انسان چیست وعلی در برابر آن انسان کیست؟

%name انسان چیست وعلی در برابر آن انسان کیست؟

شفقنا-معنی که اسلام از انسان دارد، عظیمترین و همچنین شریفترین معنی‌ای می باشد که جهت انسان ممکن می باشد وجود داشته باشد
دکتر علی شریعتی در “کتاب علی، حقیقتی بر گونه اساطیر” خیلی زیاد زیبا انسان وامام علی را در برابر انسان شرح می دهد:

از نظرِ اسلام، انسان یک جمع ضدین می باشد! یک سرش پست‌ترین و همچنین منفورترین و همچنین متعفن‌ترین ذات را دارد که ممکن نیست از آن هم پست‌تر و همچنین کوچکتر‬ ‫و همچنین حقیرتر کلمه‌ای در زبان بشر پیدا بشود: از “صلصال کالفخار” و همچنین از “حماء مسنون” می باشد (از گِل می باشد، از لَجن می باشد). آن، یک سر و همچنین یک بُعدِ انسان می باشد.‬

‫آن هم وقت (در کنارِ) همین لجن و همچنین همین حماء مسنون ـ که ساخته شدهٔ خداوند تبارک و تعالی می باشد ـ مقدس‌ترین و همچنین متعالی‌ترین معنایی که در ذهن بشر ممکن می باشد مُتِصوّر‬ ‫می شود، درون او را ساخته، فطرت او را ساخته و همچنین بُعدِ دومِ او را ساخته و همچنین آن هم، “خداوند تبارک و تعالی” یا “روح خداوند تبارک و تعالی” می باشد. مسلماً در اینجا تعبیرِ ادبی می باشد والا “خداوند تبارک و تعالی “، “روح‬ ‫خداوند تبارک و تعالی”، مثل یَدِ خداوند تبارک و تعالی که میگوییم معنای تعبیرِ ادبی می باشد. یعنی از یک طرف ساختمان انسان یک لجن متعفن می باشد، از آن هم طرف دیگرش روح خداوند‬ ‫می باشد که در او دَمیده شده. بنابراین آن موجود شامل دو بُعد می باشد که یک بُعدش در پست‌ترین و همچنین مُنحط‌ترین سطح قرار دارد و همچنین یک سرش در آخرین قله‬ ‫‫امکان تعالی و همچنین عظمت می باشد، که روح خداوند می باشد که در انسان و همچنین در آدم دَمیده. آن انسان کُلی می باشد، آن انسان حقیقی می باشد. انسان موجود، یعنی انسان‬ ‫‫عینی خارجی ـ یعنی ما همه‌مان ـ میان آن دو قطب: قطب “لجن و همچنین خاک”، و همچنین قطب “خداوند تبارک و تعالی و همچنین روح خداوند تبارک و تعالی ” در حرکت هست. آن مسیرِ انسان می باشد، آن‬ ‫مسیرِ زندگی انسان می باشد؛ مسیری که آغازش حماءٍ مسنون، لجن، پستی، حقارت، زَبونی و همچنین گِل رسوبی می باشد (عادت دارد به رسوب، عادت دارد ته نشین‬ ‫بشود، دلش میخواهد همین جوری بیفتد)، و همچنین یک سرمَنزلش مطلق روح خداوند تبارک و تعالی می باشد! بنابراین در آن داستان، هم زندگی انسان، هم رسالت انسان در‬ ‫روی آن زمین و همچنین هم خودِ انسان معنی شده. بنابراین انسان موجودی می باشد که در راهِ طی کردن فاصله میان خاک تا خداوند تبارک و تعالی می باشد. آن راه نامش “مذهب”‬ ‫می باشد، و همچنین آن هم مقصد و همچنین سرمنزل، “انسان” می باشد.‬

‫آن معنی که اسلام از انسان دارد، عظیمترین و همچنین شریفترین معنی‌ای می باشد که جهت انسان ممکن می باشد وجود داشته باشد، و همچنین حتی در میان همه مکتب‌های‬ ‫انسان پَرستی (یعنی اومانیسم)، از آتن به تا حال، در آن سه هزار سال شمسی ـ که فلاسفه متنوع و گوناگون و مختلف اومانیست، انسان پرست و همچنین اصالت انسانی بودند ـ هرگز معنیای‬ ‫با آن عظمت در هیچ یک از مکتبها نبوده. یکی از آن هم مکتبهای اومانیستی خیلی زیاد معروف و همچنین مشخصترین مکتب اومانیستی امروز، “اگزیستانسیالیسم”‬ ‫آقای سارتر، یا هایدگر می باشد. من در صورتی که فرصت داشته باشم خواهم گفت که چگونه سارتر، هایدگر، یا مارسل که اصالت اْنسانی خواهند بود و همچنین انسان را مجزا از‬ طبیعت میدانند و همچنین انسان را یک تافته جدا بافته‌ای در عالم خلقت میدانند، و همچنین حتی معتقد خواهند بود که انسان به قدری عظمت دارد که نیازی به واجب‌الوجود‬ ‫و همچنین خداوند تبارک و تعالی ندارد، اینها معنی‌ای حقیرتر از معنی اسلام در داستان آدم، جهت انسان قائلاند.‬

‫بنابراین، رسالت انسان از لحاظ اسلام آن می باشد. هم تاریخ، هم روان شناسی انسان در تاریخ، هم فرهنگهای بشری و همچنین هم همه ادبیات و همچنین هنرِ انسان در‬ ‫طول تاریخ، آن معنی را نشان میدهد. چه جور؟ نشان میدهد که انسان در همه شکلهای زندگیش، چه (زمانی که) به صورت بَدوی و همچنین بیابان‌نشین‬ ‫زندگی میکرده ـ حتی لباس و همچنین منزل و خانه نداشته، قبل از ِاسکانش بر روی زمین و همچنین زندگی کشاورزی ـ و همچنین چه امروز، آنچه که وجهِ مشترک همه دوره‌ها و همچنین‬ ‫همه انواعِ تمدنها و همچنین فرهنگها و همچنین مذهبها در طول تاریخ بشری هست، اینست که انسان هر وقت از روزمرگی، زندگی معمولی‌اش و همچنین گرفتاریش (مثل‬ ‫شکار، مثل غذا خوردن، مثل جنگیدن و همچنین مثل آن اشتغالات روزمره‌اش) فارغ میشده و همچنین گوشه‌ای مینشسته و همچنین به خودش فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن میکرده و همچنین به آن عالم فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن‬ ‫میکرده، در اینجا دچارِ یک اندوه، دچارِ یک تزلزل و همچنین یک دغدغه میشده و همچنین آن تزلزل و همچنین دغدغه در تمامِ آثارِ هنری تاریخ بشر وجود دارد. آن تزلزل و همچنین‬ ‫دغدغه ناشی از اینست که انسان ـ حتی انسان بَدوی و همچنین انسان ابتدایی و اولیه‌ای که جهت ما اثری از ادبیات، از نقاشی، از طرزِ ساختمان زندگی، از انظار و افکار و همچنین عقایدش‬ ‫در دسترس ما گذاشته ـ نشان داده که در آن هم حال احساس میکرده که من مثل آنکه از جنس آن عالم نیستم، احساس میکرده که من مثل آنکه‬ ‫از جنس آن درخت، آن کوه، آن جانوران و همچنین آن پرنده‌ها نیستم، احساس میکرده که یک چیزِ بسیاری‌ای بر همه اینها دارد، و همچنین احساس میکرده که بیش‬ از آنچه در دسترسش هست به یک چیزی که نمیدانم چیست محتاج می باشد، و همچنین نمیدانسته که چیست. آن احساس بیگانگی خودش با آن عالم، دغدغه‬ ‫و همچنین اضطراب دائمی در او به وجود آورده و همچنین آن اضطراب و همچنین دغدغه، بدبینی را به وجود آورده (بد بینی نسبت به همه چیز. به همین زندگی مادی، به آن‬ ‫عالم)، و همچنین آن بدبینی نسبت به آن زندگی و همچنین نسبت به آن عالَم جزء فطرتش می باشد؛ چرا که در همه ادوارِ تاریخی وجود دارد، چرا که در همه انواعِ نژادهای‬ ‫گوناگون وجود دارد و همچنین هیچ فرهنگی نیست که از اندوه و همچنین اضطراب و همچنین بدبینی نسبت به آنچه که واقعیات محسوسش می باشد خالی باشد. آن احساس‬ ‫کم بینی و همچنین کمبودی که نسبت به آن عالم در خودش احساس میکرده و همچنین آنکه احساس میکرده مثل آنکه از آن عالم زیادتر، بزرگتر و همچنین شریفتر می باشد،‬ ‫جزء ذات فطرتش بوده، به دلیل آنکه هیچ وقت آن احساس تعطیل نشده. آن نظر، که آنچه در نظرِ او هست، کم می باشد و همچنین نیازهایی دارد که گر چه‬ به روشنی نمیداند آن هم نیازها چیست، ولی باید توجه داشت میداند که آن عالم و همچنین آنچه که محسوس و همچنین در دسترسش هست، آن نیازها را برآورده نمی‌کند. آن نظر و همچنین‬ ‫آن احساس، بد بینی را در او به وجود آورده، احساس کمبود را در او به وجود آورده، و همچنین احساس غربت را در آن عالم به وجود آورده. احساس غربت در آن‬ ‫عالم و همچنین احساس نامتجانس بودن با ماده، جزء ذات احساس او می باشد. حتی در انسان فیلسوف غیرِ الهی امروز، آن احساس، فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدنِ اولین طرح “جای دیگر” را‬ ‫در مغزش مُنقَّش و همچنین متصور کرده؛ احساس آنکه من مال اینجا نیستم، احساس آنکه من در آن عالَم غریبم، و همچنین احساس آنکه اینجا مثل آنکه کمَم می باشد،‬ ‫اولین طرح عالم دیگر را که از آن بالاتر می باشد ـ که من از آنجا هستم، که آنجا شایستگی مرا دارد، و همچنین آنچه که من مستلزم و نیاز دارم در آنجا هست ـ در مغزش به‬ ‫وجود آورده.

جهت همین می باشد که هنگام و زمانی که در تاریخ فرهنگ‌ها نگاه میکنیم، فرهنگهای بَدوی را که نگاه میکنیم میبینیم، اولین طرح فلسفی‌ای که در‬ ‫مغزِ انسان ابتدایی طرح شده، نظر به دو جهان بودن می باشد!

آن کلمه “فطرت” چقدر در قرآن خوب استعمال شده. من مخالفم با آن هم که بگویم مذهب غَریزی می باشد. غریزه و همچنین فِطرت نزدیک به هم هست ولی‬ ‫یکی نیست: فطرت یعنی ساختمان آدم، و همچنین غریزه یعنی، حالات یا خصوصیات و همچنین نیروهایی که در سرشت انسان و همچنین در فطرت انسان نهاده شده و همچنین انسان را‬ ‫به روشِ ناخودآگاه به جایی میکشاند. ولی مذهب چنین نیست؛ مذهب یک غریزهٔ ناخودآگاهِ کور در انسان نیست (مذهب غریزی نیست)، مذهب فطری‬ ‫می باشد، یعنی به روشِ خودآگاه در ذات و همچنین نهادِ انسان نهاده شده می باشد که (به وسیله آن هم) او بایستی و حتما راهی را بپیماید و همچنین پیدا کند جهت رسیدن به نجات، جهت‬ ‫رسیدن به آن هم نمیدانم کجایی که کامل می باشد، زیرا و به درستی که اینجا ناقص می باشد، و همچنین احساس کمبود میکند، از جنس آن هم دنیا می باشد و همچنین آنجا وطنش می باشد و همچنین اینجا‬ ‫غُربت می باشد. در آن عالم که غربت اوست، آن ناله را ما از زبان و همچنین از حلقومِ انسانهایی میشنویم که هیچ شباهتی به هم ندارند. آن هم آدمهایی که در تاریخ‬ ‫با هم متناقضند، آن نالیدن از آن عالم را داشته‌اند. من معتقدم و همچنین مسلماً کاملاً روشن می باشد که ناله گیلگَمِش که حماسه غم انگیزِ گلیگَمِش را به‬ ‫وجود آورده ـ ناله از غربت آن عالم، و همچنین ناله جهت نجات از آن عالم ـ که نمیداند کجا می باشد ـ می باشد. و همچنین من معتقدم که آن روح پهناور و بزرگ و همچنین پُر از شگفتی و همچنین پُر‬ ‫از زیبایی، علی، (آن هم ناله را نیز داشته می باشد).‬

‫آیه‌ای در ِانجیل هست که من خیلی آن آیه را دوست دارم و همچنین فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن میکنم که در صورتی که همه انجیل تحریف شده باشد آن سخن، بوی سخن یک پیغمبر‬ ‫را میدهد و همچنین فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن نمیکنم افرادی که به تحریف یک کتاب آسمانی میپردازند آن قَدر شُعور و همچنین ذوق داشته باشند که چنین جمله‌ای را بسازند! میگوید‬ که:‬
“‫ای انسانها! (انسان پهناور و بزرگ و همچنین مستقل میخواهد بسازد) ای انسانها! از راه‌هایی مَروید که رَوندگان آن هم بسیارند، از راه‌هایی بروید که رَوندگان آن هم کمَند!‬”
‫چرا که تاریخ، تکامل، مال افرادی می باشد که خودشان راهِ جدید و تو و تازه انتخاب نموده اند یا راههایی را انتخاب نموده اند که هنوز انسانها، و همچنین تودهٔ مردمی که دائما‬ ‫دنباله رو خواهند بود و همچنین دائما دیگران برایشان فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن میکنند و همچنین اراده و تصمیم راسخ میگیرند از آن راهها نمیروند. از راههای بروید که روندگان آن هم کمند، از راههایی مَروید‬ ‫که روندگان آن هم بسیارند. علمای قسطنطنیه جهت آنکه به مَضمون آن آیه عمل بکنند هیچ وقت از توی خیابانها رد نمیشدند، از کوچه پَس کوچه‌ها رد‬ ‫میشدند!‬ ‫و همچنین آن نشان میدهد که گاه یک زیبایی، یک عُمق، عظمت یک فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن، یک سخن و همچنین یک اندیشه در اندیشه‌هایی که لیاقت فهم آن هم عظمت را ندارند، به‬ ‫چه صورت مُضحکی تَجلی میکند به چه صورت مُضحکی به پس نتیجه آن می شود که میرسد.‬

‫و همچنین علی یکی از آن هم شخصیتهای بزرگی می باشد که به نظرِ من بزرگترین شخصیت انسانی می باشد ( پیغمبر را بایستی و حتما سوا کرد که رسالت ویژه ای دارد )، که از‬ ‫همه وقت، امروز نا شناخته‌تر می باشد و همچنین کاش ناشناخته میبود، بد شناخته‌تر می باشد، و همچنین کاش نمیدانستیم که کیست و همچنین مُحققین او را جهت اولین بار میشناختند.‬

‫گاه علی را که توی آن جنگها، یک قهرمان شمشیر زن می باشد، توی شهرستان یک سیاست مدارِ پُر تلاش حساس می باشد و همچنین توی زندگی یک پدر و همچنین یک همسرِ خیلی زیاد‬ ‫مهربان و همچنین خیلی زیاد دقیق می باشد ـ و همچنین یک انسان زندگی می باشد در همه ابعادش ـ میبینیم و همچنین گاه ـ تاریخ میگوید ـ تنها، در نیمه شبها، توی نخلستانهای‬‫ اطراف مدینه میرفته و همچنین نگاه میکرده که کسی نبیند و همچنین نشنود و همچنین بعد سر در حلقومِ چاه فرو میبرده و همچنین مینالیده! هرگز، من نمیتوانم قبول کنم که رنجهای‬ ‫مدینه و همچنین رنجهای عَرب و همچنین جامعه عَرب و همچنین حتی جامعه اسلامی و همچنین حتی یارانش، آن روحی را که از همه آن آفرینش بزرگتر می باشد، وادار به چنین نالیدنی‬ ‫بکند، هرگز! دردِ علی خیلی بزرگتر می باشد و همچنین آن هم درد خیلی بایستی و حتما دردِ نیرومندی باشد که آن روح را آن مقدار و اندازه بی‌تاب بکند!

مسلماً آن آن هم دردِ انسانی‬ ‫می باشد که خود را در آن عالم زندانی میبیند، انسانی می باشد که خود را اکثرا و بیشتر از آن عالم میبیند و همچنین احساس خفِقان در آن عالم میکند. مسلماً هر کس که‬ ‫انسان‌تر می باشد بیش از آنچه هست در خود مستلزم و نیاز احساس میکند، زیرا انسان به میزانی که برخوردارتر می باشد انسان نیست، بلکه انسان به میزانی که خود را‬ نیازمندتر احساس میکند، انسان می باشد، و همچنین مسلماً علی بیش از هر انسانی احساس نیازهای متعالی‌ای که در آن عالم نیست میکرده، و همچنین بیش از هر کسی‬ ‫در آن عالم احساس غربت میکرده، و همچنین بیش از هر کسی بایستی و حتما غَریبانه در آن آفرینش بِنالد و همچنین آن ناله می باشد که چنین روحی را، علی را، به چنین ناله‌ای‬ ‫وادار میکند.‬

صوت دکتر علی شریعتی :
https://fa.shafaqna.com/media/2018/05/علی۱-۱.mp3
https://fa.shafaqna.com/media/2018/05/علی۲.mp3

گزینش شفقنا از کتاب علی، حقیقتی بر گونه اساطیر

www.fa.shafaqna.com/ انتهای پیام

انسان چیست وعلی در برابر آن انسان کیست؟ در تاریخ ۲۰۱۸-۰۵-۲۱ ۰۰:۴۷:۰۸ نشر یافته شده شده می باشد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان