حجت‌الاسلام سید مصطفی میرلوحی در گفت‌وگویی مطرح کرد ابعاد گوناگون جنایاتی که هنوز در پس پرده می باشد

حجت‌الاسلام سید مصطفی میرلوحی در گفت‌وگویی مطرح کرد ابعاد گوناگون جنایاتی که هنوز در پس پرده می باشد

|حجت‌الاسلام سید مصطفی میرلوحی در گفت‌وگویی مطرح کرد ابعاد گوناگون جنایاتی که هنوز در پس پرده می باشد از مسیح داراب|

صدای شیعه: ۳۱ سال شمسی پیش در چنین روزهایی، وزرارت اطلاعات جمهوری اسلامی درپی دستور قاطع امام و پیشوا خمینی در رسیدگی امنیتی به جرایم باند مهدی هاشمی، با تمامی قدرت می کوشید و همچنین بعد از چندی با دستگیری بعضی سران آن جریان، تاحدی از دامنه فعالیت‌های آنان کاست.

ابعاد کارکرد آن جریان بس متنوع و همچنین گسترده بود و همچنین بازخوانی جامع آن هم مجالی موسع می‌طلبد. در گفت و همچنین‌گویی که پیش روی شماست، حجت الاسلام سید مصطفی میرلوحی به گفتن بعضی اطلاعات و همچنین تحلیل‌‌های خویش از کارکرد آن باند در اصفهان، در ادوار قبل و همچنین بعد از پیروزی انقلاب پرداخته و همچنین جنبه هایی از خصال فکری و همچنین عملی آنان را باز نمایانده می باشد. امید آنکه مقبول افتد.

*تو به عنوان چهره‌ای که با مسایل مرتبط با روحانیت اصفهان آشنایی دارید، بهتر می‌توانید نسبت آن صنف را با کارکردهای باند مهدی هاشمی تحلیل کنید. از منظر تو، دلیل آنکه آن باند در ارتکاب جنایات متنوع و گوناگون و مختلف دستِ بازی داشتند، چه بود؟

همگان اطلاع دارند که باند تبهکار مهدی هاشمی معدوم، مسئول ترور چهره هایی زیرا و به درستی که: آیت‌الله سید ابوالحسن شمس آبادی، شیخ قنبر علی صفرزاده و همچنین مهندس امیر عباس بحرینیان  فرمانده منصوبِ آیت الله مهدوی کنی جهت کمیته اصفهان بود. البته آنان اشخاص بسیاری را کشتند و همچنین در چاه انداختند و همچنین خفه کردند و همچنین مجموعا در سالهای اول انقلاب، در اصفهان مرتکب جنایات بسیاری شدند. علت باز بودن دستشان هم حمایت‌های بی‌زیرا و به درستی که و همچنین چرای آقای منتظری و همچنین آقای طاهری امام و پیشوا جمعه اصفهان و همچنین همین روش فتح الله امید نجف‌آبادی حاکم شرع وقت اصفهان بود که نهایتا اعدام شد.

به نظر بنده در صورتی که کسی بخواهد تاریخ انقلاب را بنویسد و همچنین مصائب و همچنین مسائل اصفهان را نشناسد و همچنین تحلیل نکند، سخت دچار اشتباه خواهد بود. کندن غده سرطانی آن باند تبهکار، از دست کسی جز حضرت امام و پیشوا(رضوان الله تعالی علیه) برنمی‌آمد که نهایتا با عزل آقای منتظری و همچنین پیش ازآن با اعدام مهدی هاشمی و همچنین امید نجف‌آبادی انجام شد.

تو آیت‌الله شمس‌آبادی را از نزدیک دیده بودید؟ ایشان چه نقشی در فعالیت های مذهبی اصفهان داشت؟

بله، من با آنکه در آن هم مقطع سن بسیاری نداشتم، ولی در متن جریانات بودم. شهید شمس‌آبادی را هم در منزل و خانه دائی‌ام دیده بودم. ایشان با پدربزرگم هم رفت‌وآمد داشتند. ایشان به رغم آنکه از نظر شان روحانی مادون مرحوم آیت‌الله خادمی بود، ولی باید توجه داشت به لحاظ کثرت روابط و همچنین فعالیت‌ها، از ایشان فعالتر و همچنین در واقع مصدر بسیاری از فعالیتهای دینی ای بود که در اصفهان انجام می شدند. ایشان در مجامع مذهبی آن شهرستان، محبوبیت و همچنین نفوذ بالایی داشت و همچنین بازتاب های شهادت ایشان هم، آن امر را نشان می داد.

*سابقه اختلاف حوزه علمیه اصفهان با شخص آیت الله منتظری به چه دوره ای باز می گشت و همچنین آن چالش از چه دوره ای علنی شد و همچنین به تقابل گرایید؟

مقدمتا عرض کنم که حوزه اصفهان را دست کم نگیرید. متاسفانه ۵۰ ،  60 سال شمسی اخیر، دوران افول حوزه اصفهان می باشد. حتی در آغاز انقلاب هم چهره هایی مانند: آیت‌الله حاج آقا حسین خادمی،  آیت‌الله سید مصطفی مهدوی،  آیت‌الله حاج آقا حسن صافی،  آیت‌الله آسید محمدعلی موحد ابطحی (دایی خود ما)، آیت‌الله آسید محمد علی صادقی ــ که عمدتا هم از تحصیل کرده گان حوزه نجف بودند ــ دراصفهان حضور داشتند. منتها در آستانه انقلاب و همچنین بعد از پیروزی آن هم،  جریانی درپی آن بود که تمامی آن چهره‌ها را حذف و همچنین اساسا روحانیت را در دو سه فرد یا شخص خلاصه کند! خاطرم هست در آن هم دوره، یک بار در مسجد مصلای اصفهان بودم و همچنین علما و همچنین مدرسینی زیرا و به درستی که: آیت الله خادمی، آیت الله آسید مصطفی مهدوی و همچنین… حضور داشتند. جمعیت هم جهت تظاهرات آمده بود. آقای حسین رامشه‌ای پشت تریبون بود و همچنین اعلام کرد که: نماز جماعت به امامت حضرت آیت‌الله العظمی حاج سید جلال‌الدین طاهری( آن هم روزها کسی به ایشان آیت‌الله هم نمی‌گفت چه رسد به آیت الله العظمی) اقامه می‌می شود. یکمرتبه دیدیم همه علمای برجسته بلند شدند و همچنین رفتند و همچنین حاضر نشدند پشت سر او نماز بخوانند،  زیرا و به درستی که اینها با هم دعوای عقیدتی داشتند. دعوا هم به کتاب شهید جاوید وسخنان دکتر شریعتی برمی‌گشت. علمای اصفهان آقای صالحی نجف‌آبادی نویسنده شهید جاوید را،از نظر فکری منحرف می‌دانستند.

اختلافشان با آقای منتظری هم عقیدتی بود نه سیاسی. می‌گفتند:آن فرد، در مورد فدک و همچنین پیشامد جدید حضرت فاطمه (س) قصور دارد. موقعی هم که قائم‌مقام رهبری بود،  با عده‌ای جهت تسلیت فوت مادربزرگ ما به مدرسه آقای ابطحی آمد، ولی باید توجه داشت باز هم علمای شهرستان اعتنایی به او نکردند!

در مورد کتاب شهید جاوید، تنها عقیده علمای اصفهان آن نبود، عمده علمای بلاد چنین داوری‌ای داشتند. حتی علامه طباطبایی هم که نه یک شخصیت سیاسی بلکه شخصیتی علمی بود، به شدت آن کتاب را تخطئه کرد. البته حضرت امام و پیشوا در دوران آخر گیری آن دعوا فرمودند: « آن دعوا را ختم کنید، زیرا و به درستی که رژیم دارد از اختلاف و همچنین دعوای تو به نفع خودش بهره بری و استفاده می‌کند». باز افرادی از آن طیف به جای آنکه به توصیه حضرت امام و پیشوا عمل کنند، از آن سخن ایشان مضر و همچنین بد بهره بری و استفاده  و همچنین تبلیغ کردند که منظور ایشان فلانی و همچنین فلانی بوده می باشد! البته بعدها اسنادش رو شد که خود ساواک هم، شهید جاوید را در تیراژ وسیعی چاپ و همچنین جهت دامن زدن به آن گونه اختلافات، پخش کرده بود. ولی باید توجه داشت با آن حال، آن چیزی از انحراف عقیدتی نویسنده آن اثر و همچنین حامیان او نمی‌کاست.

*قاعدتا ریشه عقیدتی و همچنین اخلاقی رفتارهای باند مهدی هاشمی، بایستی و حتما چیزی فراتر از اختلاف برسر مباحث و مطالب یک کتاب بوده باشد. آن جماعت اساسا، چه خلق وخویی داشتند؟

درست می باشد. دار و همچنین دسته مهدی هاشمی بر سر هر چیزی، شامل همین کتاب شهید جاوید،  هر کسی را که نظرش با آنها موافق نبود،  متهم می‌کردند که اینها اهل مبارزه نیستند و همچنین در صورتی که دستشان می‌رسید سعی می‌کردند او را سر به نیست کنند! عملاً هم آن کار را کردند و همچنین هر کسی را که دستشان رسید، ترور کردند.

البته لیست ترور اینها، خیلی مطول‌تر از چیزی بود که در عمل اتفاق افتاد، منتها عملا نتوانستند تمام اهداف خود را بزنند. اینها طرف مقابل را متهم می کردند که اینها اهل مبارزه با شاه نیستند و همچنین حتی با مبارزه مخالفند، در حالی که ابداً آن روش نبود. خود من از هفت هشت سالگی تا پیروزی انقلاب، در مسجد مرحوم آیت‌الله حاج آقا احمدامامی پهناور و بزرگ شدم. اصلاً پاتوق و همچنین پایگاه ما آنجا بود. در هیچ مسجد مهمی در اصفهان، مثل مسجد آقای امامی، نام حضرت امام و پیشوا به کرات و همچنین با تکریم و همچنین تجلیل برده نمی‌شد. به همین دلیل هم،  مدام ایشان سر آن جور قضایا دستگیر و همچنین زندانی می‌شد. آن دروغی بود که آن طیف به طرف مقابل می بستند تا رفتارهای خودشان را توجیه کنند.

* علت آن همه خصومت چه بود؟

زیرا و به درستی که در آن هم شرایط کمتر کسی متوجه عمق و همچنین باطن آن فتنه کذایی شده بود.‌ آیت‌الله خادمی، مهدی هاشمی و همچنین جریان منحرف پشت سر او را خوب می‌شناخت و همچنین همین‌روش آیت‌الله مهدوی کنی حواسش حسابی به آن جریان بود. شهیدآیت‌الله قدوسی، آیت‌الله مؤمن و همچنین آیت‌الله شرعی هم نسبت به اینها حساس بودند.

* واکنش علمای اصفهان به رفتارهای آن طیف درآن دوره چه بود؟

صدای ناله بعضی از علما از اصفهان بلند شده بود،  ولی باید توجه داشت مگر کسی جرئت داشت اعتراضی بکند؟ آقای منتظری قائم‌مقام رهبری بود و همچنین مرتبطان با او، نفسها را می‌بریدند و همچنین در صورتی که کسی لب تر می‌کرد،  فوراً برایش حکم صادر می‌کردند و همچنین زیرا و به درستی که سپاه و همچنین دادگاه و همچنین همه نهادهای مهم در دستشان بود، فوراً هم اجرا هم می‌کردند.

حتی اخوان امامی هم که چهل سال شمسی قبل، از محبوب‌ترین علمای اصفهان بودند و همچنین مسجدشان پرجمعیت‌ترین مسجد بود، طوری که خیابانها به هنگام نمایش جلساتشان از جمعیت بند می‌آمد، جرئت نداشتند اعتراض کنند! آن دو برادر خیلی زیاد هم به حضرت امام و پیشوا نزدیک بودند و همچنین ایشان هم نامه‌های بسیاری از نجف جهت آنها فرستاده بودند، ولی باید توجه داشت بعد از انقلاب همین باند تبهکار، آن دو برادر را زدند و همچنین کوبیدند که: تو ضدانقلاب هستید!

چرا؟

زیرا و به درستی که مخالف آقای منتظری، آقای طاهری، مهدی هاشمی و همچنین کتاب شهید جاوید بودند. اینها دریک مورد، آیت الله حاج آقا احمد امامی را از منبر پایین کشیدند. آیت الله حاج آقا حسن امامی را تهدید کردند و همچنین شاگردانشان را کتک زدند! آیت الله حاج آقا مهدی فقیه ایمانی را با تیر زدند، به طوری که تیر شلیک شده، از یک طرف سرش وارد واز طرف دیگر خارج شده بود.

* ظاهرا درهمان دوره، مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی جهت سروسامان دادن به اینگونه قضایا، سفری به اصفهان داشتند. از موجبات آن سفر و همچنین رویدادهای مرتبط با آن هم، چه خاطراتی دارید؟

در آن هم روزها، حضرت امام و پیشوا سکته کرده و همچنین در بیمارستان قلب بستری بودند و همچنین با شنیدن خبرهای جدید اصفهان، آیت‌الله یزدی را جهت سر و همچنین سامان دادن به اوضاع، به اصفهان فرستادند، ولی ایشان حریفشان نشد. بعد که مهندس بحرینیان را ترور کردند، امام و پیشوا آیت‌الله مهدوی کنی را فرستادند که آن هم روزها فرمانده کمیته، وزیر کشور، عضو شورای انقلاب و همچنین دهها حکم و همچنین ماموریت از حضرت امام و پیشوا داشت.

ایشان به اصفهان رفت که دعوای بین کمیته و همچنین سپاه را فیصله بدهد. آن هم روزها سپاه دست آقای طاهری و همچنین دار و همچنین دسته‌اش بود و همچنین کمیته دست مهندس بحرینیان و همچنین نهایتا  آیت‌الله خادمی. آیت‌الله مهدوی کنی می‌ فرمود: «من و همچنین آقای طاهری و همچنین آقای خادمی در جلسه‌ای کلی بحث کردیم و همچنین به توافق رسیدیم و همچنین قرار شد چیزی بنویسیم و همچنین امضا کنیم که دعوا فیصله پیدا کند. نزدیکیهای غروب بود که عبدالله نوری آمد و همچنین در گوش آقای طاهری گفت: یک وقت با آن مرتجع‌ها چیزی را امضاء نکنی! عبدالله نوری اگرچه سعی می کرد آهسته حرف بزند تا من نشنوم، ولی باید توجه داشت من شنیدم. آقای طاهری هم بلند شد و همچنین گفت: من بایستی و حتما بروم نماز! گفتم: خب اول آن را امضاء کن و همچنین بعد هر جا که می‌خواهی برو! ولی او آن کار را نکرد و همچنین رفت و همچنین برنگشت و همچنین دیگر هم حاضر نشد متن را امضاء کند.

اینها آن هم حضراتی خواهند بود که بعد از دوم خرداد،  ادعا می‌کردند که بایستی و حتما در داخل و همچنین خارج کشور تنش‌زدایی کرد! اینها می‌خواستند بعد از امام و پیشوا حکومت دیکتاتوری درست کنند و همچنین آقای منتظری را بگذارند آن هم بالا و همچنین بعد هم هر کاری که دلشان می‌خواهد بکنند. کم جنایت نکردند.

چقدر در افغانستان آدم کشتند. چقدر اشخاص را به جرم و جنایت آنکه فتوای آیت‌الله  خوئی را نقل می‌کردند،  مورد تعرض قرار دادند. می‌گفتند: فتوا،  تنها و فقط فتوای امام و پیشوا و همچنین قائم مقام رهبری یعنی آقای منتظری! البته در مورد حضرت امام و پیشوا که صد در صد دروغ می‌گفتند. اینها در صورتی که سخن امام و پیشوا را قبول داشتند که آن هم جنایت‌ها را نمی‌کردند. به اسم نهضت‌های آزادی‌قسمت و بخش، در کشورهای متنوع و گوناگون و مختلف چه جنایتها که نکردند. خلاصه از خیانت و همچنین جنایت چیزی را فروگذار نکردند.

شنیده‌ایم که آیت‌الله خادمی تا پایان حیات، در پی رسیدگی به جرایم آن طیف بود، هرچند که از آن پیگیریها پس نتیجه آن می شود که ای نگرفت. در آن باره چه خاطراتی دارید؟

خاطرم هست  بعد از شهادت آیت‌الله بهشتی ، آیت‌الله موسوی  اردبیلی به اصفهان آمده بود. آقای خادمی به آقای اردبیلی ‌گفت:«‌ما چند سال شمسی می باشد که دربرابر آن تیم جنایتکار صبر کرده‌ایم،گفتیم اول انقلاب می باشد بایستی و حتما صبر کنیم،  جنگ می باشد بایستی و حتما صبر کنیم، بحرینیان را کشتند، صبر کردیم. تا کی بایستی و حتما صبر کنیم؟ مگر حاج آقا مهدی فقیه ایمانی را تیر نزدند؟ حالا هم ضاربش دارد راست راست راه می‌رود! مدام گفتیم بایستی و حتما صبر کنیم. پس کی بایستی و حتما عدالت در باره اینها اجرا می شود؟ جواب افرادی را که اینها اموالشان را مصادره کردند و همچنین پدران و همچنین فرزندانشان را کشته اند، چه بدهیم؟تو ریاست قوه قضاییه هستید. پس کی وقتش می‌رسد که اینها را دستگیر و همچنین محاکمه کنید؟» آقای اردبیلی جواب داده بود: «آقای خادمی! ما که هیچ،  بچه‌هایمان هم هیچ،  نوه‌هایمان هم که بیایند، نمی‌رسیم به آن پرونده‌ها رسیدگی کنیم!».

آن رفتارها علی‌القاعده بایستی و حتما شاهد هم زیاد داشته باشد. البته در صورتی که جرئت کنند از ترس بقایای آن طیف حرف بزنند. تو از شهود آن وقایع هم دراین باره سخنانی شنیده اید؟

بله،  یک مرد کلید‌سازی بود که می‌گفت: اینها مرا می‌بردند که در منزل و خانه‌های شهروندان و مردم شهر ثروتمند را باز کنم. بعد پولدارها را می‌بردند و همچنین به درخت می‌بستند و همچنین رویشان صمغ می‌ریختند و همچنین زنبورها را به جانشان می‌انداختند تا مجبور شوند بنویسند: من آن کارخانه را با میل و همچنین رغبت به تو دادم! کارخانه علی همدانی را به فلانی دادم! کارخانه «ریس باف» و همچنین «پروین و همچنین سیمین» را به فلانی دادم،  اشخاص را بردند و همچنین به‌زور دارایی ها و همچنین کارخانه‌هایشان را مصادره کردند.

آقای کلاهدوزان آمد خدمت آیت‌الله مهدوی کنی و همچنین گفت: من پول بیمه و همچنین آب و همچنین برق کارخانه پنبه پاک‌کنی را پرداخت کرده بودم، اینها آمدند و همچنین به اسم پیدا کردن مواد، آنجا را مصادره کردند. آن آقای کلاهدوزان پهناور و بزرگ‌ترین روضه‌خوان اصفهان بود، بنده خداوند تبارک و تعالی چند سال شمسی پیش فوت کرد. اولین کسی بود که بعد از تبعید حضرت امام و پیشوا به نجف، ده هزار تومان جهت ایشان فرستاد و همچنین از آن هم اول،  طرفدار ایشان و همچنین انقلاب و همچنین مبارزین بود. پهناور و بزرگ‌ترین مجالس عزاداری دهه محرم، در منزل و خانه ایشان برگزار می‌شد. به چنین آدمی گفتند: تو ضدانقلابی و همچنین بایستی و حتما اموالت مصادره می شود!

بقایای اینها متأسفانه هنوز هم، حتی در بعضی نهادهای حاکمیتی خواهند بود و همچنین کسی به انها توجه ندارد. اینها را دست کم نگیرید. الحمدلله قدری از نهادهای انقلابی می‌ترسند. از نظر روحی وروانی هم، آدمهای عادی ای نیستند. مثل مار خواهند بود که در لانه خزیده‌اند و همچنین کافی می باشد که آفتاب ببینند تا بیرون بیایند.

آن سخن را با اطلاع دقیق می گویید؟

بله، من زاده اصفهان هستم و همچنین بعضی از آنها را می‌شناسم. به هر حال جریان خیلی زیاد خطرناکی خواهند بود که فعلاً با درایت و همچنین هوشیاری مسئولین و همچنین نهادهای انقلابی، اقتدار و قدرت و همچنین جرئت تحرک ندارند، ولی باید توجه داشت ذره‌ای از آنها غفلت می شود، باز هم صدمات جبران‌ناپذیری به انقلاب و همچنین اسلام خواهند زد. نباید از آن خطر غافل شد.   

ظاهرا بعد از پیروزی انقلاب، آن تقابل با ابعاد گسترده تر، تشدید شد. آن هم هم در حالی که سپاه، جهادو دادگاه اصفهان،  در اختیار آن طیف یا وابسته گان به آنها بود.اینطور نیست؟

بله، دادگاهی هم که حاکم شرعش  امید نجف آبادی و همچنین رئیسش حسین رامشه‌ای باشد، تکلیفش معلوم می باشد. تنها و فقط یک جا کار دست طیف آیت‌الله  خادمی و همچنین علمای اصفهان  و همچنین آن هم هم «کمیته های انقلاب» بود که مسئول آن هم،  مهندس بحرینیان را هم ترور کردند. خداوند تبارک و تعالی حفظ کند آیت‌الله باقری کنی را. ایشان چند سال شمسی پیش به من گفت که: آقای بحرینیان آمد و همچنین به من گفت : اینها می‌خواهند مرا بکشند! گفتم: مگر شهرستان هرت می باشد؟ تو برو سر کارت و همچنین نگران نباش! ولی آن خبیثها زدند و همچنین آن هم بنده خداوند تبارک و تعالی را کشتند. ایشان گاهی به شوخی می‌گفتند: «جهت خود مختاری، کردها کشته دادند، ولی اصفهانیها خود مختار شدند!».در اصفهان کمیته تعطیل شد و همچنین تا آخر هم آن باند تبهکار نگذاشت کمیته مجددا در اصفهان راه بیفتد. اساسا در آن هم سال شمسی ها ودر بسیاری از مسائل،  اصفهان ابداً ازتهران حرف‌شنوی نداشت! اینها جهت خودشان دم و همچنین دستگاهی داشتند. موقعی که علما فشار آوردند که حسین رامشه ای را ــ که ریاست دادگاه بود عزل کنند ــ او در اسفند ۵۸ با کیهان مصاحبه و همچنین اعلام کرد که من علیه ارتجاع اعلام جرم و جنایت می‌کنم!

ارتجاع یعنی چه افرادی؟

ادامه داده بود: «در تهران مهدوی کنی و همچنین قدوسی و همچنین در قم مؤمن و همچنین شرعی و همچنین در اصفهان خادمی!». جرم و جنایت شهید قدوسی آن بود که به عنوان دادستان انقلاب، او را عزل کرده بود و همچنین جرم و جنایت آیت‌الله مهدوی هم آن بود که هلیکوپتر فرستاده بود تا قاتلان شهید بحرینیان را به تهران بیاورند، زیرا و به درستی که ایشان می‌دانست که در اصفهان، آن پرونده را ماست اقتصادی و مالی خواهند کرد! آیت‌الله مؤمن و همچنین مرحوم آیت‌الله شرعی هم ــ که ریاست دادگاه انتظامی قضات بودند ــ می خواستند به تبهکاریهای امید نجف‌آبادی حاکم شرع و همچنین حسین رامشه ای ریاست دادگاه انقلاب، رسیدگی کنند. درادامه آن هم مصاحبه، روزنامه نویس و خبرنگار کیهان اعتراض کرده بود: «تو از همه اشخاص بدون لقب نام می‌بری، در حالی که بعضی از آنها از علمای پهناور و بزرگ خواهند بود و همچنین از آن هم طرف به آقای طاهری می‌گویی آیت‌الله؟». قاعدتا می‌دانید که حضرت امام و پیشوا فرموده بودند:« من خادم آقای خادمی هستم» و همچنین آن هم وقت اینها کاری کردند که آیت‌الله خادمی، مدتی از اصفهان بیرون رفت! اینها چنان تاخت و همچنین تاز می‌کردند که همه علما مساجد را تعطیل کردند و همچنین آقای خادمی هم به قم رفت. واقعاً نهایت بی‌شرمی را داشتند و همچنین می‌گفتند: آقای خادمی پایگاه ارتجاع در اصفهان می باشد!

منبع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

انتهای پیام

حجت‌الاسلام سید مصطفی میرلوحی در گفت‌وگویی مطرح کرد ابعاد گوناگون جنایاتی که هنوز در پس پرده می باشد در تاریخ ۱۹۷۰-۰۱-۰۱ ۰۳:۳۰:۰۰ نشر یافته شده شده می باشد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان