انتقاد آیت الله مظاهری از کم شدن مباحثه بین طلاب

%name انتقاد آیت الله مظاهری از کم شدن مباحثه بین طلاب

شفقنا- حضرت آیت الله مظاهری گفت: یکی از اشکالات بعضی طلبه‌های زمان حاضر که به جایگاه علمی حوزه‌ها نیز ضربه می‌زند، این است که مباحثه بین آنها کم شده است درحالیکه طلبه باید با اشخاص متدیّن که درس را خوب فهمیده‌اند و همچنين انعطاف‌پذیر هم خواهند بود، مباحثه کنند تا مباحث و مطالب درسی در ذهن آنان تحکیم گردد.

به به گفته شفقنا، رئیس حوزه علمیه اصفهان در درس اخلاق خود با موضوع سه اسلحۀ مبارزه با شیاطین، از دیدگاه امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه» گفت: مرحوم صدوق«رحمت‌الله‌علیه»در روایتی، از امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه»نقل می‌کند که می‌فرمایند: «مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ و همچنينَاعِظٌ مِنْ‏ قَلْبِهِ‏ و همچنينَ زَاجِرٌ مِنْ‏ نَفْسِهِ‏ و همچنينَ لَمْ یَکُنْ لَهُ قَرِینٌ مُرْشِدٌ اسْتَمْکَنَ عَدُو همچنينُّهُ مِنْ عُنُقِهِ»[۱]

در صورتي که کسی دل متنبّهی نداشته باشد، در صورتي که کسی نفس لوّامه نداشته باشد و همچنين در صورتي که کسی رفیق خوب نداشته باشد، دشمنش را بر گردن خود سوار کرده است.

منظور از دشمن در این روایت، شیطان است. یعنی آنکه از این سه سلاح بهره نگیرد، شیطان انسی یا شیطان جنّی، او را می‌برد آنجا که خاطر خواه اوست. از این‌رو امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند که آدمی برای رویارویی با شیاطین، که نتیجۀ آن هم رستگاری است، به سه اسلحه نیاز دارد؛ قلب بیداری که او را متنبّه سازد، وجدان یا نفس لوّامه‌ای که در وقت گناه ملامتش کند و همچنين همراه صالحی که او را ارشاد نماید.

سلاح اوّل، قلب بیدار و همچنين موعظه‌گر است. قلب بیدار به ما یادآوری می‌کند که: همه‌جا محضر خداست، ما در محضر خداییم، ادب حضور باید مراعات مي شود. یعنی عمق جان ما، دل ما، ما را راهنمایی می‌کند. تمام ذکرها، وردها و همچنين عبادت ها، به خاطر این است که قلب انسان او را راهنمایی کند. در صورتي که خداوند سبحان بر اقامۀ نماز تأکید دارد، به همین خاطر است: «و همچنينَأَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْری‏»[۲]، در صورتي که روزه را واجب کرده، برای همین است: «اَلصَّومُ لِی و همچنينَ اَنَا اُجزَی بِهِ»[۳]، و همچنين بالأخره هرچه هست، برای این است که انسان از قلب بیداری برخوردار گردد که آن هم قلب، او را متوجّه سازد. ظاهراً در صورتي که بگوییم: همۀ عبادات، برای این است که حال توجه برای انسان پیدا مي شود، اشتباه نگفته‌ایم. مثلاً در صورتي که به ما گفته‌اند که باید «ذکر زبانی» داشته باشیم و همچنين آن هم ذکر زبانی کم‌کم «ذکر دل» مي شود تا به تدریج به «ذکر عملی» برسیم، برای چیست؟ برای خاطر اینکه ما همیشه یک منبّه و همچنين بیدار کننده‌ای در درون خود داشته باشیم. ذکر کاربرد و همچنين تأثیر فراوانی در پیشرفت معنوی انسان دارد. بی‌جهت نیست که یکی از اوّلین دستورات سلوکی علمای علم اخلاق، مداومت بر ذکر است. قرآن کریم نیز به‌روش جدّی از انسان می‌خواهد که دائماً اهل ذکر باشد: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً و همچنينَ سَبِّحُوهُ بُکْرَهً و همچنينَ أَصیلاً»[۴].

این آیۀ شریفه از آیات مهم قرآن است و همچنين نزد اهل سیروسلوک، بسیار اهمیّت دارد. امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه» در ذیل این آیه می‌فرمایند: پروردگار عالم هرچه از انسان خواسته، به‌صورت محدود خواسته است، ولي بايد توجه داشت ذکر را نامحدود و همچنين بی‌شمار می‌خواهد. ایشان می‌فرمایند: در روزه، حج و همچنين سایر اعمال و همچنين عبادات، محدودیتی هست و همچنين تنها عملی که خداوند تعالی به تعداد کم آن هم راضی نیست و همچنين نامحدود می‌خواهد، ذکر می‌باشد.[۵]

ذکر دائمی، یعنی قلب بیدار؛ و همچنين قلب بیدار، یعنی توجه؛ و همچنين انسان باید دوام توجه داشته باشد. البته دوام توجه برای همه نمی‌مي شود، ولي بايد توجه داشت به هر مقدار و اندازه که می‌مي شود، باید برای آن هم تلاش کرد.  این دوام توجه از اوجب واجبات است. جملۀ «سَبِّحُوهُ بُکْرَهً و همچنينَ أَصیلاً» در آیۀ شریفه، از باب مثال است؛ یعنی مرادش تنها و فقط این نیست که صبح و همچنين شام به یاد خداوند تبارک و تعالي باشید، بلکه منظور این است که انسان باید دائم الذکر باشد و همچنين دوام توجه داشته باشد. در اثر دوام توجه، انسان قلب بیدار پیدا می‌کند. این قلب به او تذکّر می‌دهد و همچنين بیدارش می‌کند؛ گاهی تذکّر و همچنين تنبّه او نسبت به معاد و همچنين قیامت است، گاهی به مبدأ توجه می‌دهد، گاهی نیز متذکّر سعادت و همچنين رستگاری می‌مي شود.

ارزش توجه و همچنين تذکّر، بنابر روایتی از امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه» از یک سال شمسي عبادت بیشتر است: «تَفَکُّرُ سَاعَهٍ خَیْرٌ مِنْ عِبَادَهِ سَنَه»[۶]. آن هم حضرت در ادامه، آیۀ شریفۀ «إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب»[۷] را تلاوت فرموده‌اند. ‏

در روایت دیگری، راوی می‌گوید از امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه» پرسیدم: انسان چگونه بیندیشد تا تفکّر او از عبادت برتر باشد؟ فرمودند: بر خرابه‏ ها و همچنين منزل و خانه ‏ها عبور کند و همچنين با اندیشه بگوید: ساکنین تو کجایند؟ سازندگان تو چه شدند؟ تو را چه شده؟! چرا سخن نمى ‏گویى و همچنين پاسخ نمى‏ دهى؟![۸]؛ یعنی تفکّر باید همراه با عبرت باشد.

عبادت‌ها نیز معمولاً بدون فکر کردن و انديشيدن کردن و انديشيدن است، بدون توجه و همچنين بدون حضور قلب است. کمتر کسی می‌تواند ادعا کند یک نماز با حضور قلب خوانده است که در آن هم از اوّل «الله اکبر» تا «السلام علیکم» توجه داشته است. در حالی که حضور قلب را جدّاً از همه خواسته‌اند. امام و پيشوا باقر«سلام‌الله‌علیه» از قول اجداد خویش و همچنين ایشان از قول امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» فرموده‌اند: «إِنَّمَا لِلْعَبْدِ مِنْ صَلَاتِهِ مَا أَقْبَلَ عَلَیْهِ مِنْهَا بِقَلْبِه»‏[۹]؛ براى بنده آن هم نمازش به حساب می‌آید و همچنين قبول می‌مي شود که در آن هم حضور قلب‏ داشته است. امام و پيشوا پنجم در روایت دیگری فرموده‌اند: گاهی از نماز بندگان، نصف یا یک سوّم یا یک چهارم یا یک پنجم آن هم بالا مى ‏رود. یعنی تنها مقدارى از نماز که با حضور قلب خوانده، بالا مى‏رود. ما مأمور به خواندن نمازهای نافله شده‌ایم تا بدین ترتیب، نقائص نمازهای واجب تتمیم و همچنين تکمیل مي شود.[۱۰]

پس عبادت، حضور قلب و همچنين توجه می‌خواهد تا ارزش خود را بیابد. در اثر این توجّه‌ها و همچنين تفکّرها و همچنين مداومت بر آن هم، قلب بیدار برای انسان پدیدار می‌گردد که به فرمودۀ امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه» یک واعظ و همچنين راهنمای درونی برای آدمی است و همچنين به منزلۀ سلاحی برای مبارزه با شیاطین، کاربرد و همچنين تأثیر دارد.

سلاح دوّم، طبق روایت امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه» نفس لوّامه است: «و همچنينَ زَاجِرٌ مِنْ‏ نَفْسِهِ». نفس لوّامه، به مقدار و اندازه‌ای اهمیّت دارد که پروردگار عالم در قرآن شریف، آن هم را در کنار روز قیامت قرار داده و همچنين به هر دو قسم خورده است: «لا أُقْسِمُ بِیَو همچنينْمِ الْقِیامَهِ، و همچنينَ لا أُقْسِمُ بِا لنَّفْسِ اللَّو همچنينَّامَه»[۱۱].

وجدان اخلاقی یا نفس لوّامه، آدم را سعادت‌مند می‌کند، حتی به او دوام توجه می‌دهد. واژۀ «لوّامه» صیغۀ مبالغه است. این نیرو، در موقع گناه، اوّلاً تحذیر می‌کند و همچنين نسبت به گناه، به انسان تذکر می‌دهد. ثانیاً در صورتي که کسی به سمت گناه رفت و همچنين وارد آن هم شد، از ادامۀ گناه منع می‌کند، یعنی عمق جان انسان، در درون او، مرتب هشدار می‌دهد و همچنين می‌گوید: گناه نکن، بدبخت می‌شوی! این حرف را بر زبان نیاور، غیبت و همچنين تهمت را ادامه نده، گناه است و همچنين گناه زندگی را تباه می‌کند. سوسوی وجدان عمل می‌کند و همچنين  با هشدار و همچنين تهدید، سعی می‌کند انسان را از ارتکاب گناه باز دارد. ثالثاً چنانچه کسی مرتکب گناه شد، او را ملامت می‌کند تا جبران کند. با سرزنش، از درون او فریاد می‌زند که چرا گناه کردی؟ چرا چنین شد؟ چرا مرتکب نافرمانی خداوند شدی؟ فوراً جبران کن و همچنين از گناه و همچنين اشتباه خود برگرد.

نفس لوّامه، در به‌جا آوردن اعمال نیک و همچنين خوبی‌ها نیز به همین ترتیب عمل می‌کند: ابتدا ترغیب و همچنين تشویق به انجام عمل شایسته می‌کند. در هنگام عمل، تحریص می‌کند و همچنين بعد از عمل نیز، انسان را برای انجام عمل پسندیده، تحسین می‌‌نماید.

در صورتي که نفس لوّامه در درون انسان باشد و همچنين سوسوی وجدان در نهاد کسی خاموش نشود، کاربرد و همچنين تأثیر به‌سزایی در سعادت و همچنين رستگاری دارد. امّا متأسفانه نفس لوّامه بسیار ضربه‌پذیر است، یعنی غفلت، نفس لوّامه را از کار می‌اندازد. غفلت روی غفلت، سبب می‌مي شود که ناگهان انسان دریابد نفس لوّامه در درونش از کار افتاده است. هشدارهای وجدان خاموش شده و همچنين عمل نمی‌کند. در پی آن هم، برای اهمیّت به نماز شب ترغیب و همچنين تحریص نمی‌مي شود، لذا خواب بر نماز شب مقدم می‌مي شود. انگیزه‌ای برای عمل به قانون مواسات و همچنين خدمت به خلق خداوند تبارک و تعالي ندارد، زيرا و به درستي که تشویق درونی آن هم تعطیل شده، از این‌رو خودخواهی و همچنين خودگرایی، جای دیگر گرایی را می‌گیرد و همچنين خود را بر همه ترجیح می‌دهد. هنگام ارتکاب گناه نیز هیچ پند دهنده و همچنين راهنمایی از درونش او را تحذیر، تهدید و همچنين ملامت نمی‌کند. در این صورت، دچار تکرار گناه می‌مي شود و همچنين رفته رفته، عادت به گناه پیدا می‌کند؛ به جایی می‌رسد که اقتدار و قدرت ایستادگی در برابر گناه را ندارد و همچنين از روی عادت، مرتکب معصیت می‌مي شود. مثلاً برخی اشخاص عادت به دروغ‌گفتن دارند، حتی در صورتي که مجبور نباشند و همچنين منفعتی هم بر آن هم مترتّب نشود، به‌روش عادی دروغ می‌گویند. در حالی که گناه دروغ خیلی پهناور و بزرگ است، نه دروغی که مفسده داشته باشد، آن هم که قبیح‌تر این حرف‌ها است، بلکه همین دروغ معمولی گناهش خیلی پهناور و بزرگ است. رسول خداوند تبارک و تعالي«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» فرمودند: هنگامی که مؤمن دروغ بگوید، ملائکه او را لعنت می‌کنند و همچنين بوی بد و همچنين نامطبوع دروغ او به عرش می‌رسد و همچنين حملۀ عرش نیز بر او لعنت می‌فرستند.[۱۲]

در صورتي که نفس لوّامه در درون انسان زنده نباشد و همچنين کار نکند، دروغ، غیبت، تهمت، حق‌ّالنّاس و همچنين سایر گناهان برای او عادی می‌مي شود. ده ‌تا غیبت می‌کند، مثل اینکه اتفاقی نیفتاده، توجه به عظمت گناهش ندارد. ده ‌تا دروغ می‌گوید، دروغ به زن و همچنين بچه‌اش، دروغ به رفیقش، دروغ به دیگران، گویا حرف معمولی می‌زند و همچنين خودش نمی‌فهمد با این دروغ‌ها چه عاقبت خطرناکی برای خودش رقم می‌زند. دست خودش هم نیست، عادت به گناه کرده است. به یک پیرمرد گفتند: چرا چشم چرانی می‌کنی؟ گفت: می‌خواهم نگاه نکنم، نمی‌توانم، دست خودم نیست. وقتی گناه برای انسان عادت شد، حال توبه نیز پیدا نمی‌کند. کم پیدا می‌مي شود کسی عادت به گناه داشته باشد و همچنين حال توبه پیدا کند.

مرتبۀ خطرناک‌تر که بعد از عادت به گناه پدید می‌آید، توجیه گناه است. گناه می‌کند و همچنين زيرا و به درستي که نفس لوّامه ندارد که او را سرزنش کند، دست به توجیه گناه می‌زند و همچنين برای آن هم علتی می‌تراشد. چنین کسی با توجیه، گناهان و همچنين اعمال ناپسند خود را به‌عنوان کار خیر مرتکب می‌مي شود. گاهی ديدن می‌مي شود افرادی، دروغ، غیبت، تهمت و همچنين اهانت را بر خود واجب مى ‏دانند، آبروریزی را فضیلت می‌شمارند و همچنين مثلاً به‌عنوان غیبت یا تهمت یا اهانت سیاسی، گناه خود را توجیه می‌کنند.

بدتر از آن هم وقتی است که انسان از گناهش لذّت ببرد، یعنی به‌جای ملامت نفس لوّامه، هنگام ارتکاب گناه، با تحسین نفس محسّنه مواجه گردد. در این مرتبه، نفس لوّامه به نفس محسّنه تبدیل می‌مي شود و همچنين انسان را به ارتکاب گناه تشویق کرده، گناه را در نظر او شیرین جلوه می‌دهد تا از آن هم لذّت ببرد.[۱۳]

همۀ این مصیبت‌ها از خاموش شدن نفس لوّامه یا وجدان اخلاقی در وجود انسان نشأت می‌گیرد. در صورتي که نفس لوّامه در وجود انسان زنده باشد، با تهدید و همچنين هشدار و همچنين ملامت، بالأخره او را از ارتکاب گناه باز می‌دارد. خوشا به حال آن هم کسانی که نفس لوّامه دارند، یعنی از یک منبع درونی و همچنين یک راهنمای باطنی برخوردارند که برای آنها نیروی کنترل‌کننده ‌است و همچنين انصافاً خوب کنترل می‌کند. راه زنده ماندن نفس لوّامه، آن هم است که به هشدارها و همچنين تذکراتش گوش دهیم. به ملامتش توجه کنیم و همچنين از او متابعت داشته باشیم، وگرنه خاموش می‌مي شود و همچنين می‌میرد.

سلاح سوّم، برای مقابله با شیاطین، طبق کلام نورانی امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه»، رفیق و همچنين همراه صالح است که انسان را ارشاد و همچنين راهنمایی می‌کند: «قَرِینٌ مُرْشِدٌ».

رفیق خوب، برای کسب هر موفقیّتی مفید است. علمای پهناور و بزرگ علم اخلاق، نظیر بررسي کننده و پروهشگر همدانی، مرحوم کربلایی و همچنين مرحوم آقای قاضی«رحمت‌الله‌علیهم»، فرموده‌اند که در صورتي که انسان نصف عمر خود را یا حتی دوسوّم عمر خود را صرف یافتن یک رفیق خوب کند و همچنين در باقیماندۀ عمر، راه را به همراه او طی نماید، ارزش دارد.[۱۴]

در مسائل علمی و همچنين درسی نیز رفیق و همچنين همراه، مورد بهره بري و استفاده و نياز ضروري است. یکی از اشکالات بعضی طلبه‌های زمان حاضر که به جایگاه علمی حوزه‌ها نیز ضربه می‌زند، این است که مباحثه بین آنها کم شده است. در زمان قدیم به ما می‌گفتند: مباحثه ضروری است، برای اینکه: مال بدون تجارت، سلطنت بدون سیاست و همچنين درس بدون مباحثه، به جایی نمی‌رسد و همچنين قرین موفقیّت نخواهد بود. مطلب صحیح و همچنين ارزنده‌ای است. طلبه باید با اشخاص متدیّن که درس را خوب فهمیده‌اند و همچنين انعطاف‌پذیر هم خواهند بود، مباحثه کنند تا مباحث و مطالب درسی در ذهن آنان تحکیم گردد.

زن و همچنين شوهر نیز باید با هم رفیق باشند و همچنين با یکدلی، همراهی و همچنين ارشاد همدیگر زندگی را بسازند. اساساً یکى از بارزترین مصداق‌های دوست و همچنين رفیق، همسر و همچنين شریک زندگى است. در روایتی از امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه» نقل شده است که قدر و همچنين منزلت زن معلوم نیست، به‌عبارت دیگر، نمی‌قدرت قیمت روی زن گذاشت؛ در صورتي که صالح باشد، به اندازۀ دنیا و همچنين آنچه در دنیاست ارزش دارد و همچنين چنانچه ناصالح و همچنين بد باشد، به خاک هم نمی‌ارزد، بلکه خاک از او قیمتی‌تر است.[۱۵]

زن‏ براى شوهر و همچنين شوهر براى زن، می‌توانند رفقای همیشگى و همچنين دائمی باشند. آنها دوستانی خواهند بود که بدون تردید، در کردار، گفتار و همچنين میزان دین‌دارى یکدیگر تأثیر به‌سزایى دارند. از این‌رو در تعالیم دینی بسیار برای دقّت در انتخاب همسر سفارش شده است. پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» تأکید فرموده‌اند که ملاک در انتخاب همسر، «دین» و همچنين «اخلاق» است: «إِذَا جَاءَکُمْ مَنْ تَرْضَو همچنينْنَ خُلُقَهُ و همچنينَ دِینَهُ فَزَو همچنينِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَهٌ فِی الْأَرْضِ و همچنينَ فَسادٌ کَبِیر»[۱۶].

وقتی زن و همچنين شوهر، از دین و همچنين اخلاق برخوردار باشند، صداقت، صفا و همچنين صمیمیّت بین آنها حاکم می‌گردد و همچنين همچنين و علاوه بر اینکه زن و همچنين شوهرند، با هم رفیق‏ می‌شوند. در نتیجه، همدیگر را ارشاد و همچنين راهنمایی می‌کنند و همچنين با خیرخواهی، کاستی‌ها، نواقص و همچنين عیب‌های همدیگر را برطرف می‌سازند.

در انتخاب دوست و همچنين رفیق نیز، «دین» و همچنين «اخلاق»، ملاک خوبی است. رفیق شایسته و همچنين مونس خوب، کسی است که دین و همچنين اخلاقش مطلوب باشد و همچنين در راهنمایی و همچنين ارشاد رفیق خود کوتاهی نکند، ولی متأسفانه چنین کسی کم پیدا می‌مي شود. بعضی دوستان، متدیّن و همچنين خوش اخلاقند، خیرخواه همدیگرند، امّا در ارشاد یکدیگر دچار رودربایستی می‌شوند. مثلاً در جلسه، یک فرد يا شخص غیبت را شروع می‌کند، ولی دیگران که رفقای او و همچنين خیرخواه وی خواهند بود، از نهی از منکر او دریغ می‌کنند. باید به او بگویند: غیبت نکن یا دست کم موضوع صحبت را عوض کنند، امّا کوتاهی می‌کنند؛ یعنی مرشد و همچنين راهنمای خوبی برای همدیگر نیستند. یکدیگر را متنبّه و همچنين بیدار نمی‌کنند، عیب‌های هم را برطرف نمی‌کنند و همچنين بالأخره برای هدایت همدیگر اقدامی ندارند.

امام و پيشوا صادق«سلام‌الله‌علیه» از قول پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم»  می‌فرمایند: «الْمَرْءُ عَلى‏ دِینِ‏ خَلِیلِهِ و همچنينَ قَرِینِهِ»[۱۷]؛ یعنی دوست و همچنين همنشین انسان، می‌تواند دین، اعتقادات و همچنين باورهای او را تغییر دهد.

بدتر از آن هم، رفیقی است که موجب انحراف و همچنين گمراهی انسان مي شود. قرآن کریم، تأکید و همچنين پافشاری فراوانی برای اجتناب از رفیق بد و همچنين ناشایست دارد. شامل می‌فرماید: «یَو همچنينْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً، یا و همچنينَیْلَتى ‏لَیْتَنی ‏لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً»[۱۸]؛ کسی که در دنیا رفیق بد دارد، در قیامت، پشیمان می‌مي شود و همچنين از شدّت ندامت، مرتّب پشت دست خود را می‌گزد و همچنين می‌گوید: ای کاش من با او رفت و همچنين آمد نداشتم! ای وای، دیدی به سر من چه آورد؟ دیدی مرا جهنّمی کرد؟ سپس اقرار می‌کند که شیطان انسی یا آن هم دوست ناصالح و همچنين گناهکار، دشمن خطرناک انسان است و همچنين برای دفاع از خود می‌گوید: او مرا گمراه ساخت: «لَقَدْ أَضَلَّنی ‏عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنی»[۱۹]. بعد قرآن می‌فرماید: شیطان موجب خذلان انسان است: ‏«و همچنينَ کانَ الشَّیْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً»[۲۰]، رفیق بد، شیطان انسی است و همچنين آدمی را منحرف می‌سازد.

در آخر آیه نیز این اشخاص نفرین شده‌اند: «و همچنينَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبّ ِإِنَّ قَو همچنينْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآن همَ مَهْجُوراً»[۲۱]؛ رسول خداوند تبارک و تعالي«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» برای اینکه آنان قرآن را زیر پا گذاشته و همچنين به آن هم عمل نکرده‌اند، از آنان شکایت می‌کنند. ظاهراً در قرآن کریم این میزان نکوهش و همچنين تهدید بی‌نظیر یا بسیار کم‌نظیر است.

رسول خداوند تبارک و تعالي«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم»  می‌فرمایند: حواریون به حضرت عیسى«سلام‌الله‌علیه» گفتند: یا روح الله! با که همنشین باشیم؟ فرمود: با کسى که دیدنش تو را به یاد خداوند تبارک و تعالي اندازد و همچنين گفتارش به علم تو بیفزاید و همچنين کردارش تو را به آخرت تشویق نماید.[۲۲]

دو سورۀ آخر قرآن کریم حاوی مفاهیم عجیبی است. در سورۀ «فلق»، یک مرتبه به خداوند تبارک و تعالي پناه برده شده است، برای دو سه چیز: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق‏»[۲۳]، خدایا پناه می‌برم به تو از چه؟ «مِنْ شَرِّ ما خَلَق‏»[۲۴]، از شرّ شهروندان و مردم شهر پناه به تو می‌برم. بعد می‌فرماید: «و همچنينَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِی الْعُقَدِ»[۲۵]؛ خدایا پناه می‌برم به تو در وقتی که زن وسوسه کند، تحریک کند، غریزۀ جنسی تحریک مي شود، و همچنين بالأخره: «و همچنينَمِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَد»[۲۶]، پناه می‌برم به تو در وقتی که حسادت حسود گل کند. در این سوره، یک مرتبه به خداوند پناه می‌بریم از سه‌چهار چیز خیلی مهم.

ولي بايد توجه داشت در سورۀ «ناس»، دوسه مرتبه پناه به خداوند تبارک و تعالي می‌بریم، از رفیق بد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ، مَلِکِ النَّاسِ، إِلهِ النَّاس‏» از چه پناه به خداوند تبارک و تعالي می‌بریم؟ «مِنْ شَرِّ الْو همچنينَسْواسِ الْخَنَّاسِ»[۲۷]، از رفیق بد، جنّی باشد یا انسی، آنکه بتواند وسوسه کند، یعنی رفیق ناباب از هر حسودی بدتر است، شرّ او نیز از شرّ هر کسی یا هر چیزی خطرناک‌تر است. حتی از شرّ غریزۀ جنسی مضرتر است. و همچنين بالأخره رفیق بد، چه شیطان انسی و همچنين چه شیطان جنّی، خیلی خطر دارد. از این‌رو در سورۀ ناس، سه مرتبه پناه برده شده است به خداوند از یک چیز: «مِنْ شَرِّ الْو همچنينَسْواسِ الْخَنَّاسِ، الَّذی یُو همچنينَسْو همچنينِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ، مِنَ الْجِنَّهِ و همچنينَ النَّاس‏»[۲۸]؛ شیطان انسی باشد یا شیطان جنّی، رفیق بد، مثل نفس امّاره، درون انسان باشد یا مثل دوست ناباب، در بیرون وسوسه کند، همۀ این اقسام، مضر و همچنين خطرناکند.

در برخی روایات، از مجالست و همچنين همراهی با اشخاص فاسق، فاجر، تبهکار، بی‌باک در معصیت، احمق، دروغگو، بخیل و همچنين قاطع رحم منع شده است.[۲۹]

به قول سعدى:

تا توانى مى‏گریز از یار بد یار بد بدتر بود از مار
مار بد تنها همی بر جان زند یار بد برجان و همچنين بر ایمان زند

در صورتي که کسی رفیق خوب و همچنين متدیّنی دارد که او را ارشاد و همچنين راهنمایی می‌کند، خیلی باید قدرش را بداند، بسیار ارزش دارد. از این قبل، هرکسی خودش باید برای دیگران، به منزلۀ یک رفیق خوب باشد و همچنين خصوصیّاتی را که برای رفیق شایسته ذکر کردیم، در خودش فراهم و همچنين تقویت نماید.

[۱]. من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۰۲؛ الامالی الصدوق، ص ۴۴۱.

[۲]. طه، ۱۴: «و همچنين به یاد من نماز برپا دار.»

[۳].من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۷۵.

[۴]. احزاب، ۴۱و۴۲: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خداوند تبارک و تعالي را یاد کنید، یادى بسیار. و همچنين صبح و همچنين شام او را به پاکى بستایید.»

[۵]. الکافی، ج ۲، ص ۴۹۸.

[۶]. تفسیر العیاشی، ج‏۲، ص۲۰۸.

[۷]. رعد، ۱۹: «تنها خردمندانند که عبرت مى‏گیرند».

[۸]. الکافی، ج‏۲، ص۵۴. .

[۹]. الخصال، ج‏۲، ص۶۱۳.

[۱۰]. الکافی، ج ۳، ص ۳۶۳.

[۱۱]. قیامت، ۱و۲: «نه! سوگند به روز رستاخیز، و همچنين [باز] نه! سوگند به  وجدان سرزنشگر.»

[۱۲]. جامع الاخبار، ص ۱۴۸.

[۱۳]. ر.ک: صبر، کیمیای سعادت انسان، صص ۸۹-۸۰.

[۱۴]. ر.ک: دراسات فی الاخلاق و همچنين شؤون الحکمه العملیه، ج ۱، ص ۱۸۹ تا ۱۹۷.

[۱۵]. معانی الاخبار، ص ۱۴۴.

 .[۱۶]الکافى، ج ۵، ص ۳۴۷.

[۱۷]. الکافی، ج ‏۴، ص ۱۲۲.

[۱۸]. فرقان،  ۲۸ و همچنين ۲۷: «و همچنين روزى است که ستمکار دست‌هاى خود را مى‏گَزد [و همچنين] مى‏گوید: اى کاش با پیامبر راهى برمى‏گرفتم. اى واى، کاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم.»

[۱۹]. آن هم، ۲۹: « او [بود که‏] مرا به گمراهى کشانید بعد از آنکه قرآن به من رسیده بود.»

[۲۰]. آن هم، ۲۹: «و همچنين شیطان همواره فروگذارنده انسان است.»

[۲۱]. آن هم، ۳۰: «و همچنين پیامبر [خداوند تبارک و تعالي] گفت: پروردگارا، قوم من این قرآن را رها کردند.»

[۲۲]. تحف العقول، ص ۴۴.

[۲۳]. فلق، ۱: «به نام خداوند رحمتگر مهربان‏  بگو: «پناه مى‏برم به پروردگار سپیده دم‏.»

[۲۴]. آن هم، ۲: «از شرّ آنچه آفریده.»

[۲۵]. آن هم، ۴: «و همچنين از شرّ دمندگان افسون در گره‏ها.»

[۲۶]. آن هم، ۵: «و همچنين از شرّ [هر] حسود، آنگاه که حَسَد ورزد.»

[۲۷]. الناس، ۱ تا۳: «به نام خداوند رحمتگر مهربان‏  بگو: «پناه مى‏برم به پروردگار شهروندان و مردم شهر، پادشاه شهروندان و مردم شهر، معبودِ شهروندان و مردم شهر‏.»

[۲۸]. آن هم، ۴تا۶: «از شرّ وسوسه‏گر نهانى؛ آن هم کس که در سینه‏هاى شهروندان و مردم شهر وسوسه مى‏کند، چه از جنّ و همچنين [چه از] انس‏.»

[۲۹]. الکافی، ج ‏۴، ص ۱۲۱.

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

انتقاد آیت الله مظاهری از کم شدن مباحثه بین طلاب در تاریخ ۲۰۱۸-۱۲-۲۳ ۱۸:۰۴:۲۸ منتشر شده است

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان