ماجرای عقد دختر مامون با امام و پیشوا جواد (ع)

مکارم 4 ماجرای عقد دختر مامون با امام و پیشوا جواد (ع)

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) –حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی به پرسشی در مورد احاطه علمی امام و پیشوا جواد وتاثیر آن هم بر مامون پاسخ گفته می باشد.
به نقل از شفقنا متن پرسش مطرح شده وپاسخ آن مرجع تقلید شیعیان بدین شرح می باشد:

پرسش : در منابع اهل سنتچه روایاتى در مورد احاطه علمى امام و پیشوا جواد(علیه السلام) در دوران کودکى نقل شده می باشد؟
پاسخ اجمالی: از ابن حجر و همچنین دیگران نقل شده: مأمون مى خواست دخترش را به امام و پیشوا جواد(ع) تزویج کند. بنى عباس، معترض شده، گفتند: او کودک می باشد و همچنین هنوز علم و همچنین کمالى کسب نکرده، در صورتی که صبر کنى که کامل می شود و همچنین بعد از آن هم با او وصلت نمایى بهتر می باشد؛ مامون جهت اثبات مقام علمی امام و پیشوا در کودکی، مباحثه علمی بین ایشان و همچنین علمای پهناور و بزرگ و همچنین نامدار شامل یحیى بن اکثم بر قرار نمود که در آن هم مجلس، مباحث عالمانه و همچنین حکیمانه امام و پیشوا همگان را شگفت زده نمود.
پاسخ تفصیلی: ابن حجر هیتمى و همچنین دیگران نقل کرده اند: «مامون مى خواست دختر خود را به حضرت جواد(علیه السلام)تزویج کند. بنى عباس، از شنیدن آن بحث و داستان معترض شده و همچنین به او گفتند: خلافت هم اکنون به دست بنى عباساست؛ به چه جهت نیت و اراده دارى آن هم را به بنى هاشم منتقل کنى؟
مامون در جواب گفت: علت آن هم، کثرت علم و همچنین فضل او می باشد با وجود کمى سنش.
آنان جواب دادند: او کودکى خردسال بوده و همچنین هنوز علم و همچنین کمالى کسب نکرده می باشد. در صورتی که صبر کنى که کامل می شود و همچنین بعد از آن هم با او وصلت نمایى، بهتر می باشد. مأمونگفت: تو ایشان را نمى شناسید. علم ایشان از جانب حق تعالى می باشد و همچنین کوچک و همچنین پهناور و بزرگ آنان از دیگران افضلند. در صورتی که مى خواهید آن امر بر تو ثابت می شود، علما را جمع کنید و همچنین با او مباحثه نمایید. عباسیان قبول نموده، اتفاق کردند که یحیى بن اکثم، قاضى القضات آن هم عصر، با او بحث کند. لذا در روزى معین، در مجلس مأمونحاضر شدند و همچنین یحیى بن اکثم، مسایلى را از امام و پیشوا جواد(علیه السلام) سوال کرد و همچنین آن هم حضرت به بهترین وجه پاسخ آنان را داد.
سپس مأموناز امام و پیشوا خواست که یحیى بن اکثم را امتحان نموده، از او سوال کند. حضرت به او فرمود: از تو سوال کنم؟ یحیى در جواب عرض کرد: اختیار با تو می باشد، در صورتی که جواب آن هم را بدانم مى دهم; وگرنه از محضر تو بهره بری و استفاده مى کنم.
امام و پیشوا جواد(علیه السلام) پرسید: نظر تو چیست در ارتباط و رابطه با مردى که در اول روز، به زنى به حرامنگاه کرد و همچنین در وسط آن هم روز نگاه کردن به آن هم زن حلال گشت. هنگام ظهر، نظر بر او حرامشد و همچنین در وقت عشاء دوباره بر او حلال گشت و همچنین نصف شب باز زن بر او حرامشد و همچنین هنگام صبح، باز نگاه به آن هم زن، بر او حلال گشت. سرّ آن بحث و داستان چیست؟ و همچنین به چه جهت آن هم زن بر او گاهى حلال و همچنین گاهى حرامشده می باشد؟
یحیى بن اکثم در جواب حضرت عرض کرد: به خداسوگند که از آن مسیله اطلاعى ندارم و همچنین در صورتی که تو صلاح مى دانید جواب آن هم را بفرمایید.
امام و پیشوا جواد(علیه السلام) فرمود: آن هم زن کنیز شخصى بود. در اول روز مردى اجنبى به او نگاه کرد که نظر او حرامبود. آن هم مرد اواسط روز آن هم کنیز را از مولایش خرید و همچنین از آن طریق کنیز را بر خود حلال کرد. هنگام ظهر آن هم زن را آزاد کرد. و همچنین لذا بر او حرامشد. در وقت عصر با او ازدواجنمود و همچنین او را بر خود حلال گرداند. در وقت مغرب، او را ظهار کرد و همچنین بر خود حرامنمود. هنگام عشاء کفارهاى به جهت ظهار پرداخت و همچنین دوباره آن هم زن را بر خود حلال کرد. نیمه شب آن هم زن را یک طلاقه کرده و همچنین او را بر خود حرامنمود; ولى به هنگام صبح به آن هم زن رجوع کرده و همچنین دوباره آن هم زن بر او حلال شد.
هنگامى که سخنان امام و پیشوا جواد(علیه السلام) به اتمام رسید، مأمونرو به عباسیان کرد و همچنین گفت: آیا به آنچه که نادیده گرفتن مى کردید، رسیدید؟ سپس دخترش را به عقد امام و پیشوا جواد(علیه السلام) درآورد».(۱)
همچنین روایت شده که زیرا و به درستی که امام و پیشوا رضا(علیه السلام) از دنیا وفات نمود مأمونبه جهت کثرت علم و همچنین دین و همچنین عقل امام و پیشوا جواد(علیه السلام) با وجود کمى سن آن هم حضرت به ایشان علاقه مند شد و همچنین خواست تا دخترش ام الفضل را به ازدواجاو درآورد. آن هم گونه که دختر دیگرش ام حبیب را به نکاح پدرش امام و پیشوا رضا(علیه السلام) در آورده بود. آن نیت و اراده بر عباسیان گران آمد و همچنین او را از آن عمل بازداشتند; زیرا خوفآن داشتند که امر خلافت از دستشان خارج گردد. لذا از او خواستند که از اراده و تصمیم راسخ خود صرف نظر کند. و همچنین به مأمون گفتند: او نوجوانى می باشد که علمى ندارد. مأمونگفت: من از تو به او داناترم، در صورتی که خواستید او را امتحان کنید. آنان راضى به آن کار شدند و همچنین به قاضى یحیى بن اکثم مال بسیارى دادند تا آن هم حضرت را امتحان کرده و همچنین سوال هایى از او بپرسد که از جواب آن هم ها عاجز می شود. روزى را براى آن امر انتخاب کردند. مامون، امام و پیشوا و همچنین قاضى و همچنین جماعتى از عباسیان را براى آن هم روز مقرّر دعوت نمود. قاضى به حضرت عرض کرد: از تو سوالى دارم. حضرت فرمود: از هر چه مى خواهى سوال کن. قاضى گفت: نظر تو در مورد مُحرمى که حیوانى را صید کرده چیست؟ حضرت فرمود: «آن هم را در حلّ کشته یا در حرم؟ از روى علم کشته یا از روى جهل؟ اولین بار می باشد که کشته یا تکرار بر آن عمل کرده می باشد؟ صید آن هم کوچک بوده یا پهناور و بزرگ؟ آن هم محرم، عبد بوده یا حرّ؟ کوچک بوده یا پهناور و بزرگ؟ آن هم صید پرنده بوده یا غیر پرنده؟
یحیى بن اکثم تعجب کرد و همچنین عجز و همچنین ناتوانى در چهره اش آشکار شد، به حدّى که اهل مجلس آن هم را درک کردند… . مأمونساعتى سکوت کرد، و همچنین بعد از آن هم سرش را به طرف اقوام خود و همچنین حاضرین بلند کرده و همچنین گفت: آیا آنچه را که تو نادیده گرفتن مى کردید فهمیدید؟…»(۲).(۳)

پی نوشت:

(۱). صواعق المحرقه، ص ۱۲۳ ; خبرهای جدید الدول، قرمانى، ص ۱۱۶.
(۲). تذکره الخواص، ص ۳۵۹.
(۳). گردآوری از کتاب: اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، على اصغر رضوانى، مسجد مقدس جمکران، قم ، ۱۳۸۵ ه.ش، ص ۱۶۳.

انتهای پیام

www.fa.shafaqna.com

ماجرای عقد دختر مامون با امام و پیشوا جواد (ع) در تاریخ ۱۷ April 2016 | 11:42 pm نشر یافته شده شده می باشد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn