گفتگو با حجت الاسلام و همچنين المسلمين دکتر محمد مسجدجامعي ـ قسمت و بخش اول علل گرايش آل سعود و همچنين شيخ‌هاي خليج‌فارس به صهيونيست‌ها

گفتگو با حجت الاسلام و همچنين المسلمين دکتر محمد مسجدجامعي ـ قسمت و بخش اول علل گرايش آل سعود و همچنين شيخ‌هاي خليج‌فارس به صهيونيست‌ها

|گفتگو با حجت الاسلام و همچنين المسلمين دکتر محمد مسجدجامعي ـ قسمت و بخش اول علل گرايش آل سعود و همچنين شيخ‌هاي خليج‌فارس به صهيونيست‌ها از مسیح داراب|

رآمد: در سالهاي اخير شاهد بعضي تحولات سياسي و همچنين فرهنگي و اجتماعي در ميان کشورهاي عرب حاشيه خليج فارس و همچنين عربستان بوده‌ايم که تمايل به برقراري ارتباط و همچنين صلح با رژيم غاصب و کودک کش صهيونيستي، شامل آن تحولات است؛ ارتباطاتي که با توجه به حساسيت جهان عرب در آن موضوع، در خفا آغاز گرفته بود، با رياست‌جمهوري ترامپ رو به علني شدن گذاشت و همچنين وارد مرحله جديد خود شد. سياست‌هاي خاورميانه‌اي اروپا و همچنين تعهدات ايدئولوژيک رياست‌جمهوري جديد امريکا نيز در سوق‌دادن افراد شوراي همکاري خليج‌فارس به آن پيشامد جديد قابل بررسي کردن است. گفتگو با دکتر مسجدجامعي در همين موضوع و همچنين توابع و همچنين پيامدهاي آن هم است.

گرايش به اسرائيل و همچنين ارتباط با آن هم، از کجا و همچنين چه زماني بين شيخ‌نشين‌ها، شروع شد و همچنين رشد کرد و همچنين دلايل آن مسأله را چه مي‌دانيد؟

به روش مشخص ما در طي سالهاي اخير و همچنين به‌ويژه مدتي بعد از آغاز «بهار عربي»، شاهد نوعي گرايش شيخ‌نشين‌ها و همچنين عربستان به سوي اسرائيل هستيم. عوامل بسياري در آن جريان دخالت دارد. بعضي از آنها سياسي است و همچنين مرتبط مي‌مي شود به سياست خاورميانه‌اي اوباما، سياست نرمش اوباما در مسئلة مذاکرات هسته‌اي با ايران و همچنين نوعي بي‌اعتنائي نسبت به متحدان قديمي که شيخ‌نشين‌ها و همچنين عربستان باشند.

در آن باره، اسرائيلي‌ها و همچنين مخصوصاً شخص نتانياهو رابطة با تنشي با اوباما داشتند. بخشي از دلايل آن تنش، همين سياست او همچنين در مذاکره با ايران و همچنين سياست ايراني و همچنين خاورميانه‌اي‌اش بود. آن جريان رابطة شيخ‌نشين‌ها و همچنين عربستان و همچنين اسرائيل را وارد مرحلة جديدي کرد، نه آنکه آن ارتباط و رابطه قبلا وجود نداشت، بلکه نتايج عملي چنداني نداشت. در سالهاي آخر رياست‌جمهوري اوباما، بسياري از ناظران اروپايي و همچنين آمريکايي معتقد بودند که نوعي همکاري بين امارات، عربستان، پاريس و همچنين اسرائيل وجود دارد. آن جريان ادامه يافت و همچنين آثاري هم داشت. در فاصلة سال شمسي ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ مقدار و اندازه و ميزان صادرات اسلحه از فرانسه به آن کشورها سه‌برابر شد که يکي از نتايج عملي آن همکاري‌ها بود.

آن جريان بعد از آمدن ترامپ و همچنين گروهش تغييراتي کرد و همچنين واشنگتن جايگزين پاريس شد. بعد از آن هم ارتباط و رابطه‌ شيخ‌نشين‌ها و همچنين عربستان و همچنين اسرائيل وارد مرحله جديدي ‌شد. همکاري‌هايي که قبلا ‌با پاريس بود و همچنين خيلي علني نبود، کاملا علني شد. اولين سفر خارجي ترامپ به عربستان بود و همچنين از آنجا مستقيم، يعني از آسمان عربستان به اسرائيل رفت که جهت اولين بار بود. در نشست‌ها و همچنين ملاقات‌هاي ترامپ در عربستان و همچنين همچنين سخناني که در اسرائيل گفت، آن هم همکاريي که قبل از او وجود داشت و همچنين کمابيش نيمه‌پنهان بود، کاملا آشکار شد.

آن جريان ادامه پيدا کرد. آمريکايي‌ها به‌ويژه از طريق کوشنر ـ داماد ترامپ ـ به صورت غيرقابل انتظاري به محمد پسر سلمان نزديک شدند که نتايج بسياري داشت و همچنين محصولش را در جريان «خاشقجي» مي‌بينيم. به ‌هر صورت ارتباط آنها به لحاظ سياسي وارد مرحله جديد شد؛ ولي بايد توجه داشت غير از قسمت و بخش سياسي، واقعيت‌هاي غيره اي هم در داخل شيخ‌نشين‌ها مي‌گذرد که آنها را به اسرائيل نزديک مي‌کند.

آيا آن گرايش در بين تمام سطوح جامعه وجود دارد و همچنين يا صرفا در ميان سياستمداران ديده مي‌مي شود؟

آنچه مي‌گذرد، عمدتاً در سطح نخبگان است، يعني نخبگان فکري و همچنين فرهنگي و همچنين به ‌اعتباري رسانه‌اي. شايد يک نمونة خوبش يوسف العتيبي باشد سفير امارات در واشنگتن، يا محمد بن سلمان و همچنين محمد بن زايد. اينها و همچنين همفکرانشان اسرائيل را بيش از آنکه به عنوان کشور غاصب و همچنين متجاوزي که حقوق فلسطيني‌ها را پايمال کرده و همچنين رابطة خصمانه‌اي با اعراب دارد، ببينند، به عنوان کشوري مي‌بينند که نماد علوم و همچنين تکنولوژي و همچنين دمکراسي اروپايي است. به آن لحاظ مايلند به آن کشور نزديک شوند و همچنين از قبَل آن نزديکي، آيندة بهتري را جهت خودشان و همچنين منطقه‌شان ساخته يا ايجاد بکنند؛ اتفاقا ‌در آن کار عجله هم دارند. يعني عجلة آن قسمت و بخش نخبه از عجلة قسمت و بخش سياسي در صورتي که اکثرا و بيشتر نباشد، کمتر نيست. ولي بايد توجه داشت آن بدان معني نيست که شهروندان و مردم شهر عادي هم آن‌گونه‌اند؛ قشر نخبه است که چنين نوعي حالت دارد و همچنين البته آن هم نخبه‌اي که به اقتدار و قدرت و همچنين به حکومت نزديک است، يعني نخبه‌اي که تأثيرگذار است.

در صورتي که سخنان و همچنين نظراتشان را ببينيد، کاملاً از حرفهايشان آن نقطه برمي‌آيد. شايد کمتر از يک ماه پيش، وزير فرهنگ اسرائيل، ميري ريگو به ابوظبي سفر کرد. آن خانم اتفاقا جزو افراطي‌هاي اسرائيل است و همچنين دو سال شمسي قبل سخت به امارات توهين کرده بود؛ ولي آنها از او استقبال کردند و همچنين حتي گويا جهت نخستين بار سرود ملي اسرائيل در مجموع جهان عرب، در سالن اسپورت و ورزشي ابوظبي نواخته شد!

حالا از آن بگيريد تا موارد ديگر، مانند سفر وزير راه و همچنين ترابري اسرائيل به بحرين و همچنين آن که يک جادة صلحي (به تعبير خودشان از اسرائيل) به سوي آن کشورها بکشند. يا نمونة ديگرش مرتبط به کشيدن لوله‌اي است که گاز اسرائيل را به سمت اروپا مي‌برد و همچنين از دريا خواهد گذشت و همچنين سرمايه‌گذار مهمش اماراتي‌ها خواهند بود!

اينها تنها و فقط يک اراده و تصميم راسخ سياسي نيست، بلکه شامل باره‌هاي فکري و همچنين فرهنگي و اجتماعي است، البته چنان‌که گفتم در بين نخبگاني که به اقتدار و قدرت نزديک خواهند بود. در ساليان قبل نوعي آزادي در مفهوم سنتي خودش وجود داشت، به آن معني که حاکم و همچنين حاکميت بدون آنکه از طريق دمکراتيک انتخاب شده باشد، ولي با توجه به سوابق تاريخي و همچنين قبيله‌اي انتخاب مي‌شد و همچنين مانند يک پدر کشور را اداره مي‌کرد؛ ولي بايد توجه داشت درحال حاضر، اوضاع در عموم آن کشورها به‌ويژه عربستان و همچنين امارات به نوعي درآمده که منتقدان جرأت نمي‌کنند مطلبي گفتن کنند و همچنين در صورتي که احياناً به صورت بدون واسطه و غير مستقيم هم بگويند، تحت تعقيب قرار مي‌گيرند. هم اکنون عده چشمگيري از روشنفکران، استادان و همچنين حتي شخصيت‌هاي ديني در زندان خواهند بود؛ لذا در حال حاضر آنچه وجود دارد، در عمل نخبگاني خواهند بود که موافق و همچنين در کنار رژيم حاکم خواهند بود. اينان آن‌گونه فکر کردن و انديشيدن کردن و انديشيدن مي‌کنند.

فرموديد شيخ‌نشين‌ها ديگر اسرائيل را به صورت يک کشور غاصب نمي‌بينند و همچنين اکنون او را به عنوان نماد فنّاوري علم اروپايي مي‌شناسند. علت آن تغيير نگرش چيست؟ چه چيزي در آن شيخ‌نشين‌ها اتفاق افتاده است؟

شيخ‌نشين‌ها عملاً بعد از جنگ جهاني دوم و همچنين به‌خصوص بعد از کشف و همچنين صدور نفت، به تاريخ جديد پا مي‌گذارند. آن نکتة اول. نقطه‌ دوم آن است که اينها فاقد تاريخ و همچنين فرهنگ قابل اعتنايي مانند کشورهاي عربي توسعه‌يافته‌تر همچون عراق و همچنين سوريه و همچنين مصر و همچنين مغرب و همچنين يمن خواهند بود. يک سلسله قبائلي بودند که حتي تا اوان جنگ جهاني دوم، در آن هم شرايط قرون قبل زندگي مي‌کردند و همچنين اصولا سرزمينشان هم اجازه ‌نمي‌داد که فرهنگ و همچنين تمدن بزرگي آن هم‌گونه که در دمشق و همچنين بغداد و همچنين قاهره و همچنين يا در صنعا شکل گرفت، در اينجاها شکل بگيرد.

نقطه‌ سوم آن است هنگام و زماني که کشوري پرچم و همچنين مرز و همچنين سرود ملي دارد و همچنين به عنوان کشوري مستقل شناخته مي‌مي شود، مي‌بايستي و حتما جهت خود تاريخي تعريف کند. آن جريان را در کشورهاي برخاسته از خراسان پهناور و بزرگ (به اصطلاح امروز: آسياي مرکزي) مي‌بينيد که به‌سرعت سعي کردند بعد از فروپاشي شوروي جهت خود تاريخ، هويت و همچنين فرهنگي را تعريف کنند. چنين نوعي حالت را در شيخ‌نشين‌ها هنگام و زماني که وارد تاريخ جديد شدند، مي‌بينيم. آخر آن ابتکار مرتبط به دهة ۱۹۵۰ و همچنين ۱۹۶۰ است. در آن هم موقع آنچه در ميان اعراب مسلط بودن و تسلط داشتن کمابيش همه‌جانبه‌اي داشت، مسئلة قوميت عربي و همچنين ناسيوناليسم عربي بود. البته آن انديشه که ما عرب هستيم و همچنين تاريخ پرافتخاري داريم، مدتها قبل آغاز شده بود، ولي در دهه‌هاي ۵۰ و همچنين ۶۰ قرن بيستم، به مراتب بيش از پيش، در هيجان بود، خصوصاً بعد از آن که جمال عبدالناصر به اقتدار و قدرت ‌رسيد.

به طورکلي جهت آنها قوميت عربي، عرب بودن و همچنين فرهنگ عربي، ارزش مهمي بود. حال آنکه آن به چه معناست، هدف گفتن آن هم نيست زيرا و به درستي که از بحث خارج مي‌شويم؛ اگرچه خيلي مهم است. مسئلة مهم، آن بود که با آمدن ناصر، آن قوميت و همچنين ناسيوناليسم عربي، يک بُعد سياسي و همچنين ضداستعماري و همچنين همچنين ضداسرائيلي هم پيدا کرد. ناصر در آن هم موقع قهرمان مبارزة با استعمار و همچنين همچنين قهرمان مبارزه با ديکتاتوري‌هاي سنتي بود. شيخ‌نشين‌ها آن هم چيزي که مي‌خواستند، آن هم قوميت عربي بود. جهت مثال يک اماراتي نمي‌توانسته بود بگويد که: «من اماراتي هستم»؛ زيرا و به درستي که اماراتي بودن معني نداشت؛ ولي مي‌توانسته بود بگويد که: «من عرب هستم»؛ لذا به‌سرعت قوميت عربي را جذب کردند. مشکل، بُعد سياسي آن قوميت بود که تا جنگ ۶۷ به صورت کج‌دار و همچنين مريز با قسمت و بخش سياسي و همچنين ترقي‌خواه قوميت عربي، به اعتباري مدارا مي‌کردند و همچنين مطلوبشان قسمت و بخش تاريخي و همچنين فرهنگي آن هم بود که به‌شدت جذب شد.

بعد از جنگ ۱۹۶۷ اصولاً قوميت عربي آن هم تعهد و همچنين صبغه و همچنين ويژگي سياسي‌اش را از دست داد و همچنين از آن هم پس ديگر قوميت عربي تغيير پيدا کردن به «هويت» آنها شد که در آن هم زمان آخر آن قوميت‌گرايي در کويت ديده مي‌شد. کمک‌هاي کويت به کشورهاي عربي جهت عمق بخشيدن به قوميت عربي، رقمهاي کلاني است. آن ماجرا ادامه پيدا کرد و همچنين تا قبل از داستان «بهار عربي»، مشکلي با آن هم نداشتند (اگرچه اشغال کويت مشکلاتي هويتي خصوصاً در کويت ساخته يا ايجاد کرد).

در طي آن نيم قرن که با قوميت عربي زيستند، تحولات فراواني مخصوصا در طبقة مرفه‌تر ساخته يا ايجاد شد که عمدتا فکري بود. در داخل آن جوامع به دليل آن هم رفاه حاکم و همچنين ارتباط‌هاي برون‌مرزي‌، بازشدن جامعه و همچنين به صحنه آمدن نسل جديد، اوضاع فکري جديدي را به وجود مي آورد؛ خاصه آنکه در عموم آن کشورها به‌ويژه در شيخ‌نشين‌هاي ثروتمندتر، نسل جديد بيش از آن که در خانواده (به معني سنتي خودش) تربيت بشود و همچنين رشد بکند، زير نظر مستخدمان مختلفي که از کشورهاي متنوع و گوناگون و مختلف به‌خصوص از هند و همچنين آسياي دور و همچنين بعضاً از اروپا مي‌آمدند، رشد و همچنين پرورش پيدا مي‌کند. در مطالعاتي که انجام گرفته، آن نقطه هست که نسل جديد حتي مقدار و اندازه و ميزان تسلطش به زبان مادري خيلي زياد ضعيف است؛ زيرا و به درستي که در محيط طبيعي خانواده پهناور و بزرگ نشده است.

آن اوضاع فکري جديد، نگاه آن نسل را و همچنين فضاي ذهني او را عوض مي‌کند؛ يعني فضايي که قبلا ‌به عنوان يک اماراتي يا عربستاني ويا کويتي، ‌بر اساس آن هم دنيا، غرب، شرق (به معني شوروي و همچنين متحدانش) و همچنين اسرائيل را مي‌ديد، عوض شده و همچنين آن فضاي ذهني، عميقاً تحت تأثير ارتباطات، ثروت و همچنين سبک زندگي جديدي قرار دارد که ثروت نفتي به ارمغان آورده است.

در آن چارچوب جديد، اصولا تلقي‌شان نسبت به مسائل متنوع و گوناگون و مختلف، و همچنين ازجمله نسبت به حتي اسلام، تغيير مي‌کند. حالا به صورت معترضه آن را بگويم: يکي از شخصيت‌هاي اماراتي مقاله‌اي نوشته بود با عنوان «قليل من الدين لا يضرّ» (استفادة محدود از دين زيان‌آور نيست)! پيشامد جديد آن است که آن مقاله نماد يک فکر کردن و انديشيدن است. آن سخن يک روشنفکر نخبة لبناني يا مصري نيست، سخن يک اماراتي است که اصلا پيشتر جهت او آن حرفها معنا نداشت و همچنين به لحاظ تاريخي فاقد چنين مباحثي است.

يا شيخ سلطان آل نهيان که به عنوان نماينده حکومت امارات جهت افتتاح يک معبد پهناور و بزرگ هندو در ابوظبي، شرکت مي‌کند که اتفاقا‌ زمين معبد را خود حکومت امارات بخشيده بود، او در ابتداي سخنانش گفت: «أعبدُ رام» (من رام را مي‌پرستم) که از خدايان هندوست! عربها در ابتداي صحبتشان معمولا «بسم‌الله الرحمن الرحيم» مي‌گويند. حتي در دورة بعثي‌ها در عراق، تمام اطلاعيه‌هاي رسمي‌شان با آن آيه شروع مي‌شد. آن امر در بين عربها مرسوم است. آن پيشامد جديد قبل از جنبة مذهبي‌اش، جنبة عربي دارد. البته آن سخن او واکنش‌هايي را به‌دنبال داشت.

يا مثلاً سخنان يوسف ‌العتيبي که مي‌گويد: مشکل ما با قطر «مشکلي فلسفي» است! آن نشان مي‌دهد واقعا يک سلسله تحولاتي در فکر کردن و انديشيدن کردن و انديشيدن و همچنين ذهن آنها ساخته يا ايجاد شده و همچنين در چارچوب ذهنيت موجود، خيلي از مسائل به‌ روش متغاير و متفاوت با قبل ديده مي‌مي شود، از‌جمله مسئلة اسرائيل. والا «فلسفه» به هر معنا که در نظر بگيريد، در بين شيخ‌نشين‌ها ـ به جز بحرين ـ هيچ‌گاه هيچ جايگاهي نداشته است. البته آن بحث مفصلي است و همچنين من سعي کردم خيلي خلاصه بگويم.

جهت مثال چه پيشرفت‌هايي در اسرائيل چشمگير است که عامل جذب آن نخبگان شده است؟

آن که قابل بحث نيست! قسمت و بخش متخصصاني که در اسرائيل خواهند بود، نسبت به جمعيتش، در دنيا بالاترين است، ولي بايد توجه داشت آن امردر قبل هم وجود داشته است.

امکان آن که اسرائيل بعد از آنکه به منافعش رسيد آن کشورها را رها کند وجود دارد؟ مثل کاري که فرانسه با ليبي انجام داد.

واقعيت آن است که عربها تصور مي‌کنند حال که اسرائيل از ارتباط با آنها خوشحال است و همچنين حتي گاهي از آنها تمجيد مي‌کند، داستان به همين کيفيت ادامه خواهد داشت؛ در صورتي که اسرائيل از آن مرحله که بگذرد، تغيير پيدا کردن مي‌مي شود به کشوري که به عربها ديکته مي کند که چه بکنند، چه نکنند، چه بگويند، چه ‌بايستي و حتما انجام بدهند، چه ‌نبايد انجام بدهند.يک نمونة خوبش، خبرنگاري اسرائيلي به نام ايدي کوهن است که با ضاحي خلفان (رياست سابق پليس دوبي)، به علت انتقاد خلفان از اسرائيل، درگيري لفظي پيدا مي‌کند و همچنين پرده از دست داشتن او همچنين در ترور فرمانده ارشد حماس در دوبي برمي‌دارد و همچنين به بدترين و همچنين گزنده‌ترين شکل ممکن از او انتقاد مي‌کند و همچنين بلکه او را به افشاي اسرارش تهديد مي‌کند؛ تهديدي که دهان خلفان را که ويژگي مهم او هتاکي است، بست و همچنين عقب نشست. يعني چنين نيست که زيرا و به درستي که نخست‌وزير اسرائيل اظهار خوشحالي مي‌کند که ما با آن کشورها ارتباط و رابطه‌مان را شروع مي‌کنيم و همچنين رابطة خوبي داريم، بلکه زماني که مسلط بشوند، رفتاري به‌مراتب سخت‌تر از آن هم رفتاري را خواهند داشت که اروپايي‌ها با آنها دارند!

آيا در بين شيخ‌نشين‌ها گرايش به ارتباط با اسرائيل، يکسان و همچنين به يک صورت است؟

آنچه در مورد شيخ‌نشين‌ها و همچنين عربستان گفتم، جنبة عمومي‌اش بود و همچنين به آن معني نيست که همه‌ آن کشورها برخورد يکساني با موضوع اسرائيل دارند. واقعاً متغاير و متفاوت خواهند بود؛ آن تفاوت را به ‌روش خلاصه، در مورد هر يک مي‌گويم.

در مورد عربستان، واقع آن است که آن تصميمي است که سلمان و همچنين پسرش و همچنين همچنين تيمي که در خاندان سلطنتي خواهند بود، گرفته‌اند؛ زيرا عربستان کشوري خاص است و همچنين همه‌چيز از بالا انجام مي‌مي شود و همچنين تحقق مي‌يابد. حتي در قبل هم که رژيم حالت ديکتاتوري به معني امروزينش را نداشت، به همين صورت بود؛ يعني در طبقات بالاي اقتدار و قدرت‌به‌دست است که اراده و تصميم راسخ‌ها گرفته مي‌مي شود و همچنين واقعيت‌هاي فرهنگي و اجتماعي انعکاسي در تصميمات آنها ندارد. مهمترين دغدغة افرادي که اکنون در مسند اقتدار و قدرت خواهند بود (و همچنين البته همه ‌آنها سياسي نيستند، بعضي امنيتي و همچنين نظامي و همچنين بعضي هم به‌ اعتباري رسانه‌اي و همچنين حتي تا مقدار و اندازه‌اي ديني خواهند بود)، ايران است.

نکتة ديگر آن است که مي‌خواهند به ترامپ که از نظر آنها فرد خيلي زياد ايده‌آلي است، هرچه اکثرا و بيشتر نزديک شوند. خوب است جهت روشن شدن مطلب، آن را بگويم که: اوباما دو بار در طي دو دوره رياستش به عربستان سفر کرد. تيپ شخصيتي اوباما که احتمالا تا مقداري ريشه‌هاي شرقي‌اش در آن هم تأثيرگذار بود، به نوعي بود که در زمان ديدار با ملک‌عبدالله هنگام و زماني که با او دست داد، تواضع کرد و همچنين تا کمر خم شد، درست به عکس ترامپ. او زماني که آمد، به گونه‌اي طلبکارانه برخورد کرد، بعد از آن هم‌هم گفت: «من کسي هستم که رفتم عربستان و همچنين خم هم نشدم!» سران عربستان آن را به او ترجيح مي‌دهند؛ يعني فردي را که بخواهد اعمال اقتدار و قدرت بکند و همچنين حتي توهين کند و همچنين بگويد: «اينها مانند گاو شيرده خواهند بود که بعد از آنکه شيرش تمام شد، آن هم را ذبح مي‌کنيم»! لذا ترامپ جهت آنها يک هدية آسماني است و همچنين مي‌خواهند هرچه اکثرا و بيشتر خودشان را به او نزديک کنند و همچنين از قبَل آن نزديکي، به خودشان مصونيت و همچنين موقعيّت ببخشند.

نقطه ديگر آنکه بزرگان و رهبران آن منطقه به‌ويژه در آن هم حالت غرور جواني، اهدافي به‌مراتب فراتر از ظرفيت‌هاي واقعي جهت خودشان تعريف مي‌کنند. از قذافي و همچنين صدام گرفته تا بن‌سلمان. فرض کنيد برنامة ۲۰۳۰ عربستان، يا شهرستان نيوم و همچنين يا اولين کسي که عضو شهر است افتراضي. به روش کلي برنامه جذاب و جالب و خوب‌هايي که به لحاظ اقتصادي و همچنين توسعه‌اي و همچنين مسائل توريستي که جهت خودشان تعريف مي‌کنند و همچنين يا توليد اسلحه، اينها کاملا فراتر از ظرفيت‌هاي واقعي آنهاست. زيرا و به درستي که نمي‌توانند و همچنين شرايط ايجاب نمي‌کند که به آن هم اهداف برسند، نارضايتي ساخته يا ايجاد مي‌مي شود و همچنين آن هم نارضايتي، ديکتاتوري اينها را تشديد مي‌کند و همچنين شهروندان و مردم شهر را ناراضي‌تر مي‌سازد.

در مورد کويت، شرايط کاملا با بقية شيخ‌نشين‌ها متغاير و متفاوت است. هم تاريخ متفاوتي دارد و همچنين همسايگي با عربستان و همچنين ايران و همچنين عراق، جهت او موقعيت ويژه اي ساخته يا ايجاد کرده است. ساختار داخلي و همچنين توزيع جمعيتي و همچنين ويژگي پارلماني و همچنين رسانه‌اي‌اش متغاير و متفاوت است؛ بنابراين کويت به دلايل مختلفي که مفصل است، آخرين کشوري در بين اينها خواهد بود که ارتباط و رابطه‌اش را با اسرائيل فعال مي‌کند.

ولي بايد توجه داشت بحرين، در حال حاضر زاييدة عربستان است، و همچنين لذا سياست مستقلي ندارد، از‌جمله در زمينة نزديکي به اسرائيل؛ بنا بر آن آن هم سياستي را درپيش مي‌گيرد که عربستان به او توصيه مي‌کند و همچنين درنهايت در چارچوب فکر کردن و انديشيدن عربستاني، سياست‌هايش را تعريف مي‌کند.

در مورد امارات، آن کشور پديدة ويژه اي شده است. کشوري که تا حدود ده ‌سال شمسي پيشتر از محافظه‌کارترين کشورها در زمينة سياست خارجي بود، به ناگهان به يک کشور توسعه‌طلب تغيير پيدا کردن شده است. لذا به صورت نامفهومي فراتر از ظرفيت خودش در درياي سرخ، سومالي و همچنين جيبوتي و همچنين حتي در يمن و همچنين ليبي و همچنين تونس دخالت‌هايي کرد و همچنين يک سلسله مشکلاتي هم برايش ساخته يا ايجاد شد که ادامه خواهد يافت؛ لذا امارات به واقع در شرايط عادي نيست. سياست گرايش به اسرائيلش هم به دليل شرايطي که دارد، عملا قوي‌تر و همچنين عميق‌تر از ديگران است و همچنين آن روند ادامه مي‌يابد.

در مورد قطر، قطر اولين کشور خليج فارسي است که در اوايل دهة ۹۰ صريحاً رابطة تجاري با اسرائيل را آغاز کرد و همچنين رفتار و همچنين آمدهاي رسانه‌اي‌اش آغاز شد و همچنين بعضاً شخصيت‌هاي اسرائيلي در کنفرانس‌هايي که در آن کشور برگزار مي‌شد، شرکت مي‌کردند؛ ولي در حال حاضر قطر سياست خارجي‌اش را در چارچوب «فکر کردن و انديشيدن اخواني» شکل مي‌دهد و همچنين مي‌کوشد رابطة متوازني با همه داشته باشد. البته نمي‌خواهم بگويم مدل قطر، ترکيه است، ولي سياست خارجي‌اش در مورد اسرائيل تا مقدار بسياري مثل ترکية اردوغان است.

در مورد عمان، عمان يک کشور منزوي‌شده به لحاظ تاريخي است و همچنين به لحاظ جغرافيايي در منتهي‌اليه شرق عربي قرار دارد. معظلات و مسائل و مشکلات داخليي که مخصوصا در دهة ۱۹۶۰ و همچنين ۱۹۷۰ داشت، مانند مسئلة ظفار و همچنين مسائل متنوع و گوناگون و مختلف ديگر، هويت موجود و همچنين سياست خارجي آن کشور را به شکل ويژه اي درآورده است؛ جهت نمونه موقعي که در ۱۹۷۸ سادات به اسرائيل رفت، همة کشورهاي عربي با مصر قطع ارتباط و رابطه کردند، به جز عمان. منظور آن است که از قبل ويژگي ويژه اي داشته است. در سالهاي اخير عمان تحت فشار سعودي‌ها بود و همچنين از زمان جنگ يمن، آن فشار به‌مراتب اکثرا و بيشتر شده است؛ بنابراين سياست گرايش به اسرائيل او (که در چارچوب سفر نتانياهو به آنجا انجام شد) عمدتا جهت حفظ موقعيت خود در مقابل فشارهايي است که عربستان و همچنين تيم عربستان در مجموعة خليج فارس به عمان وارد کرده‌اند و همچنين مي‌کنند.

ادامه دارد

codex27x

 

انتهای پیام

گفتگو با حجت الاسلام و همچنين المسلمين دکتر محمد مسجدجامعي ـ قسمت و بخش اول علل گرايش آل سعود و همچنين شيخ‌هاي خليج‌فارس به صهيونيست‌ها در تاریخ ۱۹۷۰-۰۱-۰۱ ۰۳:۳۰:۰۰ منتشر شده است

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان