نقدی بر مستند یک طرفه بی بی سی تلاش بی بی سی جهت تخریب مدافعان حرم

نقدی بر مستند یک طرفه بی بی سی تلاش بی بی سی جهت تخریب مدافعان حرم

|نقدی بر مستند یک طرفه بی بی سی تلاش بی بی سی جهت تخریب مدافعان حرم از مسیح داراب|

صدای شیعه: شبکه سلطنتی «بی‌بی‌سی فارسی» در جدید و تو و تازه‌ترین برنامه جذاب و جالب و خوب خود جهت تفرقه‌افکنی میان دو ملت هم‌زبان ایران و همچنین افغانستان مستندی ساخته می باشد . در آن مستند تلاش شده با سوءاستفاده از اوضاع و همچنین معظلات و مسائل و مشکلات برادران افغان در ایران، ژست دفاع از آنها گرفته می شود و همچنین جوری وانمود می می شود که انگار  حکومت ایران، از پناهجویان افغان به عنوان نیروهای محافظ اسد در سوریه بهره بری و استفاده می کند.
شبکه های خارجی فارسی و همچنین در رأس آنها «بی. بی سی» کم با ایران اسلامی و همچنین با شهروندان و مردم شهر به دشمنی نپرداخته اند. آن هم قدر که در دشمنی شان از هیچ دروغ و همچنین تزویری مضایقه نکرده اند. آنها در رسانه های زنجیره ای و همچنین سلطنتی شان که توسط کارتل ها و همچنین کمپانی هایی قدرتمند ساپورت اقتصادی و مالی می شوند، حملات همه جانبه ای را تدارک دیده و همچنین می بینند. به تازگی از آخرین پروژه شبکه «بی. بی. سی» رونمایی شد. مستندی به نام «مدافعان اسد» که سازنده آن هم فردی می باشد به نام «فریبا صحرایی». ولی باید توجه داشت او دقیقاً کیست؟
فریبا صحرایی سالیانی را در روزنامه همشهری به فعالیت می پرداخت. او در عرصه سیاست، تجربه و مهارت بالا و همچنین تبحر ویژه ای نداشت و همچنین فعالیت خود را در آن روزنامه در تیم علمی، فرهنگی متمرکز کرده بود.‏
صحرایی توانسته بود تاحد قابل ملاحظه‌ای رشدکرده و همچنین با تدارک تیمی رسانه‌ای از حد خبرنگاری معمولی فراتر رفته و همچنین به سمت مسئول ویژه نامه‌های دانشجویی آن روزنامه ارتقاء پیدا کند‏.‏
هر چند که دوستان صحرایی به خوبی می‌دانستند که او همچنین نظر چندانی به آن نظام و همچنین حتی مسائل مذهبی ندارد و همچنین اوضاع خانوادگی او همچنین نیز تا حدود بسیاری موید آن مساله بود ولی باید توجه داشت او همچنین با حفظ ظاهر و همچنین دوری از مسائل سیاسی توانسته بود اعتماد مدیران روزنامه همشهری را به خوبی جلب کند و همچنین امتیازات ویژه‌ای را از آنان گرفتن نماید.
نقطه جذاب و جالب آنکه فریبا صحرایی در مدت مسئولیت نشر ویژه‌نامه‌های دانشجوی روزنامه همشهری و همچنین در آخر فعالیت‌ها و همچنین فضای سیاسی دانشگاه‌ها در سال شمسی ‏82‏ تا ‏83‏، نه تنها به هیچ وجه به پوشش خبرهای جدید در آن راستا اقدام نمی‌کرد، بلکه در روزنامه یا نشریه تحت مسئولیت خود، مطالبات دانشجویان را صرفاً صنفی، مسائل علمی، ازدواج دانشجویی و همچنین حتی غذایی عنوان می‌نمود و همچنین حتی در مواردی شدت فعالیت‌های سیاسی دانشجویی را محکوم می‌نمود و همچنین به همین دلیل می باشد که سخن گفتن او همچنین در شبکه «بی.‌بی.‌سی‌ فارسی» علیه نظام تعجب بسیاری از افرادی را که با او همچنین همکار بودند، تا حدود بسیاری برمی‌انگیزد.
صحرایی نیز چندی بعد به بهانه ادامه تحصیل ایران را به مقصد کانادا ترک و همچنین از آن هم موقع همکاری خود را وب وبسایت و مرکز خبرهای جدید بی.بی.سی فارسی آغاز کرد‏. او سپس از آنجا به «بی.بی.سی» در پاریس پیوست. به تازگی از آخرین پروژه «فریبا صحرایی» در شبکه «بی. بی. سی» رونمایی شد.
آن فیلم دیدنی و جذاب در مورد حضور برادران افغان ما در سوریه می باشد. همه تلاش «فریبا صحرایی» القای آن نقطه می باشد که ایران از مهاجران افغان به عنوان سپر بلای خود در جنگ سوریه بهره بری و استفاده می کند.
اولین اصل در یک اثر «مستند» تلاش فیلمساز جهت نزدیک شدن به واقعیت و همچنین یک طرفه به قاضی نرفتن می باشد. یک مستندساز واقعی می کوشد با نشان دادن همه جوانب به مخاطبش احترام بگذارد و همچنین به او اجازه دهد خودش در مورد آن هم واقعیت به قضاوت بنشیند. در مستندی که فریبا صحرایی ساخته ولی باید توجه داشت نشانه های بسیاری از غرض ورزی و همچنین سیاست زدگی وجود دارد. از اسم فیلم دیدنی و جذاب شروع کنیم؛ «مدافعان اسد» که کنایه ای آشکار می باشد به اعتقادات همه آنهایی که در سوریه علیه داعش خود خوانده و همچنین تکفیری ها می جنگند. پیش فرض «فریبا صحرایی» آن می باشد که هیچ کس به خاطر عقیده اش در سوریه نمی جنگد! او چگونه و چطوری به چنین پس نتیجه آن می شود که ای رسیده؟ مستند او پاسخی به آن سوال نمی دهد. او حتی آن هم قدر صداقت ندارد که بگوید ایرانی ها هم در کنار برادران افغان شان در سوریه مشغول دفاع خواهند بود. می نامند کافر همه را به کیش خود بپندارد! صحرایی که خودش روزگاری در ایران مخالف کار سیاسی در روزنامه بوده، حالا در آن هم سوی آبها، آن هم چنان به ورطه سیاست زدگی افتاده که تعصب و همچنین بغضش علیه نظام چنان پررنگ شده که حتی ابتدایی ترین اصول اخلاقی را در فیلم دیدنی و جذاب به ظاهر مستندش رعایت نمی کند.
می نامند مستندسازها عموماً اهل سفارش گرفتن نیستند و همچنین می کوشند استقلال شان را حفظ کنند ولی باید توجه داشت آن فیلم دیدنی و جذاب هیچ نشانی از استقلال فیلمسازش ندارد. همه چیز در آن هم جوری نشان داده می می شود تا مخاطب را فریب دهد. گویی صحرایی سعی کرده تنها و فقط شواهدی را نشان دهد که در خدمت گفتن و همچنین القای حرفش خواهند بود. شواهدی که باورپذیر نیستند و همچنین نمی توانند مخاطب را قانع کنند که جعلی نیستند. جهت مثال سکانسی هست که در آن هم چند جوون افغانستانی به دست تکفیری ها اسیر شده اند و همچنین یکی از تکفیری ها از آنها سوالاتی در مورد چرایی حضورشان در سوریه می پرسد. همه اسیرها چهره ای ترسان و همچنین رنگ و همچنین رویی پریشان دارند. جواب های شان را با تردید و همچنین مکث می دهند. یکی شان می گوید: «آمدیم افغانستان کار نبود، آمدیم ایران کار نبود، آمدیم سوریه.» میزانسن و همچنین فضایی که آن اسرا در آن هم دارند بازجویی می شوند و همچنین به ظاهر اعتراف می کنند، به جوری نیست که مخاطب مطمئن می شود که آن پاسخ ها کاملاً آگاهانه و همچنین صادقانه داده می می شود. اولین چیزی که به ذهن می رسد آن می باشد که مگر اینها می توانند جواب غیره ای هم بدهند؟ مثلاً می توانند بگویند به خاطر دفاع از حرم اهل بیت آمده ایم؟ طبیعی می باشد که جهت حفظ جان شان تقیه می کنند یا جواب هایی می دهند که مجبورشان کرده اند، جلوی دوربین تکرار کنند.
راوی که خود «فریبا صحرایی» می باشد، با نریشن های شعاری و همچنین دخالت های آشکارش در گفت و همچنین گوها به واقعی بودن روایتش به شدت  آسیب زده. مثلا چند بار تکرار می کند که من جهت پیدا کردن واقعیت و حقیقت، فلان جا رفتم یا فلان کس را دیدم. «تکرار» بیش از حد واژه «واقعیت و حقیقت» که تیپیکال ترین شکل قانع سازی در یک اثر عکسی می باشد، خود به خود در مخاطب ساخته یا ایجاد دافعه می کند. به اضافه آنکه ناهمخوان بودن تصویر با ادعای فیلمساز و همچنین با نرشین های شعاری او، بیش از پیش فیلم دیدنی و جذاب را کوچک و همچنین نحیف و همچنین بی اثر کرده می باشد.
مثلا در آغاز می گوید هزاران افغان به سوریه اعزام شده اند که در راه «حفظ جان بشار اسد» می جنگند و همچنین کشته می شوند. او می کوشد با پررنگ کردن سویه های سیاسی در روایت خود، جنبه های اعتقادی و همچنین مذهبی حضور نیروهای افغانی را در سوریه کمرنگ کند و همچنین نادیده بگیرد. او از بس یک طرفه و همچنین گل درشتی آن کار را می کند که مخاطب نمی تواند قبول کند و همچنین از خود می پرسد چگونه و چطوری ممکن می باشد از هزاران مجاهد افغانی که در سوریه مبارزه می کنند، هیچ کدام به خاطر نظر و همچنین تعلقات مذهبی در سوریه نباشند؟ چرا هیچ اشاره ای به آن جنبه ها ندارد؟
فریبا صحرایی در ادامه به سراغ عکاسی افغانی می رود که در آمستردام هلند پناهنده شده و همچنین صحرایی می گوید از کودکی در ایران زندگی می کرده می باشد. صحرایی از زبان عکاس افغانی می گوید هنگام و زمانی که نیروهای امنیتی در ایران او را دستگیر کردند، گریز و فرار کرده و همچنین به هلند آمده! صحرایی خیلی راحت از کنار آن نقطه می گذرد و همچنین رد می می شود. انگار به صرف گفتن آنکه او در ایران زندگی کرده و همچنین به تازگی از دست نیروهای امنیتی گریز و فرار کرده، مخاطب بایستی و حتما حرف او را باور کند! اتفاقاً مخاطب با خودش می گوید مگر می می شود یک جوون عکاس –با آن پیش فرض که تحت کنترل نیروهای امنیتی می باشد- به آن راحتی گریز و فرار کند! آن هم هم جوانی که «عکاس» می باشد. یعنی ظاهراً با خودش اسنادی دارد که علیه ایران خواهند بود! جذاب و جالب تر آنکه در ادامه ما تنها و فقط چند تصویر معمولی آرشیوی از مسجدی در مشهد نشان می دهد که پیدا کردنش اصلا کار سختی نیست. انگار که صحرایی تنها و فقط جهت آن اصرار داشته آن جوون «عکاس» می باشد که در ناخودآگاه مخاطب آن حس ساخته یا ایجاد می شود که پس حرف هایش واقعی می باشد!
در ادامه صحرایی ادعا می کند که عشو یک صفحه خصوصی بعضی نیروهای افغان شده می باشد. –بگذریم از آنکه در صورتی که خصوصی بوده، چگونه و چطوری توانسته آن قدر راحت عضو آن هم می شود!- صحرایی می گوید از طریقی یکی از رابط های اینترنتی اش! به جوانی افغان وصل می می شود که زمانی در سوریه می جنگیده و همچنین حالا در آلمان پناهنده شده. صحرایی جهت آنکه منطق ضعیف را خاصه در انتخاب و همچنین معرفی سوژه هایش بنا کند، دست به دامن ترفندهایی می می شود. مثلا همین قوه ظاهراً جنگ جویی را که حالا پناهنده شده شطرنجی نشان می دهد. به آن بهانه که می ترسد اسم و همچنین تصویرش را فاش کند! صحرایی ادعا می کند که آن افغان سه بار سوریه جنگیده و همچنین عضو تیپ فاطمیون بوده و همچنین فرماندهان شان سپاهی خواهند بود! شیره را خورد و همچنین گفت شیرین می باشد! در صورتی که کسی نداند فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کند صحرایی دارد چه اطلاعات محرمانه ای را فاش می کند! واقعیت آن می باشد که صحرایی می کوشد با اطلاعات معمولی و همچنین بی اهمیتی پس نتیجه آن می شود که گیری های سیاسی خودش را بگیرد. او تلاش می کند با گرفتن ژست دفاع از افغان ها، دعوای سیاسی خودش را پیش ببرد.
در اتفاقی جذاب و جالب، «فرهمند علیپور» که خود روزنامه نویس و خبرنگار تلویزیون های بیگانه می باشد، در واکنشی تند گفت: « در صورتی که بی بی سی می خواست دلسوز پناهجویان و همچنین افغانستانی هایی باشد که قربانی جنگ سوریه خواهند بود، چرا جنگ سوریه تنها و فقط در طرف حکومت سوریه قربانی می گیرد و همچنین مستلزم و نیاز به واکاوی و همچنین تحقیقات دلسوزانه بی بی سی دارد؟ پس آن هم افغانهایی که در طرف مقابل حکومت سوریه ایستاده اند چه؟
یک نگاهی به خودتون بندازید! قبل از آنکه دلسوزی کنید جهت آن پناهجویان، از خودتون بپرسید چی شده که اینها آواره شده اند؟ مگه تو ۱۴ سال شمسی نیست در افغانستان هستید؟ مگر کابل هنوز برق ۲۴ ساعته داره؟ چی شد که یکی شناسنامه اش شد افغانستانی یکی شد ایرانی؟ کار کی بود؟ شماها نبودید؟»
صحرایی ادعایش آن می باشد که با جنگجوی سابق افغانی گفت و همچنین گو می گیرد. طبیعتاً چنین فردی –خاصه آنکه ۳ بار هم در سوریه جنگیده- بایستی و حتما حرف های خاص و همچنین نگفته ای داشته باشد. بگذارید یک نمونه اش را بررسی کردن کنیم. روایت آن جنگجوی جوون افغانستانی از دوره آموزشی که در ایران دیده: «داخل پادگان شدیم. شب گوشی های مان را جمع کردند. صبح آموزشی شروع شد. اول ما را سینه خیز بردند. بعد باز و همچنین بسته کردن اسلحه را یادمان دادند. ۲۰ روز آموزشی بودیم در ورامین.» و همچنین بعد آنها را به فرودگاه می برند! معلوم نیست صحرایی در مورد مخاطب چه فکری کرده که چنین روایت هایی را در فیلم دیدنی و جذاب قرار داده. آن مقدار و اندازه و میزان کلی گویی و همچنین کلیشه ای حرف زدن چگونه می تواند در مخاطب ساخته یا ایجاد اعتماد کند؟ احتمالا اولین نقطه ای که به ذهن مخاطب می رسد آن می باشد که یا صحرایی بلد نبوده از آن هم جنگجوی افغانی حرف بکشد یا دارد دروغ می گوید! که در هر دو صورت باخته و همچنین مخاطب حرفش را قبول نمی کند.
نقطه دیگر آنکه فریبا صحرایی جهت آنکه بخواهد حرفش را به مخاطب حقنه کند دچار تناقض شده! درحالیکه چند فرد یا شخص از آن افغانی های سوریه رفته گفته بودند که با رضایت خودشان و همچنین فرضا به خاطر پول به سوریه آمدند، در ادامه صحرایی با افغانی غیره ای مصاحبه یم کند که می گوید سپاه ایران به من گفتند در صورتی که به سوریه نروی زندانی ات می کنیم! احتمالاً جهت آنکه خانم فیلمساز هنوز دلش خنک نشده بود و همچنین یک قسمت و بخش احتمال می داد که شاید مخاطب هنوز شیرفهم نشده که بایستی و حتما از سپاه و همچنین نظام ایران بدش بیاید! بامزه تر آنکه صحرایی می گوید آن جنگجوی افغانی سند حضورش در سوریه را که پلاک و همچنین برگه اقامتی می باشد به او نشان می دهد. ولی باید توجه داشت صحرایی آن اسناد را شطرنجی به مخاطب نشان می دهد! لابد به دلایل امنیتی!
در تئوری های جدید فیلمسازی، خاصه در حوزه مستند می نامند فیلمساز بایستی و حتما تا جایی که می تواند «موضع نمایی» کند. یعنی بکوشد موضعش را از دید مخاطب پنهان کند. چراکه هنگام و زمانی که مخاطب احساس کند فیلمساز دارد عقیده یا نظرش را به او تحمیل می کند، به سرعت در واکنشی دفاعی علیه او گارد می گیرد و همچنین فیلمش را پس می زند. از آن مستند به نظر می رسد «فریبا صحرایی» نه تنها آشنایی و همچنین دانش جدی در حوزه سینما ندارد، بلکه در کنترل بغضش نسبت به نظام اسلامی هم ناتوان می باشد. جهت آنکه جا بجا در مستندی که ساخته می قدرت عصبانیت و همچنین انتقام را دید. روان شناس ها در آن باره معتقدند: کسی که زودتر عصبانی می شود بازنده می باشد!

منبع: فرهنگ نیوز

انتهای پیام

نقدی بر مستند یک طرفه بی بی سی تلاش بی بی سی جهت تخریب مدافعان حرم در تاریخ نشر یافته شده شده می باشد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn