شرع است. مگر امام و پيشوا نمی‌گفت آنچه که از مجلس گذشت، از شورای نگهبان گذشت، کسی تخلف کند، خلاف شرع است.در صورتي که پدر می‌گوید این رشیده است، دختر هم می‌گوید من رشیده‌ام، سیزده‌ساله می‌خواهم ازدواج کنم ما می‌گوییم نه این ازدواج قدغن است، برای اینکه غالباً رشد با سیزده‌سال شمسي حاصل نمی‌مي شود.

به به گفته شفقنا، متن زیر، گفت وگوی حضرت آیت الله صانعی با ماهنامه نسیم بیداری است که تقدیم خوانندگان می مي شود:

لطفا در آغاز بحث مروری بفرمایید بر قوانین فقهی اسلام که در آنها به سن نکاح دخترک هاي جوان و ازدواج نکرده اشاره مستقیم شده و همچنين در صورتي که امکان داشته باشد به روش مجزا به نظرات فقهای محترم شیعه و همچنين اهل سنت اشاره بفرمایید.

بنده فرمایش حضرتعالی را متوجه نشدم، نظر به سن از باب ازدواج یا از باب تکالیف؟ از باب حقوق مدنی و همچنين معاملات مسائل اجتماعی یا …

 

آنجایی که مشخصاً به سن دختر در مورد عقد نکاح اشاره شده است.

در باب این موضوع من قبلاً نگاه کرده بودم؛ هیچ‌جا در روایات نیامده دختر چندساله ازدواج کند، اصلاً نیامده است. تنها در مورد حضرت رسول (ص) در برخی نقل‌های تارخی آمده است که با عایشه در حالتی که ۹ یا ۱۰ سالش بود ازدواج کرد که در ادامه در مورد آن هم صحبت می‌کنم. آنچه ما در مورد ازدواج داریم این است که فقهای ما (قدس الله ارواحهم) و همچنين در رأسشان سیدنا الاستاد امام و پيشوا (سلام الله علیه)، صحت ازدواج را مشروط نموده اند به «بلوغ» و همچنين «عقل» و همچنين «رشد». در صورتي که دختری بالغه باشد، عاقله باشد – یعنی دیوانه نباشد – و همچنين رشد هم داشته باشد، می‌تواند زوجه دیگری بشود.

در اینجا یک اختلافی هست در باب دختری که عاقله، رشیده و همچنين بالغه است. اختلافی که هست این است که آیا خودش مستقلاً می‌تواند؟ یک قول است از فقهای شیعه که هیچ احتیاجی به اجازه پدر ندارد. قول دومی که از فقهای شیعه هست این است که نخیر پدر مستقل است و همچنين او هیچ اختیاری ندارد. قول سوم این است که در عقد دائم اذن پدر شرط است ولی در عقد منقطع و همچنين موقت اذن پدر شرط نیست، رضایت خودش معتبر است، ولي بايد توجه داشت در عقد دائم اذن پدر را هم می‌خواهد. قول چهارم عکس این است؛ گفته‌اند در عقد منقطع احتیاج به اجازه پدر دارد، خودش مستقلاً می‌تواند ازدواج کند، با فرض اینکه رشیده و همچنين بالغه است می‌تواند ازدواج کند، ولي بايد توجه داشت اجازه پدر در عقد منقطع مورد بهره بري و استفاده و نياز ضروري است نه در عقد دائم. این یک بحث پیچیده است. شهید ثانی که از ارکان فقه شیعه است در کتاب وزین مسالک مطرح نموده اند که این مسأله از مسائل مشکله است و همچنين اختلاف در آن هم خیلی زیاد است و همچنين روایات در آن هم اختلاف دارد و همچنين بعد خودش یک نظری را انتخاب می کند.

پس آنچه در مورد ازدواج داریم، این است که بلوغ به‌خصوص در باب ازدواج نیامده، در روایات هم نیامده که بلوغ شرط است. اینکه فقها فرمودند باید بالغه، عاقله و همچنين رشیده باشد، تنها و فقط این مطرح است. این هم از باب اصلی است که در مسائل اجتماعی و همچنين معاملات هست. در تمام معاملاتی که انسان دارد باید عاقل و همچنين رشید باشد، یعنی زن در صورتي که بخواهد منزل و خانه‌ای را بفروشد یا منزل و خانه‌ای را اجاره کند، باید عاقله و همچنين رشیده باشد، در تمام معاملات به معنای خاصش در همه‌جا رشد معتبر است. اینجا را هم که گفته‌اند به عنوانی که از کارهایی که او دارد انجام می‌دهد عبادت و همچنين بندگی خداوند تبارک و تعالي نیست که بگوییم بلوغ در آن هم شرط است. اینجا به عنوان آن هم اصل کلی که داریم و همچنين مستفاد از قرآن است و همچنين مستفاد از روایات است که در کارهای عقد و همچنين ایقاع و همچنين این‌روش مسائل چه قرارداد طرفینی، چه قرارداد یک‌طرفی مثل جعاله، مثل طلاق باید عقل، بلوغ و همچنين رشد باشد. در باب حدود هم علامه (قدس سره) در یکی از کتاب‌هایش می‌فرماید در باب حدود هم رشد می‌خواهد، یعنی تو در صورتي که بخواهید قاتل را قصاص کنید باید این قاتل دارای رشد باشد. این مقداری که هست همین است، غیر از این ما چیزی نداریم. لذا نسبت به سن چیزی نداریم. من دیشب نگاه می‌کردم یک روایتی هست از امام و پيشوا صادق (ع) نقل شده است؛ سیدنا الاستاد (سلام الله علیه) هم در تحریرالوسیله اشکالی نکرده در سند آن هم. روایت این است که امام و پيشوا صادق فرمود: «سعادت انسان این است که دخترش در منزل و خانه‌اش عادت مخصوص زنان و دختران جوان نشود». نمی‌دانم حالا عادت مخصوص زنان و دختران جوان را اسمش را چی می‌گذارند؟ آن هم خون مخصوص زنان و دختران جوان را نبیند. امروز که نگاه کردم روایتش را دیدم. این یک روایتی است که از نظر معیارهای شرعی نمی‌تواند دلیل باشد. برای اینکه آخرین راوی از بعض اصحاب، خودش نقل می‌کند از امام و پيشوا صادق؛ اسمش را می‌گذارند مرسله. از نظر اصطلاح فقهی، مرسله حجت نیست. در این مرسله یک خوشبختی را بیان می‌کند نه اینکه بخواهد الزام را بیان کند، می‌گوید خوشبختی در این است، پس روایت اولاً دلیل شرعی نمی‌تواند باشد، ثانیاً مضمونش خوشبختی است. با عبارتی خلاصه، هم در سند اشکال هست هم در دلالت اشکال هست، تنها و فقط همین را در ارتباط با سن ازدواج داریم.

در مورد قضیه پیامبر (ص) که با عایشه ازدواج کرده است در صورتي که نقل تاریخی ۱۰ ساله بودن درست باشد آنجا اولاً از نظر موازین و همچنين متد فقهی یک قضیه خاصّه است، ما اطلاع نداریم چگونه و چطوري بوده، نمی‌مي شود برای همه اشخاص باشد، شاید سرّش این بوده که پیامبر ازدواج کرده است تا این سران قبایل بیایند در لشکر اسلام و همچنين شکوه لشکر را اضافه کند، شاید آن هم دختر ۱۰ ساله رشد فکری و همچنين عقلی داشته، بلوغ داشته است. شاید در صورتي که رشد نداشته، پدر اجازه داده است، زيرا و به درستي که در صورتي که رشد نداشته باشد و همچنين یا بالغ نباشد، ولیّ می‌تواند اجازه دهد که در مورد آن هم هم بحث می‌کنیم. ما نمی‌دانیم این قضیه چه بوده است، و همچنين نمی‌تواند دلیل باشد برای یک امر الزامی در شرطیت بلوغ که بگوییم برای ازدواج ۹ یا ۱۳سالش باید باشد، بنابراین سن تنها علامت بلوغ دختر قرار داده شده هیچ‌چیز دیگر غیر از این نداریم.

خلاصه اینکه ما در باب ازدواج، بلوغ را شرط بدانیم، بالخصوص دلیل ندارد. بلوغ شرط است، مثل همه دادوستدهایی که بلوغ در آن هم شرط است؛ کتاب بخواهد بخرد، رساله بخواهد بخرد، مدرسه بخواهد برود. در مورد صغیره پدر باید مصلحت بداند. فقها هم از باب آن هم اصل کلی که دارد: «و همچنينَ ابْتَلُوا الْیَتامی»، حتّی امتحانشان کنیم وقتی رشد پیدا کردند. «فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ»، آن هم آیه دلیل و همچنين روایات هم دلیل است، وإلّا دلیل بخصوصی نداریم. از هر وقتی می‌تواند، این دختر وقتی بالغه باشد، عاقله باشد، رشیده باشد، وقتی این سه شرط را دختر پیدا کرد، می‌تواند ازدواج کند. حالا اینکه در صورتي که باکره باشد، اجازه پدر می‌خواهیم یا نه، آن هم یک بحث جداگانه‌ای است ولی دلیلی بر شرطیت سن ندارد.

 

در قانون کشور ما که بر مبنای اسلام نوشته شده برای خیلی از موارد سن تعیین شده است، مثلاً برای اینکه بتوان حکم قصاص را آن هم‌روش که فرمودید جاری کرد، هجده سال شمسي سن تعیین شده، یا برای حدود و همچنين اینها همین عدد هجده تعیین شده. بعضی از علما سن بلوغ شرعی را برای دختر ۹ سال شمسي اعلام نموده اند، حضرتعالی و همچنين بعضی دیگر سیزده سال شمسي اعلام کرده‌اید. با توجه به اینکه در مواردی بر اساس شرایط زمان و همچنين مکان، تغییراتی در قوانین فقهی گرفته شده و همچنين بر اساس آن هم قانون کشور نوشته شده، آیا اینجا هم می‌مي شود عددی را تعیین کرد؟ نمی‌گویم چه عددی، همین که ما یک عدد بگذاریم بگوییم ۹، ۱۳، ۱۸٫ آیا این بر اساس فقه شیعه امکان‌پذیر است؟

در صورتي که تو بخواهید بگویید مجلس قانونگذاری و همچنين حکومت اسلامی نمی‌تواند غیر از بلوغ، سنی را برای ازدواج قراردهد، بگوید من ازدواجی را به رسمیت می‌شناسم که دختر هجده سالش باشد، پانزده سالش باشد، سیزده سالش باشد، من این ازدواج را به رسمیت می‌شناسم و همچنين این ازدواج را در دفترم ثبت می‌کنم و همچنين این ازدواج است که در صورتي که طرف شکایت کرد من در دادگستری به آن هم رسیدگی می‌کنم و همچنين این ازدواج است که فرزندانش می‌توانند از او ارث ببرند، او می‌تواند از فرزندان ارث ببرد، در صورتي که قانونگذار این کار را کرد، به نظر بنده هیچ شبهه‌ای نیست که کسی بتواند وارد کند. در صورتي که یک فقیهی این شبهه را وارد کند باید به آن هم آقای فقیه بزرگوار عرض کرد آقا اصلاً غالب احکام و همچنين قوانین یک مملکت گرفتن یک طرف مباح است، اموری که مباح است و همچنين جایز است، قانون می‌آید یک طرفش را می‌گیرد، یک طرف را منع می‌کند. تو تمام قوانین راهنمایی را ببینید، مثل خیابان یا جاده که اتومبیل‌ها دارند تردد می‌کنند. قوانین راهنمایی می‌گوید از اینجا برو از آنجا نرو، چراغ قرمز قانوناً اشخاص را کنترل می‌کند، می‌گوید در صورتي که از اینجا رد شدی جریمه دارد، جریمه می‌کند. در صورتي که تصادف کردی، مجازاتش سنگین است. این یک طرفش را گرفته است. یا تو می‌خواهید یک مغازه بزنید، باید مجوز را از چه کسی بگیرید؟ از شهرداری. مجوز به آنجا چه‌کار دارد؟ ملک خودم است می‌خواهم مغازه بزنم. هم می‌توانم بزنم، هم می‌توانم نزنم، چرا بروم از شهرداری اجازه بگیرم؟ کل قوانین به استثنای یک تعداد کمی، اینها در چیزهای مباح یک طرفش را آمدند گرفتند، قانونش را یک‌طرفه قرار داده‌اند. چرا؟ برای مصلحت جامعه و همچنين مصلحت نظام و همچنين اینکه فساد نباشد در حکومت و همچنين معظلات و مسائل و مشکلات برای شهروندان و مردم شهر و همچنين حکومت به وجود نیاید، قوانین را وضع نموده اند. ماشین می‌خواهی بخری باید چه‌کار کنی؟ پلاک می‌خواهد یا نمی‌خواهد؟ ملک خودم است پلاک می‌خواهم چکار کنم؟ تو رانندگی بلدی می‌توانی پشت ماشین بنشینی؟ ماشین برای خودم است، و همچنين مالک آن هم هستم، گواهینامه یعنی چی؟ اینها همه می‌مي شود خلاف شرع.

اینها کلی‌اش این است چیزهایی که در اسلام یک‌طرفه الزامی نیست، قانونگذار برای مصلحت جامعه، برای جلوگیری از فساد، برای اینکه حکومت بماند، حکومت اسلامی باشد نه حکومت جنگی و همچنين استبدادی. لذا وقتی تهاجم، فساد و همچنين مسائل دیگر در جامعه پیش بیاید، قانونگذار می‌آید یک‌طرفه انتخاب می‌کند. همه‌اش هم تصویب شده است، تمام اینها را هم شورای نگهبان تصویب کرده. در زمان قبل هم که حالا در صورتي که آن هم مجتهدین رسمی نبودند، ولو آنها هم تصویب کردند هم اکنون این‌طوری است. در صورتي که یک آقای بزرگواری می‌گوید نمی‌مي شود، باید گفت آقا چرا نمی‌مي شود؟ این همه قانون‌ها تصویب شده است این یکی هم جزو آن هم قانون‌ها. منتها مشکلی که هست این است که در صورتي که این دختر بخواهد ازدواج کند، باید ببینند عاقله و همچنين بالغه هم هست، لذا برای جلوگیری از فساد هم سن را بالا ببریم، بگوئیم سن هفده سال شمسي، شانزده، بیست و همچنين پنج و همچنين سی سال شمسي این را گفتیم، پسر را گفتیم مثلاً این‌قدر سنش باشد و همچنين بالاتر. عرض کنم مجازات قرار بدهیم بگوییم در صورتي که یک عاقدی دختری را قبل از هفده سالگی صیغه ازدواجش را خواند، این زندان دارد. در قوانین سابق بود زيرا و به درستي که ما اوایل که در شورای نگهبان بودیم خیال می‌کردیم خلاف شرع است می‌گفتیم عقد خوانده، چرا مجازات بشود، ولي بايد توجه داشت حالا با گذشت زمان یک قدری فهم آدم بالا می‌رود می‌گوییم مجازات تعیین کرده که قانونش را حفظ کند، می‌خواهد جلوی فساد را بگیرد. جلوی اختلافات را بگیرد. می‌خواهد آمار داشته باشد، باید آمار ازدواج را داشته باشد، حکومت یک مملکت باید آمار داشته باشد. ازدواج چقدر، طلاق چقدر، بچه چقدر، بیکار چقدر، اینها آمار می‌خواهد. نمی‌مي شود که همین‌طوری هر کسی که می‌خواهد برود زن و همچنين شوهر بشود، هر وقت می‌خواهند از هم جدا بشوند، وقتی هم اختلاف پیدا کردند بیایند سر دادگستری، دادگستری در صورتي که سالم باشد وقت ندارد به آنها برسد، مجازات هم می‌تواند قرار بدهد.

در قوانین سابق درست بود، سن پانزده سال شمسي بود، مگر با نظر پزشک که ۱۳ سال شمسي را کافی بداند و همچنين ۱۵ سال شمسي رسمی بود برای دختر. عاقد، در صورتي که بدون مجوز پزشک ۱۳ ساله را عقد می‌کرد، ۱۲ ساله را عقد می‌کرد، او را مجازات می‌کردند، پدر کیفر داشت، پدری که در این عقد دخیل بوده است، اشخاص دیگر هم به نظرم می‌آید کیفر داشتند. آن هم اوایل این حرف مطرح بود که یک آخوندی آمده صیغه خوانده، چرا کیفرش کنیم؟ این صیغه خواندن، خلاف نظامات جامعه است. مرحوم مدرس در قوانین جزایی که در زمان ایشان نوشته شده، قبل از رسیدن به مجازات، نوشته: این مجازات‌هایی که ما در قوانین جزایی آوردیم، تعزیر نیست، حد هم نیست، دیه هم نیست، اینها یک مجازاتی است برای حفظ نظامات، برای حفظ نظامات ما مجازات قرار دادیم. یعنی یک‌طرفه ما گفتیم از این راه باید بروید از آن هم راه نمی‌توانید بروید، تو می‌خواهی بروی کربلا زیارت ابی عبدالله (ع) از افضل اعمال است دیگر، باید چی داشته باشی؟

 

گذرنامه.

یعنی چی؟ خلاف شرع است مگر؟ پول خودم است، راه عمومی است، ماشین هم از خودم است، چرا گذرنامه داشته باشم؟ پس بیشتر قوانین، صدی هشتاد قوانین ـ بنده با توجه به آن هم یکی دو سالی که در شورای نگهبان بودیم عرض می‌کنم ـ بیشتر قوانین این‌طوری است که اصلاً اینها در چیزهای جایز یک‌طرفش را می‌گیرند، مجازات هم قرار می‌دهند برای حفظ نظم جامعه، برای جلوگیری از هرج و همچنين مرج. برای جلوگیری از معظلات و مسائل و مشکلات فراوان می‌آیند این کار را می‌کنند. حالا مشکلی که هست این است که دختر بالغه هست، عاقله هم هست، دیوانه نیست که ببرندش دارالمجانین. عاقله است، درس خوانده، استعداد دارد، ولي بايد توجه داشت رشد ندارد. رشد یعنی آگاهی نسبت به مصالح این ازدواج و همچنين مفاسد این ازدواج. در دیروزی که جامعه اهل کلک و همچنين حیله و همچنين تزویر نبود دختر که منزل و خانه شوهر می‌رفت می‌گفتند با چادر سفید رفته با کفن سفید باید برگردد، این رسم بود. یعنی طلاق قبح داشت. حیله‌ها و همچنين تزویرها این‌قدر نبود. در جوامع بسته رشد خیلی راحت پیدا می‌مي شود، برای اینکه دختر بفهمد ازدواج چیست، به مادرش، پدرش، به دیگران نگاه می‌کرد می‌توانسته بود بفهمد، یک مقداری از رشد را می‌فهمید، ولي بايد توجه داشت امروزی که بیشتر حکومت‌ها و همچنين دنیا بر کلک است و همچنين حیله و همچنين تزویر، هر کاری می‌کنی یک حیله دیگری به کار می‌برند، یک مکر دیگری به کار می‌برند.

تو ببینید چقدر مفاسد در جامعه است، چقدر معظلات و مسائل و مشکلات در جامعه است، مخصوصاً با این روابطی که به وجود آمده، با این ارتباطات مجازی، با این تصویرهایی که در تلویزیون‌ها و همچنين ماهواره‌ها می‌آید، چه مفاسدی را دارند اینها ترویج می‌کنند. رشد در اینجا یک مقدار تشخیصش مشکل می‌مي شود. حالا در صورتي که شک کردیم که آیا هفده‌ ساله‌ها رشد دارند یا ندارند، باید چه‌کار کنیم از نظر موازین فقهی؟

 

سنجش پزشکی.

بله، تأیید پزشکی. اینکه تو می‌فرمایید، چیزی بود که ما یک وقتی اوایل می‌گفتیم مگر می‌مي شود این همه ازدواج را پزشک تشخیص بدهد. باید روانکاو ببریم دیگر، آن هم هم روانکاو مجانی. بعد هم چنین کاری به این دختر برمی‌خورد. من را می‌خواهید ببرید پیش روانکاو؟ مگر من دیوانه‌ام که روانکاو ببیند من رشد دارم یا ندارم؟ می‌فهمم زندگی یعنی چی یا نمی‌فهمم؟ می‌فهمم مرد یعنی چه زن یعنی چه یا نمی‌فهمم؟ می‌فهمم چقدر خیانت ممکن است مرد داشته باشد، چقدر خیانت ممکن است زن داشته باشد؟ آن هم مقداری که باید بفهمم، می‌فهمم، زندگی را با گذشت باید برگزار کرد. می‌فهمم که در صورتي که شوهر از بیرون آمده و همچنين عصبانی است، من با اخلاق نیکو عصبانیتش را کم کنم، یا یک دعوا با هم بکنیم که چرا از بیرون آمدی امروز بستنی نیاوردی، دعوا شروع می‌مي شود و همچنين این دعوا که شروع شد آن هم وقت نتیجه‌اش این می‌مي شود که بعد منجر به طلاق می‌مي شود. در صورتي که شک کردیم، یکی می‌گوید آقا بیشتر دخترک هاي جوان و ازدواج نکرده ما امروزه پانزده‌ساله رشد می‌کنند، رشد ازدواج، نه رشد نمره کلاس، رشد ازدواج یکی می‌گوید هفده‌ساله، یکی می‌گوید هجده‌ساله. قانونگذار شک کرده، یعنی آنهایی که می‌خواهند قانون را بگذارند واقعاً مانده‌اند که آیا هفده است، هجده است. اینجا اصل بر این است که رشد نیست، مگر یقین به رشد پیدا مي شود، یک وقت قانونگذار می‌گوید نخیر آن هم ۱۰ ساله رشیده‌ است. قانون را ۱۰ ساله می‌گذارند، یک وقت می‌گوید ۱۰ ساله رشیده نیست، زيرا و به درستي که در باب ازدواج رشد شرط است، رشیده بودن شرط است، در روایات دارد که زن وقتی می‌خواهد ازدواج کند چه مردی را انتخاب کند، این انتخاب رشد می‌خواهد که بفهمد چه چیزی خوب است، چه چیزی بد است، چه چیزی در زندگی امروز مؤثر است؟

امروز زندگی این شده که پسر می‌رود ازدواج کند می‌گویند ماشین داری یا نه؟ منزل و خانه داری یا نه؟ کار داری یا نه؟ ولي بايد توجه داشت دیگر از بقیه امورش سؤال نمی‌مي شود که این پسر چگونه و چطوري رفت و همچنين آمدی دارد، چگونه و چطوري برخوردهایی دارد، ژنش چه ژنی بوده، چگونه و چطوري تربیت شده است، اصلاً به اینها توجه نمی‌مي شود. پس اینکه سن قانونی را بالا ببریم، کمتر کنیم، بیشتر کنیم، چه در دختر چه در پسر این هیچ منع قانونی شرعی ندارد، قانونی هم منع ندارد، اینکه می‌گویم ندارد برای این است که در تمام مباح‌ها و همچنين جایزها قانونگذار می‌آید چه می‌کند؟ در بیشتر قوانین، قانونگذار کجا قانون دارد؟ در کارهایی که دو طرفش جایز است قانون دارد یا در کارهای واجب؟ کاری را که دو طرفش جایز است یک طرف را می‌گوید. سن را نمایندگان شهروندان و مردم شهر، قانونگذاران می‌توانند بالا ببرند. این می‌مي شود بالغه و همچنين عاقله، ولي بايد توجه داشت رشدش مشکل پیدا می‌کند، در صورتي که در مورد رشد هم رسیدند به یک جایی که اکثریت اشخاص آشنای به مسائل ـ نه کسی که به مسائل آشنا نیست ـ یک وقت پنجاه روانکاو می‌گویند مثلاً این مقدار است، تحقیق باید بشود و همچنين با توجه به رشد باید تجویز بشود، هیچ منع قانونی ندارد، تنها و فقط اختلاف سر رشد است با شک در رشد هم نمی‌مي شود مقدار کم را گرفت بلکه باید زیادتر را گرفت، مگر اینکه کارشناسان اطمینان بدهند غالب این‌گونه است. در صورتي که غالب این‌گونه شد آن هم وقت سن ۱۷ سال شمسي را می‌گویند، ۱۴ سال شمسي را می‌گویند، ۱۵ سال شمسي را می‌گویند این دخترک هاي جوان و ازدواج نکرده رشیده خواهند بود. حکم می‌کنند آن هم اشخاص دیگری که قبل از آن هم سن می‌گویند ما رشیده‌ایم باید بروند روانکاو ثابت کنند رشد خود را. مثل اینکه هجده سال شمسي سن قانونی داد و همچنين ستد‌ها است و همچنين در صورتي که یک بچه‌ای می‌خواست پولش را از بانک بگیرد، پول‌هایی که از ارث پدرش رسیده بود، مدعی بود من قبل از هجده سال شمسي رشد پیدا کرده‌ام، باید برود به محکمه و همچنين روانکاو اثبات کند، وگرنه نمی‌مي شود همه را گفت رفت و آمد و مراجعه به محکمه کنند. قانون باید این‌روش باشد.

 

طبق خرده فرهنگ‌هایی که در قسمت و بخش هایی از ایران و همچنين برخی از کشورهای اسلامی وجود دارد ولیّ پیش از آنکه دختر به سن بلوغ برسد و همچنين عاقله رشیده باشد او را به عقد در می‌آورد…

فقها، اختیار ندارند. ببینید اینکه می‌فرمایید در صورتي که ما گفتیم دختر بالغه عاقله رشیده را، اصلاً ازدواجش در اختیار پدر است، بله این مشکل می‌مي شود، اختیار پدر است. اصلاً ما سِنّی نباید قرار بدهیم ما می‌گوییم هجده سال شمسي بالغه رشیده است. حالا یک قانونی بگذاریم که پدر‌ها مثلاً بیست سال شمسي را تشخیص می‌دهند. اصلاً خودش کاره‌ای نیست، امروز کسی بر آن هم فتوا ندارد. امروز آنچه که مطرح است و همچنين بر آن هم فتوا هست این است که اجازه پدر در بالغه رشیده شرط است. امام و پيشوا (س) می‌فرماید: در عقد دائم شرط است، در عقد منقطع شرط نیست، بنده برعکسش را می‌گویم. می‌گویم: در عقد منقطع شرط است، در عقد دائم شرط نیست. اجازه نه اینکه اصل او باشد، خودش می‌خواهد ازدواج کند، او باید اجازه بدهد، در صورتي که هم او اجازه نداد، دادگاه تشخیص داد که او اجازه نمی‌دهد و همچنين طرف هم طرف مسلمانی است می‌خواهد با او ازدواج کند و همچنين آن هم طرف هم عاقل است که این می‌خواهد با او ازدواج کند، دادگاه می‌تواند حکم کند که ایشان می‌تواند برود شوهر کند و همچنين اجازه پدر مورد بهره بري و استفاده و نياز ضروري نیست. آن هم چیزی که تو می‌فرمایید برای اینکه ما بگوییم بالغه عاقله رشیده مثل بچه قنداقی است یعنی هیچ اختیاری ندارد، این بحث هیچ فتوایی هم اکنون برش نیست، کمتر فقیهی هم بر آن هم فتوا داده است، فتوا بر اینکه یا در هر دو اذن می‌خواهد یا یکی می‌خواهد دیگری نه. مثلاً آقای گلپایگانی می‌فرمود هیچ‌کدام نمی‌خواهد، نه در ازدواج دائم اذن پدر شرط است نه در ازدواج موقت. قانون مدنی آمده طبق فتوای معروف نوشته بالغه عاقله رشیده باید با اذن پدر باشد.

 

ما در برخی منطقه ها و مناطق کشور این فرهنگ را داریم که پدر حتی بدون اینکه دختر بالغه و همچنين رشیده باشد او را به ازدواج دیگری در می‌آورد. یکی از دلایلی که این طرح در مجلس مطرح شده این است که می‌خواهد با همین فرهنگ در جاهای متنوع و گوناگون و مختلف مبارزه کند. نظر تو در این مورد چیست؟

این خارج از بحث است. ببینید ما دو بحث داریم یک بحث این است که دختر می‌خواهد شوهر کند که خودش تشخیص می‌دهد، اجازه پدر شرط است. خود، بالغه، عاقله و همچنين رشیده است؛ در دفتر‌ها هم می‌نویسند، در خطبه عقد هم می‌خوانند. این می‌خواهد ازدواج کند سنش هم اکنون سیزده و همچنين چند است؟ زمان سابق سیزده و همچنين پانزده بود، دختر بود یا پسر نمی‌دانم. یک وقت است که هنوز بالغ نشده یا دیوانه است یا رشد ندارد، آن هم یک بحث جداگانه دارد که آیا این ازدواج‌ها را ما می‌توانیم جلویش را بگیریم؟ در روایات از نظر شرعی دارد که در غیر بالغه رشیده پدر می‌تواند این کار را بکند، یک دختر بچه هفت یا هشت ساله را به یک مرد بدهد، ولي بايد توجه داشت یک چیز هست در آنجا که باید رعایت مصلحت بچه بشود. این رعایت مصلحت در آن هم جامعه که این‌قدر فرهنگش پایین است، این‌قدر گرفتاری دارد که دختر ده ساله، هشت ساله را می‌دهد به یک مرد پنجاه ساله. این رشد را می‌فهمد؟ این مصلحت را می‌فهمد؟ او باید مصلحت را بفهمد. آن هم یک قانون دیگر است، یک ماده قانون است که یک مقدار ممکن است در آن هم اشکال کنند، در صورتي که او بنا شد مطرح بشود یک بحث دیگر است. بحث ما در دختری است که بالغه است -همین که هم اکنون هست- در قانون سابق من یادم است پانزده سال شمسي بود، مگر اینکه پزشک تأیید کند این دختر در سیزده سالگی رشد بدنی دارد، قابلیت جسمی دارد، ولی همچنين و علاوه بر قابلیت جسمی، قابلیت روانی هم می‌خواهیم، حالا آیا ۱۰ سال شمسي از نظر روانی می‌فهمد؟ یا بعد اختلاف به وجود می‌آید، بعد معظلات و مسائل و مشکلات به وجود می‌آید، همین‌هایی است که نقل شده و همچنين گفته می‌مي شود.

 

ازدواج دختر زیر سیزده سال شمسي با اذن پدر، مصلحت دختر و همچنين تشخیص دادگاه در حال حاضر در کشور ما امکان‌پذیر است. تو در صحبت‌تان اشاره‌ای به رعایت مصلحت فرمودید و همچنين اینکه می‌مي شود مجازات در نظر گرفت برای آن هم ولیّ که دختری را که بالغه و همچنين رشیده نیست به عقد ازدواج در می‌آورد. می‌خواهیم نظر شخص تو را راجع به این موضوع بدانیم.

من نمی‌توانم اظهارنظر کنم. یک وقت بحث این است که پدری را که می‌خواهد دختر زیر سیزده سال شمسي را به یک مرد بدهد حالا یا مرد پنجاه‌ساله یا بیست‌ساله. در صورتي که او رشد داشته باشد و همچنين ثابت بشود، خود دختر می‌تواند ازدواج کند، احتیاج به اجازه پدر ندارد، قانونگذار می‌تواند بگوید پدرانی که بخواهند دخترک هاي جوان و ازدواج نکرده زیر سیزده یا پانزده سال شمسي را – حالا سنی که قرار می‌دهند- به ازدواج درآورند، به همچنين و علاوه اینکه بالغه است و همچنين عاقله هم هست، تنها و فقط رشد ندارد که او می‌خواهد ازدواج کند – یعنی ازدواج ولایی می‌خواهد بکند نه ازدواج خودش- در اینجا باید رعایت مصلحت هم بشود و همچنين مصلحت در کمتر از سیزده سال شمسي، غالباً نیست. قانون می‌تواند بگوید کمتر از سیزده سال شمسي قدغن است، زيرا و به درستي که مصلحت در آن هم به‌روش غالب نیست، یعنی نمی‌توانند بفهمند که این بچه مصلحتش این است یا نه در جامعه امروز. مگر اینکه بخواهد برود نزد پزشک و همچنين تشخیص بدهد، در صورتي که این‌روش بحث باشد که بخواهیم پدر در حالتی که این دختر تنها نمی‌تواند شوهر کند، یعنی یا بلوغ ندارد، یا عقل ندارد، یا رشد ندارد، تنها نمی‌تواند برود شوهر کند، آنکه گفتیم اجازه، اجازه رکن عقد نیست، اجازه یک چیزی است که اضافه شده بر عقد نکاح، بعضی‌ها اصلاً قبول ندارند. بحث این است که یا بلوغ ندارد، یا عقل ندارد، یا رشد ندارد، قانونگذار می‌گوید قبل از سیزده سال شمسي، مثلاً زيرا و به درستي که ما می‌بینیم غالباً رشد ازدواج ندارند، در شرایط فعلی پس پدر نمی‌تواند او را به عقد دیگری در بیاورد، برای اینکه این بالغه و همچنين عاقله است لذا او دیگر ولایت ندارد. در صورتي که بگوید نه زيرا و به درستي که رشیده نیست، باید تشخیص مصلحت بشود، زيرا و به درستي که غالباً قبل از سیزده سال شمسي قانونگذار می‌گوید مصلحت ازدواج رعایت نشده است، در صورتي که بخواهد باید مورد خاص باشد.

 

در چنین حالتی آیا می‌قدرت برای این ولیّ مجازاتی تعیین کرد؟

بله. چرا نمی‌مي شود؟! رعایت مصلحت نشده است، می‌گوید: در صورتي که این کار را بکند. من آن هم وقت که در شورای نگهبان بودم نظرم این بود که اصلاً این عقد باطل است. حالا در صورتي که عقد هم صحیح باشد، می‌توانیم مجازات برایش قرار دهیم. یک کسی آمده در زمین خودش بدون مجوز یک مغازه ساخته، یا با اتومبیل از چراغ قرمز عبور کرده، حرام بوده یا جایز بوده شرعاً؟ تو چه‌کار می‌کنید؟ جریمه‌اش می‌کنید. آنجا هم این‌گونه است تو می‌گویید که آقا قبل از سیزده سال شمسي مصلحت دختر نیست، دختر رشد ندارد، پس پدر که می‌خواهد او را شوهر بدهد، باید مصلحت او را در نظر بگیرد و همچنين این مصلحت غالباَ در کمتر از سیزده سال شمسي نیست، زيرا و به درستي که روانکاو و همچنين کارشناس روانی هم می‌گوید نه این هنوز مصلحتش نیست، در صورتي که رشد دارد، باید رشدش را اثبات کند، در صورتي که رشد ندارد و همچنين پدر از باب ولایت می‌خواهد صغیره را شوهر بدهد، باید چه‌کار کند، باید رعایت مصلحت کند و همچنين مصلحت در این‌روش ازدواج‌ها نیست. پس ازدواج قبل از سیزده سال شمسي ـ چه دختر راضی باشد چه راضی نباشد ـ پدری که می‌خواهد او را شوهر بدهد در صورتي که برای این ازدواج، دختر را – هم پدر و همچنين هم عاقد – بالغه و همچنين رشیده می‌دانند، می‌گوییم نه غالباً اینها رشیده نیستند، در صورتي که بگوید از باب ولایت می‌خواهم مثل بچه قنداقی او را شوهر بدهم، می‌گوییم باز باید رعایت مصلحت بشود و همچنين کارشناسان مسائل روانی هم می‌گویند مصلحت در این‌روش ازدواجی نیست.

 

و همچنين در صورتي که نشد، یعنی علی‌رغم همه اینها آیا پدر اجازه ولایی ازدواج را دارد؟

باید برایش مجازات قرار داد. در صورتي که بنده در شورای نگهبان بودم می‌گفتم اصلاً عقد باطل است. عقد خلاف قانون، اصلاً باطل است. من عقیده‌ام این بود منتها در قوانین سابق هم بود عقد باطل نیست، ولي بايد توجه داشت عاقد را مجازات می‌کنند در صورتي که عاقد را مجازات کنند، مسائل خلاف قانون اتفاق نمی‌افتد، زيرا و به درستي که عاقد کاری نمی‌کند که فردا زندان برایش باشد.

 

آیا فقه ما این‌قدر پویایی دارد که بتوانیم حرفی از حرام بزنیم؟

حرام یعنی چه؟ قدغن است. حرام حکومتی را تو حرام می‌دانید، تخلف از راهنمایی حرام است یا نه؟ حرام حکومتی یعنی به عنوان ثانوی حرام شده، مغازه بدون پروانه ایجاد شده حرام است یا نه؟ حرام است، حرام یعنی قدغن، قدغن شرعی هم هست، زيرا و به درستي که اسلام حکومت دارد، حکومت باید هرج و همچنين مرج نباشد، نظم می‌خواهد، جلوگیری از فساد می‌خواهد، بالاتر عرض کنم که در زمان امام و پيشوا (س) در باب اینکه یک‌جا می‌خواهند خیابان بکشند ـ همیشه در قم اتفاق افتاد ـ یک مسجدی اینجاست که این مسجد را باید خراب کرد، آیا خراب کردن مسجد جایز است، یا حرام است؟ حرام است، حرام شرعی است. امام و پيشوا فرمود: مانعی ندارد، در صورتي که برای رفاه جامعه و همچنين اینکه در آنجا تصادف می‌مي شود آدم‌ها صدمه می‌بینند مانعی ندارند.

 

 پس در صورتي که دختری بالغه، رشیده و همچنين عاقله باشد، با اذن پدر، زیر سیزده سال شمسي بخواهد ازدواج کند چه با رضایت چه بی رضایت…

قانون می‌تواند بگوید نمی‌تواند، برای اینکه غالبا اینها رشیده نیستند.

 

در این صورت در صورتي که ازدواج کند، حکم شرعی آن هم ازدواج به نظر تو چیست؟

حرام شرعی می‌مي شود، زيرا و به درستي که غالباً رشیده نیستند، می‌مي شود خلاف قانون. خلاف قانون هم خلاف شرع است. مگر امام و پيشوا نمی‌گفت آنچه که از مجلس گذشت، از شورای نگهبان گذشت، کسی تخلف کند، خلاف شرع است. در صورتي که پدر می‌گوید این رشیده است، دختر هم می‌گوید من رشیده‌ام، سیزده‌ساله می‌خواهم ازدواج کنم ما می‌گوییم نه این ازدواج قدغن است، در محضر نمی‌نویسیم، پدرت را مجازات می‌کنیم، عاقد را هم مجازات می‌کنیم، آنهایی که آمدند در مجلس عقد گواهی دادند، آنها را مجازات می‌کنیم، برای اینکه غالباً رشد با سیزده‌سال شمسي حاصل نمی‌مي شود، در صورتي که پدر می‌گوید من ولایتاً می‌خواهم، می‌دانم رشدش ثابت نشده ولایتاً می‌خواهم این کار را بکنم، می‌گوید ولایتاً باید رعایت مصلحت او بشود، این رعایت مصحلت نشده مگر آنکه برای دادگاه رعایت مصلحت ثابت بشود، زيرا و به درستي که غالباً مصلحت نیست.

 

 در بسیاری از موارد در واقع این دخترک هاي جوان و ازدواج نکرده خردسال در ازای مبلغی پول فروخته می‌شوند.

بله، ما در صورتي که بنا داشتیم بر اینکه حداقل یک مقدار از معظلات و مسائل و مشکلات مملکت را حل کنیم خیلی راحت بود. اسلام بن‌بست ندارد، حکومت اسلامی بن‌بست ندارد، من هرچه به احکام اسلام هم اکنون نگاه می‌کنم و همچنين با دید امروز می‌نگرم، حقانیت اسلام را بیشتر می‌یابم، یعنی اینکه خدایی هست، پیامبر و همچنين معادی هست، احکام بلندی را اسلام قرار داده است منتها ما تنزلش دادیم، تا جایی که می‌گوییم یک زردشتی که مورد اطمینان شهروندان و مردم شهر است این حق را ندارد بیاید، اینکه خلاف شرع است، یا هیچ‌کس غیر آن هم که شناسنامه‌اش شیعه و همچنين سنی باشد حق ندارد فرمانده جنگ بشود، حق ندارد دبیر بشود، حق ندارد به مدرسه برود، اینکه تو به او امنیت مالی دادید، در پناه تو دارد زندگی می‌کند، آدم مورد وثوق است، به قانون عمل می‌کند، چرا نتواند در مدرسه دبیر مي شود، علم یاد بدهد؟

من در باب دیه دیشب با دوستان صحبت می‌کردم. در باب ارث سئوال کردند. می‌پرسیدند چرا زنی که ناتوان است سهم ارثش نصف مرد است «لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الانثَیَیْنِ»، چرا سهم او نصف سهم مرد است؟ ائمه هم جواب داده‌اند، مفسرین هم جواب داده‌اند، علامه طباطبایی جواب داده است. من وقتی آن هم جواب را برای خبرنگاری که از کشور چین بود، نقل کردم این‌قدر خوشش آمد از این حرف‌ها و همچنين گفت یادگاری بدهید، گفت یکی از رساله‌هایتان را بدهید. ولي بايد توجه داشت در باب دیه که می‌رسد این سؤال نشد. یا آمدند مثلاً در بچه پسر بودن و همچنين دختر بودن فرق گذاشتند، نصف دیه را حساب کردند یا تا ثلثش برابر، بعد از آن هم کمتر، رفته بیمارستان می‌گوید که بیش از ثلث است بنابراین به نصف برمی‌گردد که این خلاف عقل است. به قول مقدس اردبیلی، یک انگشت ده تا، دو انگشت بیست تا، سه انگشت سی تا، چهار انگشت بیست تا. چهار انگشت چگونه و چطوري بیست تا؟ خود أبان بن تغلب هم اشکال کرده، بحث روایتش مشکل دارد. دیشب یک کسی بحث کرد راجع به دیه از او تشکر کردم بعضی از حرف‌های ما را نقل کرده بود، اشکال کرده بود به او گفتم این جواب‌ها را به او بدهید بعد به ایشان گفتم من عقیده‌ام این است و همچنين احتمال قوی می‌دهم در باب دیه این‌قدر تقیه بوده حتی کسی جرأت نمی‌کرده از ائمه سؤال کند، و همچنين در صورتي که سؤال می‌کردند جرأت نمی‌کردند حکم واقعی را بدهند.

منبع: نسیم بیداری

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

حضرت آیت الله صانعی: ازدواج دختر زیر سیزده سال شمسي حرام است/ غالباً رشد با سیزده‌سال شمسي حاصل نمی‌مي شود در تاریخ ۲۰۱۹-۰۴-۱۴ ۱۶:۳۵:۳۹ منتشر شده است

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان