تفاوتها و شباهتهای دین یهود اسلام و مسیحیت

تفاوتها و شباهتهای دین یهود اسلام و مسیحیت

172734 818 تفاوتها و شباهتهای دین یهود اسلام و مسیحیت

یهود؛ مسیحیت و ادرود به نوعی به دنبال آمده اند و هر یک ادیان قبلی خود را تایید می کنند اما قوانینی در ایـن ادیان وجود دارد که با تناسب ندارد و یا برای مثال در دین قبلی وجود نداشته است . برای مثال میل کردن شراب در مسیحیت ایرادی ندارد ولی در ادرود حرام است . وقت ی دنبال دلیل ایـن امر بودم عمدتا با ایـن جواب برخورد کردم که انسان ها در وقت های قدیم ظرفیت پذیرش بعضی از ایـن قوانین را نداشته اند و بایستی ادیان قبلی می آمده اند و زمینه را برای ظهور ادیان جدیدتر فراهم می کردند. تا میزان زیادی می توان آن را دلیل قانع کننده ای دانست. اما قضیه به همین جا ختم نخواهد شد.

بعضی از قوانین در یهود و ادرود یکـی می باشند ولی در مسیحیت تفاوت می کنند. از بین آنها قانون قصاص بیشتر از همه دقت مرا به خود جلب کرد. قوانین یهود و ادرود بسیار مشابه و بر طبق مواجهه به مثل می باشند ولی ایـن قوانین در مسیحیت به طرز عمیقی مفرق ند. در انجیل آمده که چنانچه کسی به شما سیلی زد طرف دیگـر صورت خود را به سوی او برگردانید تا سیلی دیگـر ی به شما بزند! نه تنها بحث مواجهه به مثل نیست بلکه حرف از رحم و عطوفت بسیار است . یا برای مثال در انجیل آمده که دشمنان خود را دوست بدارید و برای آنها دعا بکنید در صورتی که ایـن مسـال ه به هیچ عنوان مورد تایید تورات و قرآن نیست.

در مورد ایـن قوانین چه می توان گفت؟! آیا چنین چیزهایی وضع قوانین بر طبق آزمون و خطا را تداعی نمی نماید ؟ ابتدا قانونی وضع شده؛ بعد تغییر پیدا کـرده و به تعبیری تکمیل شده و پس دوبـار ه به قانون اولی برگردانده شده است .

فرق اسلام؛ مسیحیت و یهود در قرآن

بانی انتشار مسیحیت در اروپا پولس بود. ایـن فرد که مسیحرا ندیده بود و خود بعد از سـال یانی بت‌پرستی به دین مسیح گرویده بود عقاید مسیحیت رابا افکار بت پرستی روم و فلسفه‌ی یونان ممزوج ساخت. پولس رسـال ه‌های خود را بعد ازقرن اول میلادی نوشت. نوشته‌های او به خوبی گواهی می‌دهد که او مسائل دینی را باافکار فلسفی و به ویِژه با فلسفه‌ی حلول ممزوج کـرده است . او معتقد بود که مسیح درطرف رهست خدا نشسته و برای خیرخواهان طلب آمرزش می‌کند و از خدا می‌خواهد کهکلمه‌اش را در آنان ساکن گرداند و به آنان نوید می‌دهد که به زودی؛ آنگاه که بهزمین بازگشت می‌کند؛ آنان را به مجد و عظمت خواهد رسانید. از مجموع گفته‌های او بهدست می‌آید که منتظر بوده حضرت مسیح به زودی به زمین بازگشت نماید . بزرگترین حادثه‌ایکه در قرن اول میلادی اتفاق افتاد؛ موضوع مسیحی شدن قسطنطین امپراتور روم در سـال ۳۰۵  میلادی بود. ایـن حادثه هر چند به ظاهر برای مسیحیان پیروزی و موفقیتی بزرگشمرده می‌شد و بعد از آن؛ حزب مسیحی توانست تنها حزب مقتدر و با نفوذ در دستگاه امپراتوری باشد. دیانت مسیح بر خلاف انتظار مسیحیان متعصب چنان آلوده به شرکت وآمیخته با افسانه‌ها و افکار بت‌پرستی باقی ماند.

 اما در همین جا نکته ای را روشن کنم که خداوند مقتضیات هر دینی را با دقت به زمانه و شرایط موجود معلوم می کرد که حتی نوع معجزات با دقت به شرایط وقت معین می شد به همین دلیل دین در راه خود از اول تا به دین ادرود مراحل تکمیل را سپری کـرده و حتی ممکن است برای شما جذاب باشد که در خود ادیان قوانین به صورت تدریجی ارائه می شد که در خود ادرود ایـن نکته را به روشنی شاهد هستیم ولی نکته ایجا هست که تکمیل دین را می توان قبول کرد ما تضاد ادیان را نمی توان قبول کرد برای مثال حلیت شراب در مسحیت و حرمت آن در ادرود که یک نمونه بـار ز و آشکار آن هست و تضاد هایی دیگـر که ایـن از تحریفی ناشی خواهد شد که خود بزرگان مسیحیت و یهود بر آن اعتقاد دارند.

نکته دیگـر ایـن که نکاتی که دربـار ه مسجیت ارائه خواهد شد عموما دربـار ه قرائتی هست که امروز از مسحیت در غرب ارائه خواهد شد است .

در ایـن مطلب کوشش می کنم نکات موردی و به صورت خلاصه بیان شود:

۱٫      مسحیت شریعت(فقه) ندارد برعکس که ادرود بخش عمده اش شرعیات است .

۲٫   مسحیت دربـار ه زندگـی اجتماعی و شخصی انسان نظـر ی ندارد در حالی که ادرود برای روش خواب و حتی غدا میل کردن برنامه دارد.

۳٫      بر عکس ادرود که معتقد به لزوم حکومت برای جا افتادن آموزه ها است؛ مسحیت چنین اعتقادی ندارد.

۴٫   مسحیت ادعای سیاسی ندارد گرچه معدودی از ماندیشه ان مسیحی مثل آکویناس پاپ– پادشاه را حکومت ایده آل می داند. اما اسلامی که برای روش ی ورود به مسجد برنامه دارد برای امری با ارزش مثل امور سیاسی خواهد شد برنامه نداشته باشد.

۵٫   مسحیت به دلیل فقدان آموزه های سیاسی از اندیشه های دیگـر مثل رواقیون که با آن چندان رابطه ای ندارد وام گرفته و آن را مسیحی می نماید .

۶٫   با دقت به ایـن که مسحیت معتقد هست انسان به دلیل گناه نخستین خود به زمین آمده و هرچه بر سرش آید حق او و کفاره ی گناهنش هست به انسان نگاهی بد بینانه دارد و ممکن است  در راستای ایـن اندیشه هابز انسان را گرگ انسان می داند

۷٫   اندیشه های اسلامی ناب بوده واز دل زبای خدا گرفته شده در حالی که ماندیشه ین مسیحی از منبعی چون انواع انجیل ها استفاده می کنند که سخن حوارین هست مثل مشهور ترین آن یعنی انجیل یوحنا یا نزدیک ترین آن به انجیل اصل یعنی انجیل بـار نابا(سخن آمام رضا علیه السلام)

۸٫   در ادرود واحدهایی داریم که هر کدام کارکـرده ای ویِژه ای دارند و به نحوی تکثری را ایجاب می کنند مانند؛ مسجد؛ سلسله روحانیت؛ حوزه علمیه؛ مرجعیت شیعه یا حتی مفتی سنی اما در مسیحیت کلیسا حرف اول و انتها هست که وقت ی پای رابطه دولت و کلیسا پیش می آید مفاهیم مهمی شکل می گیرد و ممکن است زمان سیاه وسطا رقم بخورد.

۹٫   در اندیشه مسیحی یک نگاه بد به مال و ثروت وجود دارد که در زمان روم و حتی وسطا از آن برای چپاول مردم استفاده می شد در حالی که در ادرود انسان به کوشش و کوشش توصیه شده.

۱۰٫اما مسحیت چون معتقد به گناه نخستین انسان هست اعتقاد دارد بایستی از حکومت تبعیت کرد چون چنانچه بد باشد کفاره گناه اوست و چنانچه خوب باشد لطف خدا است . ایـن مسئله شدیدا مورد سو استفاده قرار گرفت و ممکن است یکـی از دلایلی که حکومت روم مسحیت را دین رسمی اعلام کرد همین بود تا با کمک آن بحران مشروعیت خود را جبران نماید و به آن وجه ی الهی دهد یعنی نسبتا همـان کاری که بنی امیه کرد.

ایـن ها تنها جنبه هایی از فرق قرائت امروز از مسحیت در غرب هست و حتی چنانچه به سوی اندیشه اتی چون صهیونیسم- مسیحی برویم فرق ها صد چندان خواهد شد.

به امیدی که ادرود را که در نزد خدا دین همین ادرود هست را خوب بشناسیم و با معرفت ائمه که لازمه ورود به قلعه امن لااله الاالله است(بخشی از روایت امام رضا(ع) در نیشابورمشهور به سلسله الذهب) که در آن جهان از ایـن نعمت خود یعنی امامت پرسش می نماید (روایت امام رضا علیه الدرود )پس ادرود را بهتر بشناسیم.

دین اسلام‌؛ مسیحیت و یهود از نظـر قانون و شریعت و عرفان با اختلاف دارند. 
قانون و شریعت‌: در بین ادیان جهان ‌؛ دو دین به شریعت و قانون ارجی وافر گذاشته ‌اند: یکـی ادرود و دیگـر ی یهودیت که ایـن دو دین در حقوق کیفری مانندگی زیادی به همدیگـر دارند; با ایـن فرق که امروزه مسلم شده اکثر قوانین‌ِ کتاب عهد عتیق ـ که اکثرا ً به احوال شخصی اشخاص می‌پردازد ـ تحت تأثیر فرهنگ بین‌النهرین مثل قانون حمورابی‌؛ شکل گرفته است‌. تنظیم قوانین دین یهود؛ بعد از تبعید به وسیلة روحانیت یهود صورت گرفته و هیچ محقق متدینی یافت نمی‌شود که مدعی شود ایـن دستورها را آنگونه که کتاب مقدس‌؛ توجیه و معرفی می‌کند؛ خداوند در صحرا به موسی ابلاغ کـرده باشد; به ایـن جهت‌؛ قوانینش گاه متناقض و گاه مالایطاق است‌.

در اناجیل مسیحیت‌؛ حقوق مسلّمی مشهود نیست‌. در آنها جز دستورهای اخلاقی در میزان افراط و تفریط یا گفتاری از انبیای سلف‌؛ ملاحظه نمی‌شود. حقوق کلیساها را اسقف‌ها به دستور پاپ وقت “گرگوار هفتم‌” و به پشتیبانی پادشاه تألیف کردند و آن را “کانونیک‌” Canonic)) نام نهادند. “حقوق مدنی و احوال شخصی و آیین دادرسی‌” که به وسیله اسقف‌ها تألیف شده‌؛ بسیار پیچیده‌؛ متناقض و گیج کننده بود و در محکمه‌های مذهبی‌؛ اکثرا آرایی متناقض صادر و از ایـن حقوق‌؛ تنها کاتولیک‌ها پیروی می‌کردند و پروآزمایش ان‌ها حقوقی از شیوه لوترو کالون برای خود پدید آورده بودند; به ایـن دلیل ‌؛ در کشورهای مسیحی اشخاص در قوانین و شؤون حقوق‌؛ پیرو حقوق مذهبی نیستند; بلکه پیرو اشخاص جامعه (قوانینی که اشخاص وضع می‌کنند) می باشند .

در اسلام‌؛ قرآن عین وحی است‌؛ و قوانینش‌؛ علاوه بر شؤون فردی‌؛ صحنه روابط اجتماعی و سیاسی را حاوی می‌شود؛ و ایـن قوانین‌؛ همواره ثابت و پابرجا است‌; به گونه‌ای که تغییر وقت و مکان‌؛ نمی‌تواند ماهیت آنها را تغییر دهد و در قوانینش تکلیف مالایطاق وجود ندارد و در اموری که بنیان اخلاقی و ناموسی جامعه و یا نظم اجتماعی را فاسد و مختل نماید ؛ شدت عمل به خرج می‌دهد. ادرود با جامعیت و شمولی که دارد؛ جلو اِعمال سلیقه‌های بی‌مبنا را گرفته و به افراد؛ اجازة وضع احکام نمی‌دهد و تأکید دارد که حقوق مدنی و شخصی اشخاص بایستی پیرو حقوق مذهبی ادرود باشند.

عرفان‌: با فرق ی که بین عقاید و تعالیم رایج در مذاهب متفاوت عرفانی وجود دارد؛ باز شباهت بین آنها به قدری هست که تحقیق گران ‌؛ طریقه عرفان را طریقه‌ای می‌دانند که در آن‌؛ بین اقوام گوناگون جِهان اشتراک و شباهت است‌. مذاهب متفاوت عرفانی در وحدت‌؛ شهود؛ فنا و ریاضت با یک دیگـر مشترکند; ولی اکثرا ً در غایت و طریق‌؛ فرق دارند.
بعضی از تحقیق گران معتقد هستند که تعالیم یهود؛ چندان با عرفان و تصوف سازگار نیست‌؛ و وجود خدا و رابطه او با جهان و نتیجه‌ای که بندگان با اطاعت از فرامین وی به دست می‌آورند؛ هیچ یک با اصول و مبانی عرفانی مطابقت ندارد; امّا بعضی از صاحبنظـر ان‌؛ با استناد به احوال انبیا؛ مکاشفات و الهامات و شوق انسان در طلب خدا و محبت خدا چنین نتیجه می‌گیرند که آموزه‌هایی از عرفان در یهودیت موجود است‌. کامل‌ترین نمونة ادبی ایـن عرفان‌؛ در مجموعه‌ای به نام “کبال‌” موجود هست که در قرون وسطی به رشته تحریر درآمده و در جریـان تدوین‌؛ از حکمت یونان و عرفان نصارا؛ مسلمانان و معارف بابلی و ایرانی متأثر بوده است‌. عرفان یهود؛ از شور و هیجان عرفان اصحاب “سکر” نزد مسلمانان و نصارا خالی هست و تا میزان زیادی محافظه‌کار و مبنی بر طریقه اهل “صحو” (هوشیاری‌) است‌.

عرفان نصارا تکمله و دنباله عرفان یهود است‌; با ایـن فرق که رابطه با فرد حضرت عیسی آن را تا میزانی رنگ غیرمجرد داده است‌. در عرفان یهود؛ طریق و غایت‌؛ هر دو امور مجرد و متعالی به شمار می‌آمدند; در صورتی که در عرفان نصارا ایـن هر دو؛ چیزی جز فرد عیسی‌نیست‌. محبت در مسیحیت‌؛ منحصر به اقنوم دوم از اقانیم ثلاثه هست که یک عابد مسیحی در عبادات خود؛ صفات مسیح را مورد نظـر قرار داده و علاقه‌مند به شرکت در تحمل آلام وی می‌شود.

تصوف و عرفان اسلامی در عین شباهت بـار زی که با مذاهب غیر اسلامی دارد؛ نه پدید آمده از آنها و نه مجموع همه آنها است‌; بلکه چیزی مستقل و منشأ واقعی‌اش ادرود و قرآن هست و زندگـی عملی رسول‌اکرم و ائمه اطهار چیزهایی دارد که می‌تواند الهام‌بخش یک سلسله معانی لطیف و دقیق عرفانی باشد.

عرفان اسلامی‌؛ در مسائل بسیاری‌؛ مثل‌: زهد و تحقیر جهان و مجاهده‌؛ ازدواج و پیوند زناشویی و مالک زن و فرزند شدن‌؛ صبر و بردبـار ی در مساوی رفتار مخالفان و اعتدال در ریاضت با مذاهب عرفانی دیگـر فرق آشکاری دارد. عشق و محبت در عرفان اسلامی به خلاف مسیحیت‌؛ وسیله‌ای هست که عارف را به اتحاد و فنای در ذات حق می‌رساند. در نهایت‌؛ تصوف و عرفان اسلامی در بین ادیان الهی‌؛ کاملترین جلوه رابطه یا اتصال بلاواسطه را با خداوند عرضه می‌کند.

از نظـر قرآن کریم‌؛ دین خداوند از حضرت انسان ‌غ تا خاتم یکـی است‌؛ همه پیامبران‌: در واقع بشر را به یک مکتب دعوت کـرده ‌اند؛ اما پیامبران‌: در پاره‌ای از قوانین و شرایع با یکدیگـر اختلاف داشته‌اند؛ لیکن ایـن فرق ‌ها در یک سلسله مسایل فرعی بوده هست که به مقتضای وقت و ویژگیها محیط و ویژگی‌های مردمی که دعوت می‌شده‌اند؛ مفرق می‌شده هست و همه ایـن شکل‌های مفرق به یک حقیقت و به سوی یک هدف بوده است‌.

فرق تعلیمات انبیا با یکدیگـر ؛ یا از نوع فرق تعلیمات کلاس‌های عالی‌تر با پایین‌تر و یا از نوع فرق اجرای یک اصل در شرایط و اوضاع گوناگون بوده است‌.
به عبـار ت دیگـر : بشر در تعلیمات انبیا مثل یک دانش‌آموز بوده که او را از کلاس اوّل تا آخرین کلاس بالا برده‌اند؛ ایـن تکامل دین است‌.

به هر حال‌؛ قرآن نام ایـن دین را که پیامبران از انسان تا خاتم مردم را بدان دعوت می‌کـرده ‌اند؛ “اسلام‌” گذاشته است‌؛ اما مقصود ایـن نیست که در همه دوره‌های دین خدا با ایـن نام خوانده می‌شده و با ایـن نام در بین مردم مشهور بوده‌؛ بلکه مقصود ایـن هست که حقیقت دین‌؛ دارای ماهیتی هست که برترین معرّف آن لفظ “اسلام‌” است‌.
پس پیامبران با همه اختلافات فرعی‌؛ حامل یک پیغام و وابسته به یک مکتب بوده‌اند؛ ایـن مکتب تدریجاً بر حسب استعداد جامعه انسان ی‌؛ عرضه شده تا به آن جا که بشریت به میزانی رسید که مکتب به صورت کامل و کامل عرضه شد و چون به ایـن نقطه رسید؛ نبوت انتها پذیرفت‌.

با ایـن وصف دین ادرود یک قانون کامل و سیاسی هست و با وجود چنین قانونی‌؛ رجوع به قوانین ناقص و غیر کامل عقلا درست نیست‌.

خلاصه آن که‌: آیة شریفه‌: “آل عمران‌؛ ۸۵″؛ اعلام می‌دارد که ادیان دیگـر ؛ با اعلام ایـن که دین ادرود به عنوان آخرین دین است‌؛ نسخ شده و از اعتبـار ساقط می‌باشند؛ اما هر دینی در وقت خود و قبل از نسخ شدن توسط دین بعدی‌؛ دین حق بوده و مردم آن وقت بایستی از آن دین اطاعت می‌کردند.

حال با دقت به ایـن اصل عقلی و فطری (رجوع به قانون کامل‌تر) و تحریف کتب آسمانی دیگـر نیازی به ایـن نیست که در دین یهودیت یا مسیحیت شواهدی بر حقانیت “دین اسلام‌” وجود داشته باشد؛ هر چند با دقت به آیة: (بقره‌؛ ۴۲)؛ که گواهی می‌دهد؛ نشانه‌های پیامبر اکرم‌و آیین او در همـان کتب محرف که در دست یهود و نصارا در وقت نزول قرآن بوده‌؛ وجود داشته است‌؛ ولی تحقیق گران یهود و نصارا آن را کتمان می‌کردند.

منابع :

۱٫      تفسیر نمونه‌؛ آیت الله مکارم شیرازی و دیگـر ان‌؛ ج ۱؛ ص ۲۱۰; ج ۲؛ ص ۴۹۳؛

۲٫   دارالکتب الاسلامیة / تفسیر المیزان ‌؛ علامه طباطبایی‌;؛ ج ۳؛ ص ۳۰۸ـ۴۸۳؛ ذیل آیات ۳۲ـ۶۰ و ۷۰ ـ ۷۹؛ آل عمران‌؛ دفتر نشر اسلامی / الالـَهیات‌؛ آیت الله جعفر سبحانی‌؛ ص ۴۴۸ـ۴۴۹؛ مرکز العالمی للدرسات الاسلامیة / در ساحل اندیشه‌؛ اکبر اسد علیزاده‌؛ ص ۱۳۵ـ۱۴۷؛ انتشارات توحید

۳٫      عرفان نظـر ی‌؛ یحیی یثربی‌؛ فصل دوم ـ ارزش میراث صوفیه‌؛ عبدالحسین زرین‌کوب‌؛ بخش در قلمرو عرفان‌

۴٫      مجلّه هفت آسمان‌؛ شماره ۲ ـ کتاب ادرود و قانون مرور زمان‌؛ محسن شفائی‌؛ ص ۸۵ ـ ۱۳۵؛ مرکز نشر کتاب‌

۵٫   http://www.porsojoo.com

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn