در محضر استاد انصاریان مؤمن مانند زنبور عسل «شیرین‌ترین» ارزش‌ها را تولید می‌کند/ از ۷۳ امت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) ۷۲ تیم جهنمی خواهند بود

در محضر استاد انصاریان مؤمن مانند زنبور عسل «شیرین‌ترین» ارزش‌ها را تولید می‌کند/ از ۷۳ امت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) ۷۲ تیم جهنمی خواهند بود

|در محضر استاد انصاریان مؤمن مانند زنبور عسل «شیرین‌ترین» ارزش‌ها را تولید می‌کند/ از ۷۳ امت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) ۷۲ تیم جهنمی خواهند بود از مسیح داراب|

صدای شیعه: با فرارسیدن ماه محرم، ماه غم و همچنین انده شهادت جانسوز امام و پیشوا حسین(ع) و همچنین ۷۲ تن از یاران باوفای ایشان، حجت‌الاسلام استاد حسین انصاریان، بررسی کننده و پروهشگر، مفسر و همچنین پژوهشگر قرآنی به گفتن سخنانی در آن خصوص پرداخته می باشد.

مؤمن واقعی مانند زنبور عسل، شیرین‌ترین ارزش‌ها را تولید می‌کند

وجود تبریک و مبارک حضرت ابی‌عبدالله‌الحسین(ع) را می‌قدرت با آیات قرآن روایات و همچنین زیارت‌هایی بشناسیم که ائمه ما جهت حضرت نظام داده‌اند؛ البته آن شناخت در حدّ خودمان می باشد و همچنین نه در حدّ شخصیت باعظمت او، چرا که بعضی از حکمای الهی از حضرت به عظیم‌العظما تعبیر کرده‌اند، یعنی هرچه انسان عظیم و همچنین فرشته عظیم در آن عالم می باشد، ابی‌عبدالله عظیم آن هم عظیم‌هاست. خب نه ظرفیت عقلی ما، نه ظرفیت قلبی ما و همچنین نه ظرفیت روحی ما، به ما اجازه نمی‌دهد که امام و پیشوا را کامل و همچنین جامع بشناسیم؛ چاره‌ای نیست و همچنین بایستی و حتما بشناسیم، ولی در حدّ خودمان.

آنکه در زیارت وارث می‌خوانیم: «اَلسَّلامُ عَلَیک یا وارِثَ اِبْراهیمَ خَلیلِ اللَّهِ»، ما بایستی و حتما به قرآن رفت و آمد و مراجعه کنیم و همچنین ببینیم نگاه خداوند تبارک و تعالی در مورد ابراهیم چیست. در یک جلسه که نمی‌می شود همه آیات مرتبط به ابراهیم را خواند، من ۲-۳ آیه جهت تو از پایان سوره مبارکه نحل انتخاب کرده‌ام. نحل یعنی زنبور عسل؛ جذاب و جالب می باشد که ابراهیم در آن آیات با خصوصیاتش معرفی شده و همچنین پیغمبر می‌فرمایند: «المؤمن کالنحل»، مؤمن واقعی مثل زنبور عسل می باشد و همچنین شیرین‌ترین ارزش‌ها را تولید می‌کند، اسلحه‌اش هم جهت دشمنی‌ آماده نگه می‌دارد که دشمن واقعی می باشد؛ زیرا و به درستی که همه دشمنان دشمن واقعی نیستند و همچنین خیلی از دشمنان دشمنان جاهل خواهند بود که اینها را بایستی و حتما نشست و همچنین با آنها با محبت، با عاطفه، با اخلاق حرف زد، قبول هم می‌کنند؛ زیرا و به درستی که قرآن مجید می‌گوید: بعد از آنکه با اینها حرف زدید، ارتباط و رابطه‌شان با تو آن‌گونه می‌می شود: «کانه ولی حمیم»، یک دوست خیلی زیاد صمیمی با تو می‌شوند، ولی حالا آدم بایستی و حتما هنر حرف‌زدن داشته باشد و همچنین آن هنر را هم روی موج عاطفه و همچنین محبت قرار بدهد.

هیچ دانشمندی به تا حال شایسته گرفتن لقب خواجه نصیرالدین طوسی نشده می باشد

تلخ حرف‌زدن با آن نوع دشمنان غلط می باشد؛ مثلِ بدذاتی و همچنین ناپاکی و همچنین عوضی هستی و همچنین آشغال هستی! اصلاً قرآن آن حرف‌ها را نمی‌پسندد، روایات هم نمی‌پسندند. دائما هم ما در خانواده‌مان، در قوم‌وخویش‌هایمان و همچنین در شهروندان و مردم شهر دشمن جاهل داریم؛ البته ما هم نباید کوتاه بیاییم! ما در دنبال علم‌ رفتن خیلی کوتاه آمده‌ایم، لذا هر ۱۰ هزارتای ما با یک دشمن که برخورد می‌کنیم، با زرنگی محکوممان می‌کند و همچنین نمی‌توانیم جواب او را بدهیم. بایستی و حتما کلاس‌هایی در آن مساجد و همچنین حسینیه‌ها جهت ما تشکیل بدهند که به ما نوع گفت‌وگوی با دشمن جاهل و همچنین هنر حرف‌زدن را یاد بدهند.

حالا یک گوشه‌ای را من برایتان بگویم که آن یک درد ۱۵۰۰ساله می باشد و همچنین خیلی از شیعه‌ها هم گیر او خواهند بود و همچنین نمی‌توانند از گیر آن هم در بروند؛ زیرا و به درستی که هنر آن هم را ندارند، زود هم شهروندان و مردم شهر از کوره در می‌روند و همچنین تلخ می‌شوند که قرآن نمی‌پسندد. آن گفت‌وگو جهت خواجه‌نصیرالدین طوسی با یک مرد غیرشیعه می باشد که آن غیرشیعه آدم واردی بود. خواجه خیلی شخصیت فوق‌العاده‌ای می باشد و همچنین تو جوون‌ها در صورتی که از من بپرسید آن شخصیت فوق‌العاده در کدام محیطِ آرام خواجه‌نصیرالدین طوسی شد؟ تمام آنهایی که بعد از خودش خواهند بود، از قرن هفتم تا حالا آن لقب را به او داده‌اند، هنوز آن لقب را شایسته هیچ دانشمندی در جهان ندیده‌اند! یکبار آن لقب را جهت او برداشته‌اند و همچنین به او هم ختم شد: «استاد البشر». خب از آن لقب معلوم می‌می شود که آن آدم از نظر عقل و همچنین علم و همچنین منطق در چه رده‌ای بوده می باشد، آن هم‌هم یک بچه دهاتی! فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنید آن آدم در اصفهان یا تبریز یا بغداد یا مراکز مهمِ پرجمعیت نشو و همچنین نما کرده می باشد؟ ایشان متولد طوس می باشد، آنجایی که فردوسی دفن می باشد. طوس هنوز هم یک قسمت و بخش می باشد و همچنین زمانی که ایشان به‌دنیا آمده، ۴۰-۵۰ خانوار بودند که منزل و خانه‌ها هم خِشتی و همچنین گِلی و همچنین تیرچوبی بود.

در چه محیطی خواجه‌نصیرالدین طوسی شده می باشد؟ در بُحبوحه ناامنی‌های عظیم ایران که ایران در معرض سه فتوا از طرف چنگیز بود: جانداران را بکُشید، آبادی‌ها را خراب کنید و همچنین تمام اجناس و همچنین اطعمه را آتش بزنید! آن فتوای چنگیز در مورد ایران بود و همچنین البته مقصر هم حکومت ایران بود. چنگیز یقیناً اهل جهنم می باشد، زیرا و به درستی که قاتل بی‌رحمی بوده و همچنین ملت ایران را بی‌گناه کشت، کتابخانه‌هایشان را آتش زد و همچنین منزل و خانه‌هایشان را خراب کرد. شهروندان و مردم شهر می‌رفتند و همچنین در کوره‌های قنات‌ها پنهان می‌شدند که گیر مأمورین چنگیز نیفتند. در زمان حمله چنگیز تنها و فقط یک‌میلیون کتاب علمیِ خطی در نیشابور خاکستر شد! هنوز نیشابور بعد از چنگیز قد عَلَم نکرده می باشد. تو الآن به نیشابور بروی، کتابخانه‌ای پیدا نمی‌کنید که بیست‌هزار‌ کتاب داشته باشد؛ ولی دستور داد همه را خاکستر کنید و همچنین آتش بزنید.

چنگیز مُرد و همچنین یک جانشین به‌نام هلاکوخان پیدا کرد که پسرش بود و همچنین کمتر از پدرش نکشت، به‌خصوص در عراق؛ یعنی فتوای او هم مثل پدرش آن بود: زنده‌ها را چه آدم و همچنین چه حیوان بکشید! آن فتوای او بود! خب یک کشور خیلی زیاد ناامن، کشوری که شهروندان و مردم شهر آن هم فراری بودند و همچنین پنهان می‌شدند، کشوری که آثار را از بین برده بودند، آبادی‌ها را خراب کرده بودند، کتابخانه‌ها را سوزانده بودند و همچنین خواجه چندسال هم در زندان‌های اسماعیلیه در قلعه‌های اَلَموت زندانی بود و همچنین اصلاً به بیرون راه نداشت، ولی جوون‌ها! چه‌کار کرد که خواجه شد؟ یعنی آمد، نشست و همچنین گفت: مغول، فتوای مغول، هلاکوخان، کشتن و قتل، غارت، سوزاندن و همچنین خراب‌کردن نمی‌تواند مانع رشد یک انسان بشود و همچنین من در همین اوضاع می‌توانم بالاترین استاد علوم متنوع و گوناگون و مختلف بشوم.

ما شیعیان ایرانی، خودمان از حق‌بودنمان خبر نداریم

قرن هفتم کجا! الآن قرن پانزدهم هجری و همچنین ۲۰۱۷ میلادی می باشد، چه خوب می باشد که تو به اروپا سَری بزنید و همچنین علمای پهناور و بزرگ علم هیأت، یعنی کیهان‌شناسی را ببینید. مقدار و اندازه‌گیری‌هایی که خواجه در مورد ستارگان کرده، با مقدار و اندازه‌گیری‌هایی که الآن با دوربین‌های نجومی کرده‌اند، خیلی زیاد کم‌تفاوت می باشد؛ یعنی عقل را تا آسمان فرستاده که آنجا چه خبر می باشد؟ مقدار و اندازه ستاره‌ها چه خبر می باشد؟ بعضی از کتاب‌هایش مثل «اساس‌الاقتباس» جز با قوی‌ترین استادها قابل‌فهم نیست. حالا یک غیرشیعه با عصبانیت و همچنین تلخ، پیش خواجه آمده و همچنین می‌گوید: حق با کیست؟ قیامت چه تیمی اهل نجات خواهند بود؟ چه تیمی؟ حق با کیست؟

ببینید جواب را چقدر زنده داد! چقدر درست و همچنین چقدر عاطفی داد! به او گفت: تو آن روایت را در کتاب‌هایتان نقل کرده‌اید که پیغمبر فرموده می باشد: امت من بعد از من، ۷۳ فرقه می‌شوند که یک فرقه‌شان اهل نجات می باشد؟ یک‌خرده فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کرد و همچنین گفت: بله ما نقل کرده‌ایم. گفت: اتفاقاً آن روایتی که تو اهل‌سنت نقل کرده‌اید، ما هم نقل کرده‌ایم. آن روایت را قبول داری؟ گفت: قبول دارم! نمی‌توانسته بود بگوید قبول ندارم، روایت نقل شده و همچنین قوی هم هست. گفت: بله قبول دارم! گفت: آن روایت در کتاب‌های تو هست که پیغمبر فرموده می باشد: «مثل اهل‌بیتی کسفینة النجاة، من تمسک بها نجی و همچنین من تخلف عنها غرق»، اهل‌بیت من کِشتی نجات خواهند بود، کسی که به آن کشتی وصل باشد، «نجی» و همچنین کسی که جدا باشد، «هلک»، آن را کتاب‌های تو دارد؟ گفت: بله! گفت: فهمیدی کدام فرقه در قیامت اهل نجات خواهند بود؟ دیگر چیزی نمی‌توانسته بود بگوید!

پیغمبر(ص) در روایت اول می‌گویند: امتم ۷۳ فرقه می‌شوند که ۷۲ فرقه جهنمی خواهند بود و همچنین یک فرقه اهل نجات خواهند بود. ایشان نمی‌گویند کدام فرقه، ولی باید توجه داشت در روایت بعدی می‌گویند: اهل‌بیت من، کشتی نجات خواهند بود و همچنین افرادی که به آن کشتی وصل باشند، اهل نجات خواهند بود. آن مخالفْ خیلی آدم فهمیده‌ای بود و همچنین فهمید خواجه چه می‌گوید. مانده بود، خواجه گفت: چرا نمی‌روی؟ گفت: می‌خواهم شیعه بشوم و همچنین بروم، زیرا و به درستی که چاره‌ای نداشت! ولی باید توجه داشت خود ما الآن در ایران که شیعه هستیم، حق‌بودن خودمان را خبر نداریم! خود ما در صورتی که با یک دشمنِ جاهلِ به فرهنگ اهل‌بیت روبه‌رو بشویم، نمی‌توانیم جواب او را بدهیم و همچنین می‌مانیم. به ما یاد نداده‌اند! مسجدها خیلی کم گذاشته‌اند! حسینیه‌ها خیلی کم گذاشته‌اند! همه‌شان هم در قیامت از پیش‌نماز و همچنین پس‌نماز و همچنین هیئت‌مدیره و همچنین مدیرِ هیئت مسئول خواهند بود.

روش‌های مجالس ما خیلی ساده و همچنین کم‌اثر می باشد

ائمه ما می‌گویند: شیعه یتیمان ما خواهند بود، به آن ایتام به علم آنها، به عقل آنها، به رشددادن آنها برسید و همچنین یتیم را رها نکنید. روش‌های مجالس ما خیلی ساده و همچنین کم‌اثر می باشد و همچنین بعضی‌هایش هم به درد نخور! من نمی‌دانم چندمیلیارد در دهه عاشورا خرج آن مجالس می‌می شود؟ چه مقداری از آن هم خرج عِلم می‌می شود؟! خرج یاددادن می‌می شود؟! حالا یکی گوشه شرق تهران، غرب تهران، یکی گوشه تهران‌پارس، دلش جهت شهروندان و مردم شهر می‌سوزد بگوید یک معلمی را دعوت کنم تا یک چیزی به شهروندان و مردم شهر یاد بدهد؛ ولی در کل کشور، مگر چندنفر از اینها داریم که دلسوز باشند و همچنین درد شهروندان و مردم شهر را بدانند که یک معلم بیاورند حرف بزند؟!

خب آن دشمن جاهل! ما با دشمن جاهل دعوا نداریم، جنگ نداریم، تلخی نداریم؛ بلکه بایستی و حتما با دشمن جاهل نشست و همچنین حرف زد. من طوافم در مسجدالحرام تمام شده بود، آمدم در یک گوشه نشستم. یک سرهنگْ با لباس به من گفت: من یک پیشامد جدید دارم! من لباسم تنم نبود و همچنین یک پیراهن عربی داشتم، گفتم: بگو! حالا نمی‌دانست من ایرانی هستم، آن‌همه هم در مسجدالحرام بودند، تنها و فقط به سراغ من آمد، گفتم: بگو! گفت: من جوابش را داشتم، خیلی هم جواب متینی بود و همچنین جهت امیرالمؤمنین بود. به او گفتم: سرهنگ! «قال علی بن ابی‌طالب صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه»، گفت: «لا! لم صلوات‌الله‌و همچنین‌سلامه‌علیه، قل علی رضی‌الله‌عنه»، همانی که ما جهت ارباب‌هایمان می‌گوییم، همین را جهت علی بگو! رضی‌الله‌علیه بگو، جهت چه صلوات‌الله‌و همچنین‌سلامه‌علیه می‌گویی؟ خب در صورتی که اکثرا و بیشترِ تو بودید، می‌ماندید! چه‌چیزی می‌خواستید بگویید؟ می‌گفتید دعوایمان نشود، چشم! «علی رضی‌الله‌عنه» و همچنین شرّ را بکَنیم و همچنین برویم. به او گفتم: «قرأت القرآن»، قرآن را خوانده‌ای؟ گفت: بله که خوانده‌ام. گفتم: قبل از آنکه من یک آیه جهت تو بخوانم، یک سؤال من را جواب بده. گفت: در صورتی که بلد باشم، جواب می‌دهم. گفتم: «هل اصاب علیا مصیبة»، علی در دوره عمرش مصیبت هم دیده می باشد؟ به مشکل هم برخورده می باشد؟ خب نمی‌توانسته بود بگوید نه! گفت: مصیبت دیده می باشد. گفتم: حتماً؟! گفت: حتماً. مصیبت خانوادگی دیده، داغ دیده، با او جنگ کرده‌اند، جنگ هم یک مصیبت می باشد. گفت: حتماً. به او گفتم: «الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ و همچنینَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ، أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَو همچنینَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ»، نگذاشت آیه را تمام کنم، گفت: «قال علی صلوات الله‌و همچنین‌سلامه‌علیه»، حالا حرفت را ادامه بده؛ یعنی قبول کرد و همچنین ماند، زیرا و به درستی که اول مچ او را گرفتم و همچنین گفتم علی مصیبت دیده یا نه، گفت دیده، من هم گفتم: خداوند تبارک و تعالی در قرآن می‌گوید: صلوات منِ خداوند تبارک و تعالی و همچنین رحمتم بر مصیبت‌دیدگان باد.

بعد که خواست برود، پشت شانه من زد و همچنین گفت: «کیّس، کیّس»، آدم زرنگی هستی، بلدی! کجایی هستی؟ گفتم: اهل خاک. گفت: کدام خاک؟ گفتم: آدرس آن هم را که خداوند تبارک و تعالی داده می باشد: «منها خلقناکم»، من تو را از خاک آفریدم، «و همچنین فیها نعیدکم»، تو را برمی‌گردانم، «و همچنین منها نخرجکم». نگفتم من ایرانی هستم، زیرا و به درستی که نمی‌دانستم موضع او چیست. بایستی و حتما حرف‌زدن را بلد باشیم؛ پس خداوند تبارک و تعالی آن زبان را جهت چه به ما داده می باشد؟ همه‌اش با حاج‌خانم و همچنین با بچه‌ها و همچنین با عروس و همچنین با داماد و همچنین با رفیق و همچنین با آن هم سیگاری و همچنین با آن هم قلیانی و همچنین شوخی و همچنین غیبت و همچنین تهمت! اصلاً زبان را جهت آن به ما داده می باشد؟ مگر در قرآن نمی‌گوید «و همچنینَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»؟! مگر نمی‌گوید «إِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا»؟! مگر نمی‌گوید «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ»؟! جهت چه آن زبان را به تو دادم؟ اکثرا و بیشتر حرف‌هایتان اضافی و همچنین گناه می باشد.

حضرت ابراهیم(ع) به تنهایی عبادات یک امت را انجام داد

یک دشمن هم هست، دشمن آگاهِ مُعاند می باشد که زبان سرش نمی‌می شود، بلکه او اسلحه سرش می‌می شود؛ لذا قرآن می‌گوید: «و همچنین قَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْکُفْرِ»، با آن‌گونه دشمنان با زبان اسلحه حرف بزنید! با زبان علم نه، با زبان دلیل نه، نمی‌خواهد بفهمد! جدید و تو و تازه هم بفهمد، قبول نمی‌کند و همچنین نمی‌پذیرد.

آیات، زیارت‌ها و همچنین روایات در حدّی که دنیا و همچنین آخرت ما را پر از خیر بکند، ابی‌عبدالله را به ما می‌شناساند. حالا به سراغ آن هم چند آیه برویم، زیرا و به درستی که می‌گوییم: «یا وارث ابراهیم خلیل الله»، هرچه ارزش در ابراهیم بوده، کل آن هم را به ارث برده‌ای؛ یعنی تو در ۵۷سال عمرت یک ابراهیم کامل بودی، ولی پیغمبر نبودی و همچنین امام و پیشوا بودی؛ ولی باید توجه داشت ابراهیم کامل بودی و همچنین از ابراهیم کم نداشتی.

«انّ ابراهیم کان امة»، ابراهیم تحقیقاً(«ان» در اول آیه، یعنی تحقیقاً، یعنی مسلماً)؛ «ان ابراهیم کان امة»، ابراهیم تحقیقاً امت بود. ابراهیم که یک‌فرد یا شخص بود، امت یعنی چه؟ به لغت، به روایات و همچنین به تفاسیر رفت و آمد و مراجعه کردم، چند معنا جهت امت گفته‌اند: یک، ابراهیم اسوه همه راهِ خداوند تبارک و تعالی جهت شهروندان و مردم شهر بود؛ دو، ابراهیم معلم خیر بود و همچنین هرچه خوبی در آن عالم بود، به شهروندان و مردم شهر یاد داد؛ سه، ابراهیم پایه و همچنین مایه و همچنین قوام ملت‌های ایمانی می باشد.

ابراهیم به‌تنهایی تمام عبادات یک امت را کیفی و همچنین نه کمی انجام داده می باشد؛ یعنی عبادات یک امت را در ترازو بگذارند و همچنین عبادات ابراهیم را در یک‌کفه دیگر، جهت ابراهیم سنگین‌تر می‌می شود. در ضمن در ذهنتان در پشت آن کلمات به‌دنبال ابی‌عبدالله هم بروید و همچنین ببینید در آن دریا چه خبر می باشد! «ان ابراهیم کان امة قانتا»، ابراهیم یک انسانی بود که بندگی‌اش بدون قطع بود؛ یک‌ماه بنده خداوند تبارک و تعالی باشد و همچنین یک‌روز بگوید استراحت کنیم، سه‌ماه بنده باشد و همچنین دو روز بگوید استراحت کنیم، نه! از اولی که وارد بندگی خداوند تبارک و تعالی شد تا لحظه مرگش، عبدالله واقعی بود. «حنیفا»، ابراهیم در همه مسائل باطنی و همچنین ظاهری‌‌اش مستقیم بود و همچنین کجی نداشت، «و همچنین ما کان من المشرکین»، ابراهیم در مقابل یک بت جاندار، مثل نمرود و همچنین بت بی‌جان، مثل بت‌هایی که عمویش می‌تراشید و همچنین می‌فروخت، سر خود را خم نکرد و همچنین یک لحظه هم فرهنگ شرک را نپذیرفت؛ مدام می‌گفت: «إِنِّی و همچنینَجَّهْتُ و همچنینَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ و همچنینَالْأَرْضَ حَنِیفًا و همچنینَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ».

به حضرت ابراهیم(ع) گفتند: مخالف بت‌ها هستی؟ گفت: یقیناً! گفتند: از مبارزه دست برنمی‌داری؟ گفت: ابداً! یک شب که همه نبودند، رفت و همچنین همه بت‌ها را با تبر شکست و همچنین پایین ریخت. بت‌پرست‌ها برگشتند و همچنین دیدند خدایانشان تکه‌تکه شده و همچنین روی زمین می باشد، گفتند: چه‌کسی آن کار را کرده می باشد؟ گفتند: «فتی یقال ابراهیم»، یک جوانی می باشد که به او ابراهیم می‌گویند، کار اوست؛ آمدند و همچنین دستگیرش کردند. قضات دور هم نشستند و همچنین ابراهیم محاکمه شد. جوون بود، ولی باید توجه داشت محاکمه شد و همچنین رأی قضات به‌اتفاق آن شد که او را زنده‌زنده در آتش بسوزانیم.

ابراهیم خلیل الرحمن(ع) حتی یک چشم به‌هم‌زدن از فرهنگ خداوند تبارک و تعالی دست برنداشت

حالا به من بگویند ما می‌خواهیم روزی یک‌ساعت در پنج انگشت تو سوزن فروکنیم، یا قول بده دیگر منبر نرو! می‌گویم: منبر نمی‌روم، سوزن‌هایتان را ببرید! در کتاب‌های مهم ما دارد که یک زمین هزارمتری را چهار دیوار به دور آن هم کشیدند و همچنین به ملت هم گفتند جهت کمک به خدایانتان وسایل آتش‌گیره بیاورید. آن هزارمتر را پر کردند و همچنین آتش زدند. می‌گویند از بالای خیلی بالای آن هم پرنده پر نمی‌زد، زیرا و به درستی که کباب می‌شد! به او گفتند: باز هم با بت‌ها مخالفت می‌کنی؟ گفت: یقیناً! گفتند: در جرثقیل بگذارید و همچنین در آتش بیندازید.

«ما کان من المشرکین»، یک چشم به‌هم‌زدن از فرهنگ خداوند تبارک و تعالی دست برنداشت! یک چشم به‌هم‌زدن! دختر به پسر می‌گوید: به شرطی با تو رفیق می‌شوم که آن شیخ‌بازی‌ها و همچنین مسجد و همچنین هیئت و همچنین آخوند را دور بریزی! پسر هم می‌گوید: من قربانت هم می‌روم، تو به هرچه که من وصل هستم، بگو ببرّم! آن می باشد شُل‌بودن دین بعضی‌ها که از آب شل‌تر می باشد و همچنین حاضر خواهند بود خداوند تبارک و تعالی و همچنین انبیا و همچنین ائمه و همچنین قرآن را با یک‌ذره زلف یک دختر و همچنین اندام یک دختر عوض بکنند؛ ولی باید توجه داشت می‌خواهند او را زنده‌زنده آتش بزنند، می‌گوید: در صورتی که من بمانم، مبارزه می‌کنم! حالا خداوند تبارک و تعالی که نگذاشت بسوزد.

شکر ثروتت آن می باشد که به درماندگان برسی

«شَاکِرًا لِّأَنْعُمِهِ»، هرچه نعمت به ابراهیم دادم، عملاً سپاس‌گزاری کرد و همچنین نه زباناً؛ نه آنکه یخچالش پر از گوشت راسته باشد، پر از میوه باشد، پر از ران مرغ باشد و همچنین روی تخت فرانسوی لم بدهد و همچنین کباب بخورد و همچنین تا گلویش بچیند و همچنین بعد بگوید «الهی شکر»! ما چنین شکری در اسلام نداریم؛ شکر ثروتت آن می باشد که به درماندگان برسی؛ شکر بدنت آن می باشد که خداوند تبارک و تعالی را عبادت کنی،؛ شکر عملی می باشد و همچنین نه لسانی! آن اشتباهات را هم شهروندان و مردم شهر دارند و همچنین دین‌شناس نیستند!

«اجتباه»، ابراهیم را به‌عنوان یک بنده خالصِ کامل جهت خودم انتخاب کردم، «و همچنینَهَدَاهُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»، خودم دست ابراهیم را گرفتم و همچنین در جادهٔ سلوک الی‌الله گذاشتم که به من برسد، «و همچنینَ آتَینٰاهُ فِی اَلدُّنْیٰا حَسَنَةً و همچنینَ إِنَّهُ فِی اَلْآخِرَةِ لَمِنَ اَلصّٰالِحِینَ»﴿النحل، ۱۲۲﴾، و همچنین تمام خوبی‌ها را در دنیا به ابراهیم عطا کردم؛ زن خوب، بچه خوب، مال خوب، عمر خوب، نوه خوب، نبیره خوب، ندیده خوب. بچه‌ خودش اسحاق و همچنین اسماعیل می باشد و همچنین از طریق نسل اسحاق، نوه‌اش یعقوب می باشد، نبیره‌اش یوسف می باشد؛ از طریق نسل اسماعیل هم یک‌دانه از نبیره‌ها و همچنین ندیده‌هایی که به او داده، ابی‌عبدالله‌الحسین می باشد. همه خوبی‌ها را در دنیا به ابراهیم داده‌ام. «و همچنینَإِنَّهُ فِی الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ»، و همچنین او در روز قیامت جزء بندگان شایسته واقعی من می باشد.

امام و پیشوا حسین(ع) بالاترین بنده شاکر خداوند بود

حالا به سراغ ابی‌عبدالله برویم و همچنین ابراهیمِ آن آیه را برداریم و همچنین حسین را جای آن هم بگذاریم: «ان الحسین کان امة قانتا حنیفا و همچنین لم یک من المشرکین»، حسین به‌تنهایی یک امت می باشد؛ حسین «قانت» می باشد، یعنی در طاعت حق غرق می باشد؛ حسین «حنیف» می باشد، یعنی یک کجی در زندگی‌اش ندارد؛ حسین با یزیدیان که مشرک بودند، ابداً نساخت و همچنین قطعه‌قطعه شد و همچنین او را در آتش انداختند؛ حسین(ع) بالاترین بنده شاکر خداوند تبارک و تعالی بود، «اجتباه»، او را انتخاب کردم و همچنین الآن محور شجاعت در جهان می باشد، محور شهامت می باشد، محور کرامت می باشد، محور سیادت می باشد، محور آقایی می باشد، محور دل‌هاست، محور عشق می باشد، «آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً»، همه خوبی‌ها را در دنیا به او دادم؛ اسم خوب، پدر خوب، مادر خوب، جدّ خوب، عموی خوب، دایی خوب، داماد خوب، فرزند خوب. اکبر را به او دادم، زین‌العابدین را به او دادم، علی‌اصغر را به او دادم، «آتیناه فی الدنیا حسنه و همچنین انه فی الآخره من الصالحین»، در صورتی که آخرت ابی‌عبدالله را جهت تو بگویم، تحمل نمی‌آورید، خودم هم نمی‌آورم!

به فاطمه زهرا(س) می‌گوید: هنوز بهشت نرفته، کل محشر را نگاه کن و همچنین ببین چه‌کسی شیعه حسین تو بوده؟ چه‌کسی جهت او گریه کرده؟ چه‌کسی جهت او خرج کرده می باشد؟ و همچنین ببین رفیق‌های شیعیان حسین چه‌افرادی بوده‌اند؟ همه را صدا بزن و همچنین با خودت ببر. خزانه خداوند تبارک و تعالی که کم نمی‌آورد! رحمت خداوند تبارک و تعالی که کم نمی‌آورد!

اسماعیل ۲-۳ ماهه بود، در بیابان هنوز مسجد نبود، کعبه نبود، هیچ‌چیز نبود! آنجا یک دره بود، هوا هم خشک و همچنین گرم بود، مادر اسماعیل شیر نداشت، آب نبود و همچنین از شدت بی‌شیری و همچنین تشنگی داشت بر روی زمین جهت مُردن پاشنه می‌کشید، ‌یک مرتبه از زیر پای او آب بیرون زد که هاجر دوید و همچنین آمد، به آب گفت: زمزم! بایست و همچنین اکثرا و بیشتر نیا؛ زیرا و به درستی که دید کل عربستان را آب برمی‌دارد. چندهزار سال شمسی می باشد که آن چاه آب می‌دهد. خداوند تبارک و تعالی به اسماعیل یک چاه زمزم داد، ولی باید توجه داشت به ابی‌عبدالله میلیاردها چشمه در صورت شهروندان و مردم شهر داده که آب آن چشمه را قلب شهروندان و مردم شهر تأمین می‌کند! همه خوبی‌ها را به حسین داده‌ام: «السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله».

یک قطعه کوتاه هم بگویم که اکثرا و بیشتر آماده گریه باشید! نمی‌دانم، یادم نیست، چندسال پیش دیدم! نمی‌دانم کاروان از بصره یا از کدام شهرستان عراق، ۱۰-۲۰ رفیق بودند که آماده شدند به کربلا بروند. اینها یک رفیق مسیحی در بازار داشتند، به اینها گفت: می‌خواهید کجا بروید؟ همه با هم گفتند کربلا! گفت: من را هم ببرید. گفتند: تو مسیحی هستی. گفت: به دین من چه‌کار دارید؟ من هم از ابی‌عبدالله در قلبم احساس عشق می‌کنم. گفتند: باشه بیا! یک عده گفتند نه، او را نبریم و همچنین یک عده گفتند حالا بیاوریم.

به کربلا رسیدند، گفتند: برادر مسیحی(با مخالفِ جاهل قشنگ حرف بزن)! تو به‌خاطر مسیحی بودنت نمی‌توانی در حرم بیایی، ما تو را نمی‌بریم. گفت: من نمی‌آیم، می‌توانم کاری جهت تو بکنم؟ گفتند: آری، ما همه کفش‌هایمان را پیش تو می‌گذاریم و همچنین به زیارت می‌رویم، بعد برمی‌گردیم. گفت: باشد! بیست جفت کفش، پانزده جفت کفش را قشنگ جفت کرد، بغل کفش‌ها نشست و همچنین تکیه داد و همچنین خوابش برد. خسته بودند دیگر! از بصره ششصد-هفتصد کیلومتر می باشد. هنگام و زمانی که اینها از حرم آمدند، دیدند که حال آن مرد خیلی متغیر می باشد و همچنین اشکش بند نمی‌آید. چه شده می باشد؟ تو که حرم را ندیده‌ای! ضریح را ندیده‌ای! گودال را ندیده‌ای! چه شده می باشد؟ گفت: نمی‌دانم! دارم دیوانه می‌شوم، کنار کفش‌هایتان چُرتَم بُرد، خداوند تبارک و تعالی همه درها را حتی از طریق خواب جهت هدایت باز کرده می باشد. همه درها را باز کرده که در قیامت کسی نگوید من نمی‌توانستم بیایم پیوند بخورم، همه درها باز می باشد.

گفت: خواب بودم، دو آقا روبه‌روی هم نشسته بودند، چه دو آقایی! چه‌چیزی دیدم! دیدم یکی‌شان برگشت و همچنین گفت: عباس‌جان! گفت: بله مولای من، سید من! فرمودند: دفتر زائران امسال را باز کن و همچنین اسم همه را بنویس؛ از ایران، از بصره، از بغداد، از کاظمین، از نجف، هرکسی به زیارت من آمده، بنویس. گفت: چشم آقا! در عالم برزخ حساب سریع می باشد، مثل حالا نیست! از کامپیوترها سریع‌تر می باشد، در یک چشم به‌هم‌زدن قلم را روان می‌کند و همچنین همه را می‌نویسد. نوشتی؟ بله برادر! به من بده. یک نگاهی به دفتر زائران کردند و همچنین فرمودند: آن مسیحی را ننوشته‌ای! گفت: آقا مسیحی می باشد. فرمودند: به زیارت آمده می باشد. گفت: رفقا! اول من را شیعه کنید و همچنین بعد دستم را بگیرید و همچنین به حرم ببرید.

انتهای پیام

در محضر استاد انصاریان مؤمن مانند زنبور عسل «شیرین‌ترین» ارزش‌ها را تولید می‌کند/ از ۷۳ امت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(ص) ۷۲ تیم جهنمی خواهند بود در تاریخ ۱۹۷۰-۰۱-۰۱ ۰۳:۳۰:۰۰ نشر یافته شده شده می باشد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان