تجزیه و همچنین ترکیب بعضی اصطلاحات صهیونیستی

تجزیه و همچنین ترکیب بعضی اصطلاحات صهیونیستی

|تجزیه و همچنین ترکیب بعضی اصطلاحات صهیونیستی از مسیح داراب|

صدای شیعه: عبارت «بازسازی هیکل» به دو معنا به کار می رود:الف) بازسازی هیکل بعد از بازگشت یهودیان از بابل با فرمان کورش هخامنشی (۸۳۵ ق . م)صورت گرفت و همچنین آن هم را «هیکل دوم» نامیدند که نباید با هیکل اول که بخت النصر آن هم را ویران کرد اشتباه می شود.

 

۱  .سرزمین بدون ملت جهت ملت بدون سرزمین
آن دروغ پهناور و بزرگ صهیونیسم می باشد که صهیونیست ها دهها سال شمسی از آن هم جهت فریب افکارعمومی غرب بهره برده اند. شعار سرزمین بدون ملت جهت ملت بدون سرزمین، شعاری صهیونیستی می باشد که آگاهی پیدا کردن و یافتن از زمان پیدایش آن هم سخت می است و خواهد بود.با آن حال می توانیم فرآیند تجزیه آن اصطلاح را شروع کنیم. آن اصطلاح قالب سکولار شده از نگاهی انجیلی می باشد که معتقد می باشد فلسطین سرزمین موعود و همچنین سرزمین مقدس می باشد. یهودیان نیز ملت مقدس اند.
از آن رو ملت مقدس بایستی و حتما به سرزمین مقدس برگردد چرا که او صاحب آن سرزمین می باشد. شاید اولین کسی که اقدام به سکولار کردن آن قالب نمود «لرد شافتسبری» (صهیونیست غیر یهودی) بود که در نیمه قرن نوزدهم سخن ازسرزمین قدیم جهت ملتی کهن به میان آورد. سپس آن فرآیند سکولاریزاسیون کامل تر شد وبه شکل فعلی در آمد: «سرزمین بدون ملت جهت ملت بدون سرزمین».
آن شعار بازاری ساده، به یک الگوی تکرار پذیر در گفتمان جدید غرب بر می گردد که ازنگاه معرفت شناختی سکولاری امپریالیستی تراوش یافته می باشد. نگاهی که به سکولاریزاسیون دیدگاههای انجیلی اقدام نمود و همچنین آنها را از شکل های مجازی که در آخرالزمان با مشیت الهی بررسی کننده و پروهشگر می گردند، به شعارهای شهرک نشینانه و همچنین تحت اللفظی تغییر پیدا کردن نمود که در زمان و همچنین مکان حاضر با زور سلاح بررسی کننده و پروهشگر می گردند. آن نوع نگاه به هستی (طبیعت و همچنین بشر) به عنوان ماده ای مصرفی، انسان اروپایی را در محور قرار می دهد.
در پس نتیجه آن می شود که تمام جهان خالی از بشر و همچنین بدون تاریخ می گردد که در صورتی که هم بشری در آن هم یافت می شود ماده مصرفی عَرَضی و همچنین بی ارزش خواهدبود. شاید آنچه در آمریکای شمالی اتفاق افتاد از بهترین مثال های عملی و همچنین متبلورترین اقدامات آن نوع جهان بینی باشد.  انسان سفید با آن باور که خود مرکز هستی می باشد وسرزمینی را که کشف کرده تنها از آن هم اوست و همچنین آن سرزمین بدون ملت می باشد، وارد آن منطقه شد. لذا کشتار ساکنین اصلی آن سرزمین و همچنین انتقال میلیونها افریقایی به منظور به کارگیری درجهت منافع اش امری سخت نبود. صهیونیست ها نیز در همین راستا حرکت کردند و همچنین فلسطین جهت آنان آن هم ارتس یسرائیل، سرزمین موعود، منطقه عاری از سکنه و همچنین سرزمین بدون ملت شد که حق دارند انسانهای موجود در آن هم را استثمار کنند.
در پس نتیجه آن می شود که فلسطین سرزمینی بدون سکنه یعنی بدون ملت می می شود و همچنین فلسطینی ها ماده مصرفی می شوند که به خودی خود ارزشی ندارند.افراد گروههای یهودی نیز خود در همین فرآیند قرار می گیرند. به جای آنکه ملت مقدس به معنای مجازی دینی باشند، «ملت یهود» به معنای لغوی (نژادی یا قومی[ . در زبان انگلیسی nohte به معنای نژاد می باشد. ولی باید توجه داشت به نظر نگارنده میان آن واژه و همچنین نژاد تفاوت وجود دارد. نژادعبارت از اموری زیست شناختی می باشد که با وراثت منتقل می شوند ولیکن nohte عبارت می باشد از سنت های موروث تمدنی تیم در طول تاریخ از قوم و همچنین نسل های پیشین به ارث برده شده می باشد (ر. ک . مباحث پاکی نژادی و همچنین پاکی قومی یهود) .
لذا در آن متن جهت تمایز میان آن دو معنای مورد نظر نگارنده معادل آن واژه لاتینی را «قوم» گذاشتیم. م.] مبدل می گردد. ازآنجا که آنان یک ملت می باشند، به تمدن غرب وابسته نیستند و همچنین در پس نتیجه آن می شود که بایستی و حتما سرزمین داشته باشند. بعد از آن هم نوبت به فرآیند به کارگیری و همچنین استثمار می رسد که شکل ترانسفر دو سویه به خود می گیرد: تحریک یهودیان جهت انتقال از سرزمین تبعید به وطن و همچنین تحریک ساکنین اصلی از وطن به تبعید در راستای خدمت به منافع غرب. آن آن هم طرح صهیونیستی فراگیر می است و خواهد بود.شعار «سرزمین بدون ملت جهت ملت بدون سرزمین» هم آهنگی لفظی سحرانگیزی دارد.
آن شعار به دو قسمت و بخش مساوی و همچنین با تعداد کلمات مساوی تقسیم می می شود. کلمه «بدون» در هردو قسمت و بخش محور ثابت و همچنین عنصر مشترک می باشد. کلمه «سرزمین» و همچنین «ملت» در حال جابجایی اند جای خود را به غیره ای می دهند، آن هم گونه که یهودیان و همچنین اعراب موقعیت خود را معاوضه خواهند کرد!آن شعار یک انسجام عالی و همچنین وحدت کامل دارد. نه حرف زائدی در آن هم هست و همچنین نه کلمه ای که در جای خود قرار نداشته باشد. آن تجلی بارز آن دیدگاه مبهم و همچنین آلی می باشد که گفتمان جدید تمدنی غرب به آن هم متصف می باشد.
گفتمانی که به کارگیری شکل های زیبا و همچنین از لحاظ لفظی منسجم را ترجیح می دهد به طوری که آن صیغه مبنا و همچنین اساس آن گفتمان می می شود و همچنین مانند«شمایل» به امر غیره ای مبتنی نیست. بسا که فرد در برابر زیبایی عبارت بهت زده می شود وفراموش کند که آن عبارت جهت قلع و همچنین قمع کردن، و همچنین به معنای پنهان کردن اعراب و همچنین از بین بردن آنان [ وضع شده ] می باشد. از یاد می برد که آن عبارت به معنای جدا کردن بسته ای بشری (یهودیان) از سرزمینهایشان و همچنین اسکان آنان در میان یک بافت تمدنی می باشد که آنان راطرد می کند. آن عبارت در اعلامیه بالفور با اشاره نمودن به اعراب به عنوان «گروههای غیریهودی» ترجمه ای سیاسی شد.
آن شعار خود را در مقوله ای که «عرب غائب» در گفتمان نژادی صهیونیستی می نامیم نشان داد. ما بر آن باوریم که ادراک جهان عرب نسبت به فلسطینی هاهمچنان در چارچوب مقوله «سرزمین بدون ملت» در حرکت می باشد و همچنین رفتار اعراب که ممکن می باشد جهت ما غیر عقلانی باشد بر همین اساس می است و خواهد بود.مستلزم و نیاز به ذکر آن نقطه نیست که آن شکل بازاری صهیونیستی و همچنین آشکار کننده ماهیت حقیقی صهیونیسم، بیانگر گرایش نژادپرستانه و همچنین نابودکننده و همچنین درنده، به روش کامل در گفتمان صهیونیستی پنهان شده و همچنین جای خود را به شکل های پیچیده و همچنین دوست داشتنی و جذاب تر مانند «حقوق مطلق ملت یهود» داده می باشد.
آن عبارت در واقعیت و حقیقت به آن معناست که حقوق اغیار (اعراب) نسبی و همچنین عرضی می باشد. بنابراین می قدرت آن هم را به حاشیه راند و همچنین در نهایت امر از بین برد.همچنان که گفتمان صهیونیسم بعد از سال شمسی ۱۹۶۷م و همچنین بعد از اشغال قسمت و بخش غیره ای از اراضی فلسطین که از تراکم جمعیتی بالایی برخوردار می باشد، ناچار شد به وجود ملت در آن سرزمین اعتراف کند. لذا به خدعه متوسل شد تا آن شعار قدیمی را بر جهان خارج تحمیل کند. به همین دلیل مفهوم اسرائیلی «تشکیلات خودگردان»، به معنای حقوق فلسطینی ها دراداره امورشان می باشد بدون آنکه هیچ حقی جهت آنها در مورد آن سرزمین داشته باشند یعنی که فلسطینی ها ملتی بدون سرزمین اند. همچنان که «راههای محاصره کننده».By-PassRoads.

۲٫ ماسادا
افسانه «ماسادا» به مقدار و اندازه دروغ «سرزمین بدون ملت جهت ملت بدون سرزمین» اهمیت ندارد،ولیکن در دو سطح فعالیت دارد: ساخته یا ایجاد ترس در دل اعراب و همچنین بسیج کردن جوانان اسرائیلی.آن افسانه بر آن باور می باشد که رویکردی شمشونی[ . nosmaS : قاضی قدیم قوم اسراییل (سفر داوران ، باب سیزدهم) که قوه بدنی فوق العاده ای داشت. مجازا: پهلوان ] که «شخصیت یهودی یا اسرائیلی» نامیده می می شود، وجود دارد، مبنی بر آنکه در صورتی که یهودیان در محاصره واقع شوند، انتحار را بر تسلیم وسازش ترجیح می دهند و همچنین ممکن می باشد بگویند «نه من و همچنین نه دشمنانم» و همچنین جهان عرب را به روش کامل ویران کنند!
تجزیه آن افسانه با تاباندن نور بعضی حقایق تاریخی بر آن هم آسان می می شود. «ماسادا»واژه ای آرامی می باشد که به معنای «قلعه» می باشد، «ماسادا» آخرین قلعه یهودیان بود که درشورش اول یهودیان علیه امپراتوری رم توسط رومی ها سقوط کرد. آن قلعه را یکی از پادشاهان حشمونی بنا کرد. سپس هیرود در آن هم کاخ ساخت و همچنین دژهای آن هم را محکم کرد و همچنین در آن هم سیستم آبرسانی و همچنین ذخیره سازی آب نسبتاً پیشرفته ای ساخته یا ایجاد کرد تا در موقع مستلزم و نیاز پشتوانه آنان باشد. آن اقدام به دلیل ترس از خطر «کلو پاترا» ملکه مصر بود. رومی ها قلعه را اشغال کردند ولیکن غیوری ه[ ۲.Zealots. ] با فرماندهی «مناحم جلیلی» فرزند یکی از سرکرده های شورشیان، در سال شمسی ۶۶میلادی بر «ماسادا» سلطه یافتند.
مناحم جلیلی به دلیل ادعاهای شاهانه و همچنین مشیحانی[ . مشیحانی. به دلیل نظر نگارنده بر لزوم تمایز میان اندیشه منجی در مسیح و همچنین یهودیت، به صورت عبری به کار رفته می باشد. م.] و همچنین استبدادش، در قدس به دست شورشیان کشته شد ولیکن پیروان او همچنین به رهبری «الیعازر بن یائیر» به ماسادا گریختند. او همچنین یکی ازرهبران تیم خناج[ ۱.Sicarii. ] بود و همچنین شاید پسر عموی مناحم جلیلی باشد. آنها در قلعه تا پایان جنگ پنهان شدند و همچنین زمانی که روم ها آنان را به محاصره در آوردند شورشیان یهود حاضر به تسلیم نشدند و همچنین انتحار را بر سازش ترجیح دادند.آن روایت صهیونیسم از واقعه «ماسادا» می باشد، آن نقل از شامل حقایق تاریخی بسیاری می باشد.
ولیکن دیگر حقایق تاریخی آن واقعه که خیلی زیاد اهمیت دارد، حذف شده اند تا بر امر به اصطلاح «شخصیت یهودی» تأکید می شود. خواندن کتب تاریخی، روایت صهیونیستی از واقعه را به روش کلی باطل می کند! صهیونیست ها به عنوان مثال یک محوریت مشخصی به ماسادامی دهند ولیکن هنگامی که کتب تاریخی را می خوانیم می بینیم که رومیان قلعه ماسادا را تازمان فارغ شدن از سرکوب شورش یهودیان رها کردند. زیرا و به درستی که آن قلعه نسبت به دیگر مواضع بی اهمیت بود.
سپس یک قوه رومی به فرماندهی «فلافیوس سیلوا» آن قلعه را به مدت ۷۳ هفته محاصره کردند و همچنین راهی را که ۲۰۰ ذراع بود پیمودند و همچنین رخنه ای در دیوارهای قلعه ساخته یا ایجاد کردند (بعضی مورخان همه آن جزئیات را به سخره می گیرند و همچنین بر آن باورند که آن محاصره بیش از هشت هفته به طول نینجامید. راه مزبور نیز تنها امتداد طبیعی ناشی ازعملیات کانال سازی و همچنین کاهش آبهای دریای سیاه می باشد و همچنین بخشی از شکل گیری صخره ای زمین می باشد).
صهیونیست ها با حذف بعضی حقایق تاریخی، بر ماسادا معنای صهیونیستی حمل می کنند. به گونه ای که نماد وحدت ملت یهود و همچنین سمبل سازش ناپذیری یهود می می شود. به عنوان مثال، منابع صهیونیستی از جنگ طبقاتیِ میان فقرا و همچنین ثروتمندان یهود که باره آن شورش یهود را تشکیل می دهد، چیزی ذکر نمی کنند. همچنین در منابع خود نمی آورند که قبل از واقعه ماسادا دست کم دوازده هزار ثروتمند یهودی به دست هم کیشان تهی دست خود کشته شدند! منابع صهیونیستی به آن که شورشیانی که بر ماسادا سیطره یافتند به یهودیان محاصره شده در قدس هیچ کمکی نکردند و همچنین فعالیت اصلی خود را به هجوم برروستاهای یهودی در منطقه پیرامون ماسادا و همچنین ارعاب اهالی آن هم متمرکز نمودند، اندک اشاره ای ندارند.
«
شمعون برجیوار» (یکی از بزرگان و رهبران شورشیان) و همچنین هوادارانش به آنان پیوستند. او و همچنین پیروانش بعد از آن هم در یورش به روستاهای یهودی با آنان شرکت داشتند؛ یعنی ارائه ماسادا به عنوان سمبل وحدت یهود پایهء درستی ندارد.به روایت صهیونیستی، فرمانده یهودی «الیعازر بن یائیر» تلاش کرد تا همراهان خود رابه انجام انتحار تیمی به جای اسیر شدن به دست رومیان متقاعد سازد. آن نقطه در خطبه ای آمده که به الیعازر نسبت داده شده که گفت: «انتحار دستور شریعت می باشد.» طبق روایت مورخ یهودی «یوسیفوس»، الیعازر در قانع کردن محاصره شدگان جهت پذیرش نظرش موفق شد واین امر منجر به انتحار ۹۶۰ زن و همچنین مرد و همچنین کودک گردید.
و همچنین در ضمن آنان در سال شمسی ۷۳ میلادی منازل و همچنین انبار توشه خود را به آتش کشیدند. یوسیفوس ادعا می کند که دو زن و همچنین پنج کودک به هنگام آن رویداد در یکی از غارها پنهان شدند و همچنین آنان روایتگر آن رویدادند.می قدرت بعضی از عناصری را که آن روایت صهیونیستی ابطال می کند چنین بر شمرد:الف) دیانت یهود مانند دیگر ادیان آسمانی انتحار را حرام می داند (تثنیه ۱۹/۲۰) به همین دلیل خاخام ها در مورد انتحار می نامند نوعی «میثاق با مردن و مرگ» می است و خواهد بود.ب) در مطالعه «دورکهایم»[ 1.EmileDurkheim )7191 – 8581( . ]در مورد انتحار دیدن گردیده که متوسط انتحار در میان افراد گروههای یهود کمتر از دیگر گروههای بشری یک جامعه می باشد، و همچنین آن امر عجیبی نیست، زیرا و به درستی که اشتغال افراد گروههای یهود به کارهای پولی، از آنان افرادی ساخته که درمیان گروههای انسانی از بیشترین آمادگی جهت سازگاری برخوردار می باشند.
از آن روتعمیم واقعه ماسادا به وقایع تاریخی اعمال افراد گروههای یهودی مستند نیست.ج) مشهور می باشد که نیروهای اسرائیلی که سال شمسی ۱۹۷۳ میلادی در نوار بارلیف محاصره شدند،به صورت عملیاتی و همچنین با رشادت کامل در برابر دیدگان صلیب سرخ بین الملل و همچنین تلویزیون مصر تسلیم شدند. در یکی از آن مواضع، سربازان از فرمانده شان با تمسخر پرسیدند که هدف مبارزه تا مردن و مرگ جهت برپایی ماسادای دیگر بود؟! با حالت سازش به آنان پاسخ داده شد:در برابر دوربین های تلویزیون مصر لبخند بزنند.
ولی باید توجه داشت سربازان اسرائیلی که در اثنای عملیات لبنان دست به انتحار زدند، ظاهراً به دلیل نا امیدی از جنگ و همچنین هزینه های کمرشکن آن هم بود،زیرا و به درستی که آنان در یک موضع محاصره قرار نداشتند، بنابراین انتحار آنان نه به خاطر حکومت وآرمان صهیونیسم بلکه در اعتراض به حکومت و همچنین آرمان صهیونیسم بود. تعداد سربازانی که به هنگام مواجهه با فشارهای روانی و همچنین عوامل ناشی از تلاش جهت خاموش کردن انتفاضه مثل ازپا افتادگی دست به انتحار می زنند به روش قابل ملاحظه ای رو به افزایش می باشد و همچنین به تا حال چندکمیته بررسی جهت مطالعه آن موضوع تشکیل شده می باشد. آن پدیده به مهاجران فلاشا و همچنین شوروی نیز کشیده شده، چرا که اخیراً دیدن شده مقدار و اندازه و میزان انتحار میان آنان به دلیل سرخوردگی که درحکومت صهیونیستی از آن هم رنج می برند و همچنین نیز شکست آنان در تحقق رؤیاها و همچنین آرزوهایشان افزایش یافته می است و خواهد بود.د) با شعله ور شدن انتفاضه، صهیونیست ها از پایان در چارچوب واقعه انتحاری ماساداسخن نمی گویند.
«
یهودشفاط مرکبی» و همچنین «آرییل شارون» از پایان رژیم غاصب و کودک کش صهیونیستی سخن گفتند،ولی به ماسادا اشاره نکردند بلکه به بالگردی که بقیه شهرک نشینان را از بام سفارت آمریکا به روش کامل و همچنین مانند آنچه در ویتنام اتفاق افتاد، نجات خواهد داد، اشاره نمودند.داستان ماسادا حتی در نظر بعضی باستان شناسان خرافات می باشد و همچنین افسانه ای ساختگی می باشدچرا که نمی قدرت از نظر تاریخی اکتشافات باستانی را که آن داستان به آن هم استناد می کند، به عنوان دلیل ذکر کرد:الف) تنها منبع آن داستان «یوسیفوس» می باشد که او همچنین یک نویسنده می باشد نه مورخ.
در زمان فرماندهی او همچنین بر پادگان جلیل – که به تصرف رومیان درآمده بود – سربازانش بعد از اراده و تصمیم راسخ جمعی بر انتحار، او همچنین را مجبور به گریز و فرار و همچنین پنهان شدن در یک غار نمودند.او همچنین ناچار به موافقت با آنان شد، و همچنین حتی بر اساس قرعه ای که انجام شد، خود بر عملیات انتحاری نظارت داشت. هنگام و زمانی که نوبت به خودش رسید، سرباز بازمانده او همچنین را قانع کرد که انتحار فایده ندارد و همچنین با یکدیگر هر دو سالم بیرون آمدند.
بعد از آن هم به رومی ها ملحق شد ومبلّغ آنان در بین یهود شد. شاید داستانی که یوسیفوس فلافیوس در مورد ماسادا بافت یکی از انواع جبران باشد که یک نویسنده ادبی که خود نتوانسته قهرمانی در عالم واقع باشد، بدان مبادرت نموده و همچنین بدین وسیله خواسته با پرداختن به ارزشهایی که خود در رؤیا داشته اقدام به جبران نماید. آن چیزی می باشد که ما اینرا «عقده فلافیوس» نامیده ایم.ب) بعضی منابع صهیونیستی یوسیفوس را به عنوان ادیب نه مورخ بر می شمرند.
خطبه الیعازر و همچنین پنهان شدن دو زن و همچنین ۵ کودک در یکی از غارها به منظور شهادت بر رویداد یک سنت ادبی معروف می باشد که در بسیاری از کارهای ادبی تخیلی وجود خواهد داشت.ج) در منابع صهیونیستی از دیگر قلعه های یهود مانند «هیرودیوم» و همچنین «ماکایروس» نامی به میان نیامده می باشد، در حالیکه نسبت به ماسادا از اهمیت بیشتری برخوردار بوده اند. آن دوقلعه تسلیم شدن و همچنین باقی ماندن را بر انتحار و همچنین مردن و مرگ ترجیح داده اند.د) هنگامی که شورشیان یهود بر ماسادا سلطه یافتند، سربازان پادگان رم تسلیم آنان شدندکه به دست یهودیان کشته شدند.
اینها اطلاعاتی می باشند که معمولاً منابع صهیونیستی آنها رانادیده می انگارند، زیرا و به درستی که تفسیر آن واقعه بر اساس آن معلومات چنین می می شود که علت ترجیح انتحار بر تسلیم توسط محاصره شدگان آن بود که سرنوشتی جز مردن و مرگ جهت خودنمی دیدند، آن هم گونه که با افراد پادگان رم چنین کردند، ولی باید توجه داشت در مورد ساکنین قلعه هیرودیوم[ ۱.Herod'sTemple. ] و همچنین ماکایروس آن مسأله وجود ندارد. ساکنین آن دو قلعه بر ضد رومیان که تسلیم آنها شده بودند دست به جنایت زدند و همچنین آنان را کشتند. قلعه «ماکایروس» بعد از قدس قوی ترین و همچنین مهم ترین دژ بود.
در صورتی که قرار می باشد یک نماد انتخاب می شود، آن قلعه نسبت به «ماسادا» شایسته تر می باشد! منابع صهیونیستی همچنین از فرماندهان شورشیان که تسلیم وروانه رم شدند و همچنین در آنجا اعدام شدند یادی نمی کنند.تمامی آن موارد ما را به پذیرش آن دیدگاه که واقعه «ماسادا »یک استثنا بوده و همچنین نه یک قاعده رهنمون می سازد. همچنین پس نتیجه آن می شود که می گیریم آن واقعه بیانگر تاریخ یهود یا «نبوغ یهود»

۳٫ معابد:
(معبد) .یهود:یهودیان پیوسته از «باز سازی هیکل»، «هیکل سوم» و همچنین «تخریب هیکل» سخن می نامند. تمامی آن اصطلاحات به صیغه مفرد به کار می رود گویا که «هیکل» مرکز وجدان یهودی بوده و همچنین هست.در آن جا نیز می قدرت با تمسک به راهبردهای تحلیلی متنوع و گوناگون و مختلف آن مفهوم را تجزیه کرد.می قدرت به واقعیت یهودیان معاصر اشاره نمود که یهودیان اصلاح طلب و همچنین سکولار (که اکثریت یهودیان جهان و همچنین اسرائیل را تشکیل می دهند) اهتمام به «هیکل» و همچنین هیچ یک از عبادت های قربانی و همچنین غیرقربانی یهود ندارند. معاصران یهود آن اعمال را بقایای قبل و همچنین مرده می دانند،لذا با آنها ارتباطی ندارند. حتی بعضی از آنان موزه «هولوکاست» در واشنگتن یا مجسمه یادمان «یادفاشیم» در مورد کشتار یهودیان اروپا توسط نازی ها را «هیکل» حقیقی می دانند.
می قدرت به قبل برگشت و همچنین به یک واقعیت و حقیقت تاریخی که صهیونیست ها تلاش در پنهان کردن آن هم دارند و همچنین نیز به آن واقعیت اشاره کنیم که هیکل های یهودی متعددی وجود خواهد داشت.عبرانی های باستان تا پیش از تاسیس حکومت متحده عبرانی به مکانی با نام «شیلو» سفرمی کردند. از آن پس قدس پایتخت آن هم و همچنین «هیکل» مرکز عبادت قربانی شد. ولی باید توجه داشت آن مملکت متحده ۸۰ سال شمسی اکثرا و بیشتر دوام نیافت. در سال شمسی ۹۲۸ ق.م با تقسیم آن هم به دو حکومت، هیکل بسیارکم اهمیت شد. زیرا و به درستی که پادشاهان حکومت شمالی (یسرائیل افرائم) مراکز مستقلی جهت عبادت بنا نهادند.
یریعام (اولین پادشاه حکومت شمال) دو معبد یا هیکل ساخت.  یکی از آن هم دو را در«دان» واقع در شمال و همچنین غیره ای در «بیت ایل» بنا نهاد و همچنین در آنها گوساله هایی از طلا گذاشت وآنها را مزار شاهنشاهی مقدس نمود. او به دو هیکل هاله ای ازقدسیت داد و همچنین زمان اعیاد را تغییرداد و همچنین لاویان[ ۱.Levites. ]  را طرد کرد، آن هم ها که بروکراسی دینی حکومت متحد عبرانی را تشکیل می دادند.انگیزه او همچنین از تمامی آن اقدامات از بین بردن عبادت مرکزی و همچنین تلاش جهت نرفتن شهروندانش به معبد قدس در حکومت جنوبی «یهودا» بود.
با وجود پیمان هایی که گاه میان پادشاهان شمال و همچنین جنوب بسته می شد، دیگر معبد قدس محوریت قبل اش را هرگز به دست نیاورد. بسیاراتفاق می افتاد که شاهان یهود به دلیل پیمانهای سیاسی شان ناچار به وارد کردن عبادات غیریهودی می شدند. سلیمان توراتی، قربانی هایی را جهت خدایان همسران بیگانه خود، پایه گذاری کرد، و همچنین آن امر با اصل توحید منافات دارد، چنان که عبادت های گوناگونی به منظور ابرا وابستگی سیاسی وجود داشت، «منسه» 11.Menasse. ] عبادت آشوری را به منظور اظهار کرنش در برابرآشوریین وارد یهود کرد.از جذاب و جالب ترین مثال ها جهت تعدد معابد، معبدی به نام «أونیاس» 2.Onias. می باشد.
آن معبدی می باشد که کاهن اعظم یهودی «اونیاس چهارم» که از منصب خود در فلسطین عزل شد و همچنین به همراه بعضی سربازان یهودی به مصر گریخت بنا نهاد.احتمال می رود که آن سربازان بعد از وارد شدن به مصر به عنوان یاغیان حکام فعالیت[ . آن احتمال می رود که آنان بعد از وارد شدن به مصر مزدور شدند.]می کردند. به ظاهر آن هیکل با توصیه سلسله بطلمیوس ها (حاکمان مصر) در عصر بطلمیوس ششم (۱۸۱ – ۱۴۵ق. م) ساخته شد تا مرکزی جهت یهودیان مصر ساخته یا ایجاد می شود و همچنین آن مرکزی جهت وفاداری آنان باشد و همچنین آنان را از هیکل فلسطین که وابسته به سلوکی ها می باشد دور کند.
به اونیاس و همچنین سربازانش زمینی جهت سکونت دادند تا از عایدات آن هم امرار معاش کنند. آن هیکل در لیونتوپولیس واقع در نزدیکی هلیوپولیس به جای هیکل مصری الهه باشت بنا نهاده شده است.اونیاس به پیشگویی أشعیاء (۱۹/۱۸/۱۹) استناد کرد که گفته بود در وسط سرزمین مصرقربانگاهی جهت خداوند تبارک و تعالی بنا خواهد شد. او همچنین تلاش کرد بدینوسیله به معبد خود مشروعیت دینی ببخشد، و همچنین خودش کاهن اعظم آن هم می شود.
بسیاری از یهودیان در پادگانی نظامی که به دور معبد کشیده شده به عنوان سربازان مزدورکار می کردند. آن هیکل به شکل قلعه ای بنا شد که دیواری به گرد آن هم کشیده شده بود. شایدعلت آن امر صبغه مبارزه ای شهرک نشینی باشد. هر چند آن معبد از لحاظ معماری با هیکل قدس متغایر و متفاوت بود، ولی باید توجه داشت آن هم ظرف های مخصوص مناسک در آن هم وجود داشت، و همچنین فانوسی به جای شمعدان «مینوراه» از سقف آن هم آویزان بود. بطلمیوسیان به کاهنان آن هیکل قطعه ای زمین داده بودند تا از عایدات آن هم امورات زندگی خود را بگذرانند.
هیکل اونیاس آن هم معبد «سیناجوج» نبود، بلکه هیکلی مرکزی جهت ادای شعایر عبادت قربانی بود، و همچنین هدف از آن هم جایگزینی آن هم به جای هیکل فلسطین بود. همچنین یهودیان درمصر به آنجا می آمدند و همچنین در آن هم قربانی می کردند. با وجود آنکه اقلیتی از یهودیان مصر موضع مخالف اتخاذ کردند، ولی باید توجه داشت بعضی فقهای یهود اهتمام ویژه ای به آن هم نشان دادند و همچنین شعائر آن هم رافراگرفتند.
آن امر به معنای اعتراف ضمنی به آن هم بود. ولی باید توجه داشت نظر رایج حاخام ها بر نپذیرفتن آن هیکل بود، چرا که رقابتی جهت عبادت قربانی ساخته یا ایجاد می کرد. رومیان در سال شمسی ۷۳ میلادی بعد ازشورشی که یهودیان مصر انجام دادند آن هیکل را بستند (دو سال شمسی بعد از بسته شدن هیکل فلسطین).هیکل اونیاس متعلق به یک الگوی معماری عام و همچنین شامل تر می باشد که عبارت می باشد ازالگوی «هیکل/ قلعه». آن یک الگوی معماری می باشد که در اکراین (در دوران تحت الحمایگی لهستان در سده هفدهم) در منطقه ها و مناطق مرزی میان لهستان و همچنین روسیه رواج یافت.
افراد آن تیم یهودی در اینگونه معابد به عبادت و همچنین فراگیری شعائر می پرداختند. آن معابد به طوری طراحی شده بود که می توانسته بود در همین حال به عنوان سپر نظامی و همچنین دژ بهره بری و استفاده می شود.مستلزم و نیاز به آن نوع هیکل در چارچوب وجود نظام فئودالیسم شهرک نشین لهستانی دراکراین به وجود آمد. اشراف لهستان (شلاختا) بعضی افراد تیم یهود را جهت گرفتن بیشترین سود ممکن از کشاورزان اکراین به کار گرفتند، لذا تیمی یهودی، تیمی کارکردی ووکلای اقتصادی و مالی ارنداتور۱[.Arendator. ] شدند که در شهرهایی مخصوص وکلاء شتتل[.Shtetl ] زندگی می کردند که ازنظر زبانی، دینی، فرهنگی و اجتماعی و همچنین فرهنگی از عموم کشاورزان جدا بودند.
آن تیم از سوی شهروندان و مردم شهر اکراین مورد غضب بودند. (آن هم وضعی که امروزه نیز در مورداعضای گروههای کارکردی  3.FunctionalGroups. به ویژه کارگری وجود دارد)، لذا نیروهای نظامی لهستان ازآنان در برابر شهروندان و مردم شهر و همچنین انقلابهای احتمالی مردمی محافظت می کردند. با آن حال افراد تیم یهود، آموزش نظامی می دیدند و همچنین بایستی و حتما به تعداد اشخاص مذکر که توانایی حمل سلاح داشتند،اسلحه در اختیار می داشتند. نیز مقدار و اندازه و میزان مشخصی باروت بایستی و حتما در اختیار می داشتند (طبق متن صریح پیمانهای قطعی که میان اشراف لهستانی و همچنین وکلای یهودی بسته می شد).

۴٫ تخریب هیکل
عبارت «تخریب هیکل» معمولاً جهت اشاره به تخریب هیکل به دست «تیتوس» در سال شمسی ۷۰م به کار می رود. هر چند مشهور می باشد بخت النصر پیشتر در سال شمسی ۶۸۵ق. م آن هم را ویران کرده بود. همچنین هیروز در سال شمسی ۲۰ – ۱۹ ق. م جهت آنکه دوباره آن هم را بنا کند، هیکل را تخریب کرد. هیکل طبق نوشته های فقهی یهودی در ۹ آگوست خراب شده می باشد. آن روز را روزه می گیرند. ولی باید توجه داشت بعضی نظر دارند که تخریب هیکل در هفتم یا حتی دهم آگوست رخ داده می باشد.
جهت پایان دادن به آن تناقض میان آن نوشته ها، می نامند که تخریب هیکل در نهم آگوست شروع شد و همچنین در دهم آن ماه پایان یافت. نوشته های صهیونیستی که متأثر از آن هم نوشته ها می باشند بر آن باورند که تخریب هیکل به دست رومیان، عامل تفرقه یهودیان شده؛ یعنی یهودیانی که ملت همگن واحدی را تشکیل می دادند و همچنین مانند دیگر ملل در سرزمین قومی میهن خود [ فلسطین ] زندگی می کردند. هنگامی که مهاجران رومی آمدند و همچنین هیکل آنان را ویران کردند، یهودیان در نقاط جهان به صورت گروههای اقلیت پراکنده شدند.
از همین جاست که سخن از «تفرقه»، «تبعیدگاه»، «دیاسپورا» و همچنین نیز «بازگشت یهود» به میان می آید.همچنین اشاره به حکومت صهیونیستی به عنوان «هیکل سوم» نیز از همین مسأله ناشی می می شود.تمامی آن افسانه های صهیونیستی را می قدرت با گفتن وقایع تاریخی باطل نمود. مشهوراست که پخش شدن یهودیان در بیرون از فلسطین و همچنین پراکنده شدن آنان در تمامی نقاط زمین خیلی زیاد قبل از زمان ویرانی هیکل و همچنین به صورت غیر اجباری رخ داده می باشد. نیز معروف می باشد که تیتوس هیکل را به تنهایی تخریب نکرد، در کنار او همچنین ارتش یهودی با فرماندهی «اجریبای دوم» قرار داشت و همچنین «بیرنکی» – خواهر أجریبا – هم بستر تیتوس بود.
بایستی و حتما فرق میان تخریب هیکل و همچنین غارت آن هم را مدّ نظر قرار گیرد. زیرا و به درستی که هیکل چندین بار قبل از ویرانی اش غارت شده می باشد، به عنوان مثال آن هیکل توسط «شیشنق» فرعون مصر و همچنین باردیگر توسط «یوآش» پادشاه حکومت شمال غارت شده می باشد. بعضی خاخام های یهودی بر آن باورند که ویرانی هیکل، عِقاب و همچنین مکافات گناهانی بوده که مرتکب شدند. مسیحی ها نیزهمین رأی را می پذیرند، به طوری که معتقدند پهناور و بزرگ ترین گناه یهودیان نادیده گرفتن «ماشیح» بودن عیسی بن مریم می باشد. به سرنگونی هیکل با تعبیرهای غیره ای زیرا و به درستی که «تخریب هیکل» نیزاشاره می می شود ولیکن ما تعبیر «ویرانی هیکل» را به دلیل بی طرفی نسبی اش ترجیح می دهیم.

۵٫ بازسازی هیکل
عبارت «بازسازی هیکل» به دو معنا به کار می رود:الف) بازسازی هیکل بعد از بازگشت یهودیان از بابل با فرمان کورش هخامنشی (۸۳۵ ق . م)صورت گرفت و همچنین آن هم را «هیکل دوم» نامیدند که نباید با هیکل اول که بخت النصر آن هم را ویران کرد اشتباه می شود. بعد از آنکه بعضی از اقوام مقیم سرزمین فلسطین به آن بازسازی اعتراض داشتند، پادشاه فارس، شامل اول، دستور ادامه بازسازی هیکل را داد. واقعیت آن هم می باشد که به کارگیری عبارت «بازسازی هیکل» به آن معنا خیلی زیاد کم می باشد. و همچنین معانی بعدی که در ذیل می آیند، رایج ترند:ب) بازسازی هیکل بعد از بازگشت ملت یهود به صهیون در آخر الزمان و همچنین به رهبری «ماشیح».
آن آن هم هیکل سوم می باشد به آن اعتبار که هیکل دوم آن هم بود که هیرود آن هم را بنا نهاد وتیتوس ویرانش ساخت.با توجه به نظر فرقه های متنوع و گوناگون و مختلف یهودی در عصر جدید در مورد بازسازی هیکل، می توانیم از ابتدا آنها را به صهیونیست ها و همچنین غیر صهیونیست ها تقسیم نماییم. ولی باید توجه داشت غیر صهیونیست ها بابازگشت فعلی و همچنین به دنبال آن هم بازسازی هیکل مخالف اند. اصلاح طلبان دعاهای مخصوص بازسازی هیکل را حذف کرده اند و همچنین از سال شمسی ۱۸۱۸ میلادی واژه انگلیسی « elpmeT » را که به معنای «هیکل» می باشد جهت اشاره به هیکل های یهودی به کار بردند. در واقع منظورشان آن می باشد که معبد هر کجا یافت می شود جایگزین هیکل می می شود و همچنین هیکل را هرگز نمی قدرت بازگرداند.
امایهودیان ارتدوکس، بهره بری و استفاده از واژه یونانی «سینا جوج» را جهت اشاره به هیکل یهود ترجیح می دهند تا واژه «هیکل» دلالت مشخص و همچنین محدودی داشته و همچنین تنها به هیکل قدس اشاره داشته باشد. ارتدوکس ها دعاهای مرتبط به بازگشت را حفظ کرده اند، و همچنین از نگاه ارتدوکس، «بازگشت»مسأله ای می باشد که به بازگشت «ماشیح» ارتباط دارد. ولی باید توجه داشت آن مسأله جهت محافظه کاران چیزی شبیه مجاز و همچنین چشم انتظاری آرمانی، طوبایی و همچنین مثالی می باشد. صهیونیست ها در موضع خود درقبال مسأله بازسازی هیکل به دو تیم تقسیم می شوند:صهیونیست های بی دین و همچنین صهیونیست های مذهبی.
در واقع تیم اول به عبادت قربانی وبازسازی هیکل اهتمام چندانی نمی ورزند. آنان به آن مسأله از منظر عملی می نگرند ومعتقدند تلاش صهیونیست های مذهبی جهت بازسازی هیکل یک مسأله دلباختگی دینی می باشد که شهرک نشین صهیونیست را با خطرات و همچنین تهدیدات مواجه می کند بی آنکه سود مادی محسوسی داشته باشد. از آن رو می بینیم مسأله بازسازی هیکل در اسرائیل که به بیشترین مقدار و اندازه و میزان سکولاریسم در جهان دچار می باشد، از استقبال مردمی چندانی برخوردار نیست.
تیدی کولیک (شهردار قدس) با اشاره به شیفتگانی که سنگ بنای ساخت هیکل را گذاشتند گفتن داشت که آنان در مسیر «شابِّتای زِاو همچنین ۱   .ShabettaiTzevi. )1626  – 1676م) ماشیح دجّالی که در قرن هفدهم میلادی غیرت اکثر یهود را به جوش آورد گام بر می دارند. او همچنین به آنان وعده بازگشت به فلسطین راداد و همچنین بعضی از هوادارانش را به عنوان حکام آن سرزمین معین کرد، ولی باید توجه داشت آن جنبش منجر به شکست شد؛ امری که بنیان های یهودیت را به لرزه درآورد و همچنین آن هم را به بحرانی وارد ساخت که هرگز موفق به بیرون آمدن از آن هم نگردید.صهیونیست های مذهبی(افراطی) به آن مسأله از منظری متغایر و متفاوت می نگرند. مسأله بازسازی هیکل جهت آنان مسأله ای با اهمیت و همچنین محوری می باشد.
از آن رو بیشترین اهتمام خود را بر آن کار گماشته اند، و همچنین آن مسأله جهت آنها اعتقادی می باشد نه یک مساله عملی.واقعیت آن هم می باشد که بسیاری از سازمانهای ضد بشری و ترویستی جدید صهیونیستی، بازسازی هیکل وتخریب آثار اسلامی موجود در آن موقعیت را در زمرهء مهم ترین اهداف خود قرار داده اند.
با وجود آن تقسیم در مورد بازسازی هیکل، بعضی ایده ها که در قبل ایده دینی وافراطی به شمار می آمد امروزه مورد پذیرش همگان قرار گرفته و همچنین حتی بخشی از گفتمان سیاسی صهیونیسم و همچنین بلکه جزء برنامه جذاب و جالب و خوب های احزاب میانه رو قرار گرفته می باشد. از آن رومیانه روی و همچنین افراط صهیونیستی به واسطه توسعه طلبی و همچنین اقتدار و قدرت ذاتی صهیونیستی متمایزمی شوند. به گفته بن گوریون۲.DavidBenGurion )3791-6881). «بهترین تفسیر کننده تورات ارتش اسرائیل می باشد».

۶٫ صهیونیسم سوسیالیستی
از اصطلاحات رایج در گفتمان صهیونیسم «صهیونیسم سوسیالیستی» می باشد. آن اصطلاحی می باشد که صهیونیسم را برخاسته از مفاهیم بنیادین سوسیالیسم مانند عدالت و همچنین مساوات وسلطه طبقه کارگر می پندارد. ولیکن در صورتی که آن اصطلاح را تجزیه و همچنین ترکیب نماییم، می یابیم که صهیونیسم سوسیالیستی ارتباطی با سوسیالیسم ندارد. بلکه برآمده از مقتضیات شهرک نشینی استعماری می باشد.
در تمامی تجربه های استعماری شهرک نشین دیدن می می شود که بعد از آنکه شهرک نشینان سرزمینی را از صاحبانشان غصب و همچنین آنان را از سرزمینشان اخراج می کنند،معمولاً با مقاومت مالکان اراضی مواجه می شوند، و همچنین آن امر منجر به انزوای شهرک نشینان وغلبهء دغدغه های امنیتی بر آنان می می شود. لذا ناچار می شوند تمام تلاش های مادی و همچنین انسانی خود را بسیج کنند و همچنین خود را از لحاظ اقتصادی و همچنین نظامی سازماندهی کنند. آن چیزی می باشد که شهرک نشینان صهیونیست انجام داده اند و همچنین خود را به یک جماعت منسجم شهرک نشین و همچنین ازلحاظ نظامی نهاد یافته تغییر پیدا کردن نمودند که از اعراب دوری می گزینند و همچنین نهاد های «اقتصادی» و همچنین «کشاورزی» خود را متحول ساختند.
آن مؤسسات از استانداردهای رشد اقتصادی پیروی نمی کنند و همچنین بر اساس مفهوم اقتصادی تأسیس نشده اند، بلکه در راستای افزایش تلاش افرادو جمع آوری منابع بشری (مزرعه های تیمی – هیستدروت) گام برمی دارند. آنان بسته ای ازمفاهیم شامل صبغه تیمی را که به سود اقتصادی توجهی ندارد ترویج نموده اند (مانندنیروی کار عبری، اشغال سرزمین، کار، نگهبانی و همچنین تولید).یکی از بزرگان و رهبران صهیونیست تصریح نمود که طرح های موفق از جنبه شهرک نشینی نسبت به دیگر پروژه ها کمترین سودآوری را دارند. (به دلیل اتکای آنها بر قوه کار مصرف کننده عرب و همچنین سختی دفاع از آن هم و همچنین…) ولی باید توجه داشت طرحهای صهیونیستی که قبلاً از لحاظ اقتصادی و مالی زیان آوربوده اند، به دلیل جدایی کامل آنها از اعراب و همچنین تکیه بر قوه کار عبری و همچنین بازار عبری بیشترین منفعت و همچنین سود را داشته اند؛ یعنی اینها اهداف حقیقی حکومت صهیونیستی جدایی طلب می باشند!
تیمی بودن یا تعاونی بودن آن اقتصاد تعبیری می باشد از ضرورت شهرک نشینی نظامی -امنیتی، و همچنین نه دیدگاهی انسانی که جامعه را بر فرد و همچنین عدالت فرهنگی و اجتماعی را بر سود مقدم می شمارد.از آن روست که می بینیم تمامی جوامع شهرک نشین، به ویژه اشغالگر آن شکل تیمی درسازمان را در مراحل ابتدایی و اولیه شهرک نشینی اتخاذ می کنند. پیوریتن ها (متعصبان) – شهرک نشینان ابتدایی و اولیه – در ایالات متحده یکی از افراطی ترین ایدئولوژی های سرمایه داری (از لحاظفردگرایی) را دارا بودند با آن حال خود را از لحاظ سیاسی، اقتصادی و همچنین فرهنگی و اجتماعی به شکل تیمی سازماندهی کردند، زیرا و به درستی که جهت رویارویی با ساکنین اصلی چاره ای جز آن کارنداشتند. ساختار تیمی – نظامی (که سوسیالیسم نامیده می می شود) ثابت کرده که بهترین ساختار جهت در برگرفتن مهاجران جدید می باشد.
آن طرح توانایی ساخته یا ایجاد کار و همچنین کارو بار یا کسب و کار یا همان شغل را جهت آنان دارد، زیرا و به درستی که مزرعه های تعاونی و همچنین نهاد های تیمی تمامی زوایای زندگی را فرا می گیرد.همچنین آن نهاد تیمی توانسته بود در کاستن از شدت نزاع های نژادی درون تیم های شهرک نشین نقش مهمی ایفا نماید؛ چرا که هر مهاجری به سازمانی تعاونی می پیوست که ارزشهای تمدنی اش بر آن هم حاکم بود و همچنین همنوعان خودش (رومی، روسی و همچنین لهستانی و همچنین یا…) بر آن هم حکومت می کردند.متولیان نهاد صهیونیسم و همچنین آژانس یهود آن واقعیت و حقیقت را درک کرده اند، و همچنین به خوبی دریافته اندکه تنها راه ممکن جهت اجرای طرح صهیونیستی، صرف چیره شدن بر آن سرزمین نخواهدبود، بلکه اداره آن هم بر یک مبنای تیمی – نظامی نیز مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری می باشد.
آنها بر خلاف رویکردهای ایدئولوژیک آنها که به سرمایه داری لیبرالی و همچنین به اقتصاد آزاد معتقد بود، روند آن نهاد دهی تیمی (تعاونی سوسیالیستی) را پذیرفتند و همچنین از آن هم حمایت نموده و همچنین بدون تردیدو درنگ و همچنین بدون هیچ پایبندی به جوانب اقتصادی یا ایدئولوژی بیرونی، آن هم را مورد حمایت اقتصادی و مالی قرار دادند. آژانس یهود زمین ها را (از حکومت های صاحب قیمومیت یا بعضی فئودال های عرب مقیم خارج از فلسطین و همچنین یا از واسطه ها) به نام «ملت یهود» می خرید و همچنین آن هم را به تعاونی های کارگری اجاره می داد که در آن تعاونی ها اجرت کارگران به مقدار و اندازه و میزان تولید هر تیم (مجموعه داده می شد. سپس نهاد صهیونیسم جهت هر تعاونی مدیری مشخص کردن نمود.
آن روش کشاورزی بسیاری از معظلات و مسائل و مشکلات شهرک نشینی صهیونیست را حل کرد. به عنوان مثال اجتماع شهرک نشین هامی تواند خود را به دو تیم تقسیم کند. یک تیم به زراعت بپردازند و همچنین غیره ای به نگهبانی واخراج اعراب و همچنین ترور آنان اهتمام بگمارد. (کشاورزی صهیونیستی که آن هم را «کشاورزی مسلحانه» می نامیم با نظامی گری صهیونیستی ارتباط کامل دارد؛ به طوری که از یکدیگرجدایی ناپذیرند و همچنین هر دو یک روی سکه عملیات شهرک نشینی و همچنین اشغالگری می باشند. همچنین جنبش صهیونیسم می تواند تمامی آن اجتماع ها را تأمین اقتصادی و مالی نماید، به طوری که تولید کننده نبودن آنان (به دلیل ناآشنایی شهرک نشینان به مسائل کشاورزی) دوباره منجر به بازگشت زمین به دست اعراب نشود.
ولی باید توجه داشت خسارت های کمرشکن شهرک های متضرر توسط نهاد صهیونیسم پرداخت می شد. شهرک های تیمی نیز که افراد آن هم مزد خود را از نهاد صهیونیسم گرفتن می کردند دیگر به کارگران ارزان نرخ اعراب مستلزم و نیاز نداشتند.عنصر «تیمی» و همچنین «امنیتی» به عنوان مهم ترین بنیانهای اقتصاد کارگری در نهاد دهی کیبوتس ها بر اساس اصول شبه نظامی جهت بیگاری شهرک نشین مبارز، نمایان می می شود.
منبع:گفتمان صهیونیستی،پژوهشکده تحقیقات اسلامی

انتهای پیام

تجزیه و همچنین ترکیب بعضی اصطلاحات صهیونیستی در تاریخ نشر یافته شده شده می باشد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn