مثال های رفت و آمد و مراجعه فقها به عرف و همچنین معانی عرفی شدن دین

سبحانی e1440585256667 مثال های رفت و آمد و مراجعه فقها به عرف و همچنین معانی عرفی شدن دین

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) -حضرت آیت‌الله العظمی سبحانی گفتاری در مورد مساله عرفی شدن دین گفتن کرده می باشد.
به نقل از شفقنا متن گفتار ذکر شده آن مرجع تقلید شیعیان بدین شرح می باشد:
موارد رفت و آمد و مراجعه فقها به عرف:
به عنوان مثال در چند مورد فقها به عرف رفت و آمد و مراجعه مى کنند:
۱. در تبیین مفاهیم و همچنین رفع ابهام از آن هم ها: مثلاً فقیه براى فهم «صعید» در آیه ( فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا ) ( [۳۶]) به لغت رفت و آمد و مراجعه مى کند. روشن می باشد که لغت هم از عرف عام گرفته شده می باشد. فقها در الفاظ مجمل به عرف رجوع مى کنند و همچنین یا به کمک عرف مشخص مى کنند که مثلاً لفظ «بیع» شامل «بیع معاطاتى» هم مى می شود یا نه؟
۲. در تبیین مصادیق: مثلاً آیا اراضى موات از انفال می باشد. براى آن که مشخص کنیم آیا مصداق موات، موات بالذات می باشد یا موات بالعرض را هم در بر مى گیرد؟ در آن باره به عرف رجوع مى کنیم.
۳. در مسائل قضاوت و همچنین داورى: به آن معنى که عرفیات هر قوم براى قاضى حجت می باشد. به عنوان نمونه، زن و همچنین شوهرى در مهریه اختلاف دارند، مرد مدعى می باشد مهریه را پرداخته، ولى زن منکر آن هم می باشد. در آن جا در صورتی که قاضى بخواهد با رفت و آمد و مراجعه به اصل فقهى داورى کند، زیرا و به درستی که زن منکر می باشد حق با زن می باشد و همچنین مرد بایستی و حتما بیّنه و همچنین شاهد بیاورد. ولی باید توجه داشت در صورتی که در نزد آن هم قوم، دادن مهریه عرف باشد، قاضى مى تواند با استناد به عرف، زن را محکوم و همچنین به نفع مرد حکم دهد.
۴. در رفع غرر: پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله(صلى الله علیه وآله وسلم) از بیع غررى نهى کرده می باشد، ولی باید توجه داشت رفع غرر ممکن می باشد در یک منطقه با کیل و همچنین در یک جا با وزن و همچنین در جاى دیگر با شمردن مشخص می شود. در آن گونه موارد فقه تابع عرف می باشد. بنابراین فقه به آن معنا عرفى می باشد و همچنین از آن هم کمک مى گیرد.
معانى عرفى شدن دین
به تازگى برخى از آن هم هایى که چهره دینى دارند ولی باید توجه داشت دینى نیستند، پیشامد جدید دیگرى به نام عرفى کردن دین یا فقه را مطرح کرده اند. آن حرف دو تفسیر دارد که ما هر دو برداشت را مورد بحث قرار خواهیم داد:
الف . عقلایى کردن احکام
اولین تفسیر که از غرب گرفته شده، آن می باشد که مى گویند، دین دو قسمت و بخش دارد: یکى عقاید و همچنین دیگرى احکام.
عقاید و همچنین معارف را بایستی و حتما عقلانى کنیم ولى احکام بایستی و حتما عقلایى می شود. به نظر ایشان معارف و همچنین اعتقادات را تنها بایستی و حتما از عقل گرفت و همچنین کتاب و همچنین سنت را کنار گذاشت و همچنین از احکام و همچنین شریعت هم آنچه که جنبه مدنى و همچنین اجتماعى دارد، بایستی و حتما از طریق قانون گذارى و همچنین عقل جمعى به دست آورد. بنابراین نیازى به فقه و همچنین شریعت و همچنین شوراى نگهبان نیست و همچنین تنها مسائل فردى با دین ارتباط دارد.
نقد و همچنین بررسى :
الف . بستر عقلانى کردن معارف، مسیحیت می باشد نه اسلام. زیرا مسیحیت مى گوید اول ایمان بیاور بعد بیندیش. در آن هم جا همه چیز بر محور ایمان مى چرخد و همچنین عقل کم رنگ می باشد. در دین مسیحیت، حق با گوینده می باشد و همچنین معارف را بایستی و حتما عقلانى کرد، بایستی و حتما اول اندیشه باشد سپس ایمان; ایمان بى اندیشه، معنا ندارد. ولی باید توجه داشت دین اسلام از ابتدا معارفش عقلانى می باشد. قرآن مسائل را با برهان مطرح مى کند. مرحوم کلینى اصول کافى را با کتاب عقل و همچنین جهل، و همچنین سپس علم و همچنین دانش شروع مى کند.
انجیل فعلى را با قرآن، و همچنین مسیحیت را با اسلام مقایسه نکنید. تو مطالبى در غرب شنیده اید و همچنین آن هم ها را، آن جا مطرح مى کنید، در حالى که در اسلام اول عقل و همچنین تعقل می باشد سپس ایمان، زیرا و به درستی که عقاید اسلامى، عقلانى و همچنین برهانى می باشد. به عنوان نمونه کتاب «توحید» مرحوم صدوق را ببینید، همه اش دلیل می باشد. پس صحبت تو در مورد عقلانى کردن معارف و همچنین عقاید اسلامى، «سالبه به انتفاء موضوع» می باشد.
البته اتکاى به عقل در عقاید اسلامى به آن معنا نیست که عقل از وحى بى مستلزم و نیاز باشد. عقل و همچنین وحى مکمل یکدیگرند. عقل بخشى از عقاید و همچنین وحى بخشى دیگر را برهانى مى کند. آن هم دسته از معارف که مافوق عقل می باشد; مانند وحى، دوزخ و همچنین صراط، عقل راهى به درک آن هم ها ندارد ولى ضد عقل نیستند. آنچه در آموزه هاى دینى از آن هم به «غیب» تعبیر مى می شود، از آن دسته می باشد.
ب . گزاره «احکام اجتماعى را عقلایى کنیم و همچنین با عقل جمعى و همچنین تشکیل مجلس به جاى فقه و همچنین شریعت، قانون وضع کنیم»، انشایى می باشد یا خبرى؟ یعنى تو پیشنهاد مى کنید که اجتماعیات اسلام عقلایى باشد یا مى گویید واقع اسلام چنین می باشد؟
در صورتی که سخن تو تنها یک پیشنهاد می باشد، آن پیشنهاد خیلى غلط می باشد. مگر عقل جمعى توانسته معظلات و مسائل و مشکلات بشر را حل کند؟ نمایندگان دویست کشور جهان سال شمسی هاست در نهاد ملل جمع شده اند ولی باید توجه داشت نتوانسته اند معظلات و مسائل و مشکلات کره زمین را حل کنند. بیست سال شمسی پیش مشکلى به نام ایدز و همچنین ترور وجود نداشت و همچنین امروز وجود دارد. مشکل گرم شدن زمین نبود. ولی باید توجه داشت حالا هست. حتى زشتى به آن هم جا رسیده می باشد که عقل جمعى برخى کشورها، همجنس گرایى را به رسمیت شناخته و همچنین به کشورهاى مخالف آن هم هم هشدار مى دهند!!
ج . بر فرض که عقلا قانون وضع کردند، آیا مشکل حل مى می شود؟ خیر. زیرا و به درستی که آن قانون ضامن اجرا ندارد و همچنین پلیس همه جا حاضر نیست، ولی باید توجه داشت ضامن اجراى احکام دین، معاد می باشد.
بنابراین در صورتی که صحبت تو پیشنهاد می باشد، دو اشکال دارد:
۱. عقل جمعى بشر نتوانسته معظلات و مسائل و مشکلات را حل کند.
۲. قانون گذارى بشر، فاقد ضمانت اجرایى می باشد.
و همچنین در صورتی که سخن تو خبر می باشد، آن خبر، دروغ می باشد. زیرا و به درستی که قرآن چنین نگفته می باشد. قرآن در سوره «انعام» ده رفتار و همچنین قانون را بر مى شمارد و همچنین در ادامه مى فرماید: ( و همچنینَأَنَّ هَذَا صِرَاطِى مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ ) ( [۳۷]) . آن ده رفتار عبارت می باشد از:
۱. أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا
۲. و همچنینَبِالْو همچنینَالِدَیْنِ إِحْسَانًا
۳. و همچنینَلاَ تَقْتُلُواْ أَو همچنینْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَق
۴. و همچنینَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَو همچنینَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا و همچنینَمَا بَطَنَ
۵. و همچنینَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ
۶. و همچنینَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِى هِیَ أَحْسَنُ
۷. و همچنینَأَو همچنینْفُواْ الْکَیْلَ و همچنینَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ
۸. لاَ نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ و همچنینُسْعَهَا
۹. و همچنینَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ
۱۰. و همچنینَبِعَهْدِ اللّهِ أَو همچنینْفُواْ ( [۳۸])
عقلایى کردن قوانین و همچنین وضع آن هم ها توسط عقل بشرى، با آن آیه سازگارى ندارد. آن آیه مى گوید به آن قوانین عمل کنید که صراط مستقیم الهى همین هاست و همچنین از راه هاى دیگر پیروى نکنید: ( و همچنینَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ ) ( [۳۹])
از اینرو عقلایى کردن احکام و همچنین مسائل اجتماعى خلاف منطق قرآن می باشد و همچنین به عنوان یک مسلمان نمى قدرت چنین سخنى را پذیرفت.
د . عرفى شدن دین به معناى عقلایى شدن احکام مدنى و همچنین اجتماعى، سخن مسلکهاى استعمارى همچون بهائیت می باشد. بهائى ها مى گویند: «ما در مسائل اجتماعى و همچنین سیاست و همچنین نکاح، تابع “بیت العدل” هستیم». در آنجا عقلاى بهائیت جمع مى شوند و همچنین سرنوشت اجتماع بهائى ها را معین مى کنند. بنابراین عرفى شدن به آن معنا واپس گرایى می باشد نه پیشرفت.
منطق بهائیت آن می باشد که شریعت و همچنین جهان متغیر می باشد و همچنین با شریعت ثابت، نمى قدرت جهان متغیّر را اداره کرد. پس بایستی و حتما به شریعت متحول که سازنده اش «بیت العدل» می باشد، نظر پیدا کرد. قائلان به عرفى شدن دین خواسته یا ناخواسته، حرف بهائیت را تکرار مى کنند و همچنین رویکردى واپس گرایانه دارند.
ما در پاسخ به آن ادعا مى گوییم: شریعت دو قسمت و بخش می باشد; گوهر و همچنین صدف; گوهر شریعت، ثابت و همچنین صدف آن هم متغیر می باشد. گوهر عبارت می باشد از احکامى که یا مطابق فطرت و همچنین آفرینش انسان می باشد و همچنین یا براساس مصالح ثابت و همچنین واقعى وضع شده می باشد.
اسلام مى گوید: «اطلبوا العلمَ مِنَ المهدِ إلى اللّحد»( [۴۰]) . دین همه را به کسب علم و همچنین دانش دعوت کرده ولی باید توجه داشت ابزار آن هم را در اختیار خود انسان قرار داده می باشد. آنچه اسلام مى خواهد جزء گوهر دین می باشد و همچنین قابل عوض شدن نیست، مثلاً عزت گوهر دین می باشد ولی باید توجه داشت صدف عزت، که آن هم ابزار می باشد، روزى تیر و همچنین کمان بود ولى امروز تانک و همچنین موشک و همچنین مانند آن هاست. قرآن به ابزار خاصى نظر ندارد بلکه مى فرماید: ( و همچنینَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُو همچنینَّه ) ( [۴۱]) .
قرآن مى گوید نه دائما بجنگید و همچنین نه دائما در صلح باشید، بلکه اصل عزت را در نظر بگیرید. ممکن می باشد آن عزت در جنگیدن باشد وگاهى در صلح. رمز خاتمیت هم همین می باشد.
ب . تفکیک دین از سیاست
معنى دوم عرفى شدن دین، تفکیک دین از سیاست می باشد یعنى سکولاریزم. در واقعیت و حقیقت طرفداران عرفى شدن دین مى خواهند جامعه دینى، سکولار می شود. پیش از تحلیل و همچنین تجزیه آن نظریه مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری می باشد نقطه اى را یادآور شوم:
در حال حاضر، دین پژوهى در دانشگاه هاى جهان به صورت یک رشته وجود دارد و همچنین اوضاع خیلی زیاد خوبى هم دارد. ولی باید توجه داشت بایستی و حتما توجه داشت که دین پژوهان بر دو دسته اند:
۱. دین پژوهان متدین مانند حکما و همچنین متکلمان اسلامى.
۲. دین پژوهان غیر معتقد به دین. ایشان مسائل و همچنین موضوعات دینى را به عنوان یک پدیده اجتماعى بررسی مى کنند.
برخى از دین پژوهان غربى و همچنین داخلى از دسته دوم خواهند بود و همچنین پژوهش هاى دینى آنان مانند حکما و همچنین متکلمان اسلامى نیست. فکر کردن و اندیشیدن سکولاریسم ریشه در تفکرات غربى دارد و همچنین متأسفانه بعد از انقلاب، افرادى پیدا شده اند که کلام مسیحى خوانده اند و همچنین با زیرکى، اندیشه ها و همچنین انظار و افکار غربى ها را منتقل مى کنند. سکولاریست ها در واقع ماتریالیست خواهند بود. یعنى عالم طبیعت را قبول دارند ولى ماوراى طبیعت را قبول ندارند و همچنین زیرا و به درستی که مى بینند آن مکتب مشترى ندارد و همچنین شهروندان و مردم شهر به ماوراء معتقدند، از راهى دیگر وارد مى شوندو آن هم راه تغییر اسم و همچنین شکل می باشد. آن هم ها خود را «سکولاریست» مى نامند. به نظر آن هم ها دین حق می باشد ولی باید توجه داشت مجراى دین تنها و فقط مسائل فردى و همچنین ارتباط و رابطه فرد با خداست. محدوده دین را منحصر به مسجد و همچنین منزل و خانه مى کنند و همچنین به تفکیک مذهب از مسائل اجتماعى معتقدند.

انتهای پیام

www.fa.shafaqna.com

مثال های رفت و آمد و مراجعه فقها به عرف و همچنین معانی عرفی شدن دین در تاریخ ۳ April 2016 | 8:41 pm نشر یافته شده شده می باشد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn