از تنش آفرینی ها عربستان تا بحران قطر و همچنین بحرین رد پای انگلیس در تمامی تحولات منطقه مشهود می باشد

از تنش آفرینی ها عربستان تا بحران قطر و همچنین بحرین رد پای انگلیس در تمامی تحولات منطقه مشهود می باشد

|از تنش آفرینی ها عربستان تا بحران قطر و همچنین بحرین رد پای انگلیس در تمامی تحولات منطقه مشهود می باشد از مسیح داراب|

صدای شیعه: خاورمیانه به عنوان کانون تامین انرژی و همچنین پل ارتباطات بین المللی همواره مورد توجه بازیگران جدید جهانی بوده  می باشد. آن امر موجب شده تا خاورمیانه با تحولات بسیاری همراه باشد که حاصل آن هم بحران های امنیتی و همچنین سیاسی و همچنین مداخلات خارجی بوده می باشد. نقطه قابل توجه در روند تحولات منطقه بعضی تحرکات جهت فضاسازی منفی در منطقه علیه تهران با پروژه ایران هراسی می باشد که عملا فضایی غیرپایدار را بر خاورمیانه حاکم کرده می باشد .در آن میان فعالیت های ریاض وچند کشور همراه خاورمیانه را محل نفوذ اقتدار و قدرت از هر طریقی کرده می باشد، گاهی با زور، فشار بر حکومت ها و همچنین اعلام جنگ و همچنین گاهی هم با در پیش گرفتن سیاست باز و همچنین نزدیکی دیپلماتیک، ولی باید توجه داشت با نگاهی به تحولات اخیر خاورمیانه شاهد نوعی تغییرات معنادار ریاض در قبال بعضی کشورها و همچنین اشخاص هستیم، از نزدیکی به بغداد و همچنین سفرهای مقتدی صدر به ریاض و همچنین ابوظبی گرفته تا تغییر مواضع عربستان در خصوص جنگ سوریه و همچنین یمن که می تواند سوالت فراونی را در ذهن ساخته یا ایجاد کند. دلیل آن تغییر سیاست ها چیست ؟ آیا آن تغییرات استراتژیک می باشد یا تاکتیکی و همچنین مقطعی؟ ملاک های انتخاب ریاض در انتخاب اشخاص و همچنین کشورها در تغییرات جدید چیست ؟ پاسخ به آن سوالات و همچنین پرسشهایی از آن دست را در گفت وگویی با علی اکبر سیبویه، مدیر کل فعلی حوزه بین الملل مجمع تشخیص مصلحت نظام، سفیر سابق ایران در عمان و همچنین کاردار سابق در تونس پی گرفته ایم که در ادامه می خوانید:

  • زمانی که محمد بن سلمان در یک تغییر رادیکال در ساختار اقتدار و قدرت ریاض به ولیعهدی رسید کارشناسان پیش بینی می کنند، خاورمیانه با اقدامات او به سمت تنش و همچنین درگیری اکثرا و بیشتر پیش خواهد رفت؛ ولی باید توجه داشت در چند مدت اخیر پالس هایی در تضاد با آن پیش بینی رخ داده، از عقب نشینی مواضع خود در جنگ یمن و همچنین سوریه تا کاهش شروط خود جهت پایان دادن به تنش روابط خود با دوحه و همچنین حتی ادعای مهمانان عراقی در تهران مبنی بر واسطه قرار دادن بغداد جهت نزدیکی ریاض به تهران (در صورتی که چه که آن ادعا از سوی مقامات عربستان رد شد). در بستر آن موارد و نکات یاد شده آیا آن تغییر مواضع را بایستی و حتما بازبینی و همچنین تغییر در عملکرد ریاض دانست یا آن که آن رفتارها را هم در راستای عملکرد قبل عربستان سعودی بایستی و حتما دید؟

پاسخ به آن سئوال مستلزم نگاه به شرایط عربستان در دوران حکومت خاندان سلمان می باشد، عربستان از زمانی که سلمان به عنوان جانشین ملک عبدالله به پادشاهی رسید شرایط داخلی (تغییرات و همچنین جابجایی گسترده در سطح مقامات عالی رتبه) و همچنین متعاقب آن هم شرایط سیاست خارجی ریاض را دچار تغییراتی اساسی کرد، ولی باید توجه داشت نقطه اینجاست که از آن هم ابتدا ملک سلمان بدلیل کهولت سن و همچنین بیماری عملا هیچ گونه اختیار عملی از خود در تصمیمات نداشته و همچنین ندارد، از همین رو به نحوی می قدرت گفت محمد بن سلمان اداره کننده مسائل داخلی و همچنین مشخص کردن کننده سیاست خارجی ریاض می باشد. ولی باید توجه داشت مهمتر آنکه محمد بن سلمان ۳۱ ساله، نه تجربه اداره مسائل یک کشور را دارد نه پشتوانه و همچنین پتانسیلی جهت کنترل اوضاع سیاست خارجی و همچنین ارتباط با سایر کشورها، چرا که آگاهی و همچنین شناخت کافی از اوضاع و همچنین شرایط منطقه ندارد تا جایی که نسل اول شاهزاده های سعودی از زمان روی کار آمدن ملک سلمان به شدت نگران بعدی عربستان سعودی و همچنین مهمتر از آن هم تحولات منطقه خاورمیانه خواهند بود. محمد بن سلمان از آن هم روزهایی که در ساختار اقتدار و قدرت به عنوان ولیعهد دوم قرار گرفت از انگلیس بارها تقاضا داشت که جایگاه او را به بالاترین سطح ممکن بعد از پادشاه یعنی ولیعهدی اول برساند زیرا و به درستی که که لندن سکان دار و همچنین هدایت کننده بعضی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس می باشد که در آن هم برهه به دلیل مهیا نبودن بستر مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری جهت حضور محمد بن سلمان جهت جانشینی پدر آن اقدام با توصیه لندن صورت نگرفت. ولی باید توجه داشت در ادامه با اقدامات لازمه بستر جهت آن جابجایی و همچنین تغییر رادیکال در ساختار اقتدار و قدرت با موافقت انگلیس صورت پذیرفت. در آن هم دوران ولیعهدی دوم هم که در ساختار اقتدار و قدرت بود، محمد بن سلمان گام های عجولانه و همچنین در عین حال نسنجیده ای را که از سر ناپختگی بود برداشت که یکی از آن گام ها اعلان جنگ به یمن بود، در صورتی که هم او و همچنین هم سایر مقامات ریاض بر جنگاوری و همچنین سلحشوری شهروندان و مردم شهر یمن بخوبی واقف بودند. به طوری که ما شاهد بوده ایم در قبل حتی ارتش مصر در زمان جمال عبدالناصر هم نتوانست بر شهروندان و مردم شهر یمن فائق آید و همچنین اکنون جنگ یمن وارد سومین سال شمسی خود می می شود و همچنین ریاض هنوز گرفتار جنگ با آن کشور می باشد، جنگی که ریاض جهت پیروزی در آن هم هزینه های سیاسی و همچنین نظامی فراوانی را صرف کرده می باشد، از خرید و همچنین بکارگیری جنگ افزارهای مدرن تا تقاضای همکاری از پاکستان، امارات و همچنین مصر، و همچنین حتی دادن باج دادن های زیاد به عمر البشیر (ریاست جمهور سودان) جهت جنگیدن سربازان سودانی در جنگ یمن. ولی باید توجه داشت بعد از قبل آن سال شمسی ها و همچنین علیرغم سختی های فراوانی که شهروندان و مردم شهر یمن در جنگ با عربستان متحمل شده اند، باز از پای ننشسته و همچنین می قدرت گفت به تا حال شکست خیلی زیاد بزرگی را چه از نظر سیاسی چه از نظر نظامی بر پیکره ریاض وارد آورده می باشد. حتی آن جنگ سبب شده تا نیروهای مقاومت یمنی اقتدار و قدرت موشکی خود را که در روزهای آغازین جنگ چندان قوی نبود ارتقاء بخشند و همچنین در سایه آن هم نیروهای یمنی در نجران عربستان که روزی جزء خاک یمن بوده و همچنین با ترفند از یمنی ها گرفته شد حضور یابند. بنابراین تمام ناکامی ها و همچنین شرایط بد سیاسی- نظامی و همچنین مضافا نقض مکرر حقوق بشر توسط ریاض بواسطه بمباران هر روزه و همچنین هر ساعته شهروندان و مردم شهر بی دفاع امروز به جایی رسیده که حتی صدای هم پیمانان و همچنین نهاد ها و همچنین نهادهای حقوق بشری بارها علیه اقدامات ریاض در جنگ یمن بالا گرفته می باشد. ولی باید توجه داشت در صورتی که فراسوی جنگ علیه یمن را در نظر بگیریم خواهیم دید که آن جنگ ویرانگر یک سناریوی انگلیسی می باشد، چرا که لندن تمام طراحی ها، برنامه جذاب و جالب و خوب ریزی و همچنین بسترسازی ها را با همکاری آمریکا با هدف دستیابی به منابع سرشار نفتی یمن انجام داده می باشد و همچنین جهت رسیدن به آن هم حتی از گسیل نیروهای القاعده و همچنین طالبان که دست پرورده خودش خواهند بود هم دریغ نمی کند. پس در صورتی که اکنون عربستان دگرگونی و تغییری در سیاست خود ساخته یا ایجاد کرده بدلیل ناکامی های بیشماری می باشد که در پی رفتارهای قبلی خود به آن هم دچار شده و همچنین جهت حفظ بقای خود بدنبال عدول از رفتارهای قبل خود می باشد. لذا با تجدید نظر در جنگ یمن و همچنین سوریه، نزدیکی به بغداد و همچنین کاهش شروط سیزده گانه خود علیه قطر به شش شرط، درصدد اصلاح سیاست های جاری خود خواهند بود.

  • به کاهش شروط عربستان در خصوص قطر اشاره داشتید. از دید تو اهداف ریاض در تقابل با دوحه که روزی از همپیمانان آن کشور بوده چیست؟ چرا بغداد گزینه همکاریهای عربستان قرار گرفته می باشد؟

بطور کلی عربستان از ساخته یا ایجاد بحران با قطر نگرانی ها و همچنین اهداف خود را در چند محور دنبال می کند: نگرانی از گسترش اخوان المسلمین در حوزه C.C.C و همچنین مصر از طریق پایگاه های خود در دوحه؛ تداوم امتناع قوه مقاومت فلسطین از عادی سازی روابط با  تل آویو؛ وجود ذخایر عظیم گاز در قطر و همچنین چشم داشت به گرفتن سهم خود از آن هم؛ بسترسازی جهت ضعف نظام قطر به منظور فشار اکثرا و بیشتر انگلیس و همچنین آمریکا بر دوحه جهت چپاول دارایی های آن کشور؛ نگرانی از نفوذ اکثرا و بیشتر ترکیه به عنوان حمایت قدرتمند آنکارا از اخوان المسلمین در حوزه عربی خلیج فارس. از همین رو هم مقامات ریاض بسیج شده اند تا ضمن فشار بر قطر، عراق را نیز به سمت خود جذب کنند. چرا که بغداد با شکست داعش خود خوانده پتانسیل های بسیاری را از خود بروز داد. از آن رو هم به گزینه همکاریهای ریاض بدل شد و همچنین با سفر سعودی ها به بغداد فصل جدید همکاری ریاض – بغداد شروع شده می باشد که در ادامه عراقی ها هم به ریاض سفری را داشتند. همچنین در راستای همنوایی با سیاست های غرب بعضی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هم ماموریت یافتند روابط خود با  بغداد را بهبود بخشند؛ چرا که اکنون جنگ یمن و همچنین حتی سوریه سیر معکوس پیدا کرده و همچنین شرایط منطقه ضد آنها در حال وقوع می باشد. بطوریکه قطر در پی تشدید اختلاف با عربستان ارتش خود را از یمن فراخواند.

  • ولی باید توجه داشت عوامل فرامنطقه ای را در تغییر رفتار عربستان سعودی موثر می دانید؟

بله؛ موضوع دیگر هم در تغییر ساختاری عربستان و همچنین مضافا تحولات منطقه خاورمیانه اوضاع واشنگتن بعد از روی کار آمدن ترامپ می باشد. ولی باید توجه داشت آن تاثیرگذاری نمی تواند چندان ادامه یابد. در تحلیلی که دو سال شمسی و همچنین نیم پیش و همچنین قبل از روی کار آمدن ترامپ ارائه دادم، اشاره کردم که واشنگتن از داخل ظرف سال شمسی های بعدی دچار ازهم پاشیدگی خواهد شد و همچنین به سرنوشت شوروی سابق گرفتار می می شود و همچنین امروز شاهد آن پیشامد جدید هستیم، چرا که آمریکا قبل از آنکه درگیر مسائل بین المللی باشد دچار معظلات و مسائل و مشکلات و همچنین تنشهای فزاینده داخلی می باشد. در قبل و همچنین قبل از دوران ترامپ حداقل سیاستها و همچنین هماهنگی های سران آمریکا در داخل کاخ سفید یکدست بود ولی باید توجه داشت امروز حتی آن هماهنگی در خود کاخ سفید هم در خصوص سیاست های داخلی و همچنین بین الملل هم وجود ندارد و همچنین بعضی از مقامات و همچنین دستیاران ترامپ مخالف شدید برنامه جذاب و جالب و خوب های او خواهند بود. در همین مدت کوتاه ۷ ماهه ما شاهد کناره گیری و همچنین برکناری بسیاری از مقامات و همچنین حتی بعضی از وزرا بوده ایم. بر آن پیشامد جدید بایستی و حتما پرونده چالش برانگیز دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا را هم افزود که بزودی معظلات و مسائل و مشکلات خیلی زیاد بسیاری را جهت ترامپ و همچنین نزدیکانش ساخته یا ایجاد می کند. از همین رو در چهار سال شمسی زمامداری ترامپ معظلات و مسائل و مشکلات داخلی آمریکا به قدری گسترده خواهد شد که بیشترین انرژی و همچنین وقت واشنگتن صرف مسائل داخلی جهت مهار آن معظلات و مسائل و مشکلات خواهد شد. افزون بر آن موارد و نکات امروز موضوع نژادپرستی یک معضل داخلی آمریکا می باشد که در آغاز توسط ترامپ با طرفداری از سفید پوست ها به آن هم دامن زده شد. همه روزه صدها هزار آمریکایی در خیابان های چندین ایالت آن کشور علیه سیاست های نژادپرستانه ترامپ تظاهرات می کنند که اختلاف و همچنین تشتت را در جامعه آمریکا به شدت پررنگ کرده می باشد .

  • ولی باید توجه داشت با شکست های مکرر داعش خود خوانده در سوریه و همچنین از بین رفتنش در عراق اکنون خاورمیانه در آستانه پساداعش قرار گرفته می باشد. در بستر نقطه مهم تو ناظر بر افزایش و همچنین بروز پتانسیل عراق بعد از شکست داعش خود خوانده، عربستان سرمایه گذاری خود را در آن کشور افزایش داده و همچنین با افزایش مراودات دیپلماتیک در پی نزدیک کردن مهره ها و همچنین وزنه های سیاسی آن کشور به سمت خود می باشد که در آن میان می قدرت به سفر مقتدی صدر به ریاض و همچنین امارات اشاره داشت. از دید تو شرایط و همچنین ویژگی جریان صدر چیست که عربستان در حال سرمایه گذاری روی آن هم می باشد؟

در خصوص سفر مقتدی صدر به کشورهای عربی منطقه خلیج فارس (ریاض و همچنین ابوظبی) گمانه زنی های بسیاری وجود دارد. از سرمایه گذاری عربستان جهت انتخابات پارلمانی عراق تا سرمایه گذاری روی مهره های متحد تهران. ولی باید توجه داشت جهت بررسی کردن دقیق تر اهداف و همچنین مقاصد آن سفر به فرصت بیشتری مستلزم و نیاز می باشد تا با روشن شدن سایر ابعاد سفرهای جریان صدر بتوان برداشت درستی از پیشامد جدید داشت. ولی باید توجه داشت آن هم چیزی که قطعی به نظر می رسد آن می باشد که دعوت کشورهای عربی منطقه خلیج فارس از مقتدی صدر را بایستی و حتما در آن هم راستای تغییر سیاست های ریاض که در سئوال قبل به آن هم اشاره داشتم تحلیل کرد. با چنین رفتارهایی عربستان در پی محک "سیاست باز" خود در قبال همسایگانش می باشد.

  • ولی باید توجه داشت نقطه مهم دیگر تحولات منطقه خاورمیانه و همچنین کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، وجود بعضی دول عربی با سیاست های نیمه مستقل و همچنین حتی تقریبا مستقل نسبت به ریاض می باشد که می قدرت به عمان، اردن، کویت و همچنین قطر اشاره داشت، از دید تو وجود چنین کشورهایی با چنین سیاست گذاری هایی آیا داعیه پدرخواندگی عربستان سعودی جهت کشورهای عربی را دچار چالش نمی کند؟ آیا اساسا می قدرت چنین ادعایی (پدرخواندگی) را در خصوص ریاض مطرح کرد؟

عربستان بواسطه درآمدهای سرسام آور نفتی از یک سو و همچنین وجود مکتب وهابیت و همچنین هدایت راهکارهای آن هم توسط انگلیس از سوی دیگر، همواره در مسیر غرب و همچنین ریل گذاری لندن با دادن پول و همچنین اعمال فشار بر کشورهای عربی منطقه جهت همراهی و همچنین همسویی با خود تلاش کرده می باشد و همچنین سعی دارد خود را پدرخوانده کشورهای عربی و همچنین اسلامی معرفی کند. ولی باید توجه داشت بر خلاف تمام آن تلاش ها و همچنین اعمال فشارها بعضی از کشورهای عربی با در پیش گرفتن منطق در سیاست خود همواره فاصله ای معنادار را با ریاض حفظ کرده اند، که تو به چند کشور اشاره داشتید. ولی باید توجه داشت افزون بر آن کشورها بایستی و حتما به بعضی از کشورهای اسلامی اشاره کنم که در سیاست ورزی کاملا عقلانی و همچنین مستقل از عربستان قرار دارند که می قدرت به کشورهای اسلامی منطقه شرق آسیا یا شمال آفریقا مانند الجزایر هم اشاره داشت. ببیند ریاض در سیاست پدرخواندگی کشورهای عربی به قدری جدی می باشد که حتی در بروز اختلاف اخیر با قطر ریاض قدرت تحمل عدم همراهی و همچنین همسویی کشوری کوچک مانند قطر را هم نداشت. لذا جهت نوعی درس عبرت دادن به سایر کشورهایی که مستقل از ریاض عمل می کنند، دوحه را به شدیدترین تحریم ها محکوم کرد تا شاید دوحه را به اطاعت از خود وادارد. در همین راستا ۱۵ سال شمسی پیش طی سفر هیئتی عالی رتبه از تهران به ریاض همراه با مرحوم هاشمی رفسنجانی، ملک عبدالله با مرحوم هاشمی سه دیدار محرمانه را طی دو هفته اقامت  داشت، در سومین جلسه ملک عبدالله در ارتباط با یاوه گویی های کانال الجزیره قطر خطاب به مرحوم هاشمی گفت: ما به شدت با فرافکنی آن کانال و همچنین خبرهای جدید کذب آن هم مخالفیم، که در ادامه اعلام کرد "کانالی که توسط انگلیس برپا می شود بهتر از آن نمی می شود، من (ملک عبدا… ) بارها به قطر گفته ایم خودتان مدیریت و همچنین اداره الجزیره را در دست بگیرید چرا که آن شبکه با برنامه جذاب و جالب و خوب های تولیدی درصدد ساخته یا ایجاد اختلاف در میان کشورهای عربی می باشد. قطعا ریاض در خصوص رفتارهای خصمانه دوحه عکس العمل مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری را خواهد داشت تا قطر را به مسیر درست بازگرداند." آن جملات ملک عبدالله به روش غیر مستقیم حکایت از وجود برنامه جذاب و جالب و خوب هایی ضد دوحه داشت که ۱۵ سال شمسی بعد توسط محمد بن سلمان علیه دوحه به اجرا دخل و درآمد. پس سیاست های سلطه طلبانه و همچنین به قول تو پدرخواندگی در خصوص کشورهای عربی همواره در میان سران ریاض وجود داشته که در سال شمسی های حکومت ملک عبدالله بصورت جدی تری پی گرفته شد و همچنین در طول آن سال شمسی ها بعضی از کشورها را در جرگه متحدان خود درآورد که بارزترین آن هم بحرین می باشد به گونه ای که آن کشور را در حال حاضر می قدرت یکی از استان های عربستان نامید نه یک کشور مستقل. بنابراین تنش اخیر دوحه – ریاض و همچنین همراهی بعضی از کشورهای عربی با عربستان سعودی در راستای اجرای آن هم سیاست پدرخواندگی می باشد، هر چند که دوحه هم امروز به آن پس نتیجه آن می شود که رسیده می باشد که می تواند راهکاری جدا و همچنین متغایر و متفاوت از شورای همکاری خلیج فارس را در تقابل با ریاض داشته باشد، چنانی که در قبل هم احداث دفاتر حماس، طالبان و همچنین نمایندگی جریان اخوان المسلمین در دوحه به شدت مورد اعتراض ریاض بوده و همچنین امروز از عوامل بروز تنش با قطر می باشد. ولی باید توجه داشت رفتارهای دوگانه ترامپ را در تنش اخیر دوحه – ریاض را هم نباید فراموش کرد که همزمان با فروش حدود ۵۰۰ میلیارد دلار تسلیحات به ریاض، در تنش دوحه – ریاض به قطر هم حدود ۱۲ میلیارد دلار تسلیحات فروخته شد. آن مسائل در درجه اول به منظور درمان اقتصاد بیمار آمریکا و همچنین کاریابی جهت خیل عظیم بیکاران آن کشور گرفته شده و همچنین بعد از آن هم با هدف دخالت و همچنین هدایت تحولات منطقه می باشد، واشنگتن با توافق انگلیس دست به چنین اقداماتی می زند. لیکن کویت و همچنین عمان همواره از ریاض تمکین نکرده اند. بویژه سلطان قابوس همواره با حکمت و همچنین دوراندیشی و همچنین اتخاذ سیاست مستقل و همچنین به دور از زد و همچنین بندها توانسته نه تنها کشورش را از تنش های آن چنینی محفوظ بدارد بلکه بعنوان رهبری حکیم مورد ستایش و همچنین مشورت بزرگان و رهبران منطقه و همچنین جهان قرار بگیرد.

  • ولی باید توجه داشت از یک سو به گفته تو آن تغییر سیاست عربستان با هدف کاهش تنش گرفته شده و همچنین از سوی دیگر ریاض همواره با تجهیز نیروهای ضد بشری و ترویستی سعی در افزایش اقتدار و قدرت نفوذ خود در بستر ناآرامی ها بویژه در منطقه خاورمیانه داشته می باشد. آیا در سایه چنین نقطه ای در صورت مساعد شدن شرایط ریاض به سمت سیاست های سلطه طلبانه پیش خواهد رفت؟

در پاسخ به آن سئوال بایستی و حتما پیشامد جدید را از زاویه دیگر مورد کنکاش قرار داد. چرا که اساسا ریاض و همچنین معدودی از کشورهای عربی منطقه خلیج فارس مانند بحرین هیچ گونه اراده ای از خود در مدیریت کشور و همچنین تحولات ندارند و همچنین تنها و فقط مجریان طرح هایی خواهند بود که واشنگتن و همچنین لندن جهت آنها طراحی می کند. لذا به باور من هر آنچه که در منطقه خاورمیانه از جنگ سوریه و همچنین عراق تا پیشامد جدید مناقشه دوحه – ریاض و همچنین حتی جنگ با یمن و همچنین مهمتر از آن هم تنش آفرینی با تهران از سوی غرب رخ می دهد، حاصل برنامه جذاب و جالب و خوب های غرب در آن منطقه می باشد. ریاض بدون مشورت با آن کشورها قدرت انجام هیچ کاری را ندارد. بنابراین آن تغییرات رفتاری در ریاض برخواسته از برنامه جذاب و جالب و خوب های عربستان نیست، بلکه سناریویی می باشد که غرب و همچنین مشخصا انگلستان آن هم را جهت خاورمیانه به اجرا در می آورد، لذا من معتقدم هر رفتاری از جانب عربستان چه در قالب کاهش تنش یا تنش آفرینی بایستی و حتما با مدیریت و همچنین هماهنگی با غرب صورت بگیرد و همچنین آن گونه نیست که با مهیا شدن شرایط در پی ساخته یا ایجاد تنش باشد.

  • در بستر نکاتی که جهت اهمیت تاثیر لندن بر تحولات منطقه خاورمیانه بر آن هم اشاره داشتید، انگلستان بعد از برگزیت و همچنین جدایی از اتحادیه اروپا جهت کاهش تاثیرات مضر و همچنین بد اقتصادی، بازارهای جدید خود را در منطقه خاورمیانه جستجو می کند. خانم ترزا می در کمتر از دو ماه دو بار جهت انعقاد قرار دادهای تسلیحاتی به کشورهای عربی منطقه خلیج فارس سفر کرده و همچنین پیش از ترامپ بر طبل ایران هراسی در منطقه کوبیده می باشد. به باور تو انگلستان تا چه مقدار و اندازه و همچنین چگونه بر تحولات خاورمیانه اثرگذار می باشد؟

ببینید قبل از آمریکا آن انگلستان بود که در خاورمیانه حضور داشت و همچنین کشورها را تحت سلطه خود در آورد و همچنین جهت ادامه و همچنین گسترش سلطه خود از هیچ اقدامی دریغ نکرد. مثلا زمانی که استعمار انگلستان با مبارزات گاندی در هند به پایان رسید، در راستای آن هم سیاستهای استعماری و همچنین تاثیرگذاری بر تحولات هند زخم کهنه ای را در آن منطقه با تقسیمات مرزی میان پاکستان و همچنین هند ساخته یا ایجاد کرد، اکنون شاهدیم بعد از ۷۰ سال شمسی هنوز مناقشه مرکزی "جامو و همچنین کشمیر" بین هندوستان و همچنین پاکستان وجود دارد،که هراز گاهی فضای دو کشور و همچنین منطقه را خیلی زیاد ملتهب می کند، چنانی که انگلستان آن اختلافات مرزی را میان افغانستان و همچنین پاکستان، کویت و همچنین عربستان، بحرین و همچنین قطر به عنوان "استخوانی در زخم" ساخته یا ایجاد کرده و همچنین باقی گذاشته تا همواره در دل آن مناقشات مرزی، مستمرا بر اختلافات دامن بزند. حتی حضور صهیونیست ها بواسطه اقدامات لندن در خاک فلسطین در زمان "بلفور"، وزیر مسائل خارجه وقت انگلستان شکل گرفت چرا که بعد از جدایی عربستان از امپراطوری عثمانی در منطقه شامات، حکومت های دیگر را در کشورهایی مانند لبنان، اردن، سوریه و همچنین … مرزبندی کرد. پس می بینید که لندن هم در بستر آن ناآرامی ها اهداف خود را چه از نظر اقتصادی چه از نظر فروش تسلیحات و همچنین گسترش و همچنین حفظ نفوذ خود پی می گیرد. لذا باز تاکید می کنم تمام تحولات منطقه حتی پیشامد جدید تغییر رفتار ریاض با سناریویی انگلیسی پی گرفته می می شود. بنابراین تا به امروز آن بریتانیا می باشد که طراح اصلی آتش افروزی در منطقه می باشد و همچنین هر چند خود را در هامش و همچنین حاشیه جنگ افروزی واشنگتن در منطقه قرار می دهد ولی باید توجه داشت آن بریتانیا می باشد که صحنه گردان اصلی تحولات توسط آمریکا در منطقه می باشد. همین چند روز اخیر آمریکا سندی را دال بر درخواست انگلستان جهت سرنگونی حکومت ملی مصدق طی یک کودتا داشته می باشد پس می بینید که کودتایی که بسیاری فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کردند طراح اصلی آن هم آمریکا می باشد به درخواست و همچنین برنامه جذاب و جالب و خوب بریتانیا انجام شده می باشد، البته بایستی و حتما گفت که در نظام دیپلماتیک لندن و همچنین واشنگتن آن دو در یک هماهنگی کامل استراتژیک بصورت مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری و همچنین ملزوم در هر گونه عملیات خارجی عمل می کنند.

  • پس حکومت روحانی که در چهار سال شمسی نخست سیاست کاهش تنش و همچنین احترام متقابل را در مناسبات دیپلماتیک خود با کشورهای جهان بویژه همسایگان خود داشته بایستی و حتما چه برنامه جذاب و جالب و خوب ای را در سیاست خارجی حکومت دوازدهم در چهار سال شمسی بعدی جهت مدیریت آن تحولات در منطقه پی بگیرد؟

سیاست خارجی ما از بدو پیروزی انقلاب اسلامی همواره بر عدم دخالت در مسائل کشورهای جهان، احترام متقابل و همچنین کاهش تنش بوده می باشد. در همین راستا همواره دست دوستی تهران به سمت تمام کشورهای جهان بویژه کشورهای همسایه دراز بوده و همچنین در سایه چنین سیاستی تهران حتی در پیشامد جدید تنش با ریاض هم دست دوستی خود را بارها دراز کرده بود. تهران همواره از همکاری، اتحاد، عدم تنش آفرینی و همچنین همگرایی به جای تقابل سخن گفته می باشد. ولی باید توجه داشت مشکل اینجاست که در راستای گفته های قبلی بعضی از کشورهای عربی منطقه مانند عربستان و همچنین بحرین عملا هیچ کنترلی بر اداره مسائل خود ندارند. بارها سعود الفیصل در مذاکرات با مقامات ایرانی از همکاری و همچنین اتحاد با تهران سخن گفته بود ولی باید توجه داشت به فاصله چند روز بعد درست خلاف آن گفته ها اتهام آتش افروزی و همچنین اختلاف افکنی را علیه تهران مطرح می کرد. پس سیاست های تهران همواره بر رویه احترام بوده می باشد و همچنین قطعا آن رویه در بعدی هم ادامه خواهد داشت.

  • تو تاثیر برجام را بر بریدن دست دخالت غرب در مسائل خاورمیانه بویژه تهران را چگونه می بینید؟ آیا برجام توانسته بود در خصوص کاهش تنش ها موفق عمل کند؟

ببینید برجام توانسته بود تا حد خیلی زیاد بسیاری دشمنی ها و همچنین اقدامات مضر و همچنین بد غرب را کاهش دهد و همچنین عملا کشورهای اروپایی و همچنین آمریکا را در قبال تهران خلع سلاح کند. در همین راستا بهانه های خود را در خصوص تهران کم کردند ولی باید توجه داشت از آنجایی که ماهیت آن کشورها یعنی آمریکا و همچنین انگلیس در دشمنی با تهران شکل گرفته می باشد لذا جهت حفظ آن دشمنی تمام برنامه جذاب و جالب و خوب های خود را در قالب ایران هراسی از مجرای ریاض و همچنین کشورهای اقماری آن هم دنبال می کنند لذا در سایه دستاورد برجام در صورتی که غرب قدرت اتهام زنی و همچنین دشمنی با تهران را مانند قبل ندارد تمام سیاست خصمانه خود را از طریق دیکته آن هم و همچنین تنش آفرینی ریاض پی می گیرد ولی باید توجه داشت باز تاکید می کنم، سیاست ایران بایستی و حتما در راستای کاهش تنش و همچنین منطق دیپلماتیک به منظور مدیریت تحولات بر اساس عزت جمهوری اسلامی ایران دنبال می شود.

  • ولی باید توجه داشت هنری کسینجر در یاداشتی در نیوزویک به ترامپ توصیه کرد جهت مقابله با گسترش نفوذ تهران به سمت تجهیز و همچنین حمایت از داعش خود خوانده گام بردارد. آیا واشنگتن و همچنین شخص ترامپ که در شعارهای انتخاباتی وعده عدم دخالت در مسائل سوریه را داده بود و همچنین حتی در یک گام رو به جلو قول همکاری جهت نابودی داعش خود خوانده را مطرح کرد به سمت حمایت از داعش خود خوانده و همچنین گسترش تروریسم گام بر می دارد؟

اول آنکه تهران هیچ گاه بدنبال گسترش نفوذ یا بحث امپراطوری خود، آن هم گونه که کسینجر مطرح کرده نبوده و همچنین تنها هدف حضور ایران در بعضی از کشورها جهت مبارزه با تروریسمی می باشد که اکنون تمام جهان بویژه اروپا را گرفتار خود کرده می باشد. اتفاقا بایستی و حتما از اقدامات و همچنین تلاش های جمهوری اسلامی جهت مبارزه با تروریسم بیش از پیش حمایت می شود آن هم هم تروریسمی که خود غرب بوجود آورنده آن هم بوده می باشد. پیشامد جدید دوم آن می باشد که ترامپ در آن هم شعارهای انتخاباتی بارها و همچنین بارها اتهام پدیدآورندگان داعش خود خوانده را به مقامات آمریکایی بویژه خانم کلینتون و همچنین باراک اوباما نسبت داد ولی باید توجه داشت بحث هدایت، تسلیح و همچنین حمایت از تروریسم برنامه جذاب و جالب و خوب ثابت آمریکا بوده می باشد و همچنین توصیه های کسینجر گاه پنهان گاه آشکار، چه در دوره اوباما چه در دوره ترامپی که داعیه مخالفت با داعش خود خوانده را داشت، پیگیری شده و همچنین دشمنی با تهران هم در همه ادوار از سوی واشنگتن به عنوان یک استراتژی اساسی مدنظر بوده می باشد.

  • در بستر نکاتی که به تحلیل آن هم نشستیم و همچنین با توجه به نقطه مهم تو مبنی بر فعال بودن لندن و همچنین واشنگتن جهت تنش آفرینی در منطقه، بعدی خاورمیانه را چگونه تحلیل می کنید؟

به باور من تا زمانی که سیاست های توسعه طلبانه بریتانیا و همچنین آمریکا وجود داشته باشد همواره بایستی و حتما منتظر تنش و همچنین فرافکنی در منطقه خاورمیانه باشیم چرا که با جنگ افروزی بدنبال توسعه طلبی و همچنین چپاول ذخایر انرژی و همچنین اقتصادی و مالی سایر کشورها خواهند بود و همچنین بهترین راه حل جهت آن پیشامد جدید ساخته یا ایجاد اختلاف و همچنین تفرقه در بین کشورهای جهان اسلام می باشد چرا که حیات خود را در ادامه اوضاع موجود می بینند ولی باید توجه داشت من معتقدم چنانی که شوروی جهت گریز و فرار از معظلات و مسائل و مشکلات داخلی خود سرزمین سوخته افغانستان را اشغال کرد تا به انظار و افکار عمومی آن گونه بقبولاند که کشور دچار جنگ می باشد و همچنین نباید اعتراض کرد ولی باید توجه داشت حتی در آن هم شرایط شوروی محکوم به سقوط بود لذا غرب و همچنین مشخصا واشنگتن امروز بواسطه معظلات و مسائل و مشکلات فراوان داخلی بخصوص از زمان آغاز زمامداری ترامپ بدنبال آن هم فرافکنی ها بوده می باشد ولی ایالات متحده هم از فروپاشی را از داخل ظرف مدت بعدی دارد لذا من معتقدم آن سیاست های جنگ افروزانه نمی تواند ادامه پیدا کند و همچنین یقینا آن معادله به هم خواهد خورد. زیرا و به درستی که ظلم در نظام خلقت و همچنین اراده الهی پایدار نبوده و همچنین تاریخ جهان هستی بهترین گواه آن مقوله می باشد که عاقبت بدی در انتظار طاغوتیان زمین می باشد و همچنین رژیم فاسد و همچنین غیرانسانی عربستان نیز از آن مقوله خارج نیست.

منبع: دیپلماسی ایرانی

انتهای پیام

از تنش آفرینی ها عربستان تا بحران قطر و همچنین بحرین رد پای انگلیس در تمامی تحولات منطقه مشهود می باشد در تاریخ ۱۹۷۰-۰۱-۰۱ ۰۳:۳۰:۰۰ نشر یافته شده شده می باشد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn