صورت و همچنین سیرت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص)

صورت و همچنین سیرت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص)

|صورت و همچنین سیرت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) از مسیح داراب|

علامه سید محمدحسین طباطبایی – ترجمه محمدهادى فقهى

صدای شیعه: اشاره: آنچه در پی می‌آید، بخشهایی از کتاب شریف «سنن‌النبی» می باشد که مرحوم علامه در نجف‌اشرف و همچنین به هنگام تحصیل اخلاق و همچنین عرفان، تهیه کرده و همچنین سالها بعد ترجمه شده و همچنین در دسترس عموم قرار گرفته می باشد. در زیر با حذف اسناد، بخشهایی از آن هم را می‌خوانیم:

۱ـ از امیرمؤمنان(ع)، ابن عباس، ابوهریره، جابر بن سمره و همچنین هند بن ابى هاله روایت کرده‏اند که: رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) در چشم هر بیننده‏اى، پهناور و بزرگ و همچنین موقّر مى‏نمود، در دلها جاگرفته و همچنین عزیز بود، صورتش مانند ماه شب چهاردهم مى‏درخشید، رنگ چهره‏اش سفید مایل به سرخى بود، نه لاغر اندام بود و همچنین نه خیلی زیاد فربه. صورتش سفید و همچنین نورانى، دیدگانش گشاده و همچنین سیاه، ابروانش سیاه و همچنین باریک و همچنین پیوسته بود. سرى پهناور و بزرگ و همچنین متناسب، قامتى متوسط داشت.

پیشانى‏اش بلند، بینى‏اش کشیده و همچنین باریک، در سفیدى چشمانش کمى سرخى دیده مى‏شد، ابروانى پیوسته و همچنین گونه‏هایى برجسته داشت. بندهاى دستش پهن و همچنین دو ذراع دستش بلند، مفصل شانه‏هایش پهناور و بزرگ و همچنین پهن بود، کفهاى دست و همچنین پایش ضخیم و همچنین محکم بود. مژه‏هایش بلند، محاسنش پرپشت و همچنین شاربش کوتاه، ولى پرپشت بود. موهاى سفید معدودى که در سر و همچنین صورتش پیدا شده بود به واسطه خضاب، سبزه به نظر مى‏رسید. دهانش فراخ ولى متناسب، دندانها از هم جدا و همچنین باز و همچنین سفید بود. تمام اعضا و همچنین جوارحش معتدل بود، شکمش با سینه مساوى بود، سینه‏اش پهن و همچنین گردنش در زیبایى زیرا و به درستی که نقره خام بود.

دستها و همچنین پاهایش صاف و همچنین بدون‏گره و همچنین ساق پاهایش معتدل و همچنین کم گوشت بود. چانه‏اى متناسب، پیشانى‏اش کمى متمایل به جلو بود. اعضا و همچنین جوارحش قرص و همچنین محکم بود. نه خیلى دراز بود و همچنین نه زیاد کوتاه قد (بلکه قامتى معتدل داشت). موى سرش نه خیلى مجعد بود و همچنین نه باز و همچنین افتاده.

کف دستهایش مانند کف دست عطرفروشان معطر بود. هنگام رضا و همچنین خوشحالى چهره‏اش زیرا و به درستی که آینه درخششى جذاب و جالب داشت و همچنین به آرامى و همچنین باوقار قدم برمى‏داشت. در حال راه رفتن، پیش ‏روى خود را نگاه مى‏کرد و همچنین در انجام کارهاى نیک پیشقدم بود. هنگام راه رفتن‏ مانند کسى که بر زمین سراشیب راه رود، گام برمى‏داشت. وقتى تبسم مى‏کرد، دندانهایش زیرا و به درستی که دانه‏هاى تگرگ نمایان مى‏شد و همچنین به زودى سفیدى دندانها زیرا و به درستی که برقى، سریع زیر لبها پنهان مى‏شد. اندامى زیبا و همچنین خویى پسندیده داشت؛ خوش مجلس بود و همچنین وقتى با شهروندان و مردم شهر روبرو مى‏شد، پیشانى‏اش زیرا و به درستی که چراغى روشن آنان را به خود جلب مى‏کرد، دانه‏هاى عرق بر چهره‏اش زیرا و به درستی که مروارید غلتان بود و همچنین بوى عرقش پاکیزه‏تر از مشک مى‏نمود.

۲ـ ابوهریره گوید: «آن هم حضرت وقتى مى‏خواست به طرف جلو و همچنین یا پشت سر خود نگاه کند، با تمام بدن برمى‏گشت».

۳ـ ابن شهرآشوب گوید: «آن هم حضرت دو گیسو داشت و همچنین آن هم رسمى بود از هاشم، جد اعلاى آن هم حضرت».

۴ـ عبدالله بن عمر گوید: «نشانه پیرى بر آن هم جناب قریب به بیست تار موى سفید بود.»

۵ـ عایشه گوید: «بلندى موى سر آن هم حضرت از بناگوش تجاوز مى‏کرد، ولى به دوشها نمى‏رسید».

۶ـ در کتاب‏ قصص‌الانبیا روایت شده: رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) از راهى نمى‏گذشت، مگر آنکه کسانى که از آنجا مى‏گذشتند، از عطر آن هم جناب متوجه مى‏شدند که او از آن هم محل قبل می باشد.

۷ـ ‏ از امام و پیشوا باقر(ع) روایت شده:«پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) فرمود: ما تیم پیامبران، دیده‏هایمان به خواب مى‏رود، ولى دلمان نمى‏خوابد و همچنین از پشت سر مى‏بینیم؛ چنان‏که از پیش رو مى‏بینیم.»

۸ـ على بن محمد نوفلى مى‏گوید: خدمت امام و پیشوا رضا(ع) از صدا گفتگو شد، آن هم جناب فرمود: امام و پیشوا زین‌العابدین(ع) وقتى قرآن تلاوت مى‏کرد، گاهى شهروندان و مردم شهر از شنیدن صداى زیباى او بیهوش مى‏شدند و همچنین در صورتی که امام و پیشوا صداى خوش و همچنین زیباى خود را ظاهر مى‏کرد، شهروندان و مردم شهر طاقت شنیدنش را نداشتند. راوى گوید: از امام و پیشوا پرسیدم: «مگر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) با شهروندان و مردم شهر نماز نمى‏خواند و همچنین صداى خود را به تلاوت قرآن بلند نمى‏کرد؟» فرمود: رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) به مقدار و اندازه طاقت شهروندان و مردم شهر، حسن صداى خود را ظاهر مى‏ساخت.»

۹ـ از امام و پیشوا حسن مجتبى(ع) روایت شده‏: «از دایى خودم، هند بن ابى‏هاله [که از وصّافین پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) بود] خواستم مقدارى از اوصاف آن هم حضرت را برایم گفتن کند؛ گفت:

ـ رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) مردى بود که در چشم هر بیننده‏اى موقر و همچنین با عظمت مى‏نمود. روى نکویش در درخشندگى زیرا و به درستی که ماه تمام بود. سرى پهناور و بزرگ و همچنین مویى پیچ داشت. در صورتی که چیده نبود، روى سر متفرق مى‏شد و همچنین در صورتی که چیده بود، از نرمة گوش تجاوز نمى‏کرد. صورتش سفید و همچنین نورانى و همچنین پیشانى‏اش پهن و همچنین فراخ بود. ابروانى کمانى و همچنین کشیده داشت، در عین پیوستگى، جدا از هم به نظر مى‏رسید. میان ابروانش، رگى بود که هنگام خشم از خون پر مى‏شد. بینى کشیده و همچنین باریکى داشت و همچنین از آن هم نورى نمایان بود که به نظر مى‏رسید بالاى بینى‏اش برآمدگى دارد.

محاسنش پرپشت، گونه‏هایش برجسته، دهانش متناسب و همچنین دندانهایش از هم جدا و همچنین زیرا و به درستی که مروارید سفید بود و همچنین … چشمها افتاده و همچنین به سوى زمین اکثرا و بیشتر نگاه مى‏کرد تا به آسمان. به کسى خیره نمى‏شد، بلکه نگاه کردنش لحظه‏اى بیش نبود و همچنین هرکه را مى‏دید، ابتدا به او سلام مى‏کرد.

دائماً متفکر به نظر مى‏رسید، آنى راحتى نداشت و همچنین اکثر اوقات ساکت بود، و همچنین جز در مواقع ضرورت حرف نمى‏زد. هنگام تکلم از اول تا به آخر به آرامى لب به سخن باز مى‏کرد و همچنین کلامش کوتاه و همچنین جامع و همچنین خالى از تفصیل بى‏جا، و همچنین وافى به تمام مقصود بود. نرمخو بود و همچنین به کسى جفا نمى‏کرد و همچنین کسى را حقیر نمى‏شمرد. نعمت در نظرش پهناور و بزرگ مى‏نمود، اگرچه ناچیز باشد و همچنین هیچ نعمتى را نکوهش نمى‏کرد. طعامها را ناپسند نمى‏شمرد، مدح و همچنین تعریف هم نمى‏نمود.

دنیا و همچنین ناملایماتش هرگز او را به خشم نمى‏آورد و همچنین زیرا و به درستی که حقى پایمال مى‏شد، از شدت خشم کسى او را نمى‏شناخت و همچنین از هیچ‏چیز پروا نداشت تا آنکه حق را یارى کند. هنگام اشاره به تمام دست اشاره مى‏فرمود و همچنین زیرا و به درستی که از مطلبى تعجب مى‏کرد، دستها را پشت و همچنین رو مى‏کرد. زمانى که صحبت مى‏کرد، دستها را به هم وصل مى‏کرد و همچنین انگشت ابهام دست چپ را به کف دست راست مى‏زد. وقتى غضب مى‏فرمود، از شدت ناراحتى روى مى‏گردانید. و همچنین زیرا و به درستی که خوشحال مى‏شد، چشمها را به‏ هم مى‏نهاد، اکثرا و بیشتر جذاب و جالب و خنده‏هایش لبخند بود، هنگام تبسم دندانهایش زیرا و به درستی که دانه‏هاى تگرگ نمایان مى‏شد.»

۱۰ـ امام و پیشوا حسین(ع) گوید: از پدرم از وضع داخلى رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) پرسیدم، فرمود: زیرا و به درستی که به منزل تشریف مى‏برد، اوقاتش را به سه قسمت و بخش قسمت مى‏کرد: قسمتى را براى عبادت خداوند تبارک و تعالی و همچنین قسمتى براى اهل بیت خود و همچنین جزئى را به خود اختصاص مى‏داد. و همچنین آن هم جزئى را که مرتبط به خودش بود، به صادرکردن دستورهاى مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری به مزایا و خاصیت های اصحاب و همچنین تکلیف نمودن آنان براى رسیدگى به کارهاى عمومى شهروندان و مردم شهر صرف مى‏کرد و همچنین از آن هم قسمت چیزى را به کارهاى شخصى خود اختصاص نمى‏داد.

شامل روش آن هم‏جناب آن بود که اهل فضل را دائما مى‏پذیرفت و همچنین هر کس را به مقدار فضیلتى که در دین داشت، حرمت مى‏نهاد. به احتیاجات آنان رسیدگى مى‏کرد و همچنین ایشان را سرگرم اصلاح نقایصشان مى‏کرد و همچنین از آنها در مورد امت پرسش نموده، مباحث و مطالب مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری را گفتن مى‏کرد و همچنین مى‏فرمود: «بایستی و حتما حاضران به غایبان برسانند. حاجت کسانى را که به من دسترس ندارند، به من برسانید و همچنین بدانید که هرکس حاجت اشخاص ناتوان‏ را نزد سلطان ببرد، خداوند تبارک و تعالی قدمهاى او را در روز قیامت ثابت و همچنین استوار می‌سازد.» در مجلس آن هم جناب غیر آن گونه مباحث و مطالب ذکر نمى‏شد و همچنین از کسى غیر آن هم را نمى‏پذیرفت.

آنان براى درک فیض و همچنین طلب علم شرفیاب مى‏شدند و همچنین بى آنکه چیزى بچشند، متفرق نمى‏شدند و همچنین زیرا و به درستی که برمى‏گشتند، رهنمایانى بودند.

زبان خود را از سخنان غیر مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری بازمى‏داشت و همچنین با شهروندان و مردم شهر اُنس مى‏گرفت و همچنین آنان را از خود دور نمى‏کرد. پهناور و بزرگ هر قومى را گرامى مى‏داشت و همچنین او را بر قومش حاکم مى‏نمود. دائما از شهروندان و مردم شهر برحذر بود و همچنین خود را مى‏پایید، بدون آنکه روی از آنان بگرداند و همچنین بدخلقى کند. از اصحاب خود تفقد مى‏نمود و همچنین از شهروندان و مردم شهر، حال شهروندان و مردم شهر را مى‏پرسید. هر کار نیکى را تحسین و همچنین تقویت مى‏کرد و همچنین هر کار زشتى را تقبیح کرده، کوچک مى‏شمرد.

در همه مسائل میانه‏رو بود، گاهى تفریط و همچنین گاهى افراط نمى‏کرد. از کار شهروندان و مردم شهر غفلت نمى‏نمود تا مبادا آنان منحرف شوند. در مورد حق کوتاهى نداشت و همچنین از آن هم هم تجاوز نمى‏کرد. اطرافیان آن هم حضرت نیکان شهروندان و مردم شهر بودند و همچنین برترین آنان نزدش، کسانى بودند که شهروندان و مردم شهر را اکثرا و بیشتر نصیحت کنند و همچنین بزرگترینشان کسانى بودند که در مورد برادران دینى اکثرا و بیشتر مواسات و همچنین خیرخواهى داشته باشد.

وضع جلسه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص)

در هیچ مجلسى نمى‏نشست و همچنین برنمى‏خاست مگر به یاد خداوند تبارک و تعالی. در مجالس، جاى مخصوصى براى خود انتخاب نمى‏کرد. مخصوصاً از آن کار نهى مى‏فرمود و همچنین وقتى به جمعیتى مى‏پیوست، هرجا که خالى بود، مى‏نشست و همچنین به اصحاب خود نیز دستور مى‏داد که چنان کنند. و همچنین حق هر یک از اهل مجلس را ادا مى‏کرد و همچنین کسى از آنان احساس نمى‏کرد که دیگرى پیش آن هم حضرت، محترم‏تر از خود می باشد. با هر کس که مى‏نشست، به قدرى صبر مى‏کرد تا خود آن هم شخص برخیزد. هر کس حاجتى از او مى‏طلبید، یا به حاجت خود مى‏رسید و همچنین یا با گفتن شیرینِ آن هم حضرت قانع مى‏شد.

خویش به قدرى نرم بود که شهروندان و مردم شهر او را براى خود زیرا و به درستی که پدرى مهربان مى‏دانستند و همچنین همه نزدش از حق مساوى برخوردار بودند. مجلسش، مجلس حلم، حیا، صداقت و همچنین امانت بود و همچنین در آن هم آوازها بلند نمى‏شد و همچنین حرمت شهروندان و مردم شهر هتک نمى‏شد. در صورتی که از کسى لغزشى سر مى‏زد، جاى دیگر گفته نمى‏شد. اهل مجلس همه با هم عادلانه رفتار مى‏کردند و همچنین رفتارشان با یکدیگر، زیرا و به درستی که دوستىِ پرهیزگاران بود و همچنین به هم تواضع مى‏نمودند؛ بزرگسالان را احترام مى‏کردند و همچنین به کوچکترها مهربان بودند، محتاجان را بر خود مقدم مى‏داشتند و همچنین غریبان را نگه‏دارى مى‏کردند.

امام و پیشوا حسین(ع) گوید: سپس پرسیدم: روش رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) در مورد همنشینان خود چگونه و چطوری بود؟ فرمود:

دائماً خوشرو، خوشخوى و همچنین نرم بود. خشن و همچنین درشت‏خو و همچنین سبکسر و همچنین فحّاش و همچنین عیبجو نبود. کسى را زیاد مدح نمى‏کرد و همچنین از چیزى که به آن هم رغبت و همچنین میل نداشت، غفلت مى‏ورزید. خود را از سه چیز دور مى‏داشت: جدال، پرحرفى و همچنین گفتن مباحث و مطالب بى‏فایده. و همچنین نسبت به شهروندان و مردم شهر نیز از سه چیز پرهیز مى‏کرد: هرگز کسى را سرزنش نمى‏کرد و همچنین از او عیب نمى‏گرفت، لغزش و همچنین عیبهاى شهروندان و مردم شهر را جستجو نمى‏کرد و همچنین سخن نمى‏گفت، مگر در جایى که امید ثواب در آن هم مى‏داشت. هنگام تکلم چنان حاضران را به خود جذب مى‏کرد که از احدى صداى نفس کشیدن شنیده نمى‏شد؛ و همچنین زیرا و به درستی که ساکت مى‏گشت، آنان سخن مى‏گفتند.

در حضور آن هم جناب روى مطلبى نزاع نمى‏کردند، در صورتی که کسى با ایشان صحبت مى‏کرد، همه ساکت مى‏شدند تا سخنش پایان یابد و همچنین تکلمشان در محضر آن هم جناب، به نوبت بود. اهل مجلس از چیزى که به جذاب و جالب و خنده مى‏افتادند، وى نیز مى‏خندید و همچنین از آنچه تعجب مى‏کردند، تعجب مى‏کرد. بر اسائه ادب شخص غریب در پرسش و همچنین گفتار صبر مى‏کرد، تا جایى که اصحاب در صدد جلب شخص مزاحم برمى‏آمدند. مى‏گفت: «وقتى حاجتمندان را دیدید،یاریشان کنید.» هرگز ثناى کسى را نمى‏پذیرفت، مگر آنکه ثنایش به عنوان تشکر از آن هم حضرت باشد. و همچنین کلام احدى را نمى‏برید، مگر آنکه از حد مشروع تجاوز کند که در آن هم صورت با نهى و همچنین یا برخاستن، کلام او را قطع مى‏نمود.

سکوت آن هم جناب بر چهار چیز بود: حلم، حذر، تقدیر و همچنین فکر کردن و اندیشیدن. سکوتش در تقدیر و همچنین مقدار و اندازه‏گیرى براى آن هم بود که همه شهروندان و مردم شهر را به یک چشم ببیند و همچنین به گفتار همه به یک نحو گوش دهد. ولی باید توجه داشت سکوتش در فکر کردن و اندیشیدن، آن هم بود که در چیزهاى باقى و همچنین فناپذیر فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن مى‏کرد. سکوتش در حلم، صبر و همچنین بردبارى بود که داشت. به‏ طورى که خشمناک نمى‏شد و همچنین از چیزى متنفر نمى‏گشت. سکوتش در حذر، در چهار مورد بود: به کارهاى نیک چنگ مى‏زد، تا دیگران به او اقتدا کنند، از کارهاى زشت دورى مى‏کرد تا شهروندان و مردم شهر از آن هم بپرهیزند، در انتخاب رأى صحیح براى اصلاح کارهاى امت، جدیت مى‏نمود و همچنین به آنچه خیر دنیا و همچنین آخرت در آن هم بود، قیام مى‏کرد.

۱۱ـ ‏ از انس بن مالک نقل شده: رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) سفید به آرامى گام برمى‏داشت و همچنین من هرگز مشک و همچنین عنبرى را نبوییدم که از عطر آن هم حضرت خوشتر بوده باشد.

۱۲ـ غزالى در احیاءالعلوم‏ مى‏گوید: پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) گفتارش از همه فصیح‏تر و همچنین شیرین‏تر بود و همچنین سخنانش همه کوتاه و همچنین جامع و همچنین خالى از اضافه و همچنین وافى به تمام مقصود بود و همچنین کلمات گفتارش به یکدیگر پیوستگى داشت. کلماتش را به طورى شمرده گفتن مى‏کرد که شنونده آن هم را به خوبى به حافظه مى‏سپرد. جوهرة صدایش بلند و همچنین آهنگ صدایش از همه شهروندان و مردم شهر زیباتر بود.

۱۳ـ ‏ از امام و پیشوا على(ع) روایت شده: رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) مى‏فرمود: «من به اخلاق نیک و همچنین پسندیده برانگیخته شدم».

۱۴ـ ‏ از امام و پیشوا صادق(ع) روایت شده: «خداوند رسولش را به اخلاق نیکو مخصوص گردانیده. پس تو خود را امتحان کنید، در صورتی که اخلاق نیک آن هم جناب را در خود یافتید، حمد خداوند تبارک و تعالی را به جا آوردید و همچنین از خداوند تبارک و تعالی بخواهید تا آن هم را در تو بیفزاید». سپس به آن ترتیب ده خُلق را ذکر کرد: یقین، قناعت، بردبارى، شُکر، حلم، حُسن‏خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت و همچنین جوانمردى.

۱۵ـ از انس بن مالک نقل شده: پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) شجاع‏ترین شهروندان و مردم شهر و همچنین نیکوترین آنان و همچنین سخى‏ترین ایشان بود. یک شب صداى هولناکى به گوش شهروندان و مردم شهر (مدینه) رسید و همچنین همه به سوى آن هم صدا شتافتند، در آن میان دیدند رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) از همه جلوتر آمده و همچنین بر اسب سوار می باشد و همچنین شمشیر بر گردنش انداخته و همچنین به شهروندان و مردم شهر مى‏گوید: «مترسید، بررسى کردیم، جز صدایى هولناک چیز دیگرى نبود.»

۱۶ـ از على(ع) روایت شده: «زیرا و به درستی که آتش جنگ روشن مى‏شد و همچنین دو لشکر به هم مى‏رسیدند، ما همه به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) پناهنده مى‏شدیم و همچنین کسى نبود که به دشمن نزدیکتر ازآن حضرت بوده باشد.»

۱۷ـ از ابى سعید خدرى نقل شده: «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) از دخترک های جوان و ازدواج نکرده پس پرده باحیاتر بود و همچنین چنان بود که در صورتی که چیزى را دوست نمى‏داشت، از قیافه آن هم حضرت مى‏فهمیدیم.»

۱۸ـ از امام و پیشوا صادق(ع) روایت شده: «هرکه صبر کند، اندکى صبر کرده و همچنین هرکه بى‏تابى کند، اندکى بى‏تابى کرده. در هیچ کارى صبر را از دست مده؛ زیرا خداوند محمد(ص) را مبعوث فرمود و همچنین او را امر به صبر و همچنین مدارا کرد و همچنین فرمود: «برآنچه مى‏گویند، صبر کن و همچنین از آنها به نیکویی دور شو و همچنین مرا با تکذیب‌کنندگان نعمت‏دار واگذار.» و همچنین باز خداوند فرمود: «بدى را به آنچه نیکوتر می باشد، دفع کن تا آنکه کسى که میان تو و همچنین میان او دشمنى می باشد، دوستى مهربان می شود. و همچنین آن خصلت را جز کسانى که صبر کنند، برنخورند و همچنین جز بهره‏دارِ پهناور و بزرگ درنیابد.» پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) هم صبر نمود تا او را به مسائل پهناور و بزرگ متهم کردند، او دلتنگ شد. خداوند تبارک و تعالی آن آیه را نازل فرمود: «ما مى‏دانیم که سینة تو از آنچه مى‏گویند تنگ مى‏می شود، با ستایش پروردگارت تسبیح گوى و همچنین از سجده‏گزاران باش.»

سپس تکذیبش کردند و همچنین متهمش نمودند. از آن هم رو غمگین شد و همچنین خداوند وحى نازل فرمود: «ما مى‏دانیم که سخنان آنها تو را غمگین مى‏کند. آنها تو را تکذیب نمى‏کنند، بلکه ستمگران، آیات خداوند تبارک و تعالی را نادیده گرفتن مى‏کنند. پیش از تو نیز پیغمبرانى تکذیب شدند و همچنین بر تکذیب شدن و همچنین اذیت صبر کردند تا نصرت ما به آنها رسید.» پس پیغمبر(ص) خود را به صبر ملزم ساخت تا آنها تجاوز کردند و همچنین خداوند تبارک و تعالی را تکذیب کردند؛ پیغمبر(ص) فرمود: «در مورد خودم و همچنین خاندان و همچنین آبرویم صبر کردم، ولى نسبت به بد گفتن به معبودم صبر ندارم.» خداوند تبارک و تعالی فرمود: «ما آسمانها و همچنین زمین و همچنین فضا را در شش روز آفریدیم و همچنین هیچ خستگى به ما نرسید؛ پس بر آنچه مى‏گویند، صبر کن.»

پیغمبر(ص) در همه احوال صبر کرد تا به امامان از عترتش به او مژده دادند و همچنین آنها به صبر معرفى گردیدند و همچنین خداوند تبارک و تعالی فرمود: «زیرا و به درستی که صابر بودند و همچنین به آیات ما یقین داشتند، ایشان را پیشوایانى ساختیم که به امر ما هدایت کنند.» در آن هنگام پیغمبر(ص) فرمود: «صبر نسبت به ایمان، مانند سر می باشد نسبت به تن.» خداوند تبارک و تعالی هم از صبر او شکرگزارى کرد و همچنین فرمود: «کلمه نیکوى پروردگارت در مورد بنی‌اسرائیل به پاداش صبرى که کرده بودند، انجام یافت و همچنین آنچه را که فرعون و همچنین قومش مى‏ساختند و همچنین برمى‏افراشتند، واژگون کردیم.»

پیغمبر(ص) فرمود: «آن بشارت می باشد و همچنین انتقام.» پس خداوند تبارک و تعالی کشتن مشرکان را به او اجازه داد و همچنین مباح کرد و همچنین فرمود: «مشرکان را هرکجا یافتید، بکشید و همچنین بگیرید و همچنین محاصره کنید و همچنین در هر کمینگاهى سر راهشان بنشینید.» پس خداوند تبارک و تعالی آنها را به دست پیغمبر(ص) و همچنین دوستانش کشت و همچنین آن هم را پاداش صبرش قرار داد، همچنین و علاوه برآنچه در آخرت برایش ذخیره کرد. هر که صبر کند و همچنین به حساب خداوند تبارک و تعالی گذارد، از دنیا نرود تا آنکه خداوند تبارک و تعالی چشمش را در مورد دشمنان روشن کند، همچنین و علاوه بر آنچه در آخرت برایش ذخیره کند.

۱۹٫ از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) روایت شده: جبرئیل آمد و همچنین گفت: «یا رسول‌الله، خداوند مرا با هدیه‏اى به سوى تو فرستاده که چنین هدیه‏اى را به هیچ کس پیش از تو عطا نکرده می باشد.» پرسید: «هدیه چیست؟» گفت: «صبر می باشد و همچنین نیکوتر از صبر.» پرسید: «نیکوتر از صبر چیست؟» گفت: «رضا و همچنین بهتر از آن هم.» پرسید: «و همچنین آن هم چیست؟» گفت: «زهد و همچنین نیکوتر از آن هم.» پرسید: «و همچنین آن هم چیست؟» گفت: «اخلاص و همچنین چیزى که بهتر از آن هم می باشد.» پرسید: «و همچنین آن هم چیست؟» گفت: «یقین می باشد و همچنین نیکوتر از آن هم.» پرسید: «آن هم چیست؟» گفت: «نردبانش توکل به خداست.» پرسید: «توکل به خداى عزوجل چیست؟» گفت: «آن هم می باشد که انسان بداند که مخلوق [بدون خواست خداوند تبارک و تعالی] نه مى‏تواند ضرر برساند و همچنین نه مى‏تواند نفع برساند و همچنین نه عطا و همچنین منع کند. و همچنین از مخلوق مأیوس باشد. زیرا و به درستی که بنده چنین باشد، براى هیچ کس جز خداوند تبارک و تعالی کارى انجام نمى‏دهد و همچنین به کسى جز خداوند تبارک و تعالی امیدوار نمی‌گردد، و همچنین از غیر او نمی‌ترسد و همچنین به هیچ کس جز خداوند تبارک و تعالی طمع نمی‌کند؛ آن می باشد معنى توکل.»

فرمود: «اى جبرئیل، تفسیر صبر چیست؟» گفت: «آن هم می باشد که در موقع سختى شکیبایى کند، آن هم‏روش که در موقع شادى شکیبایى مى‏کند. و همچنین در موقع نیازمندى صبر کند، آن هم روش که هنگام غنا و همچنین بى‏نیازى صبر مى‏نماید و همچنین نیز در هنگام بلا و همچنین گرفتارى، چنانچه در هنگام سلامت صبر مى‏نماید. از حال خود نزد مخلوق شکایت نکند از آنچه بر او از بلا رسیده می باشد.»

فرمود: «تفسیر قناعت چیست؟» گفت: «آن هم می باشد که شخص قانع، به آنچه از دنیا مى‏رسد، قناعت مى‏کند و همچنین در برابر عطاى کم شکر مى‏نماید.»

فرمود: «تفسیر رضا چیست؟» گفت: «کسى که از آقاى خود راضى و همچنین خشنود می باشد، بر او خشم و همچنین غضب نمى‏کند، در صورتی که از نعمت‏هاى دنیا به او برسد یا نرسد، ولى به طاعت اندک خود راضى نمى‏می شود.»

فرمود: «تفسیر زهد چیست؟» گفت: «زاهد اوست که دوست مى‏دارد کسى را که خالقش را دوست بدارد و همچنین دشمن مى‏دارد کسى را که خالقش را دشمن بدارد و همچنین از حلال دنیا احتیاط و همچنین دورى مى‏کند و همچنین به حرامش توجه نمى‏نماید؛ زیرا در حلال دنیا حساب می باشد و همچنین در حرامش عِقاب. و همچنین بر تمام مسلمانان رحم مى‏کند، همچنان که بر خود ترحم مى‏کند و همچنین از سخن بى‏فایده دورى مى‏کند، آن هم‏روش که از آتش گریز و فرار مى‏کند که مبادا شعله‏اش او را فراگیرد و همچنین آرزوى خود را کوتاه مى‏گرداند و همچنین مردن و مرگ خویش را دائما پیش چشم خود مجسم مى‏سازد.»

فرمود: «اى جبرئیل، تفسیر اخلاص چیست؟» گفت: «مخلص کسى می باشد که از شهروندان و مردم شهر چیزى نخواهد تا آنکه بیابد و همچنین هرگاه به دست آورد، به آن هم راضى مى‏می شود. و همچنین در صورتی که چیزى در دستش باقى بماند، در راه خداوند تبارک و تعالی مى‏بخشد. و همچنین زیرا و به درستی که کسى از شهروندان و مردم شهر چیزى را درخواست نکند، به عبودیت خود نسبت به ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی اقرار نموده. و همچنین در صورتی که کسى چیزى از دنیا بیابد و همچنین به آن هم راضى می شود، از خداوند تبارک و تعالی راضى شده و همچنین خداوند تبارک و تعالی نیز از او خشنود می باشد. و همچنین در صورتی که چیزى را در راه خداوند تبارک و تعالی ببخشد، در حد اعتماد به خداى خود بوده می باشد.»

فرمود: «تفسیر یقین چیست؟» گفت: «کسى که داراى یقین می باشد، براى خداوند تبارک و تعالی چنان کار مى‏کند که گویا او را مى‏بیند و همچنین در صورتی که او خداوند تبارک و تعالی را نبیند، همانا خداوند تبارک و تعالی او را مى‏بیند و همچنین به روش حتم مى‏داند که آنچه به او رسیده، خطاپذیر نیست و همچنین آنچه به او نرسیده، بنا نبوده که به وى برسد. و همچنین تمام آنچه گفته شد، شاخه‏هاى توکل و همچنین وسیله ارتقا و همچنین پیشرفت به مراتب زهد می باشد.»

۲۰ـ از امام و پیشوا باقر(ع) نقل شده: فرشته‏اى خدمت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) آمد و همچنین گفت: «اى محمد، خدایت سلام مى‏رساند و همچنین مى‏فرماید: در صورتی که بخواهى سرزمین مکه را براى تو پر از طلا سازم؟» رسول خداوند تبارک و تعالی سر به سوى آسمان بلند کرد و همچنین گفت: «اى خداوند، آن حال براى من بهتر می باشد که یک روز از غذا سیر شوم و همچنین سپاسگزارى تو را کنم و همچنین روز دیگر گرسنه بمانم و همچنین از تو درخواست نمایم.»

۲۱ـ در نهج‌البلاغه‏ روایت شده که على‌(ع) فرمود: به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله پاک و همچنین پاکیزه خود تأسى کن … از دنیا به قدر حاجت اکتفا کرد و همچنین چشمان را به آن هم خیره نساخت و همچنین دهان خود را از آن هم پر نکرد و همچنین به آن هم التفات نفرمود. خزائن دنیا بر وى عرضه شد، ولى قبول نفرمود؛ و همچنین زیرا و به درستی که فهمید که خداوند تبارک و تعالی چیزى را دشمن دارد، او نیز آن هم را دشمن داشت و همچنین چیزى را که خداوند تبارک و تعالی حقیر دانست، او نیز تحقیرش کرد.

بر روى زمین غذا میل مى‏کرد و همچنین زیرا و به درستی که بندگان مى‏نشست و همچنین کفش خود را به دست خویش پینه مى‏زد، بر خر بی‌پالان سوار مى‏شد و همچنین دیگرى را هم‏ردیف خود سوار مى‏کرد و همچنین زیرا و به درستی که دید پردة درِ منزل و خانه‏اش تصویر دارد، به شوهر یا همسر خود فرمود: آن را از من پنهان کن؛ زیرا هر وقت به آن هم نگاه مى‏کنم، به یاد دنیا و همچنین زیورش مى‏افتم. رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) قلباً از دنیا اعراض کرد و همچنین ذکر دنیا را در نفس خود محو کرد، تا جایى که دوست داشت زینتهاى دنیا از نظرش پنهان باشد؛ لباس فاخر برتن نکند و همچنین دنیا را منزل و خانه همیشگى براى خود نپندارد و همچنین امید اقامت در آن هم را نداشته باشد. پس به کلى دنیا را از دل خارج کرد و همچنین یادش را از قلب بیرون نمود. آرى، چنین می باشد؛ در صورتی که کسى از چیزى بدش بیاید، دوست ندارد به آن هم نگاه کند، و همچنین حتى دوست ندارد کسى از او اسمى به میان بیاورد.

۲۲ـ ‏ از امام و پیشوا صادق(ع) روایت شده: «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) از دنیا چیزى را خوشتر از آن هم نداشت که گرسنه و همچنین خائف از خداوند تبارک و تعالی باشد».

۲۳ـ طبرى در احتجاج‏ روایت کرده: «آن هم حضرت از ترس خداوند تبارک و تعالی آنقدر می‌گریست که جاى نمازش تر مى‏شد؛ با آنکه گناه هم نداشت.»

۲۴ـ روایت شده که چندان گریه مى‏کرد که بیهوش مى‏شد. عرض شد: «مگر خداوند تبارک و تعالی گناهان قبل و همچنین بعدی تو را عفو نفرموده؟» فرمود: «آیا بنده شکرگزار خداوند تبارک و تعالی نباشم؟»

۲۵٫ از ابوسعید خدرى روایت شده: زیرا و به درستی که آیه شریفه‏ «واذکُروا الله کثیرا: خداوند را خیلی زیاد یاد کنید.» نازل شد، رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) [چنان] به ذکر خداوند تبارک و تعالی مشغول گردید که کفار گفتند: او جن‌زده شده و همچنین دیوانه گشته می باشد!

۲۶ـ از امام و پیشوا صادق(ع) نقل شده: «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) در هر روز هفتاد بار توبه مى‏کرد؛ مى‏فرمود:أتوب إلى الله.» راوی گوید: من گفتم: «رسول خداوند تبارک و تعالی توبه مى‏کرد و همچنین دوباره برنمى‏گشت؛ ولى ما توبه مى‏کنیم و همچنین دوباره از توبه به سوى گناه برمى‏گردیم.» امام و پیشوا فرمود: «از خداوند تبارک و تعالی یاری مى‏خواهیم.»

۲۷ـ باز ‏ از آن هم امام و پیشوا نقل شده: «رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) از مجلسى برنمى‏خاست، مگر آنکه ۲۵ بار استغفار مى‏کرد.»

۲۸ـ در مکارم الاخلاق‏ می باشد که امیرالمؤمنین(ع) هر وقت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) را توصیف مى‏کرد، مى‏فرمود: «رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) دست و همچنین دلبازتر از همه شهروندان و مردم شهر و همچنین باجرأت‏تر از همه‏ آنان بود. از همه راستگوتر و همچنین از همه باوفاتر و همچنین اخلاقش از همه نرمتر و همچنین معاشرتش از همه گرامى‏تر بود. کسى که ابتدا او را مى‏دید، از او هیبت مى‏برد، و همچنین زیرا و به درستی که با آن هم جناب آمیزش مى‏نمود، از علاقه‏مندان و همچنین از دوستان حضرتش قرار مى‏گرفت. در قبل و همچنین بعدی نظیر وى سراغ ندارم و همچنین مانند او را ندیده‏ام.»

۲۹ـ از رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) نقل شده: «به اخلاق نیک آراسته گردیدم؛ زیرا خداوند تبارک و تعالی به اخلاق نیک مبعوثم فرموده می باشد. و همچنین از مکارم اخلاق آن می باشد که انسان از کسى که به وى ستم نموده، بگذرد؛ و همچنین ببخشد به کسى که او را محروم ساخته؛ و همچنین بپیوندد با کسى که با وى قطع نموده و همچنین عیادت کند از کسى که به عیادتش نمى‏آید.»

۳۰ـ از رسول خداوند تبارک و تعالی(ص) روایت شده: «آیا به تو خبر ندهم که کدامتان به من اکثرا و بیشتر شباهت دارید؟ آن هم که خلقش نیک‌تر و همچنین برخوردش با شهروندان و مردم شهر ملایمتر و همچنین بیش از همه به برادران دینى خویش مهربان و همچنین بر حق صبورتر باشد و همچنین خشم خود را بیش از دیگران فرو نشاند، و همچنین گذشتش بهتر از دیگران باشد و همچنین در حال رضا و همچنین غضب بیش از دیگران رعایت انصاف و همچنین عدالت را نماید.»

انتهای پیام

صورت و همچنین سیرت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) در تاریخ ۱۹۷۰-۰۱-۰۱ ۰۳:۳۰:۰۰ نشر یافته شده شده می باشد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان