یادداشتی بر کتاب " نه فرشته، نه قدیس" معجونی از معنویت الحادی، خودکشی و همچنین پوچی

یادداشتی بر کتاب " نه فرشته، نه قدیس" معجونی از معنویت الحادی، خودکشی و همچنین پوچی

|یادداشتی بر کتاب " نه فرشته، نه قدیس" معجونی از معنویت الحادی، خودکشی و همچنین پوچی از مسیح داراب|

صدای شیعه: بالاخره معنای زندگی چیست؟ و همچنین چه راهی جهت زیستن، راهِ درست می باشد؟ آن پرسشی می باشد که رمانِ «نه فرشته، نه قدیس» در برابر مخاطب می‌گشاید و همچنین به طرز نا‌امید کننده‌ای به آن هم پاسخ می‌دهد، یا شاید بهتر باشد بگویم بدون پاسخ می‌گذارد. آن هم‌چه بعد از مطالعه‌ی آن رمان می‌ماند، یأس، سرگشتگی، تنفر، بی اعتمادی و همچنین یک ناامیدی می باشد.

«نه فرشته، نه قدیس» رمانی به قلم «ایوان کلیما» نویسنده‌ی اهل چک می باشد که در ایران، فرهنگ نشر نو با همکاری نشر آسیم آن هم‌ را نشر یافته شده کرده می باشد‌.

داستان در مورد‌ی زنی چهل و همچنین پنج ساله به نام «کریستینا» می باشد که از همسر خود، «چارلز» که استاد تاریخ بوده، جدا شده و همچنین با دختر پانزده ساله‌اش «یانا» زندگی می‌کند. پدر کریستینا که یک کمونیست بوده، به تازگی فوت کرده و همچنین کریستینا مرتباً به مادر تنهایش سر می‌زند. یانا ولگرد و همچنین معتاد می‌می شود. چارلز به بیماری لاعلاجی مبتلاست که بعد از مدتی او را از پا در می‌آورد. یکی از شاگردانِ چارلز به نام «یان» به کریستینا علاقه‌مند می‌می شود. یان پانزده سال شمسی از کریستینا کوچکتر می باشد و همچنین روحیه‌ای متغایر و متفاوت با کریستینای غمگین دارد.

در آن میان از یادداشت‌های پدرِ کریستینا مشخص می‌می شود که او یک برادر ناتنی دارد که هنگام و زمانی که کریستینا او را پیدا می‌کند متوجه می‌می شود فلج و همچنین اندکی سادیست می باشد. کریستینا دخترش یانا را به یک کمپ ترک اعتیاد می‌فرستد و همچنین یانا اعتیادش را ترک می‌کند. اگرچه کریستینا متوجه می‌می شود که یان به او خیانت کرده و همچنین مدتی قطع ارتباط و رابطه می‌کند، ولی باید توجه داشت در آخر داستان، او را می‌بخشد و همچنین به نظر می‌رسد یان، کریستینا و همچنین دخترش یانا نیت و اراده دارند با هم زندگی کنند.

عمده‌ی داستان به صورت اول شخص از زبانِ کریستینا روایت می‌می شود و همچنین چند قسمت و بخش هم از زبانِ یانا و همچنین یان می‌باشد.

در مورد‌ی معنای زندگی دو پاسخ در آن رمان وجود دارد. اولی متعلق به چارلز می باشد که کریستینا آن هم را نمی پسندد:

«یک بار که افسرده بودم از شوهرم پرسیدم معنی و همچنین مفهوم زندگی چیست. چنان با تعجب به من نگاه کرد که انگار آن سؤال نشانه‌ی حقارت و همچنین پستیِ من می باشد، ولی بالاخره جوابم را داد. به روش کلی بایستی و حتما گفت که در واقع ما اصلاً زندگی نداریم، زیرا و به درستی که مدت زمان زندگی ما در مقایسه با زمان کیهانی آن هم‌قدر کوتاه می باشد که در واقع به حساب نمی‌آید. و همچنین چیزی که قابل محاسبه نباشد در واقع وجود ندارد.»(ص۱۲۰)

پاسخِ چارلز یک پاسخ نیهیلیستی می باشد. چارلز ملحد می باشد و همچنین همه چیز را محصول صدفه و همچنین بیگ بنگ می‌داند. کریستینا ادامه می‌دهد:

«پاسخ جالبی بود به سؤال من. ما طوری زندگی می‌کنیم که انگار وجود نداریم. خداوند تبارک و تعالی که آن جهان را خلق کرده، در مورد‌ی ما چه می‌داند؟ یا آن تنها و فقط ماییم که فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنیم در مورد‌ی او چیزهایی می‌دانیم؟ ما کوچک‌تر از آنیم که به حساب بیاییم، پس می‌توانیم به آن و همچنین آن هم صدمه بزنیم. حتی می‌توانیم آدم بکشیم، که البته زیاد هم می‌کشیم، و همچنین یا دست کم آدم‌ها در سراسر جهان آن کار را می‌کنند.» (ص۱۲۰)

%name یادداشتی بر کتاب " نه فرشته، نه قدیس" معجونی از معنویت الحادی، خودکشی و همچنین پوچی

امّا خودِ کریستینا هم ملحد می باشد و همچنین به خدایی نظر ندارد. نویسنده کاراکترش را در ورطه‌ی معظلات و مسائل و مشکلاتِ زندگی می‌اندازد تا او را از آن پاسخِ نادرست به معنای زندگی به پاسخ درست برساند. امّا پاسخ درستِ او چیست؟ در انتهای رمان از زبان یانا که به همراه مادرش به یک کلیسای متروک رفته‌اند می خوانیم:

«مامان گفت: ببین در اینجا نه قدیسی هست و همچنین نه فرشته‌ای، تنها و فقط دوتا گلدان، همین و همچنین بس. …

مامان گفت که روز قبل با یان به اینجا آمده و همچنین هنگام و زمانی که اینجا بوده به آن نقطه پی برده که چیزهایی که شهروندان و مردم شهر در اطراف خود می سازند یا قرار می دهند مهم نیستند. ممکن می باشد در آن کلیسا از هر کلیسای غیره ای که مملو از مجسمه و همچنین نقاشی می باشد حس متعالی تری پیدا کنی. و همچنین گفت حالا پی برده که آن بر عهده‌ی اشخاص می باشد که یاد بگیرند تا به هر چیزی که با آن هم ها سخن می گوید گوش بدهند و همچنین بیش از هر چیزی به ندای درون خود. و همچنین آن مهمترین نقطه‌می باشد.» (ص ۳۳۵)

«هنگام و زمانی که زیرچشمی بهش نگاه کردم دیدم کاملاً از خود بی خود شده و همچنین چیزی را زیر لب جهت خودش زمزمه می‌کند، انگار داشت دعا می‌خواند، امّا مامان هرگز دعا نمی‌خوانَد. شاید ترانه ای را جهت خود می خواند. مثل ترانه‌ی پشه ریزه، که اصلاً در مورد‌ی پشه ریزه نیست، بلکه در مورد‌ی آن می باشد که زنده بودن چقدر پهناور و بزرگ و همچنین عظیم می باشد.»(ص۳۳۶)

آن پاسخ، که با آن هم داستان تمام می‌می شود پاسخی انسان محورانه و همچنین اومانیستی به معنای زندگی می باشد. نویسنده از معنویتی سخن می‌گوید که در آن هم نه خدایی، نه فرشته‌ای، نه قدیسی و همچنین نه دینی وجود دارد. بلکه هرچه هست در خودِ انسان بایستی و حتما به دنبال آن هم گشت و همچنین کلیسای متروکی که نشانی می باشد از دین ترک شده.

امّا آیا آن پاسخ، گوش دادن به ندای درونِ خود، جهت حل مشکلاتی که نویسنده در طول رمان طرح کرده کافی‌ست؟ پاسخ آن می باشد که خیر، اتفاقاً زیرا و به درستی که همه‌ی کاراکترها تا به حال تنها و فقط به ندای درونِ خود توجه کرده‌اند و همچنین خداوند تبارک و تعالی، دین، عدالت، انسانیت و همچنین اخلاق در زندگی آن هم‌ها نقشی نداشته، آن معظلات و مسائل و مشکلات پدید آمده:

خیانت: کریستینا باعث می‌می شود چارلز به همسر قبلی اش خیانت کند و همچنین با او ازدواج کند. بعداً چارلز به کریستینا هم خیانت می‌کند. پدر کریستینا به مادرش خیانت کرده و همچنین یک پسر دارد. یان به کریستینا خیانت می‌کند و همچنین

خودکشی: خاله‌ی کریستینا خود را سوزانده می باشد. کریستینا دائم به کشتن خود فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کند(ص۱۳۸). از افرادی که خودکشی کرده‌اند تعریف و همچنین تمجید می‌کند: ویرجینا وولف (ص،۳۷،۱۳۶) نادیا (ص۱۳۷) یان یاکوب ریبا (ص۲۷۵)

روابط زناشویی و جنسی و زناشویی و جنسی نامتعارف: کریستینا با یان که ۱۵ سال شمسی کوچکتر از اوست، بدون ازدواج ارتباط و رابطه دارد.(ص۱۵۱، ص۱۰۴) یانا دخترش با پسرهای معتاد، دوستش لوسی، یان با همکارانش و همچنین… (البته مترجم سعی کرده جملات غیراخلاقی را حذف کند، ولی باید توجه داشت قبح مساله باقی‌ست.)

سقط جنین: کریستینا بارها مجبور به سقط جنین شده (ص۱۱۶)

بی معنایی زندگی: که بحث شد.

بی دینی: به جز کشیشی که مشتریِ دندانپزشکی کریستیناست، کسی به خداوند تبارک و تعالی نظر ندارد. کریستینا، چارلز، یانا، یان ملحدند و همچنین نسل قبلشان هم کمونیست.

مواد اعتیاد آور و مخدر: قسمت و بخش بسیاری از داستان به تعریف‌های یانا از مواد می‌پردازد.

افسردگی: چند شخصیت داستان شامل خودِ کریستینا افسردگی دارند.

مصرف مشروبات: مشروب نقش اساسی در رمان دارد. تقریباً همه ی شخصیت‌ها به جز چارلز مداوم مشروب می‌خورند و همچنین آن جا به جا در داستان آمده.

یهودی کشی: دروغ پهناور و بزرگِ اتاق‌های گاز در چند جای داستان با توصیف تأسف برانگیز گفتن شده. مادربزرگِ کریستینا جزو افرادی بوده که در آن اتاق‌های گاز کشته شده‌اند.

مردها در آن رمان ذاتاً خیانت‌کار نشان داده شده‌اند. تقریباً همه‌ی کاراکترهای مردِ داستان خیانت کرده‌اند. فضای رمان نسبت به حرکت‌های مردمی و همچنین انقلابی هم بدبین می باشد. «انقلاب ها را که دائما در کتاب های درسی ما با شور و همچنین حرارت خیلی زیاد از آن هم ها سخن رفته بود، برخوردهایی خونین توصیف می کرد که در پی‌شان دوره های وحشت حکم فرما می شد. و همچنین دوره های وحشت هم یا گرفتن انتقام از افرادی بود که نیت و اراده انقلاب داشتند و همچنین سرکوب می شدند و همچنین یا انتقام پیروزمندان انقلاب بود از ضد انقلاب.» (ص۵)

آن‌ها و همچنین مسایلی از آن دست کلّ فضای رمان را پر کرده‌اند. به طوری که تاریکی و همچنین نا امیدی در آن هم موج می‌زند. حتی برادر ناتنی ای که کریستینا بعد از مدت‌ها پیدا می کند، در اثر سانحه فلج شده و همچنین جهت کریستینا نامه های تهدید آمیز بدون اسم می‌فرستد، که آن مساله بخاطر گرایشات سادیسمی اوست. شخصیت‌های داستان همه به هم دروغ می‌گویند و همچنین همه تنها خواهند بود و همچنین نویسنده تنها کورسوی امیدی که نشان می‌دهد توجه به درون، بدون وجود هیچ خدایی‌ست.

منبع: نسیم آنلاین

انتهای پیام

یادداشتی بر کتاب " نه فرشته، نه قدیس" معجونی از معنویت الحادی، خودکشی و همچنین پوچی در تاریخ نشر یافته شده شده می باشد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn