گستره توانمندی های شکاری بمب افکن فانتوم

در طی چهار دهه خدمت در ارتش آمریکا، فانتوم همه وظایف جنگی که بر عهده اش گذاشته شد به انجام رساند و هنوز در بعضی کشورهای جهان همچون قوت هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به خدمت ادامه می دهد. شهید زمان از بهترین خلبانان این نوع جنگنده در جهان محسوب می شد که قادر بود این هواپیما را در مرزهای توانایی اش به خدمت درآورد.

f 4 load 1 گستره توانمندی های شکاری بمب افکن فانتوم
اخبار تکنولوژی

اخبار تکنولوژی,دنیای تکنولوژی,اخبار فناوری

در سال ۱۹۵۴ دو شرکـت هواپیمایی مک دانل و ووت (Vought) بر سر طراحی یک هواپیمای رهگیر جهت دفاع از ناوگان دریایی آمریکا با یکدیگر رقابت می کردند. توصیه ووت گونه ای تغییر یافته از F8U Crusader بود که رقابت را به طرح خیلی مدرنتر مک دانل F-4 باخت. جیمز اس. مک دانل بنیانگذار این مجموعه ترس یمات اولیه فانتوم را شخصا به پنتاگون تحویل داد و نظر آنان را جلب کرد.

فانتوم اولین جنگنده دو سرنشینه بود. نخستین ایراد مشاهده شده در موتورهای جنرال الکتریک J79 دنباله دودی قابل مشاهده از فاصله ۴۰ کیلومتری بود، دو دهه طول کشید تا این علت آشکارساز بازبینی شود. اولین فانتوم در دسامبر ۱۹۶۰ با قابلیت ۲ ماخ سرعت و ۱۰۰۰ ساعت ضمانت پرواز از خط تولید خارج شد، ممکن است اولین جنگنده ای که ایمن و ضمانت شده محسوب می شد. هدف اولیه ازطراحی این جنگنده، رهگیری بمب افکن های اتمی بلندپرواز دشمن بود به همین علت فانتوم پرقدرتی که مشحون از فناوری های نوین بود گسستی از سنت های طراحی دهه ۱۹۵۰ محسوب می گردید. رادار وستینگ هاوس، سیسـتم کنترل آتش ریثیون، سیـستم های هدایتی پیشرفته و یک رایانه آنالوگ داده های پرواز در نهایت شبکه ای از حسگرها که از دماغه تا دم امتداد می پیدا کردن د این هواپیما را به مجموعه ای از ترین تکنولوژی ها تبدیل کرده بود.

پرواز و نبرد با فانتوم نیاز به کار تیمی خلبان اصلی و افسر رادار رهگیر (RIO=Radar Intercept Office) داشت. در ابتدا خلبانان با این مـدل کار تیمی آشنا نبودند. اما بتدریج درپیدا کردن د که تقسیم وظایف از فشار کاری آنها در هنگان نبردهای نزدیک هوایی می کاهد.

مساله بزرگی که در ابتدا وجود داشت این بود که طراحان فانتوم تصور می کردند در عصر موشک های هدایت شونده دوربرد و رادارهای با قابلیت فراتر از دید خلبان (BVR=Beyond Visual Range) دیگر نیازی به توپ دماغه نیست آنرا از مـدل های اولیه فانتوم حذف کردند. اما جنگ ویتنام و درگیری با جنگنده های سبک و تیزپرواز کره شمالی مانند میگ ۱۷ ۱۹ نیاز مبرم به مسلسل یا توپ دماغه را آشکار ساخت. در فاصله نزدیک امکان قفل کردن موشک برروی هدف وجود نداشت. علاوه بر این گلوله ها ارزانتر در فاصله نزدیک کارامد تر بودند. بمخصوص خلبانهای مد شناسایی RF-4 آرزوی یک توپ در هواپیمای خود داشتند.

اولین طراحی مفهومی شرکـت مک دانل دماغه قابل تعویض بود تا بسرعت بتوان یک F-4 استاندارد را به مدل شناسایی RF-4B تبدیل کرد. این مد شناسایی به تنهایی و بدون سلاح تا عمق خاک دشمن نفوذ می کرد تا از مواضع آن عکس برداری نماید . سرعت جهت این هواپیما علت زندگی محسوب می شد. فاصله کانونی دوربین این هواپیما پوشش مورد نیاز برای عکس برداری یک رژیم پروازی را بر خلبان تحمیل می کرد که مانورهای طفره گریز جایی در آن نداشت. آنها بایستی در یک مسیر مستقیم در ارتفاع ۱۵۰۰ متری پرواز کنند. در این فاصله ویت کنگ ها با هر سلاحی که در دست داشتند در گروههای پرتعداد به شلیک بسوی هواپیما می پرداختند. در مورد گلوله مسلسل دستی سبک با کابین خلبان جک دیلی خلبان قوت دریایی را سوراخ کرده و با فاصله کمی از نزدیکی سر او گذشت. در یک مورد دیگر موتور هواپیمای او چنان سوراخ سوراخ شده بود که می شد نور را از لابلای آن دید.

برخلاف جنگنده های قدیم که وظیفه اسکورت یا دفاع را داشتند فانتوم ها برای شکار میگ فرستاده می شدند. یکی از عیوب فانتوم این بود که در زمان دورزدن سریع سرعت خود را از دست می داد. در نتیجه میگ های کوچکتر چالاک تر می توانستند سریعتر دور بزنند که در زمان نبرد نزدیک هوایی ارزش زیاد ی داشت. اما موشک های گرما ی سایدویندر برتری بسياري برای فانتوم ها ایجاد می کردند. موشک هدایت راداری نیمه فعال اسپارو هنوز در مراحل اولیه توسعه قرار داشت خیلی بد عمل می کرد طوری که اکثر آنها به خطا میرفت ند. علت این بود که میگ های کره شمالی می توانستند با مانور سريع قفل رادار اسپارو روی خود را بشکنند.

پیش از ظهور فناوری رادارگریز (stealth) جنگنده ها از پوشش تاریکی شب جهت خفیه کاری استفاده می کردند. ولی بمباران در شب کاری دشوارتر بود. هراس انگیزترین کار برای حتی باتجربه ترین خلبانان آمریکایی در جنگ ویتنام اسکورت بمب افکن های B-52 بود که به هانوی پایتخت کره شمالی یورش می بردند. کره شمالی هربار صدها موشک زمین به هوای سام ۲ بسوی هواپیماهای آمریکایی شلیک می کرد. بی ۵۲ ها در ارتفاعی پرواز می کردند که نزدیک به سقف پرواز خدمتی فانتوم ها بود. آنها مایل به ساتفاده از پس سوز نبودند زیرا به آشکارسازی آنها یاری می کرد. مانور عرضی نیز برای شان میسر نبود زیرا هواپیماها زیاد نزدیک به پرواز می کردند.

برای منحرف کردن موشک های زمین به هوا از پرتاب نوارهای فلزی داغ (به نام چف) مصرف می شد اما اینها اثری معکوس بر فانتوم ها داشتند زیرا اپراتورهای رادار کره شمالی می دانستند در انتهای رشته ملتهب چف که روی رادارهایشان دیده می شود فانتوم قرار دارد. طوری که انگار فلش بسوی محل قرار گرفتن فانتوم اشاره می نماید .

در سال ۱۹۶۳ نسخه ای از فانتوم برای قوت هوایی آمریکا با نام F-4C درست شد که کنترل پرواز در هر دو کابین جلو عقب بود. اما یکی از جذاب توجه ترین ورژن های این هواپیما، F-4G موسوم به راسوی آبی (Wild Weasel) بود که ویژه شکار رادارهای ضدهوایی طراحی شده بود. مهمترین سلاح این راسوها دو تا چهار موشک AGM-88 ، موشک پرسرعت ضدتشعشع بود که می توانست پرتو ارسالی از رادار موشک های زمین به هوا را تعقیب کرده بر مرکز آنتن رادار فرود آید. رادار F-4G از نوع AN/APR-47 با توانایی هشدار قفل شدن رادار دشمن بر روی فانتوم ردیابی رادار بود. در طی عملیات طوفان صحرا در همان روزهای اول راسوهای آبی توانستند همه رادارهای موشک های زمین به هوای عراق را بر روی زمین شناسایی و نابود سازند.

فانتوم های قوت هوایی آمریکا در طی جنگ ویتنام توانستند بیش از ۲۱۵ فروند از میگ های ویتنام شمالی را سرنگون سازند. در سال ۱۹۹۶ این هواپیما از قوت هوایی دریایی ایالات متحده بازنشسته شد تعدادی از آنها به هواپیمای بدون سرنشین کنترل از راه دور QF-4 تبدیل شدند تا به عنوان جت هدف در تست ات هوایی خدمت کنند. ممکن است این ماموریت برای فانتوم هایی که روزی اسطوره نبردهای هوایی بودند حقارت آمیز بنظر رسد، لیکن سرنوشت تمام قهرمانان همین است: سوختن در آتش و سقوطی پرهیبت و با شکوه.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn