حضرت آیت الله جوادی آملی: ما می‌توانیم علوم عقلی را به وسیله نقل با کمک عقل حل کنیم

%name حضرت آیت الله جوادی آملی: ما می‌توانیم علوم عقلی را به وسیله نقل با کمک عقل حل کنیم

شفقنا- آئین رونمایی از آثار مرکز پژوهشی دائرهالمعارف علوم عقلی اسلامی، با پیام تصویری حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی، پنجشنبه ۲۲ آذر، در مؤسسه آموزشی و همچنين پژوهشی امام و پيشوا خمینی(ره) برگزار شد.

این مرجع تقلید در پیام خود به این مراسم با اشاره به جایگاه رفیع عقل بیان داشت: ذات أقدس الهی نه تنها عقل را حجت می‌داند، مثل نقل؛ برای عقل آن هم قدر قداست قائل است که با عقل گفتگو می‌کند و همچنين اجازه می‌دهد که عقل با او گفتگو کند و همچنين با او احتجاج کند و همچنين احتیاج خود را به صورت احتجاج با خداوند تبارک و تعالي در میان بگذارد.

او ادامه داد: گرچه قرآن برای عقل تمام قد حرکت قائل است و همچنين عقل می‌تواند «علی الله» احتجاج کند، منتها عقل هم باید حسابش را بکند که حدّش کجاست. ما باید یک وقت بیش از مقدار و اندازه که حکم اوست، وگرنه کسی هست که گوش او را می‌گیرد و همچنين او را بیرون می‌کند. عقل در محدوده خاص خودش فکر کردن و انديشيدن کردن و انديشيدن می‌کند و همچنين در قبال نقل است، نه در قبال شرع.

متن کامل پیام حضرت آیت الله جوادی آملی به شرح زیر است:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ و همچنينَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی ‏جَمِیعِ الْأَنْبِیاءِ و همچنينَ الْمُرْسَلِین ‏و همچنينَ الْأَئِمَّهِ الْهُدَاهِ الْمَهْدِیین سِیمَا خَاتَم الْأَنْبِیاءِ و همچنينَ خَاتَم الْأَو همچنينْصِیاء عَلَیهِما آلَافُ التَّحِیهِ و همچنينَ الثَّنَاء بِهِمْ نَتَو همچنينَلَّی ‏و همچنينَ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه».

مقدم تو اساتید، فرهیختگان علوم عقلی و همچنين نقلی که ـ إن‌شاءالله ـ جامع معقول و همچنين منقول هستید را گرامی می‌داریم. سعی بلیغ محققان علمی و همچنين متحققان عملی تو ـ إن‌شاءالله ـ مشکور باشید و همچنين هر قدمی که در راه نشر معارف دین برداشته و همچنين برمی‌دارید، مشمول پذیرش ویژه ذات أقدس الهی باشد که فرمود: ﴿نَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا و همچنينَ آثَارَهُمْ﴾[۱] و همچنين خداوند تبارک و تعالي را شاکر باشید و همچنين باشیم که به برکت قلم تو بزرگان ذات أقدس الهی به این مسطورات و همچنين مکتوبات سوگند یاد کرد که فرمود: ﴿ن و همچنينَ الْقَلَمِ و همچنينَ مَا یسْطُرُونَ﴾![۲]

تو بزرگواران که عهده‌دار علوم عقلی هستید، آن هم‌طوری که در بحث‌های عقلانیت وحیانی به عرضتان رسید، ذات أقدس الهی نه تنها عقل را حجت می‌داند، مثل نقل؛ برای عقل آن هم قدر قداست قائل است که با عقل گفتگو می‌کند و همچنين اجازه می‌دهد که عقل با او گفتگو کند و همچنين با او احتجاج کند و همچنين احتیاج خود را به صورت احتجاج با خداوند تبارک و تعالي در میان بگذارد.

این قاعده لطف در صورتي که از فلسفه کمک می‌گرفت زنده می‌شد. یک قاعده مُرده‌ای تحویل کلام دادند. در صورتي که این قاعده لطف از فلسفه کمک می‌گرفت، آن هم‌طوری که مرحوم ملا عبدالرزاق لاهیجی بر آن هم است که قواعد کلامی ما شیعه‌ها آن هم مطابق با قواعد فلسفه است. در صورتي که قاعده لطف از فلسفه مدد می‌گرفت و همچنين فلسفه سخنگوی قاعده لطف بود هم پُربارتر بود، هم ره‌آورد بیشتری داشت.

در قاعده لطف می‌گویند هر چه که «مقرّب إلی الله، مقرّب إلی الجنه، مقرّب إلی الطاعه» است، باید خداوند تبارک و تعالي بگوید. هر چه مبعّد از خداست و همچنين «مقرّب إلی النار» است، خداوند تبارک و تعالي باید بگوید. بنابراین امامت را و همچنين مانند آن هم را برابر قاعده لطف واجب می‌دانند؛ منتها بخشی از این قاعده به دست معتزله افتاد که شده «یجب علی الله». قسمت و بخش دیگرش که زنده و همچنين پویاست به دست شیعه افتاد و همچنين امامیه، می‌گویند «یجب عن الله». این نزاع همواره بین قاضی‌القضات و همچنين سایر متکلمان ما هست، گرچه قاضی‌القضات معتزلی می‌گوید «یجب»، به دنبال او زمخشری می‌گوید «یجب»؛ ولي بايد توجه داشت می‌گویند «یجب علی الله» ـ متأسفانه ـ ! ما امامیه می‌گوییم «یجب»؛ ولي بايد توجه داشت «یجب عن الله». حتماً خداوند تبارک و تعالي این کار را می‌کند، نه باید بکند. چیزی در جهان نیست که بر خداوند تبارک و تعالي حکومت کند؛ زیرا ماسوای خداوند تبارک و تعالي معدوم محض است، معدوم حاکم نیست و همچنين در صورتي که چیزی در جهان هست، فیض خداست که صادر «من الله» است و همچنين محکوم خداست، ﴿إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ﴾،[۳] زيرا و به درستي که محکوم الهی است، حاکم بر خداوند تبارک و تعالي نخواهد بود؛ پس ما «یجب علی الله» نداریم، حتماً «یجب عن الله» است؛ یعنی یقناً خداوند تبارک و تعالي این کار را می‌کند، یقیناً امام و پيشوا نصب می‌کند، یقیناً پیغمبر نازل می‌کند و همچنين یقیناً کتاب نازل می‌کند، نه باید بکند. این بایدِ «عن الله» است نه بایدِ «علی الله».

این فرق را زيرا و به درستي که معتزله نتوانست بازگو کند، همین‌روش در کتاب‌های کلامی هم آمده و همچنين احیاناً پس‌لرزه‌هایش به بعضی از شیعه‌ها هم رسیده است. قرآن کریم احتیاج را به زبان احتجاج بیان کرده است. این ادب قرآن است که نسبت به عقل نهاد. مستحضر هستید در قسمت و بخش پایانی سوره مبارکه «نساء» که ذات أقدس الهی در مورد نبوت عامه که بشر رهبر الهی می‌خواهد؛ چه سابق چه لاحق، چه آن هم طرف آب، چه این طرف آب، چه خاورِ‌ دور چه خاورِ ‌میانه، چه باختر دور چه باختر میانه، در قرآن فرمود بسیاری از انبیا را ما قصصشان را نگفتیم: ﴿لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیکَ﴾،[۴] ما در صورتي که می‌گفتیم آن هم طرف خاور و همچنين این طرف باختر، آن هم طرف اقیانوس اطلس و همچنين این طرف اقیانوس آرام ملتی بودند، پیغمبری بود، تو می‌گفتید از کجا؟! لذا هر جا بشر متفکر هست، پیغمبر هست: ﴿إِنْ مِنْ أُمَّهٍ إِلاَّ خَلا فیها نَذیرٌ﴾؛[۵] هیچ ممکن نیست خداوند تبارک و تعالي در یک زمان و همچنين زمینی بشر خلق بکند بدون رهبر. این دو اصل کلی را در قرآن فرمود هیچ زمانی نیست، مگر اینکه ما پیغمبر فرستادیم: ﴿إِنْ مِنْ أُمَّهٍ إِلاَّ خَلا فیها نَذیرٌ﴾؛ منتها ﴿مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیکَ﴾؛[۶] چرا این کار را کردیم؟ چرا در خاور دور و همچنين میانه، باختر دور و همچنين میانه وحی فرستادیم؟ چرا؟ ﴿رُسُلاً مُبَشِّرینَ و همچنينَ مُنْذِرین﴾، چرا؟ برای اینکه منِ خداوند تبارک و تعالي زیر سؤال نروم: ﴿لِئَلاَّ یکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ﴾؛[۷] ما در صورتي که پیغمبر نفرستیم هم در دنیا شهروندان و مردم شهر به من اعتراض می‌کنند که تو که ما را آفریدی، چرا راهنما نفرستادی؟ هم در معاد می‌گویند ما که نمی‌دانستیم به چنین جایی می‌آییم، تو که می‌دانستی چرا راهنما نفرستادی؟ این خداست و همچنين این حرمت عقل است که در برابر عقل می‌نشیند، عقل را در برابر خود می‌نشاند، به عقل اجازه استدلال می‌دهد، می‌گوید من چه خاور دور و همچنين نزدیک، چه باختر دور و همچنين نزدیک ﴿رُسُلاً مُبَشِّرینَ و همچنينَ مُنْذِرین لِئَلاَّ یکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ﴾.

مستحضر هستید که «بعد» ظرف است، ظرف مفهوم ندارد، مگر در مقام تحدید باشد. اینجا در مقام تحدید است، مفهوم قطعی دارد؛ یعنی بعد از اینکه ما انبیا فرستادیم: ﴿فَلِلّهِ الْحُجَّهُ الْبَالِغَهُ﴾،[۸] که در سوره «انعام» است. بعدها در سوره «انبیا» فرمود به اینکه ﴿لاَ یسْئَلُ عَمَّا یفْعَلُ و همچنينَ هُمْ یسْئَلُونَ﴾.[۹] در صورتي که پیغمبر نفرستاده باشد که مسئول است و همچنين زیر سؤال می‌رود. پس احتیاج عقل را محترمانه به صورت احتجاج به او گفت و همچنين از زبان او حرف زد و همچنين سخنگوی عقل شد. این عقلی که می‌تواند به اذن خداوند تبارک و تعالي با خداوند تبارک و تعالي گفتگو و همچنين دیالوگ کند، کدام عقل است؟ پس عقل آن هم قدر قوی و همچنين غنی است که بگوید من می‌فهمم که نمی‌فهمم، من می‌فهمم که کار به دست توست، من می‌فهمم که در صورتي که نفرستی، کوتاهی کردی! اینها را عقل می‌فهمد و همچنين بازگو می‌کند. می‌گوید من باید عادل باشیم، عدل را من می‌فهمم، عدل حَسَن است و همچنين کمال است. عدل مثل آب است برای تشنه، یک؛ عدل هم «و همچنينَضعُ کُلَّ شیءٍ فِی مُوضِعِه»[۱۰] است، دو؛ ولي بايد توجه داشت جای اشیاء کجاست؟ جای اشیاء را اشیا‌آفرین می‌داند من چه می‌دانم! جای اشخاص را اشخاص‌آفرین می‌داند، من چه می‌دانم! آن هم فرعون است که می‌گوید: ﴿أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی﴾.[۱۱]

بر همه ما مورد بهره بري و استفاده و نياز ضروري است که عادل باشیم، این را می‌فهمیم؛ مثل اینکه هر تشنه‌ای می‌فهمد که باید آب بخورد؛ ولي بايد توجه داشت جای اشیاء کجاست؟ این درخت انگور میوه می‌دهد، آیا شراب و همچنين شربتش یکی است یا دوتاست؟ از بدن بول و همچنين عرق هر دو خارج می‌شوند، هر دو پاک خواهند بود یا هر دو نجس خواهند بود؟ عدل معنایش روشن است در بین جوامع بشر ما کسی را نمی‌شناسیم که معنی عدل را نداند یا عدل را خوب نداند. هم معنی عدل را می‌داند که چیست هم حُسن عدل را می‌داند که چیست؛ منتها نمی‌داند که وضع اشیاء چیست؟ به دست کیست؟ جای اشیاء کجاست؟ جای اشخاص کجاست؟ عقل می‌گوید من می‌فهمم که نمی‌فهمم. می‌فهمم که تو باید راهنمایی کنی، در صورتي که راهنمایی نکنی، زیر سؤال هستی! ﴿لِئَلاَّ یکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ﴾.

آن هم وقت در سوره «انعام» فرمود که ﴿فَلِلّهِ الْحُجَّهُ الْبَالِغَهُ﴾، بعد در سوره «انبیاء» فرمود: ﴿لاَ یسْئَلُ عَمَّا یفْعَلُ و همچنينَ هُمْ یسْئَلُونَ﴾ ما همه کارها را کردیم، ﴿فَلِلّهِ الْحُجَّهُ الْبَالِغَهُ﴾. قدم به قدم قرآن با عقل آمده، احتجاج‌ها را او نقل می‌کند، احتیاجات او را هم نقل می‌کند. قدم به قدم می‌گوید: ﴿لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَو همچنينْ أَلْقَی السَّمْعَ و همچنينَ هُو همچنينَ شَهیدٌ﴾؛[۱۲] منتها باید مواظب زبان و همچنين قلم و همچنين بنان و همچنين بیانمان باشیم که عقل در مقابل شرع نیست. عقل در مقابل نقل است. شرع مقابل ندارد.

ما یک صراط داریم، یک سراج داریم؛ صراط یعنی دین، مهندس این صراط خداست: ﴿إِنِ الْحُکْمُ إِلاّ لِلَّهِ﴾،[۱۳] و همچنين لاغیر، ﴿لَا شَرِیکَ لَهُ﴾،[۱۴] سراج متعدد است؛ گاهی با چراغ عقل این را تشخیص می‌دهیم، گاهی با چراغ نقل این را تشخیص می‌دهیم. عقل در مقابل نقل است، نه در مقابل شرع و همچنين این قاعده هم بین‌الغی است که «کُلُّ ما» نه «کُلَّما». «کُلُّ ما حَکَمَ بِهِ الْشَّرْعٌ حَکَمَ بِهِ العَقْلُ»،[۱۵] شرع مهندس است، صراط به دست اوست. عقل در صورتي که یک چیزی را حکم بکند حکم می‌کند به «ثبوت المحمول للموضوع» نه حکم بکند به قانون‌گذاری خارج. عقل می‌فهمد «العدل حَسن الظلم قبیح»؛ ولي بايد توجه داشت چه عدل است و همچنين چه چیزی ظلم است را که نمی‌فهمد. چه باید که سرجایش باشد و همچنين چه چیزی سرجایش نیست را که نمی‌فهمد؛ لذا آن هم صراط را ﴿إِنِ الْحُکْمُ إِلاّ لِلَّهِ﴾، تنها و فقط خداوند تبارک و تعالي تنظیم می‌کند. عقل سراج آن هم صراط است؛ چه اینکه نقل سراج آن هم صراط است. با این دو چراغ، انسان می‌تواند آن هم را تشخیص بدهد.

همیشه عقل در برابر نقل قرار می‌گیرد: ﴿لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَو همچنينْ أَلْقَی السَّمْعَ و همچنينَ هُو همچنينَ شَهیدٌ﴾. در قیامت هم عقل می‌گوید: ﴿لَو همچنينْ کُنَّا نَسْمَعُ أَو همچنينْ نَعْقِل﴾[۱۶] یا گوش شنوا یا عقل بینا. این عقل بینا هم شعاعش مشخص است. این از جزییات هیچ خبر ندارد، از غیب هیچ خبر ندارد، محدوده او هم مشخص است، بر اساس این محدوده مشخص دارد حرکت می‌کند.

بنابراین هم در سوره «ق» فرمود حرف‌ها برای کسی است: ﴿لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَو همچنينْ أَلْقَی السَّمْعَ و همچنينَ هُو همچنينَ شَهیدٌ﴾، هم در سوره «مُلک» فرمود: ﴿فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعیرِ﴾.[۱۷] آن هم‌گاه گفتند: ﴿لَو همچنينْ کُنَّا نَسْمَعُ أَو همچنينْ نَعْقِل﴾.

مطلب بعدی آن هم است که این‌روش نیست که با ذات أقدس الهی عقل روبه‌رو قرار بگیرد، بگوید یکی تو یکی من! آن هم‌طوری که ﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکُمْ﴾؛[۱۸] یعنی با دین. عقل با دین خداوند تبارک و تعالي طرف است، با مکتب مبارزه می‌کند. می‌گوید در صورتي که مکتب مرا به رسمیت نشناسد، من نمی‌فهمم. آنجا که دارد: ﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکُمْ﴾، ـ معاذالله ـ به این معنا نیست که تو خداوند تبارک و تعالي را یاری کنید؛ یعنی دین خداوند تبارک و تعالي را یاری کنید. اینجا که دارد: ﴿لِئَلاَّ یکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ﴾؛ یعنی بر اساس مکتب. کسی به قرآن بتواند اعتراض بکند راه اعتراضش بسته است. بر اساس حرف‌های عترت بخواهد اعتراض بکند، بسته است، برای اینکه ما همه حرف‌ها را گفتیم.

بنابراین گرچه قرآن برای عقل تمام قد حرکت قائل است و همچنين عقل می‌تواند «علی الله» احتجاج کند؛ منتها تعیین محور اتحاد موضوع و همچنين محمول به دست محمول قضیه است. ما وقتی می‌گوییم «زیدٌ هو ناطقٌ»، «زیدٌ هو عالم»، «زیدٌ هو قائمٌ» سه تا قضیه است، در هر سه قضیه ذات زید مطرح است، در هر سه قضیه ضمیر فصل به ذات زید برمی‌گردد؛ ولي بايد توجه داشت تعیین محور اتحاد موضوع و همچنين محمول به دست محمول قضیه است. محمول در قضیه اُولیٰ، ناطقیت نفس ناطقه است؛ یعنی اتحاد در ذات است. در قضیه دوم محمول وصف است؛ یعنی اتحاد موضوع و همچنين محمول در مقام وصف است. محمول در قضیه سوم که قیام است، فعل است؛ یعنی اتحاد در مقام فعل است. این «جوشن کبیر» در همه موارد آن هم «الله» موضوع است، این «هو» که ضمیر فصل است به «الله» برمی‌گردد؛ ولي بايد توجه داشت مقام «الله حی» کجا، «الله رازقٌ» کجا، «الله شافٍی» کجا، «الله وافٍی» کجا، «الله کافٍی» کجا؟ این محور اتحاد را محمول تعیین می‌کند و همچنين محمول آیا ذاتی است یا نه؟ آن هم را حمل تعیین می‌کند، در صورتي که حمل تنها و فقط موجبه بود، یک؛ به کمک جهت، جهت ضروری بود، دو؛ ضرورت هم ضرورت ازلی بود، سه؛ معلوم می‌مي شود مال ذات است؛ ولي بايد توجه داشت در صورتي که حمل دو گونه بود: گاهی موجبه بود گاهی سالبه، معلوم می‌مي شود فعل است، ضرورتی هم ندارد؛ مثل «الله قد یشفی، قد لا یشفی، قد یرزق، قد لا یرزق، قد یخلق، قد لا یخلق». اینجا معلوم می‌مي شود که در مقام ذات نیست، یک؛ در مقام وصف آن هم چنانی هم نیست، دو؛ در مقام احتجاجات فعلی است، سه. غالب این اوصافی که در «جوشن کبیر» و همچنين امثال آن هم آمده است به استثنای آنهایی که ضرورت ازلی دارد، بقیه به فعل برمی‌گردد.

غرض این است که عقل یک وقتی خود را نگیرد نگوید که حالا که من جایی هستم که قرآن مرا در برابر خداوند تبارک و تعالي نشانده، من خیلی هستم! نه، عقل محترم هست، کسی که با هم بحث‌های عرفانی داشتیم پیش یک آقایی، این آقا آن هم بزرگوار یک شعری را زیاد می‌خواند:

گرفتم گوش عقل و همچنين گفتم ای عقل ٭٭٭ برون رو کز تو وارستم من امروز

عقل هم باید حسابش را بکند که حدّش کجاست. ما باید یک وقت بیش از مقدار و اندازه که حکم اوست، وگرنه کسی هست که گوش او را می‌گیرد و همچنين او را بیرون می‌کند. عقل در محدوده خاص خودش فکر کردن و انديشيدن کردن و انديشيدن می‌کند و همچنين در قبال نقل است، نه در قبال شرع.

بنابراین ما معیارمان با همین عقلی که ما داریم، هست و همچنين همین عقلی که داریم، آنچه که لازمه بشر بود ذات أقدس الهی گفته این عقل می‌فهمد. بنابراین ما می‌توانیم علوم عقلی را به وسیله نقل با کمک عقل حل کنیم؛ منتها تو بزرگواران و همچنين اساتید بررسي کننده و پروهشگر و همچنين ارجمند کاری هم باید بکنید و همچنين آن هم این است که این اصولی که به تعبیر مرحوم شیخ انصاری از عامه به ما آمده، در مورد اجماع دارد که «هو الأصل له و همچنين هم الأصل له»؛[۱۹] این اصول وقتی به دست علمای ما آمد، چندین قواعد عمیق ابتکار کردند، احیا کردند. این قاعده استصحاب و همچنين امثال آن هم. خداوند تبارک و تعالي غریق رحمت کند مرحوم آقای بروجردی را! او چند تا کار کرد در حوزه ابتکاری بود که ما در برابر آن هم کار همین بدایه المجتهد و همچنين نهایه المقتصد را ما به راهنمایی ایشان گرفتیم. ایشان یک فقه مقارنی هم داشت. ابن‌رشد تصریح می‌کند که فروع فراوان است، روایات ما خیلی کم است، زيرا و به درستي که بستند درِ منزل و خانه اهل‌بیت را، ولی کم است، می‌گوید ما ناچاریم به قیاس عمل بکنیم. این قیاسی که الآن پانصد سال شمسي تقریباً می‌گویند حجت نیست، در تمام آکادمی‌های علمی عمیق عقلی الآن چهار هزار سال شمسي است که می‌گویند قیاس حجت نیست، این قیاس آن هم تمثیل منطقی است. از جزیی به جزیی بدون احراز جامع مشترک که حجت نیست. قبل از اینکه در روایات ما بیاید که قیاس حجت نیست، عقل فلسفی گفت قیاس حجت نیست، چهار هزار سال شمسي هم سابقه دارد. حالا این عقل که می‌گوید راه داریم و همچنين باید استدلال بکنیم، معیارش هم مشخص است. در صورتي که به کمک این روایات ـ روایات عقلی که ما داریم و همچنين کم نیست ـ در صورتي که این بیاید فلسفه زنده می‌مي شود. ما تنها و فقط تلاش کردیم که آن هم با عقل خاص و همچنين با برهان خاص جلو برویم، این توفیقش کم است. الآن بعضی از آقایان تقریباً چهل قاعده یا بیشتر از قواعد عقلی را ثابت کردند، چند جلد کتاب هم می‌مي شود. تو بزرگان بعضی از این کار را بکنید که چهل حدیث بنویسید، شرح کنید، چهل قاعده عقلی فلسفی. این بیان نورانی حضرت امیر که در نهج[۲۰] هست، همین بیان را وجود تبريک و مبارک امام و پيشوا رضا(سلام الله علیه) در توحید مرحوم صدوق[۲۱] دارد: «کُلُّ قَائِمٍ فِی سِو همچنينَاهُ مَعْلُولٌ»، هر چیزی که هستی او عین ذات او نیست، علت می‌خواهد. حالا تو می‌توانید در برابر هِگل بایستید، در برابر کانت بایستید، این را باز کنید. این «کل شیء ما کان ابقه علی ما کان» یک سطر بیشتر نیست، این را وقتی به دست شیخ انصاری و همچنين این بزرگان افتاد شده یک کتاب. الآن چندین رساله در مورد استصحاب نوشته شده است. این یک خط بیشتر نیست. این قواعد عقلی چرا به دست تو تکثیر نشود؟ این بعضی از آقایان که تحقیق کردند، حداقل ما چهل قاعده عقلی از این قبیل داریم، این فلسفه یعنی همین! حتماً باید از یونان بیاید؟! حتماً نام ارسطو و همچنين افلاطون در آن هم نوشته بشود؟! تعبیری مرحوم علامه شعرانی در همین شرح اصول کافی مرحوم ملاصالح دارند، ـ ملاصالح مازندرانی داماد مرحوم مجلسی این دوازده جلد را که شرح کرده ـ در بخشی از این تعلیقات این شرح اصول کافی علمیت این تعلیقه، قوی‌تر از خود کتاب مرحوم ملاصالح است،[۲۲] آنجا که نام ارسطو از زبان مطهر امام و پيشوا صادق می‌گذرد که حضرت فرمود ارسطو چنین گفت، مرحوم علامه شعرانی دارد به اینکه این فخر ارسطو است که از زبان مطهر امام و پيشوا صادق گذشت. چرا ما این نباشیم؟! چرا این‌روش نباشیم؟ حالا همین قاعده را کسی شرح بکند همه حرف‌ها از آن هم درمی‌آید. این یک سطر بیشتر نبود: «لَا تَنْقُضِ الْیقِینَ أَبَداً بِالشَّکِّ»[۲۳] به دست شیخ انصاری‌ها و همچنين اینها افتاد این‌روش شد.

مطلب دیگر اینکه امام و پيشوا و همچنين شهدا را خداوند تبارک و تعالي غریق رحمت کند ما در کنار مائده اینها نشستیم و همچنين بدهکاریم. خداوند تبارک و تعالي غریق رحمت کند مرحوم علامه را! می‌فرمود پای درس مرحوم آقای نائینی عده زیادی هم بودند، آن هم روز مگر نجف چند تا طلبه داشت، حداکثر هزار فرد يا شخص؛ بیش از این که نبود. در درس همین آقای نائینی سه تا طلبه برخاستند سه تا شاهکار کردند. ما با گروهی بعید است که بتوانیم چنین کاری انجام بدهیم. مرحوم علامه امینی بود، مرحوم علامه طباطبایی بود، مرحوم آقا سید محسن حکیم، هر سه شاگرد مرحوم نائینی بودند، هر سه هم درس او می‌رفتند. یکی رفته ولایت نوشته به تنهایی. خداوند تبارک و تعالي غریق رحمت کند شهریار را! غزلی در مورد علامه امینی سرود:

مؤلّف الغدیر فاتح فتح الفتوح ٭٭٭ رایت این فتح گو به عرش بر کوبدا

لا قَلَمْ إلا اَمین لا رَقَم إلا غَدیر٭٭٭ تاج‌ور است آن هم‌که این سکه به زر کوبدا

منطقش از هل أتی بازویش از لا فتی ٭٭٭ گو که علی پنجه در کتف عمر کوبدا[۲۴]

این علامه امینی است. یکی هم علامه طباطبایی تفسیر نوشت. یکی هم مرحوم آقا سید محسن حکیم فقه نوشته. من نزد یک آقایی که شاگرد مرحوم آقا ضیاء بود، قوانین می‌خواندم می‌گفت آسید محسن کتاب قوی نوشته است. این علي رغم تقریرات درس مرحوم آیت الله العظمای خویی است که شاگردان ایشان نوشتند. هر سه شاگرد آقا نائینی بودند. یکی فقه کامل نوشته، یکی تفسیر کامل نوشته، یکی ولایت کامل نوشته است. ما باید بدانیم که می‌توانیم. آن هم خداست، عوض که نشد. فرمود بخواه می‌دهم. بخواه می‌دهم! راه باز است. درست است که این بزرگان از یونان و همچنين غیر ایران حرفی داشتند، الآن هم غرب حرفی دارد؛ ولی ما هم حرفی داریم. مگر آن هم روز اصول ما این قدر قوی و همچنين غنی بود؟ یا به دست شیخ انصاری همین «لا تنقض» نوشته شد، این یک سطر بیشتر نیست، اختلاف مبنا فراوان است، همین یک خط است. حالا چرا «کُلُّ قَائِمٍ فِی سِو همچنينَاهُ مَعْلُولٌ» علی(سلام الله علیه) نتواند این کار را بکند؟ مرحوم علامه یک فرصتی پیدا کرد «علی و همچنين الفلسفه اللالهیه» را نوشت، تو «صادق و همچنين الفلسفه اللالهیه» باشید «باقر و همچنين الفلسفه اللالهیه» بنویسید، راه دارد. درس بگویید، درس نعمت خوبی است، اشکال، انتقاد، نقد. نقد از بهترین برکات پیشرفت علم است. نقد نقد نقد! اشکال از بهترین پیشرفت‌هاست، آدم قدر اشکال را بداند، قدر نقد را بداند. «باقر و همچنين الفلسفه اللالهیه»، «صادق و همچنين الفلسفه اللالهیه». مرحوم علامه یک بخشی نوشته «علی و همچنين الفلسفه اللالهیه». این چهل حدیث است. خداوند تبارک و تعالي غریق رحمت کند شیخ اشراق را! می‌گوید ما به تا حال یک وقف‌نامه‌ای پیدا نکردیم که خداوند تبارک و تعالي علم را وقف یک زمان یا زمین خاصی کرده باشد![۲۵] همین سهرورد یکی از روستاهای دورافتاده اطراف زنجان است، این حکیم بلند شد. سهرورد که یونان نیست. چرا ما نباشیم؟

بنابراین این فرصت هست، این برکت هست. این ﴿و همچنينَ الْبَلَدُ الطَّیبُ﴾[۲۶] اینکه ما در پایان زیارت این ذوات قدسی و همچنين شهدای بزرگوار می‌گوییم: «طِبْتُمْ و همچنينَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ»،[۲۷] سرزمین طیب و همچنين طاهر را این زیارت مشخص کرد، قرآن می‌گوید سرزمین طیب، میوه طیب می‌دهد: ﴿و همچنينَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَباتُهُ﴾ میوه طیب این سرزمین علم است علوم عقلی است.

بعضی از آلودگی‌هاست که جز خون پاک نمی‌کند، بعضی از آلودگی‌هاست که خون هم پاک نمی‌کند، تنها و فقط قلم پاک می‌کند؛ لذا مداد علماء افضل شد.[۲۸] چرا ما نباشیم؟ وقتی این سفره باز است، دعوت هم کردند، وعده هم که دادند: ﴿لاَ یخْلِفُ الْمِیعَادَ﴾،[۲۹] چرا به دست ما نباشد؟ در صورتي که آن هم اصلی که حداکثر طلبه‌ها نجف هزار فرد يا شخص بیشتر نبودند، الآن که به لطف الهی ده‌ها هزار فرد يا شخص خواهند بود، چرا ما نتوانیم تنهایی یک المیزان درست کنیم؟ می‌مي شود. زيرا و به درستي که می‌مي شود بنابراین باید تو بزرگواران اقدام بکنید و همچنين در آینده نزدیک ـ إن‌شاءالله ـ ما مسطوراتی را که خدای سبحان به آن هم سوگند یاد کرده است، آنها را به وسیله تو، به برکت مؤسسه پُر برکت تو ديدن کنیم!

من مجدداً مقدم تو را گرامی می‌دارم و همچنين از ذات أقدس الهی مسئلت می‌کنیم که امر فرج ولی خود تسریع بفرماید!

نظام ما، رهبر ما، مراجع ما، حکومت و همچنين ملت و همچنين مملکت ما را در سایه ولی‌ خود حفظ بفرماید!

روح مطهر امام و پيشوا راحل و همچنين شهدا را با اولیای الهی، محشور بفرماید!

معظلات و مسائل و مشکلات حکومت و همچنين ملت و همچنين مملکت را، مخصوصاً در قسمت و بخش اقتصاد و همچنين ازدواج جوون‌ها حل بفرماید!

خطرات را به استکبار و همچنين صهیونیسم برگرداند!

و همچنين این کشور ولی عصر را تا ظهور صاحب اصلی از هر آسیب و همچنين گزندی، محافظت بفرماید!

علما و همچنين بزرگواران حوزوی و همچنين مخصوصاً تو اساتید و همچنين محققان بزرگوار را مشمول دعای ویژه ولی عصر قرار بدهد!

و همچنين این ادعیه را در حق همه علاقمندان قرآن و همچنين عترت مستجاب بفرماید!

به برکت صلوات بر محمد و همچنين آل محمد!

پاورقی:

[۱]. سوره یس، آیه۱۲.

[۲]. سوره قلم, آیه۱.

[۳]. سوره انعام، آیه۵۷؛ سوره یوسف، آیات۴۰و۶۷.

[۴]. سوره نساء، آیه۱۶۴.

[۵]. سوره فاطر، آیه۲۴.

[۶]. سوره غافر، آیه۷۸.

[۷]. سوره نساء، آیه۱۶۵.

[۸]. سوره أنعام، آیه۱۴۹.

[۹]. سوره انبیاء، آیه۲۳.

[۱۰]. ر.ک: نهج البلاغه, حکمت۴۳۷؛ «الْعَدْلُ یضَعُ الْأُمُورَ مَو همچنينَاضِعَهَا».

[۱۱]. سوره نازعات، آیه۲۴.

[۱۲]. سوره ق، آیه۳۷.

[۱۳]. سوره انعام، آیه۵۷.

[۱۴]. سوره انعام، آیه۱۶۳.

[۱۵]. مطارح الانظار، ص۲۴۰؛ اصول الفقه(مظفر)، ج۱، ص۲۰۸.

[۱۶]. سوره ملک، آیه۱۰.

[۱۷]. سوره ملک، آیه۱۱.

[۱۸]. سوره محمد، آیه۷.

[۱۹]. فرائد الأصول، ج‏۱، ص۱۸۴.

[۲۰]. نهج البلاغه(للصبحی صالح), خطبه۱۸۶.

[۲۱]. التوحید(للصدوق)، ص۳۵.

[۲۲]. شرح الکافی الأصول و همچنين الروضه (للمولى صالح المازندرانی)، ج‏۳، پاورقی ص۱۷.

[۲۳]. وسائل الشیعه، ج۲، ص۳۵۶.

[۲۴]. دیوان شهریار.

[۲۵]. حکمه الإشراق، ص۹؛ «فلیس العلم وقفا علی قوم لیغلق بعدهم باب الملکوت و همچنين یمنع المزید عن العالمین، بل واهب العلم…».

[۲۶]. سوره اعراف، آیه۵۸.

[۲۷]. مصباح المتهجد و همچنين سلاح المتعبد، ج‏۲، ص۷۲۳.

[۲۸]. من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۹۹.

[۲۹]. سوره آل‌عمران, آیه۹؛ سوره رعد، آیه۳۱.

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

حضرت آیت الله جوادی آملی: ما می‌توانیم علوم عقلی را به وسیله نقل با کمک عقل حل کنیم در تاریخ ۲۰۱۸-۱۲-۱۳ ۲۲:۲۳:۰۶ منتشر شده است

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان