گفتگو با دکتر محمد مسجدجامعي – قسمت و بخش دوم علل گرايش سعودي و همچنين شيوخ خليج‌فارس به صهيونيست‌ها

گفتگو با دکتر محمد مسجدجامعي – قسمت و بخش دوم علل گرايش سعودي و همچنين شيوخ خليج‌فارس به صهيونيست‌ها

|گفتگو با دکتر محمد مسجدجامعي – قسمت و بخش دوم علل گرايش سعودي و همچنين شيوخ خليج‌فارس به صهيونيست‌ها از مسیح داراب|

به جز عوامل داخلي شيخ‌نشين‌ها به چه مقدار و اندازه و ميزان آن گرايش به خود سياست‌هاي اسرائيل برمي‌گردد؟ سياست‌هايي که در منطقه داشته است و همچنين برخوردي که با حکام شيخ‌نشين‌ها داشته است.

حدود يکي دو ماه پيش، نتانياهو در جمع افراد گروه و حزب ليکود گفت: «سياست ما در قبال اعراب، بهره بري و استفاده از منطق و همچنين سياست اقتدار و قدرت است.» يعني ما با اعراب سياست مذاکره و همچنين مجامله نداريم و همچنين از موضع اقتدار و قدرت صحبت مي‌کنيم! مي‌خواهد بگويد با اعراب آن سياست موفق است. گاهي اوقات جهت آنکه ارتباط و رابطه‌‌اي با يک کشور اصلاح يا تجديد و همچنين يا فعال مي شود، بايستي و حتما امتيازاتي داد؛ ولي اسرائيل آن را فهميده و همچنين خوب هم فهميده است که هر مقدار با اقتدار و همچنين با اقتدار و قدرت با آنها صحبت کند، موفق‌تر است؛ لذا عملا سياست آنها سياستي است متکي به اقتدار و قدرت و همچنين تحميل «امر واقع».

در طي همين مدت اخير بعد از آنکه ترامپ پايتخت شدن بيت‌المقدس را اعلام کرد، در تظاهرات بعد از آن هم نزديک به ۵۰۰ فلسطيني شهيد و همچنين بيش از ۱۳‌هزار فرد يا شخص مجروح شده‌اند که رقم خيلي زياد بالايي است. مگر فلسطيني‌ها چه تعداد خواهند بود که آن مقدار و اندازه از آنها کشته شده است؟ ولي بايد توجه داشت زيرا و به درستي که اسرائيل از موضع اقتدار و قدرت با کشورهاي عربي برخورد مي‌کند، لذا به مراتب موفق‌تر از آن هم موقعي است که احيانا از موضع مجامله و همچنين تعارف با آنها صحبت مي‌کرد! به هرحال آن پيشامد جديد خيلي استثنائي‌اي است؛ زيرا و به درستي که معمولاً ارتباط و رابطه زماني فعال مي‌مي شود که طرفين تمايل نزديک شدن را دارند؛ ولي در اينجا يک طرف به حداکثر تحکّم مي‌کند و همچنين يک طرف به حداکثر هروله مي‌کند و همچنين بلکه به سمت او مي‌دود!

تغيير موضع بعضي کشورهاي عربي علي رغم توافقنامه‌اي مثل ۱۹۶۷ سودان چرا آن تغيير خيلي عميقي است؟

دلايلش مفصل است. ۵۰ سال شمسي از آن هم توافقنامه قبل است. آن هم توافقات بر سر سه «نه» سال شمسي ۱۹۶۷ بود: «نه صلح، نه به رسميت شناختن اسرائيل، و همچنين نه گفتگو با او» و همچنين الآن در ۲۰۱۸ قرار داريم. در طي آن نيم قرن، تحولات در آن منطقه فراوان و همچنين در سطوح متنوع و گوناگون و مختلف بوده است. در صورتي که بخواهيم بگوييم که چرا، بايستي و حتما به‌دقت و همچنين با تفصيل تحولات نه تنها و فقط سياسي را، که تحولات فرهنگي و اجتماعي، امنيتي و همچنين بين‌المللي را آن هم‌گونه که در آن منطقه تحقق پيدا کرده، بررسي کردن کنيم. پاسخ کوتاه و همچنين ساده‌اي ندارد.

نقش آمريکا و همچنين اروپا در مطلوب کردن روابط شيخ‌نشين‌ها و همچنين اسرائيل و همچنين پس نتيجه آن مي شود که‌اي که مي‌خواهند به دست بياورند چيست؟

اولا سياست آن دو در زمينة بهبود رابطة اعراب و همچنين اسرائيل، يکسان نيست. مشترکات بسياري دارد، ولي يکسان نيست. نکتة دوم آن که آن سياست متناسب با آنکه در آمريکا چه جناحي اقتدار و قدرت را در دست داشته باشد، باز هم فراز و همچنين نشيب مي‌يابد. مي‌قدرت گفت کشورهاي اروپايي در مجموع به‌رغم تفاوت‌هايشان، سياست نسبتاً مشابهي را در قبال آن موضوع دارند که اسرائيل و همچنين کشورهاي عربي رابطة مناسبي داشته باشند. آنچه جهت اروپايي‌ها مطرح بوده و همچنين هست، آن است که مايلند در منطقة خاورميانه که به تعبير خيلي از اصحاب رسانه و همچنين سياسيون‌شان به اروپا نزديک و همچنين تأثيرگذار در امنيت اروپا است، تنش وجود نداشته باشد و همچنين رابطة سالم و همچنين فعالي با هم داشته باشند. به‌اعتباري از عدم تنش بين آن دو دفاع مي‌کنند و همچنين راه‌حلشان نيز آن هم مسئلة دو حکومت است، يعني حکومت اسرائيل و همچنين حکومت فلسطين.

آن که آنها به آن کار تمايل دارند يا عربها را به آن کار تشويق مي‌کنند، چند عامل دارد: يک عامل رواني است؛ آن هم مقدار که به توده شهروندان و مردم شهر مرتبط است، آن را زياد از آنها شنيده‌ام که: چرا اينها با يکديگر مي‌جنگند و همچنين چرا صلح نمي‌کنند؟ يک قسمت هم مرتبط به نخبگان سياسي و همچنين يا نخبگان امنيتي و همچنين استراتژيک است. از نظر آنها قسمت و بخش اصلي يا عامل اصلي جهت فعاليت‌هاي ضد بشري و ترويستي، همين معضل اعراب و همچنين اسرائيل است؛ لذا جهت ريشه‌‌کن کردن آن هم بايستي و حتما آن پيشامد جديد به هر صورت حل بشود. نکتة سومي که هست، زيرا و به درستي که هم اسرائيل در کرانة مديترانه است و همچنين هم کشورهاي عربي مشکل‌دار من‌جمله خود فلسطين. مديترانه بعد از سقوط شوروي، در زمان جنگ سرد معنا و همچنين مشخصاتي داشت ولي الآن معناي غيره اي يافته است.

آن هم موقع يک نوع اهميت داشت، ولي بعد از سقوط شوروي مخصوصا از اواسط دهة ۹۰ و همچنين شلوغي‌هايي که در الجزائر اتفاق مي‌افتد، بعد از آن هم در مصر زمان تبريک و مبارک و همچنين همين تيم‌هاي جهادي دهه ۹۰ و همچنين سپس مسئلة فلسطيني‌ها، دوباره به کانون داغي تغيير پيدا کردن مي‌مي شود. در حال حاضر مسئلة مهاجرت، خصوصاً از کشورهاي شمال آفريقا و همچنين آفريقاي سياه به يک پيشامد جديد واقعي تغيير پيدا کردن شده است. لذا پيشامد جديد‌ مديترانه و همچنين امنيت مديترانه و همچنين امنيت جمعي مديترانه و همچنين محيط‌زيست مديترانه، يکي از مسائلي است که خيلي مورد توجه اروپايي‌هاست. در حال حاضر دو موضوع در مديترانه موضوع اول است: يکي مسئلة مخصوصا فلسطيني‌ها و همچنين اسرائيل است و همچنين يکي هم مسئلة مهاجرت است؛ لذا واقعاً مايلند که مسئلة فلسطين و همچنين اسرائيل از نظر آنها به شکل مرضي‌الطرفيني حل بشود. کمابيش ديدگاه اروپايي‌ها آن است.

خيلي از آن مسائلي که جهت اروپايي‌ها مطرح است، اصولاً جهت آمريکا، مطرح نيست؛ همچون مهاجرت در چارچوب مديترانه، اصلا برايشان مطرح نيست. قسمتي که کمتر به آن هم پرداخته مي‌مي شود، آن است که اونجليکال‌هاي آمريکا متحدان ايدئولوژيک اسرائيل خواهند بود که تعدادشان در سالهاي اخير خيلي زياد شده است؛ يعني پيروان کليساهاي اونجليکال، کليساهاي انجيلي و همچنين تبشيري معتقدند که يهودي‌ها «قوم برگزيده» خواهند بود و همچنين حتي آمريکايي‌ها نيز مي‌بايستي و حتما در خدمتشان باشند و همچنين همانطور که صريحاً پنس ـ دست يار رياست‌جمهورـ در پارلمان اسرائيل گفت، «متناسب با خدمتي که آمريکايي‌ها به يهودي‌ها به عنوان قوم يهود مي‌کنند، به آن هم مقدار و اندازه خداوند به آنها برکت و همچنين ثروت مي‌دهد»!

اينها تيمي خواهند بود که در حال حاضر در آخر قدرتند. به فرض هم آن حکومت نباشد، ولي آن تيم هم در جامعة آمريکا و همچنين هم در سياست و همچنين امنيت آمريکا شامل نفوذ مؤثري است. البته همه آن‌روش نيستند. ولي از نظر افرادي که تمايلات اونجليکالي هم ندارند، اسرائيل يک متحد واقعي است به معني سياسي و همچنين نظامي‌اش و همچنين مي‌بايستي و حتما به هر نرخ از او دفاع مي شود. در چارچوب آن فکر کردن و انديشيدن، آنها خواهان صلح بين اعراب و همچنين فلسطيني‌ها و همچنين اسرائيل خواهند بود، البته صلحي که اسرائيل مي‌پسندد، که کلا با اروپايي‌ها فرق مي‌کند.

آن معاملة قرن، در واقع چه بازخوردهايي خواهد داشت؟

دو سه هفته پيش نمايندة اسرائيل در نهاد ملل گفت که: «در اوايل سال شمسي ۲۰۱۹ يعني سال شمسي بعدي، ابعاد و همچنين مسائل معاملة قرن روشن و همچنين گفتن خواهد شد» و همچنين مي‌گويد: «من از تفصيلش اطلاع ندارم، ولي مي‌دانم که وجود دارد و همچنين مي‌بايستي و حتما تحقق پيدا بکند.» آن معامله در مورد تحکيم موقعيت اسرائيل و همچنين پايتختي بيت‌المقدس است، حتي تا آنجا که بايستي و حتما مسجدالاقصي تخريب و همچنين به جايش معبد يهودي ساخته مي شود. آن براساس اعتقادات يهودي‌هاي افراطي و همچنين اونجليست‌ها است. يک بار هم سفير آمريکا در اسرائيل که اتفاقا يهودي هم هست، عکسي را نشان مي‌دهد که در جاي مسجدالاقصي معبد پهناور و بزرگ يهودي‌ها ساخته شده است.

آن هم «معاملة قرن» در آن باره است و همچنين هنوز ابعادش معلوم نيست؛ ولي اجمالا به آن کيفيت است. آنچه در آن بين ساخته يا ايجاد يک سکته و همچنين مشکل کرد، داستان کشتن و قتل خاشقجي بود که برنامه جذاب و جالب و خوب‌هايي را که از پيش طراحي و همچنين تنظيم شده بود، تا مقدار بسياري به هم ريخت و همچنين قسمت و بخش مهمي از مقاومت ترامپ در عدم محکوم کردن بن سلمان نيز به جهت همين طرحي است که عربستان در انجام آن هم طرح نقش خيلي زياد مهمي را ايفا مي‌کند.

روشنفکران عرب غيرمرتبط با طبقه حاکم که در مجامع بين‌الملل حرفي جهت گفتن دارند، آيا مي‌توانند تأثير منفي در آن ارتباط بگذارند؟ مثبت در صورتي که باشد با حاکميت خواهند بود. به صورت منفي‌اش چگونه و چطوري؟

آنها در جوامع بين‌المللي رسمي که جايگاهي ندارند. زيرا و به درستي که رسمي است و همچنين در آنجا افرادي که نمايندگان رسمي خواهند بود، حضور دارند. در مجامع غيره اي که غيررسمي است، هنگام و زماني که غيررسمي شد ديگر به آن هم طول و همچنين تفصيل بين‌المللي نيست. در مجامع غيررسمي، آن هم مقداري که تجربه دارم عملا در آن باره خيلي صحبت نمي‌کنند، زيرا و به درستي که فضاي آن هم نشست‌ها در آن باره نيست. همچنين فرقي بين کشورهاي آن منطقه و همچنين يا جايي مثل آفريقاي سياه يا آمريکاي لاتين وجود دارد. افرادي که از آن منطقه ها و مناطق خواهند بود در صورتي که ‌نظري دارند، بدون خجالت و همچنين صريح مي‌گويند ولي در اينجا حتي آدمهاي خيلي مسلطش از گفتن منويّات خودشان به نوعي شرم و همچنين حيا دارند!

ادامه دارد

منبع: اطلاعات

انتهای پیام

گفتگو با دکتر محمد مسجدجامعي – قسمت و بخش دوم علل گرايش سعودي و همچنين شيوخ خليج‌فارس به صهيونيست‌ها در تاریخ ۱۹۷۰-۰۱-۰۱ ۰۳:۳۰:۰۰ منتشر شده است

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان